سياسی

سلامت به شرط چاقو

سلامت به شرط چاقو
زيرميزي گرفتن برخي از جراحان آنقدر بيخ پيدا كرده كه «مسعود پزشكيان» بهارستان‌نشين آذري از آن به «عنوان» روميزي ياد مي‌كند. پزشكاني كه آمارها نشان مي‌دهد برخي از آن‌ها در يك روز نزديك به 10 عمل جراحي به نام‌شان ثبت مي‌شود. عمل‌ها و جراحي‌هايي كه به گفته «محمد شريفي مقدم» دبيركل خانه پرستار گاهي اوقات حتي پزشكی جراح در آن‌ها حضور ندارد، اما مهرش در دست رزيدنت‌ها و دانشجويان پزشكي در اتاق عمل مي‌چرخد تا جراحی به نام‌شان ثبت و پولش به حساب شان واريز شود. متخصصاني كه وجودشان به تازگي به اعتراض «دكتر داريوش طاهرخاني» عضو شوراي عالي نظام پزشكي هم منجر شده است. او از وزارت ‌بهداشت مي‌خواهد نام آن‌ها را اعلام كند تا اعتماد مردم به پزشكان مخدوش نشود. «سيدحسن هاشمي» وزير بهداشت دولت روحاني هم اعتقاد دارد كه زيرميزي گرفتن عده قليلي از پزشكان باعث شده تا به كل جامعه پزشكي نگاه مثبتي وجود نداشته باشد. هاشمي گرفتن زيرميزي توسط برخي از پزشكان را ظلم مضاعف به مردمي مي‌داند كه بخش بسيار زيادي از هزينه‌هاي درمان را از جيب مي‌پردازند. بخش 70 درصدي كه بسيار فراتر از 30 درصد سهمي است كه قانون برعهده بيمار گذاشته است. وزير از جامعه پزشكي درخواست مي‌كند با تعامل خوب و مناسب با سازمان نظام پزشكي و معاونت درمان وزارت بهداشت و ارائه راه‌حل‌هاي اساسي و نه راه‌حل‌هاي مقطعي در حل اين مشكل كمك كنند، دردي كه به بيماري حاد نظام سلامت كشور تبديل شده و تيغ كند جراحي‌هاي انجام گرفته روي آن تاكنون نتوانسته به درمان آن منجر شود.

سال گذشته بود كه «سليمان عباسي» سخنگوي كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي اولتيماتوم داد كه حتي با دانه‌درشت‌هايي كه زيرميزي مي‌گيرند، برخورد مي‌شود اما نه تنها برخوردها به جايي نرسيد كه برخي از پزشكان و جراحان گرفتن زیرمیزی را حق خود مي‌دانند و آن را ماحصل ناعادلانه بودن سرانه پزشكي مي‌دانند.
دكتر ايرج فاضل رئيس جامعه پزشكان هم مي‌گويد: «اولين پيامد نامتعارف و غيرواقعي بودن تعرفه‌ها، ترويج پديده «زيرميزي» است، در حالي كه معتقديم زيرميزي بايد به «رو ميزي» تبديل شود زيرا وقتي نرخ‌ها غيرواقعي هستند صاحب آن حرفه حق دارد از خودش دفاع كند.» او درحالي اعتقاد دارد كه زيرميزي بايد به روميزي تبديل شود؛چون پزشك نمي‌تواند حق خود را ايفا كند كه مسعود پزشكيان نماينده مجلس سال 84 در كسوت وزير بهداشت از تبديل زيرميزي به رو‌ميزي خبر داده بود. حقي كه بيش از هرچيزي از جيب سوراخ بيماري برداشته مي‌شود كه هم اينك برخلاف قانون توسعه پنجم بيش از دوبرابر سهم خود از هزينه درمان را پرداخت مي‌كند. محمد شريفي‌مقدم هم نكته ديگري را يادآوري مي‌كند.
او مي‌گويد: مگر يك جراح فكر مي‌كند بايد چقدر در ماه بگيرد كه عدالت در حق او رعايت شود؟ آيا براي مثال يك جراح قلب وقتي براي يك عمل جراحي چيزي بين 30 تا 40 ميليون تومان در ماه مي‌گيرد بازهم بايد به دنبال رعايت عدالت باشد؟ در سوي ديگر ماجرا فاضل رئيس جامعه پزشكان می‌گوید كه تعرفه‌هاي پزشكان در فقيرترين كشورهاي همسايه 4 برابر ايران است.
