سياسی

کارگران و حوادث کار: آتش سوزی در کارخانه سيمان دشتستان

شیده رخ فروزhawadeskar

منتشر شده در خیزش شماره ۲۸

باز هم کارگران در محیط کار دچار حادثه گردیدند.7 کارگر کارخانه تولید سیمان دشتستان در منطقه برازجان استان بوشهر (کیلومتر هفت جاده برازجان – شیراز) که مشغول تخلیه مواد مازاد در دستگاه گریت کولر(دستگاه خنک کننده مواد) در کوره بودند، به دلیل پس زدن مشعل کوره بر اثر فوران و پاشیدن مواد مذاب دچار سوختگی شدید شدند. در این آتش سوزی که منجر به سوختگی با درصد بالا گردید، پس از اطفاء حریق این کارگران به بیمارستان برازجان منتقل شدند اما سه تن از آنان به علت شدت سوختگی به مرکز سوختگی گناوه انتقال یافتند.

با آنکه سالهاست زنگ خطر آمار فزایندۀ حوادث کار زیر گوش کارفرمایان دولتی و خصوصی و مسئولان ذی ربط به صدا درآمده، نسبت به حفظ امنیت جان کارگران در محیط کار، ذره ای به وظایف قانونی خود و پیشگیری از فجایع کار عمل ننموده اند. بارها کارگران نسبت به خطر وقوع حادثه و عدم رعایت ایمنی محیط کار (حوادث در معادن) حتی کتباً هشدار داده اند اما نه تنها گوش شنوایی در کار نبوده، بلکه حتی پس از رخ دادن حادثه، کارگران حادثه دیده قربانی اهمال کاری سودجویان سرمایه دار گردیده و پرونده حادثه به فراموشی عمدی سپرده شده است. در این گونه حوادث نه تنها مسئولان و مسببین شناخته و مجازات نمی گردند، بلکه بی مبالاتی و قصور کارگر پیش پا افتاده ترین علت، برای گریز از عواقب حوادث ذکر می شود. حوادث پی در پی در فواصل زمانی کوتاه در بزرگترین مراکز صنعتی مانند پروژه های پارس جنوبی، صنایع پتروشیمی، خطوط لوله های گاز و نفت، پالایشگاه ها، صنعت ساختمان سازی (ریزش بر اثر گودبرداری های غیر اصولی، سقوط و گازگرفتگی در چاه، سقوط داربست کاران…) گرفته تا در کارگاه ها و مراکز کوچکتر، که منجر به مصدومیت شدید، نقص دائمی اعضای بدن و مرگ می گردد، محیط کار را به قتلگاه کارگران تبدیل نموده است. یکی از راه های سودجویی سرمایه داران و کارفرمایان صرفه جویی در هزینه های تولید، از جمله فراهم نکردن امکانات و تجهیزات ایمنی در محیط کار و قرار ندادن آنها در دسترس کارگران است. این صرفه جویی حتی شامل ابتدایی ترین امکانات مانند لباس، دستکش، کلاه کار و غیره می شود. از سوی دیگر شدت آهنگ کار و تولید بیشتر در زمان کمتر، ساعات کار طولانی، خستگی کار کردن حتی در 2 شیفت، کار سنگین بویژه در شیفت شب، کار با دستگاه و وسایل دارای نقص فنی (که نیاز به خارج کردن از خط تولید و انجام تعمیر دارند) و … کارگران را در شرایط طاقت فرسایی قرار می دهد که هر لحظه خطر رخ دادن حادثه ای ناگوار، به آسانی در کمین جانشان است. این وضعیت در مراکزی که در نقاط دورافتاده و خارج از شهر واقع شده و معمولاً سرکشی و بازرسی در آنها صورت نمی گیرد، در ابعاد فاجعه بارتری رخ می دهد و اغلب حتی بر روی این حوادث سرپوش گذاشته می شود. حین حوادث کار، نجات، کمک رسانی، عملیات انتقال و درمان مجروحین با ضعیف ترین و کمترین امکانات و اتلاف زمان که از قبل هیچ گونه تدبیری برای آن مهیا نشده است، بر عمق فاجعه می افزاید چرا که کارگران موقعیتی بیش از یک نیروی کار (کالا) مزدبگیر، که یک نیروی کار دیگر از خیل انبوه بیکاران جای خالی نفر قبل را خواهد گرفت، ندارند و در غیاب هرگونه تشکل مستقل پشتیبان آنان که با قاطعیت از حقوق و قوانین پایمال شده و دستاوردهای مبارزات کارگران دفاع و صیانت کند، سرمایه داران و کارفرمایان تنها به اضافه ارزشی که این کالایشان، یعنی نیروی کار، می آفریند، می اندیشند.

سوختن 7 کارگر کارخانه سیمان دشتستان سوختن 7 خانوار کارگری با تک تک اعضای آن در آتش  سودورزانۀ سرمایه داران حاکم است. بار دیگر شعله های این آتش از کدام مرکز کار زبانه خواهد کشید و چه تعداد کارگر را قربانی خواهد ساخت؟!