تاریخی

بمناسبت درگذشت رفیق میشا ، به یاد میخائیل تیموفیوویچ کالاشنیکوف، طراح و مخترع بزرگ اسلحه کالاشنیکوف اتحاد شوروی

بمناسبت درگذشت رفیق میشا

به یاد میخائیل تیموفیوویچ کالاشنیکوف، طراح و مخترع بزرگ اسلحه کالاشنیکوف اتحاد شوروی

ا. م. شیری

۵ دیجدی ۱۳۹۲

خبر درگذشت طراح و مخترع پرآوازه ترین اسلحه جهانکالاشنیکوفمیخائیل تیموفیوویچ کالاشنیکوف را همه رسانه های بین المللی انتشار دادند.

او در تاریخ «۱۰ نوامبر سال ۱۹۱۹ دیده بر جهان گشود» و در ۲۳ دسامبر سال ۲۰۱۳، در نود و پنجمین سال عمر پر بار خود برای همیشه چشم از جهان فروبست. میخائیل کالاشنیکوف، عضو برجسته حزب کمونیست اتحاد شوروی از سال ۱۹۵۳، نماینده شورایعالی کشور و دو بار قهرمان کار سوسیالیستی و قهرمان روسیه بود و دارنده نشانها و مدالهای افتخار متعدد، از جمله مدال لنین، استالین و انقلاب اکتبر. با این وجود، میخائیل کالاشنیکوف همه عمر طولانی و پر ثمرش را ساده زیست و ساده مرد. او یک کمونیست بود و کمونیست مرد. با اینکه رفیق میشا یک نابغه بود و سلاحی طراحی کرد که تاکنون بیش از یک صد میلیون قبضه از آن تولید شده، ولی نبوغ خود را نه به پول فروخت و نه آن را در جهت اهداف و منافع شخصی بکار گرفت. برای بازماندگانش نه حسابهای میلیونی در بانکهای امپریالیستی به ارث گذاشت و نه املاک و مستغلات غصبی. رفیق میشا می گوید: «ما مخترعان اسلحه اتحاد شوروی در خدمت میهن بودیم. ما را چنین تربیت کردند. به همین دلیل هم، هیچ کس بفکر حق ثبت اختراع نبود».او در مصاحبه دیگری تأکید می کند: «من، از سال ۱۹۵۳ عضو حزب کمونیست اتحاد شوروی هستم. من، هفدهمین فرزند یک خانواده دهقانی، در کشور زیر رهبری کمونیستها، موفق شدم به جایگاه طراح اسلحه، به اوج مهارت حرفه ای برسم. تحت رهبری حزب کمونیست نسل من در جنگ کبیر میهنی پیروز شد، دروازه کهکشان را به روی بشر گشود، بهترین نمونه های فن آوری جهان را ایجاد کرد. ما هنوز هم بحساب این میراثهای عظیم اتحاد شوروی به حیات خود ادامه می دهیم. امروز هم کمونیستهای روسیه، نیروهای خلاقی هستند، که برای احیای سوسیالیسم مبارزه می کنند. من به کار کمونیستها اطمینان دارم».

رفیق میشا یک کارگر، یک شهروند و یک سپهبد اتحاد شوروی بود و یک انترناسیونالیست بمعنی واقعی کلمه. بسیار گمان که همین تعلق او به پرولتاریای جهانی بود که نبوغ او را برای طراحی و ساخت یک اسلحه بین المللی شکوفان ساخت.

ایده ساخت چنین اسلحه جهانی در روی تخت بیمارستان به ذهن میشا راه یافت. او آنوقتها، سرباز جنگ کبیر میهنی، ستوان یکم و فرمانده تانک بود و پس از آن که به تیر فاشیسم بشدت مجروح گردید و به بیمارستان انتقال یافت، اندیشه دفاع از خلقهای زحمتکش میهن، این خلقهای رها شده از قید و بند استثمار، دفاع از آزادی و عدالت اجتماعی، از استقلال و تمامیت کشور کثیر الملله شوراها، آرام و قرار او را حتی در روی تخت بیمارستان هم ربوده بود.