او اعتقاد دارد كه اين موضوع باعث شده تا در حق جامعه جراحان كشور اجحاف شود و جراحان با رقم‌هاي نازل و كمتر از دستمزد يك تعميركار به وظيفه خودشان عمل كنند. بنابراين همين كه پاي بيمار به بيمارستان خصوصي مي‌رسد، جراح مبلغي بيشتر از آنچه‌ از تعرفه‌ها به او مي‌رسد را از بيمار طلب مي‌كند.
كاسباني در لباس پزشك
داريوش طاهرخاني عضو نظام پزشكي كشور هم در آسيب‌شناسي پديده «زيرميزي»، معدود تخلفات صورت گرفته در جامعه پزشكي را به افرادي نسبت مي‌دهد كه در لباس پزشك درآمده و خود را وارد جامعه پزشكي كرده‌اند تا تخلفات خود را در پشت چهره پاك جامعه پزشكي پنهان كنند. او تأكيد مي‌كند كه آحاد جامعه پزشكي افراد متخلفي نيستند، پزشكاني هستند كه بابت ارائه خدمات نه تنها از بيماران نيازمند، وجهي دريافت نمي‌كنند بلكه تا حد امكان هزينه‌هاي دارو و ادامه درمان بيماران‌شان را نيز متقبل مي‌شوند. طاهرخانی البته به نحوه پرداختن به پديده «زيرميزي» از سوي برخي مسئولان و انعكاس آن در رسانه‌ها هم اعتراض دارد و مي‌گويد: «پرداختن به موضوع زيرميزي به شكلي كه امروز از زبان برخي مسئولان در رسانه‌ها مشاهده مي‌شود، شايسته نيست. در همه اصناف و گروه‌ها ممكن است متخلفاني وجود داشته باشند، اما اين موضوع به معناي آن نيست كه آن گروه يا صنف همه متخلف هستند. به‌ويژه درباره جامعه پزشكي بايد طوري رفتار شود كه اعتماد مردم به پزشكان مخدوش نشود.» افكارعمومي هم در پاسخ به چنين ديدگاهي مي‌گويد كه بدون شك تعداد پزشكان فخيمي كه بيماران را در تنگناي مشكلات مالي نمي‌گذارند، بيشتر از متخصصاني كه به شرط چاقو، بيمار را به اتاق عمل مي‌برند، است اما پديده زيرميزي هم آنقدر گسترش پيدا كرده كه بيماران بسياري را با مشكلات عديده رو به رو كرده است.
طاهرخاني هم دريافت مبالغي بيشتر از تعرفه‌هاي مصوب خدمات پزشكي كشور از سوي برخي پزشكان را انگشت‌شمار مي‌داند و مي‌گويد كه مسأله از چند منظر قابل بررسي است: هر چند ناكارآمدي دستگاه‌هاي تعرفه‌گذار كشور نمي‌تواند توجيه‌كننده اين معدود تخلفات باشد، اما مسئولاني كه با تصميمات غيركارشناسي و تصويب تعرفه‌هاي غير واقعي، زمينه اين چنين تخلفاتي را ايجاد مي‌كنند بايد در مقابل اين موضوع پاسخگو باشند.» او در نهايت مي‌گويد: «واضح است كه تعرفه‌هاي پزشكي كشور واقعي نيست و زماني اين تعرفه‌ها واقعي خواهند شد كه سرانه درمان واقعي شود.»
او البته واقعي‌ شدن تعرفه‌هاي تشخيصي- درماني را به معني افزايش سهم مردم در پرداخت هزينه‌هاي درماني نمي‌داند و مي‌گويد: «دولت بايد طوري برنامه‌ريزي كند كه ضمن كاهش سهم مردم در پرداخت هزينه‌هاي درمان، جامعه پزشكي نيز به حق و حقوق واقعي خود برسند. هرچند قوانين مترقي و بسيار دقيقي در اين خصوص و ساير موارد مرتبط با امور پزشكي در كشور داريم، اما متأسفانه برخي از اين قوانين به صورت سليقه‌اي اجرا مي‌شوند.» اما جامعه پرستاري و سازمان نظام پرستاري به ديدگاه او نقد وارد مي‌كند. به گفته شريفي‌مقدم بيشتر جراحاني كه زيرميزي مي‌گيرند سهامدار بيمارستان‌هاي خصوصي هستند و همزمان در چند بيمارستان فعاليت مي‌كنند. جراحاني كه به گفته معترضان هم زیرمیزی را از بيمار مي‌گيرند و هم از آنجا كه سهامدار بيمارستان هستند بخش از پولي كه به بيمارستان مي‌رسد را برمي‌دارند. به عبارت ديگر جراحاني كه اقدام به دريافت زيرميزي مي‌گيرند، تا به گفته خود حق خود را بگيرند، بيشترين درآمد را در جامعه پزشكان دارند. از سوي ديگر شريفي‌مقدم همچنين اعتقاد دارد كه به رغم اين‌كه جامعه جراحان همچنان از بي‌عدالتي سخن به ميان مي‌آورد اما برنامه‌ريزي در نظام سلامت تنها به نفع جامعه پزشكي است.
