سياسی

تسلط سردارانِ جنگ بر سوریه

20131022-205657.jpg

کارین لویکفلد

ترجمه توسط حميد بهشتي
منتشر شده در تلاكسكالا


کشور سوریه در معرض از هم پاشیدن است: شورشیان مبارز حال دیگر فقط بخاطر بدست آوردن غلبه در برخی مناطق می جنگند. دول غرب هم از تقسیم کشور حمایت می نمایند. گفتگویی با لؤي حسین در دمشق



لؤي حسین نویسنده ایست از اهالی سوریه. او که به خاطر عقاید سیاسی اش هفت سال زند انی بوده و 1991 آزاد گشته است در فرایند تحولات سیاسی اجتماعی سوریه و جهان عرب شرکت داشت. وی در سال 2011 با همکاری جمعی، «جنبش بنای کشور سوریه» را تأسیس نمود (Building The Syrian State» (BSS» که اکنون از مهم ترین جنبش های ضد خشونت در آن کشور به شمار می رود.

شما وضعیت فعلی سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟



آیا شما انتظار دارید که سوریه از هم بپاشد؟
ما اکنون شاهد تجزیه سوریه بوده و کشورمان در معرض سقوط می باشد. در وضع حاضر راه حل بستگی به توافق میان روسیه و آمریکا داشته، سرنوشت کشور در کنفرانس ژنو تعیین می شود. تا آن زمان احتمال بوجود آمدن تعادل نظامی وجود ندارد و این امکان هست که در ماه های آتی سوریه به صورت حکومت مرکزی دیگر نباشد.

نه به این معنی که مرزهای رسمی جدیدی بوجود آیند. اما در همه جا سرداران نظامیِ گروه ها در مناطق مشخصی کنترل امور را بدست خواهند گرفت. معلوم نیست آنها به لحاظ مالی از کجا تأمین می شوند. اما آنها نیزمانند سرداران دیگر بوده و در حمایت از رژیم مناطق خود را کنترل می نمایند. قانع کردن این گروه ها به اینکه اسلحه های خود را به زمین نهاده، تابع رژیم گشته و کنترل سیاسی و نظامی مرکز را بپذیرند کار بسیار مشکلی خواهد بود. علاوه بر اینها گروه سومی هم وجود دارد. این دسته شامل است بر اشخاص دارای نفوذ و کشورهایی که همگی منافع خویش را در مد نظر دارند. آنها از دستجات نظامی متفاوتی حمایت کرده و حتّا برای آنها تعیین تکلیف می نمایند و این امر وضعیت را بسیار مشکل تر می کند. به ویژه در شمال کشور گروه های مسلحی هستند که مرزها، نیروگاه ها و مناطق نفتی را در کنترل خویش داشته و هر چه بتوانند به پول تبدیل نموده  و بدان دلخوش اند.

این را که در حال حاضر درگیریهای میان دستجات مختلف مسلح و نیز میان کردان و جبهة النصرة صورت می گیرد شما چونه توجیه می کنید؟

دستجات مسلح مزبور دیگر در صدد بدست آوردن حاکمیت نبوده، می کوشند بر مناطق خودشان مسلط گردند. اینکه آنها علیه یکدیگر اقدام می کنند دلیل آن است که توسط سرداران محلی اداره می شوند. دعوای آنها بر سر اختلافات سیاسی، ایدئولوژیک و یا مذهبی نیست، بلکه بر سر بدست آوردن سلطه می باشد. این کار در حلب و نواحی اطراف آن بویژه در مناطقی که به آنها مناطق آزاد گفته می شود صورت می گیرد.

آیا درگیری های داخلی علامت آنست که دستجات جنگنده از کسانی که آنها را به لحاظ مالی تأمین می کردند مستقل عمل می کنند؟

نه، آنها همچنان مورد حمایت مالی قرار دارند. مخارج آنها را افراد شخصی تأمین می نمایند و نه دولت ها. برخی از منابع مالی آنها جزء اپوزیسیون یا «ائتلاف ملی» می باشند. این پول ها را آنها از دول مختلف تهیه می نمایند با این قید که آنها را برای تأمین مایجتاج عمومی و انسانی مصرف خواهند نمود و این روندی است منطقی. زیرا دستجات مسلح مبتنی بر مبانی سیاسی مشخصی بوجود نیامده و فقط به این خاطر بوجود آمده اند که بجنگند و بهمین منظور نیز تأمین مالی شده مورد حمایت قرار دارند.

شما دو سال پیش گفته بودید که در بدترین حالت سوریه تبدیل به سومالیای دومی خواهد گشت.

بله ، ما داریم روز به روز به این حالت نزدیگتر می شویم و چند ماه دیگر که بگذرد این برای همگان قابل مشاهده خواهد بود.

