سياسی

اعتماد به كتاب هاي پياده رو

پيادهرو روبروي دانشگاه تهران

پرسه در بساط دستفروشان كتاب


نويسنده: مريم شهبازي
شايد گراني كتاب، سردرگمي مخاطبان براي يافتن كتاب مورد نظر و مميزي هاي سليقه اي از دوره گذشته بر سليقه مخاطبان سطح شهر تاثير گذاشته است. طوري كه خريدن كتاب كهنه و دست دوم پررنگ تر از گذشته ميان مردم رواج دارد.به نظر مي رسد اين روزها برخي از خيابان هاي پايتخت ميزبان موج تازه اي از كتابخواني شده اند. موجي كه هدايت بخش قابل توجهي از آن را دستفروشان كتاب در ميدان و خيابان قديمي انقلاب به دست گرفته اند. در بساط اغلب اين كتابفروشان به اصطلاح سيار كتاب هاي متعددي ديده مي شود. كتاب هايي كه از قضا عنوان هاي مشتركي را هم تشكيل مي دهد. از كتاب هاي چاپ زيرزميني هدايت و معروفي گرفته تا كتاب هاي پژوهشي نظير دو قرن سكوت زرين كوب و مجموعه اشعاري از شاعران ديروز و امروز.
با اين كه خيابان هاي روبه روي دانشگاه از مدت ها قبل كتابفروشي هاي بسياري را در خود جاي داده اند اما به نظر مي رسد در سال هاي اخير توجه بخش اعظمي از خريداران كتاب بويژه در حوزه ادبيات معطوف به دستفروشاني شده كه مهمان پياده روهاي اين خيابان هستند. كتابفروشان مغازه به دوشي كه شايد تعداد كتاب هاي اغلب آن ها حتي به 30 عنوان هم نرسد ولي با اين وجود مشتريان پر و پاقرص خود را دارند.رهگذران اين راسته اغلب مثل هم هستند. از زن گرفته تا مرد، گذشته از اين كه پير باشند يا جوان شتابان به اين مغازه و آن مغازه مي روند. اغلب آن ها پرسان پرسان مي آيند و سراغ از كتابي ناياب مي گيرند. برخي هم ازهمان اول به سراغ فروشنده هايي مي روند كه نه مغازه دارند و نه ويترين هاي آنچناني. ولي در عوض در ميان همان چند كتاب اندكي كه در بساط شان چيده شده گمشده اي كه در هيچ مغازه اي رد پايش ديده نمي شود را مي توان يافت.
از ضلع غربي خيابان انقلاب شروع كردم. بي توجه به مغازه هاي متعددي كه سمت راست خودنمايي مي كنند تمام توجهم به پياده رو و ميزبانان آن معطوف مي شود. كمي بعد از بازارچه كتاب، نخستين دستفروش كتاب ايستاده. چهره اش مردي 45 ساله را معرفي مي كند. در ميان كتاب هايي كه بر سنگفرش پياده رو چيده؛ كتاب هايي خودنمايي مي كنند. كتاب هايي همچون «ناتور دشت»، « چاه بابل»، « هستي و نيستي» و « مجموعه اشعار فروغ فرخزاد».
كتاب هاي متعددي در بساطش ديده مي شد. كتاب هايي كه حدود نيمي از آن ها در كتاب فروشي ها هم فروخته مي شوند. از او كه درباره سن و سال خريداران كتاب هايش مي پرسم مي گويد: « كتاب كه سن و سال سرش نمي شود. از جوان هفده- هجده ساله گرفته تا پيرمرد 70 ساله براي خريد كتاب مراجعه مي كنند. »
شايد در نهايت 30 جلد كتاب در بساط اين كتابفروش به قولي سيار ديده شود. كتاب هايي كه در ميان آن ها نام هاي آشنايي ديده مي شود. نكته قابل توجهي كه هنگام تماشاي بساط دستفروشان كتاب به آن برخواهيم خورد اين است كه در ميان كتاب هاي آن ها هم آثاري از نويسنده هاي امروزي همچون « گابريل گارسيا ماركز» ديده مي شود و هم از قديمي ترهايي مثل « ايرج ميرزا».
اين طور هم نيست كه گمان كنيد فقط كتاب هاي زير زميني يا ناياب در بساط شان پيدا مي شود. با اين حال چندان هم بيراه نيست كه پياده روهاي اين خيابان قديمي را ناصرخسروي كتاب بدانيم. كتاب هايي كه شايد به سختي ردپايي از آن ها در كتابفروشي ها ديده شود ولي در عوض ميزبانان اين پياده روها مي توانند آن ها را در اختيار شما بگذارند. از كتاب هاي چاپ چهل سال پيش گرفته تا كتاب هايي كه به علت مميزي هاي چندين و چند باره ازكتابفروشي ها جمع آوري شده اند.