همچنين جامعه پزشكي در حالي به دنبال تغيير تعرفه‌هاي موجود است كه «محمد ميرزابيگي»، رئيس نظام پرستاري كشور اعتقاد دارد اين تعرفه‌ها هرچند دردي از مردم دوا نمي‌كند اما شرايط متفاوتي براي جراحان و متخصصان با پزشكان عمومي، پرستاران، ماما و… بوجود آورده است، آنطور كه او مي‌گويد:«25 درصد خدمات بيمارستان‌ها، عمومي است و توسط گروه‌هاي مختلفي از جمله ماما، پرستار، پزشك عمومي يا متخصص قابل انجام است، اما اشكال كار اينجاست كه به عنوان مثال اگر ماما، زايماني را انجام دهد و مهر او به پرونده بيمار بخورد، انجام اين خدمت 60 هزار تومان تمام مي‌شود، اما اگر مهر پزشك فوق تخصص زنان پاي همين برگه بخورد، انجام اين خدمت 800 هزار تا يك ميليون تومان براي بيمار تمام خواهد شد.»
در مطب خصوصي پزشكان چه خبر است!
«محمودرضا فياض» رئيس بيمارستان ميلاد هم به تازگي زيرميزي را خط قرمز بيمارستان خود دانسته و گفته است كه با توجه به اين‌كه هيچ پزشك ثابتي در بيمارستان نداريم در صورتي كه توسط پزشكي زيرميزي دريافت شود آن فرد اخراج خواهد شد. آنطور كه او مي‌گويد:«طي سال گذشته چندين مورد دريافت زيرميزي در بيمارستان ميلاد داشته‌ايم كه با آن‌ها برخورد شده است.»
اما شريفي‌مقدم در نقد حرف‌های فیاض مي‌گويد: براي مثال، رئيس بيمارستان ميلاد كه نمي‌داند در مطب خصوصي پزشكان جراح چه اتفاقي مي‌افتد.> به گفته او پزشك بيمار را به مطب خصوصي مي‌كشاند ومسأله را برايش شفا‌ف‌‌سازي مي‌كند. او اعتقاد دارد انحصار بازار پزشكي در دست تعدادي از جراحان ومتخصصان قرار داد. انحصاري كه او از آن به عنوان بيماري نظام سلامت نام مي‌برد و البته تأكيد مي‌كند كه جراحان شريف زيادي داريم كه به دنبال گرفتن حق خود در جيب‌هاي مردم نيستند.
او همچنين يك نكته را يادآوري مي‌كند. بيمار به يك بيمارستان مراجعه مي‌كند و بيمارستان براي انجام عمل او 8 ماه تا يكسال بعد نوبت مي‌دهد. حالا چاره بيماري كه بايد يك سال در انتظار اتاق عمل و رسيدن نوبتش باشد، چيست؟ گذر از بوروكراسي بيمارستان و مراجعه به متخصص، بنابراين به مطب پزشك متخصص مي‌رود. زيرميزي، روميزي مي‌شود. پزشك از او پولي مي‌گيرد و او را زودتر عمل مي‌كند. بيمارستان هم مطلع نمي‌شود. هرچند اعتراض‌هاي مردمي نشان مي‌دهد كه در بسياري از مواقع بيمارستان‌ها هم از زيرميزي گرفتن پزشكان خود خبر دارند و هيچ واكنشي نسبت به آن نشان نمي‌دهند. از سوي ديگر افكارعمومي اعتقاد دارد وقتي پزشكان در گفت‌و‌گو با رسانه‌هاي مختلف زيرميزي را حق خود مي‌دانند، يعني قبح آن شكسته شده و جرم تلقي نمي‌شود كه پزشكي بخواهد مسأله را از مجموعه و مركز پزشكي كه در ‌آن فعاليت مي‌كند، پنهان كند. همچنين بسياري اعتقاد دارند با توجه به اين‌كه شرايط و امكانات بيمارستان‌هاي دولتي كم است، بيشتر زيرميزي‌ها در بيمارستان‌هاي خصوصي و بدون هيچ پنهانكاري گرفته مي‌شود. میرزایی يكي از شهروندان تهراني تعريف مي‌كند كه براي عمل جراحي پسرش، پزشك متخصص دو بيمارستان را به او معرفي مي‌كند. بيمارستان خصوصي و دولتي. جراح تأكيد مي‌كند شرايط هر دو از لحاظ امكانات يكي است. او هم بيمارستان دولتي را انتخاب مي‌كند تا در سايه حمايت‌هاي بيمه، بتواند پسرش را درمان كند، اما درست زماني كه پسرش را به اتاق عمل مي‌برند و بيهوش مي‌كنند، پرستاري از اتاق بيرون مي‌آيد و از طرف پزشك پيغام مي‌دهد كه فلان مبلغ را دستي به پرستار بدهد. پرستار در مقابل اعتراض ميرزايي مي‌گويد اگر نمي‌خواهد پول را پرداخت كند، بگويد تا فرزندش را از بيهوشي بيرون بياورند. شكايت در بيمارستان نتيجه نمي‌دهد و به گفته خود او متهم به تباني با جراح مي‌شود. شكايت از بيمه هم قرار نيست به جايي برسد. چون هيچ مدركي در دست ندارد كه ثابت کند پول را به جراح داده است.
