سياسی

انواع نژادپرستي در دنيا جريان دارد

انواع نژادپرستي در دنيا جريان دارد

انديشه «ماندلا» در گفت وگوي «شرق» با پروفسور «استفان برلينگ» استاد روابط بين الملل دانشگاه «رگنزبورگ» آلمان:

 

نويسنده: اصغر زارع كهنمويي
اشاره: مرگ «ماندلا» فرصتي براي ما ايراني ها بود که درباره «وضعيت تبعيض» انديشه کنيم. دوست داشتن ماندلا، گوارا و شيرين است اما اگر او را بشناسيم، اين دوست داشتن، آنقدرها هم آسان نخواهد بود. ماندلاچگونه ماندلاشد؟ ما چرا ماندلارا دوست داريم و چقدر او را مي شناسيم؟ جهان چه نيازي به ماندلاداشت؟ آنچه درپي مي آيد، گفت وگوي مکتوب «شرق» با پروفسور استفان برلينگ، استاد روابط بين الملل دانشگاه رگنسبورگ آلمان است. او که به تازگي از نگارش زندگينامه متفاوتي از نلسون ماندلافارغ شده، در پاسخ به سوالات ما از شخصيت و انديشه ماندلامي گويد.
ماندلارا بايد محصول کدام مشرب فکري دانست؟ ماندلادر چه بستري رشد کرد و چگونه ماندلاشد؟ به ويژه ماندلا، عقايد ضدنژادپرستي خود را مرهون چه چيزي است؟
ماندلابه عنوان يک ناسيوناليست سياهپوست قيام کرد اما خيلي زود نگرش خود را عوض کرد و در همکاري با سازمان ها و تشکيلات سفيد و هندي، از آنها حمايت کرد. عامل تحريک برانگيز براي او تجربه اش در دانشگاه ويت واترزلند بود؛ جايي که او در آن، در سال 1940 حقوق خواند و به ارتباط با مردم ساير نژادها و افراد روي آورد. همچنين يک يهودي سفيدپوست، ديگر عامل موثر در زندگي ماندلابود؛ کسي که اولين شغل را به او داد.

 

نلسون ماندلا، بيش از هر چيز، قهرمان مبارزه با آپارتايد است. ماندلابا نوع کلاسيک آپارتايد مبارزه مي کرد. آيا در دنياي معاصر، اين مدل کلاسيک آپارتايد از بين رفته يا هنوز ديده مي شود؟
ممکن است ديگر آپارتايدي بر اساس رنگ پوست وجود نداشته باشد همچنان که در آفريقاي جنوبي از سال هاي 1948 تا 1990 بود، اما همچنان انواع نژادپرستي در همه جاي دنيا جريان دارد.

 

برخي مي گويند گونه هاي مدرن تر آپارتايد از جمله آپارتايد فرهنگي جاي آپارتايد کلاسيک را گرفته اند. در يک جمع بندي کلي، وضعيت جهان ما در حوزه آپارتايد چگونه است؟ آيا شما به نئوآپارتايد معتقد هستيد؟ وجوه آن چيست؟
بله. براي مثال، آپارتايد مذهبي وجود دارد. وضعيت شيعيان در عربستان، قبطي ها در مصر و مسلمانان در برمه، نوعي از آپارتايد مذهبي به شمار مي روند. همچنين آپارتايد جنسي نيز رواج دارد به عنوان مثال وضعيت زنان در بسياري از کشورهاي عربي، تبعيض آميز است.

 

ماندلابراي مبارزه با آپارتايد، به مبارزه مسلحانه، خرابکاري و ترور روي آورد. از منظر فلسفه اخلاق، اين رويکرد، قابل توجيه است؟ آيا خشونت در برابر آپارتايد توجيه مي شود؟
بستگي دارد. خشونت تنها زماني توجيه پذير است که يک انسان راه ديگري براي دفاع از خود نداشته باشد يا براي کمک به فرد ضعيف و بي گناهي که توسط نيروي قاهره تهديد شده است. به نظر من، رويکرد ماندلابه خرابکاري و فعاليت هاي چريکي، قابل درک است ولي از لحاظ اخلاقي توجيه پذير نيست.