آن طور كه يكي از دستفروشان مي گفت؛ اين مردان مغازه به دوشي كه از مدت ها قبل خوراك فكري بخش قابل توجهي از افراد اهل مطالعه را تشكيل داده اند براي آن كه كتاب هايشان را در اين خيابان به فروش برسانند بايد روزانه ميانگين 20 تا 40 هزار تومان بپردازند تا كسي كاري به كارشان نداشته باشد. يعني آن طور هم نيست كه بدون هيچ زحمت و دردسري مشغول فروش باشند.به فاصله نه چندان زيادي مرد ديگري کتاب هايش را كف پياده رو پهن كرده. چند نفري مقابل كتاب ها ايستاده اند. اغلب دانشجو هستند و با دقت ميان كتاب ها مشغول جست و جو هستند. درباره كتاب هايي كه معمولاً با بيشترين استقبال روبه رو هستند مي پرسم. از او مي خواهم كه پر فروش هايش را نام ببرد. ولي مرد كتابفروش بدون آن كه به كتاب خاصي اشاره كند؛ مي گويد: « اين طور نيست كه بتوانم به شما بگويم مشتري ها معمولاً سراغ كدام كتاب ها مي آيند! گاهي اوقات پيش مي آيد كه برخي از مراجعه كنندگان سراغ کتابي را مي گيرند. در عوض فرداي همان روز ممكن است حتي يک جلد هم از اين كتاب فروش نرود. حتي تعدادي از مشتري ها هم كه دانشجو هستند بر حسب سفارش استادان شان مراجعه مي كنند. بنابراين طبيعي است كه گاهي موجي براي خريد برخي از كتاب ها راه بيفتد و مدتي بعد كسي حتي سراغي از آن ها را هم نگيرد. جريان دانشگاهي اثر بسياري در فروش آثاري دارد كه يك دفعه مورد توجه خريداران قرار مي گيرند. اين كه استادي به دانشجويانش بگويد كه فلان كتاب را حتماً بايد بخوانيد يا خواندن كتابي را پيشنهاد بدهد اثر بسياري دارد.» دستفروشان بعدي هم عنوان كتاب هايشان فرق چنداني با كتابفروشان قبلي ندارد. اغلب آن ها كتاب هاي مشابهي را در معرض ديد رهگذران گذاشته اند. شايد بتوان اين مشابهت را اين گونه تعبير كرد كه متقاضيان اين كتاب ها بخش قابل توجهي از مخاطبان كتاب هاي ادبيات را تشكيل مي دهند.
مميزي يكي از جدي ترين آسيب هايي به شمار مي آيد كه در چند سال اخير گريبان كتاب و اهالي اش را گرفته است. مشكلي كه در نهايت آسيب آن متوجه خوانندگان كتاب مي شود. البته درچند ماه اخير قول هاي مساعدي مبني بر سپردن مميزي كتاب به اهل فن آن داده شده است. اخباري كه قدري موجب دلگرمي خانواده كتاب و نشر شده اند.
نگاهي به كتاب هايي مي اندازم كه فروشنده ديگري روي مقواهايي بزرگ چيده و مردم را به خريد آن ها دعوت مي كند. بيشتر از پنجاه سال دارد؛ بر خلاف دستفروش قبلي علاوه بر اين كه كتاب مي فروشد كتاب هم مي خواند. بسياري از كتاب هايش نه قيمتي بر پشت جلدشان حك شده و نه شناسنامه اي در صفحه دوم آن ها ديده مي شود. درباره اين كه كتاب هايش را بر چه اساسي قيمت گذاري مي كند؛ مي گويد: « كتاب كه قيمت ندارد! كتاب مثل غذاست. هر كسي بر اساس ذائقه و سليقه فكري اش كتاب ها را انتخاب كرده و مي خرد. شما وقتي خواهان كتابي خاص باشيد؛ هر مبلغي را كه در توانتان باشد براي آن مي پردازيد. كتاب هم يك اثر هنري ست. هنري كه به راحتي نمي توان براي آن قيمت گذاشت.» باز هم كتاب هايي با عنوان هاي تكراري و مشابه! اغلب هم از نويسنده هايي كه آثارشان در چند سال اخير چندان مورد قبول مميزان نبوده است. نكته جالب توجه در ميان كتاب هاي اين فروشنده ها مشابهت در عنوان كتاب هايشان است. گويي كه همه آن ها با هم قرار گذاشته اند كه كتاب هاي مشخصي را به فروش برسانند. شايد هم اين مخاطبان كتاب هستند كه آنان را به سمت عرضه كتاب هاي واحدي هدايت كرده اند! مساله اي كه پاسخ به آن نيازمند تحقيق و بررسي بيشتري است.