آدم‌هايي كه رسانه‌ها بزرگ مي‌‌كنند
شريفي‌مقدم رسانه‌ها را در گسترش پديده زيرميزي دخيل مي‌داند. به اعتقاد او گاهي اوقات رسانه‌ها به سراغ يك جراح مي‌روند و او را بزرگ مي‌كنند. اسم او در دهان‌ها مي‌چرخد و برند مي‌شود. در برخي از مواقع رسانه‌ها با بزرگ كردن آدم‌ها راه را براي گرفتن زيرميزي توسط آن‌ها هموار مي‌كنند. راهي كه باعث مي‌شود به گفته او حتي در يك روز 10 عمل جراحي به نام جراح ثبت شود. عمل‌هايي كه بيشتر آن‌ها توسط دانشجويان پزشكي و رزيدنت‌ها انجام مي‌‌گيرد. جراحاني كه در يك بيمارستان عضو هيأت علمي و در چند بيمارستان سهامدار هستند. او مي‌پرسد چطور مي‌شود كه روزي 10 عمل جراحي انجام داد؟ شريفي‌مقدم خود پاسخ سؤالش را مي‌دهد. مهر پزشك متخصص همواره در دست دانشجويان و رزيدنت‌ها مي‌چرخد تا بعد از انجام عمل بدون حضور پزشك پاي ورقه‌ها بخورد و حساب و كتاب‌ها در شأن يك متخصص برند انجام شود. متخصص برندي كه شريفي مقدم اعتقاد دارد لزوماً جراح كاركشته‌اي هم نيست اما كار خود را خوب بلد است و اجازه ورود جوانان به بازار كار را نمي‌دهد. جواناني كه با علم روز آشنا هستند. تجربيات او بويژه از بيمارستان‌هاي خصوصي نشان مي‌دهد كه برخي از جراحي‌ها با حضور يك گروه پرستار و دستيار انجام مي‌شود در صورتي كه جراح و متخصص بايد در تمام زمان جراحي در اتاق عمل حضور داشته باشد. همه اين اتفاق‌ها در حالي در برخي بيمارستان‌ها و توسط تعدادي از جراحان در ايران به‌وقوع مي‌پيوندد كه به گفته شريفي مقدم در تمام دنيا يك جراح در هفته دوعمل جراحي بيشتر انجام نمي‌دهد.
ويزيت 40 نفر در يك ساعت
دردهاي صعب العلاج نظام سلامت تنها به جراحي‌هايي منتهی نمی شود كه جيب همراهان بيمار را خالي مي‌كند و در برخي مواقع آن‌ها را مجبور مي‌كند تا فرش زير پاي خود را هم بفروشند. در بيمارستان‌هاي دولتي هم يك پزشك در يك ساعت گاهي اوقات تا 40 بيمار را ويزيت مي‌كند.
اين وضعيت تنها شامل پزشكان عمومي كه معمولاً در اورژانس‌ها حضور دارند و بيمارها را ثانيه‌اي معاينه مي‌كنند تا در نهايت براي آن‌ها قرص سرماخوردگي يا عكس و آزمايش بنويسند، نمي‌شود. اتاق پزشكان متخصص در بيمارستان‌هاي دولتي هم همين وضعيت را دارد. بيمار پشت بيمار وارد و به چند دقيقه نكشيده خارج مي‌شود.