 

اگر خشونت ماندلادر برابر آپارتايد توجيه دارد، پس مي توان خشونت خيلي ها را نيز حتي خشونت بوش، بن لادن و… را توجيه کرد چون آنها هم با شعارهاي قشنگي، قدم در خشونت مي گذارند.
به نظر بنده جنگ عدالت طلبانه وجود دارد. اما يکي بايد آن را موشکافانه توضيح دهد. دفاع از خود، يک شرط اين جنگ و حقوق بين الملل و بي فايده بودن تمام ابزارهاي صلح شرط دوم آن است. شرط سوم اين جنگ، تناسب و شرط چهارم نيز عدالت است. با اين حال، تحت هيچ شرايطي حمله به افراد غيرنظامي قابل تحمل نيست. تروريسم و ايجاد جو وحشت و نگراني در ميان غيرنظاميان به هيچ عنوان پذيرفتني نيست.

 

آيا در مبارزه با آپارتايد مدرن، رويکرد مسلحانه ماندلا، توصيه مي شود؟
فقط و فقط زماني توصيه مي شود که مورد حمله فيزيکي قرار گرفتيد و الاهرگز نبايد به خشونت متوسل شد. انواع ديگري از روش هاي مبارزه وجود دارد که در آن خشونت به عنوان يک رويکرد مبارزاتي، نفي مي شود.

 

جهان ما نسبت به دوران آپارتايد آفريقاي جنوبي، چقدر تغيير کرده است؟ انسان امروزي اين کره خاکي، چقدر از نژادپرستي و آپارتايد فاصله گرفته و چقدر هنوز درگير چنين مساله اي است؟
نشانه هاي دلگرم کننده اي وجود دارند. شما نگاه کنيد به توانمندشدن زنان، پذيرش نگاه هاي متنوع به مسايل جنسي و کم شدن نقش کليسا در بسياري از جوامع غربي؛ اينها نشانه هاي پيشرفت هستند. يا به انقلاب شوروي در اواخر دهه80 و اوايل دهه90 و همچنين به جوانان معترض در جهان عرب و روسيه نگاه کنيد. اينها همه نشانه هاي وجود تبعيض و البته مقابله با آن هستند.

 

حيات و انديشه ماندلا، چه پيامي براي انديشه هاي نژادپرستانه حاکم در جهان فعلي دارد؟ چه کار کنيم که اين پيام بر مغز آنها بنشيند و بر آنها تاثير بگذارد؟
هر فردي را بر اساس ويژگي هاي شخصيتي او مورد قضاوت قرار دهيد نه بر اساس رنگ پوست، مو، چشم، مذهب يا وضعيت جنسي او. اين عقيده ليبرال هاي نخستيني چون جان استوارت ميل و آدام اسميت است.

 

ماندلامسلح به زندان رفت و بعد از 27سال، صلح طلب از زندان بيرون آمد. دليل اين تغيير اساسي، چه بود؟ زندان طولاني و دوري از اجتماع، مطالعات درون زندان يا تغيير جهان؟
در طول اقامتش در زندان، بي توجهي او به رنگ و نژاد برجسته تر شد. او زبان آفريکن (زبان هلندي هاي استعمارگر آفريقاي جنوبي) را آموخت. تاريخ بوئرها (مهاجران و استعمارگران هلندي آفريقاي جنوبي) را مطالعه کرد و ساعت ها با نگهبان سفيدپوست خود بحث و تبادل نظر کرد.

 

زماني، جهان ماندلارا تروريست خطاب مي کرد همان طور که ديک چني چنين کرد و زماني ديگر به او جايزه نوبل داد. چرا ديدگاه جهان اينقدر نسبت به يک فرد تغيير مي کند؟ آيا جهان، خشونت او را براي مبارزه با آپارتايد بخشيده است؟
ماندلامبرا از اشتباه نبود و خطاهايي داشت اما او از اشتباهات خود درس مي گرفت و در يک برهه بحراني در تاريخ آفريقاي جنوبي و تاريخ جهان (بعد از آزادي اش از زندان در سال 1990) تصميم درست را برگزيد. او به دفاع از صلح و مبارزه با انتقام برخاست. همچنين برخي از دولت هاي غربي بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، ديگر نيازي به حمايت از رژيم آپارتايد در آفريقاي جنوبي نداشتند بنابراين به حمايت از نيروهاي جديد در آفريقاي جنوبي پرداختند. اين تحليل خود ماندلااست. البته اين سخن، کمي بدبينانه است اما نشان مي دهد که گاهي سياست چقدر موثر بازي مي کند به طوري که در پايان روز، هر دو طرف سود مي برند.