با اين كه تعداد قابل توجهي از كتاب هاي دستفروشان، چاپ زيرزميني هستند و قيمتي بر جلد آن ها نخورده اما اغلب ارزان تر از كتاب كتابفروشي ها عرضه مي شوند. حتي با وجود شرايطي كه چند سال اخير براي هزينه هاي انتشار كتاب و در نتيجه افزايش بي رويه قيمت اين كالاي فرهنگي رقم زد؛ باز هم آثار عرضه شده از سوي دستفروشان قيمت بسيار مناسب تري دارد. تا جايي كه به عنوان مثال «شوهر آهو خانم» علي محمد افغاني كه در كتاب فروشي ها در حدود 30 هزار تومان فروخته مي شود از سوي دستفروشان با مبلغ 14 الي 17 هزار تومان عرضه مي شود. شازده كوچولو هم كتاب ديگري است كه در بساط اين فروشندگان سيار به بهاي 4 هزار تومان عرضه مي شود و از سوي كتاب فروشي ها تا 15 هزار تومان هم به فروش مي رسد. البته از حق كه نگذريم كيفيت چاپ اين كتاب ها هم گاه با يكديگر تفاوت هايي دارد. با اين وجود اين مساله را هم شايد بتوان يكي از دلايل توجه خريداران كتاب به آثار عرضه شده از سوي دستفروشان كتاب دانست.در ميان كتاب هاي دستفروش بعدي هم كتاب هايي مشابه ديگر همكارانش ديده مي شود. نوشته هايي كه به نوعي بخش قابل توجهي از خوراك فكري كشور را تشكيل مي دهند. بخشي كه متوليان فرهنگ از آن غافل شده اند و حالااز كانال هاي غير رسمي به مخاطبان عرضه مي شوند.
همين طور كه با مرد دستفروش مشغول گفت و گو هستم متوجه افرادي مي شوم كه به قصد خريد به تماشاي كتاب هاي او پرداخته اند. اغلب جوان هستند و آن طور كه از صحبت هايشان مشخص است اغلب از قشر تحصيلكرده. از علي محمدي كه دبير دبيرستان است و 38 سال دارد مي پرسم چرا خريد از دستفروشان كتاب را به كتابفروشي ها ترجيح مي دهد كه در پاسخ مي گويد: « چند سالي مي شود كه كتاب هاي مورد نيازم را از اين دستفروشان مي خرم. شايد كيفيت چاپ كتاب هايشان پايين تر از آثار مغازه ها باشد ولي حداقل خيالم راحت است كه نسخه اصلي آن ها را خريداري مي كنم.»
حول و حوش خيابان دوازده فروردين هم يكي ديگر از اين فروشنده ها در حال عرضه كتاب هايش است. سن و سال چنداني ندارد. از كتاب هاي پر فروشش كه مي پرسم مي گويد:
« معمولاً به دنبال كتاب هاي هدايت مي آيند ولي در كل حساب و كتاب ندارد. آن طور نيست كه بتوان گفت فلان كتاب خواهان بسياري دارد. »
هنوزم حرفش به پايان نرسيده كه مردي در حدود 60 ساله سوالي مي پرسد. كتابي قديمي را مي خواهد. كتابي كه در ميان كتاب هاي اين فروشنده جوان نيست؛ اما به او قول مي دهد در صورتي كه قصد خريدش حتمي باشد تا چند روز آينده آن را تهيه كند. فروشنده بعدي موهاي به نسبت بلندي دارد كه پشت سرش جمع كرده. كلاه كجي هم بر سر گذاشته. با ژست روشنفكرانه اي كه به خود گرفته ناخودآگاه به تو تلقين مي كند كه خودش هم اهل مطالعه است. مشغول چسباندن مجدد برگه هاي تبليغي رها شده از ديواري است كه به خودش تعلق ندارد. مي گويد: « دو قرن سكوت، حاجي بابا اصفهاني، خاطرات حاج سياح و كيمياگر چند كتاب از پر فروش ترين كتاب هايم هستند. معمولاً كتاب هايي كه تازه وارد بازار مي شوند با استقبال بهتري هم روبه رو مي شوند. مخصوصاً كه كتاب هاي دستفروشان در مقايسه با كتاب فروشي ها با قيمت بهتري عرضه مي شوند. از طرفي كتاب هاي فارسي زباني كه آن سوي مرزها و بدون مجوز ارشاد منتشر مي شوند هم مخاطبان بسياري دارند.»اگر يك روز وقت بگذاريد؛ به اين خيابان پر هياهو برويد و حواستان متوجه متقاضيان اين دستفروشان باشيد مشاهدات جالبي خواهيد داشت. با اين كه در ميان خريداران اين كتابفروشان افراد مختلفي ديده مي شوند اما اغلب از ميان اقشار تحصيل كرده هستند. حال شايد بد نباشد كه متوليان فرهنگي به دنبال پاسخ به اين سوال باشند كه چرا بخش قابل توجهي از مخاطبان كتاب، خريد از كانال هاي غير رسمي را به كتاب فروشي ها ترجيح مي دهند و خوراك فكري آن ها از اين طريق فراهم مي شود!

 

روزنامه ايران