اما در خارج از ايران آن‌طور كه شريفي‌مقدم مي‌گويد همه چيز فرق دارد. در بيمارستان‌هاي كشورهاي مختلف بايد براي هر بيمار نيم ساعت وقت صرف كرد تا اين سؤال پيش بيايد كه آيا اصلاً همه پزشكان در ايران نيم ساعت حرف براي گفتن به يك بيمار دارند؟ همچنين وقتي رئيس جامعه جراحان ايران مي‌گويد كه تعرفه پزشكان در كشورهاي فقير اطراف 4 برابر پزشكان ايران است باز هم اين سؤال پيش مي‌آيد كه آيا در كشورهاي اطراف هم همان‌قدر كه يك پزشك در ايران براي بيمار خود وقت صرف مي‌كند، وقت صرف مي‌شود يا خير؟ از سوي ديگر محمدحسين شهرياري رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس هم اعتقاد دارد كه سرمايه‌گذاري در حوزه سلامت كشور سوددهي ندارد و اگر پزشكان بخواهند سرمايه‌گذاري كرده و بيمارستاني را راه‌اندازي كنند، تنها به خاطر اين است كه بتوانند جراحي‌هاي زيادي در آن مركز درماني داشته باشند.
جراحاني كه همه جا هستند
شريفي مقدم اعتقاد دارد برخي از جراحاني كه زيرميزي مي‌گيرند همه جا هستند. او توضيح مي‌دهد منظورش از همه جا، از وزارت بهداشت گرفته تا نظام پزشكي و…است. كساني كه به اعتقاد او اجازه نداده‌اند در 7 سال گذشته تعرفه پرستاري در كشور تغيير كند. شريفي‌مقدم تعريف مي‌كند يكي از نزديكان او جراح پلاستيك است كه براي هر عمل جراحي بینی 500 هزارتومان از بيمار مي‌گيرد. به اعتقاد شريفي‌مقدم جراحي پلاستيك بینی هزينه برنيست اما در ايران هر پزشك براي خود هزينه‌اي را تعريف كرده‌است. درنهايت همكاران پزشك جوان جراح، دو راه پيش پاي او مي‌گذارند يا نرخ عمل جراحي بيني را به 3 ميليون افزايش بدهد يا از آنجا برود. جراح جوان هم نرخ عمل جراحي را افزايش مي‌دهد.
افراد خاطي معرفي شوند
طاهرخاني عضو نظام پزشكي اعتقاد دارد مسئولان وزارت بهداشت به جاي اعلام مصاديق تخلفات و معرفي افراد زيرميزي بگير به سازمان نظام پزشكي، پيوسته و طي ادوار مختلف، همواره با كلي‌گويي آمارهايي را درباره «پديده زيرميزي» در كشور اعلام كرده‌اند. او مي‌پرسد چرا وزارت بهداشت نام اين افراد را مشخص نمي‌كند تا با آن‌ها برخورد شود؟ طاهرخاني گمانه‌زني مي‌كند كه شايد فاش شدن نام اين افراد به مصلحت برخي نيست و پرده از ناگفته‌هاي نظام سلامت برمي‌دارد. همچنين اعتقاد دارد اگر هر يك از دستگاه‌هاي مرتبط با سلامت به وظايف و تكاليف قانوني خود به درستي عمل كنند، مردم براي سلامت خود دچار مشكل نخواهند شد و در زمان بيماري دغدغه‌اي جز بيماري‌شان نخواهند داشت.
جيب‌هاي خالي بيماران
نظام سلامت كشور، نظامي بي‌پول است. مرضيه وحيد دستجردي وزیر اسبق بهداشت آن روز كه در دولت دهم از سال‌هاي بحراني نظام سلامت سخن به ميان آورد فكر مي‌كرد دولت سر كيسه را شل خواهد كرد و سهم نظام سلامت را از هدفمندي يارانه‌ها پرداخت مي‌كند اما پرداخت نشد، نه سهم هدفمندي‌ها و نه سهم نفت تا بی پولی نظام سلامت را به کما ببرد. نرخ تورم در كشور آن طور كه آماري‌هاي رسمي مي‌گويند 40 درصد است در اين ميان اما نرخ زيرميزي‌ها همچنان بالا مي‌رود و جيب بيمارها خالي‌تر تا اين سؤال پيش بيايد كه كي پديده زيرميزي ناپديد مي‌شود؟

منبع: روزنامه ایران