به همین سبب، میشا پس از بهبودی و مرخصی از بیمارستان ایده خود را پی گرفت و در نهایت به خواسته خود دست یافت. او سلاحی ساخت برای دفاع از انسان و آزادی او؛ برای دفاع از امنیت و استقلال کشور و نگهبانی از مرزهای آن. در این باره خود میشا چنین می گوید: «من این تفنگ را نه برای کشتن انسان، بلکه، برای دفاع از میهن ساختم. اغلب از من سؤال می کنند: در حالیکه با اسحله ساخت شما این همه آدم کشته می شود، چگونه راحت می خوابید؟ اما من پاسخ می دهم: خیلی راحت. خوش می خوابم. بگذار آنهائی که جنگ راه می اندازند، آشفته بخوابند».

براستی هم، اسلحه ساخت میخائیل کالاشنیکوف، سلاح دفاع از آزادی و استقلال بود. اسلحه دست چریکها، پارتیزانها و مبارزان ضد استعماری و آزادیعخواهی بود و ضد سلطه طلبی. آفریقای سیاه، قاره بکلی مستعمره، آفریقای بردگان، قاره اغنیای گرسنه را ببینید! آزادی آن، حتی آزادی نیم بند آن، با اسلحه کالاشنیکوف متحقق شد. بکمک اسلحه کالاشنیکوف بود که بخشی از آمریکای لاتین، این حیاط خلوت امپریالیسم جهانی بفرماندهی امپریالیسم آمریکا به استقلال خود دست یافت و بخشی دیگر نیز برای کسب استقلال و آزاد خود با همان سلاح می رزمد. نه تنها در آفریقا و آمریکای لاتین، بلکه در هر جای جهان، در کره، ویتنام، لائوس و هر کشور دیگر که آتش جنگ بین استعمار با استقلال شعله کشید، این آزادیخواهان بودند که با اسلحه کالاشنیکوف به دفاع از آزادی میهن و مردم خویش برخاستند.

در میهن ما ایران نیز اسلحه کلاشنیکوف بود که با نفیر خود در بهمن سرد سال ۱۳۴۹ در سیاهکل تولد سازمان چریکهای فدائی خلق ایران را اعلام کرد، سکوت قبرستانی «جزیره ثبات» را در هم شکست، خواب رژیم دست نشانده پادشاهی ایران و اربابانش را برآشفت و لرزه بر ارکان قدرتش افکند.

واقعا هم، در طول بیش از شش دهه اخیر در هر نقطه ای از جهان که استعمارگران و قاتلان استقلال، آزادی و امنیت کشورها و خلقهای آنها، یغماگران ثروتهایشان به جنگ و تجاوز دست زدند، درست همانجا نیز کالاشنیکوف بصدا در آمد و بمقابله برخاست.

پر طنین باد صدای «کلاشنیکوف»، صدای آزادی و عدالتخواهی!

جاوید باد یاد و نام رفیق میخائیل کالاشنیکوف!

 

سرچشمه قسمتهای داخل «» در متن این مختصر :

http://sovross.ru/modules.php?name=News&file=article&sid=595646

 Photo Reuters

۱ دیدگاه

  1. شعله says

    من اجازه میخواهم شاهدی از دیدگاه سپیده درج شده در مقاله «چقدر کلمات معصومند» را اینجا نقل نمایم.

    حتی کلاشنینکفی که هنوز اسراییلی ها میسازند، ساخت کشور شوراهابود و برای پارتیزانان هنوز هم که هنوز است غیر قابل اجتناب است. قدر این اسلحه را پارتیزانهای شفق سرخ، همانند گروه هایی که اکنون از اعدامهای «انقلابی» خود فاصله میگیرند، میدانستند.
    هنوز هم که هنوز است اگر روزی بعنوان سرباز انقلاب دوباره تجهیز شوم، میان تمام تجهیزات همان کلاشنیکف را انتخاب مینمایم.
    بطوریکه آقای شیری عزیز و پرکار و زحمتکش ما همیشه با روشنگری هایش مارا غافلگیر میکند و تازه بعدی در راه است، کمک کرد، تا نــــتنها از کلاشنیکف بعنوان اسلحه استفاده کنم، بلکه از نام، هدف و رفتارش سازنده اش هم در آینده استفاده کرده و بر سرنیمه ترتسکیست ها و نیمه رویزیونیستهای «لسوردویی» که هیچگونه پرنسیبی را مانند خود ترتسکی حفظ نمیکردند و هر چند روزی در فراکسیون جدیدی قرار میگرفتند(خرده بورژوازی حرص و طمعش پایانی ندارد)، بکوبم.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.