 

ماندلادر مرحله اي از مبارزه به مذاکرات سازش با رژيم آپارتايد روي آورد. اين مذاکرات، محصول چه روندي بود؟ چگونه ماندلااز مبارزه به مذاکره رسيد؟
ماندلاهميشه يک پراگماتيست بود. او به حمايت از هرکسي که مي توانست برمي آمد. در مقايسه با انقلابيون حرفه اي و طرفداران ايدئولوژيک، او تنها به برانداختن آپارتايد فکر مي کرد. در دهه 80، او هنوز در زندان بود که رژيم آپارتايد به گفت وگو با او اظهار تمايل کرد و البته او نيز فرصت را غنيمت شمرد و گفت وگو را به رسميت شناخت. او خشونت را در اواخر دهه50 به عنوان يک ابزار به دست گرفت. بنابراين هيچ مشکلي براي تغيير مسيرش به سمت ابزارهاي صلح نداشت.

 

ماندلادر برخورد با غرب بسيار راديکال عمل مي کرد. او زماني ديک چني را دايناسور خواند و زماني ديگر، جورج بوش را به نژادپرستي در برابر کوفي عنان متهم کرد. رابطه ماندلابا غرب چرا اينقدر راديکال بود؟ آيا اين رفتار، در تضاد با انديشه صلح جويانه او نيست؟
او يک الهه سکولار نبود آنطور که ما دوست داريم ببينيم. او گاهي با خشونت و غضب رفتار مي کرد و گاهي احساس شديدي نسبت به وفاداري نشان مي داد همانند زماني که برترين مدال آفريقاي جنوبي را به معمر قذافي اعطا کرد. اما در کل، بسيار منظم، خويشتندار، باهوش و شوخ طبع بود.

 

آيا ماندلادر دوران قدرت نيز ماندلاي صلح طلب ماند؟ پرونده او را در مقابله با تبعيض نژادي و دادگاه هاي مربوطه چگونه ارزيابي مي کنيد؟
سياست مصالحه باارزش ترين ميراث او است. او حتي با بيوه هندريک فرنچ وئرورد (نخست وزير رژيم آپارتايد) که انديشه نژادپرستي را در آفريقاي جنوبي نهادينه و نظام آپارتايد را تکميل کرده بود نيز چايي مي خورد و با او مصالحه مي کرد.

 

به نظر مي رسد جهان ما به بت سازي مبتلاشده است. آيا از ماندلانيز بت ساخته ايم يا ماندلاواقعا ماندلايي است که جهان مي پرستد؟
ماندلاکاملابا اين مساله مخالف بود. او در زندان نوشت که مردم مي خواهند او را به عنوان الهه سکولار معرفي کنند اما او از اين تفکرات نفرت داشت. بت سازي هميشه بد است. اما شخصيت سازي و احترام به شخصيت هاي والا، دروني ترين ويژگي و خصيصه بشري است. اگر من مجبور باشم کسي را به عنوان بت انتخاب کنم، از ميان بسياري از شخصيت هاي مطرح قرن بيستم، ماندلايا گاندي يا مارتين لوترکينگ را ترجيح مي دهم.

 

راه ماندلاچقدر توصيه مي شود؟ ماندلابودن چقدر مفيد است؟ آيا ماندلابه اندازه شهرت خود، در روند صلح جهاني موثر است؟
او بعد از کناره گيري از قدرت، به صورت خستگي ناپذيري براي فقرا و بيماران ايدزي و همچنين به عنوان حافظ صلح در کنگو کار کرد. او يکي از بزرگ ترين شخصيت هاي نقش آفرين در دنياي کنوني ماست و به عنوان يک شخصيت بزرگ براي تمام دوران باقي خواهد ماند.

 

روزنامه شرق