آیا در صورت تحقق این پیش بینی برای یک جنبش سیاسیِ فاقد خشونت مانند گروه شما محلی از اِعراب خواهد ماند؟

در آلمان اِن جی اُ هایی هستند که برای دستجاتی که در مناطق آزاد عمل می کنند پول جمع آوری می کنند. به گفته آنها آن گروه ها بصورت کمیته های محلی فعالیت کرده و می کوشند آگاهی سیاسی مردم را تقویت و نقض حقوق بشر را مستند سازند.دستجات موجود سیاسی به کلی عقب نشینی کرده اند و این امکان هست که آنها کاملا محو گردند. واقعیت های کنونی را گروه های مسلح شکل می دهند. در مناطقی که درگیری های جنگی رخ می دهد هیچ گروه سیاسی، اعم از مسلح یا غیر مسلح، وجود ندارد. همه دستجاتی که آنجاها فعالیت دارند مشغول جمع آوری و بدست آوردن پول یا اسلحه می باشند.

با کمال تأسف باید گفت که درگیری های سوریه نه موجب ایجاد جامعه مدنی گشته است و نه احزاب سیاسی را بوجود آورده است. مفهوم «مدنی» در اینجا منافی «مسلح» بکار برده می شود. و در عمل این گروه ها یا در کنار دولت و یا در کنار شورشیان قرار دارند. علت بوجود آمدن آنها این بوده است که آنها برای اینگونه پروژه ها تأمین مالی می شدند، نه به این خاطر که آنها پروژه ای در دست داشته بوده اند که برای آن به پول نیاز داشته باشند.

هنگامیکه ما کسی را برای فعالیت مدنی آموزش می دهیم به این موضوع نگاه نمی کنیم که آیا وی حامی یا مخالف دولت است. پروژه ای مانند «روزِ پس از» سرنگونی „The Day After“ یا کمیته های محلی بدین خاطر بوجود آمدند که پول دهندگان به عاملی سیاسی نیاز داشته اند و اگر چنانچه تحولاتی سیاسی در مناطق باصطلاح آزاد بوجود آیند از این گروه ها بصورت عامل استفاده خواهد شد. تمام دول غرب به سوری ها به این دید می نگرند که آیا طرفدار رژیم یا مخالف آن اند. اگر کسی مخالف رژیم باشد با او همکاری می کنند. اما اگر موافق رژیم باشد حتّا حاضر نیستند با او هم صحبت شوند، چنانکه گویی او کسی نیست که نیازمند کمک باشد. تمام این حمایت های دول غرب موجب آن می گردد که شکاف موجود در اجتماع سوریه عمیق تر گردد. چه آنها خود این را خواسته باشند یا نخواسته باشند. و من بر این نظرم که قصد آنها همین است.

شما به خطر پاره پاره شدن کشور اشاره نمودید. به نظر شما چه کار می توان و باید صورت داد تا سوری ها با هم آشتی کنند؟

این دیگر در اختیار ما نیست بلکه در اختیار کشورهای دیگر است. تا روسیه و آمریکا به توافق نرسند هیچ امکانی برای حمایت از کشور وجود ندارد. تنها امکان موجود برای قانع کردن رژیم به اینکه روند سیاسی را به راه بیاندازد کنفرانس ژنو است.

آیا شما فکر می کنید که این کنفرانس تشکیل خواهد شد؟

بله، زیرا تجزیه سوریه به امارات جنگی و سقوط حکومت مرکزی برای آمریکا مطلوب نیست. کشورهای دیگر نیز تکدر خاطر خویش را از سقوط سوریه اظهار نموده و از خطراتی که محصول آن خواهد بود بیم دارند. همه آنها از کنفرانس مزبور حمایت خواهند نمود.

آیا شما انتظار دارید که در این کنفرانس شرکت داشته باشید؟

نه، این معلوم است که یکی از مشکلات عمده کنفرانس مزبور این پرسش می باشد که آپوزیسیون با چه هیئت نمایندگی در آنجا حضور خواهد یافت. ما به روس ها و آمریکائیان پیشنهاد کردیم که کنفرانس را بدون هیئت نمایندگی سوری تشکیل دهند.

کنفرانس سوریه بدون سوری ها؟

این کنفرانس بیش از همه بدین خاطر تشکیل می شود که در سطح بین المللی به اجماعی برسند. به نظر ما مهم نیست که دستجات مختلف اپوزیسیون در آنجا حضور یابند، به جز «ائتلاف ملی». فرض ما بر این است که نتایج این کنفرانس در سوریه پیاده گردد و آن هم توسط گروه هایی که خود سوری ها تعیین نمایند. و برای اینکه آنها بخشی از راه حل سیاسی در سوریه باشند، مهم نیست که در کنفرانس شرکت کرده باشند. مجمعی که در ژنو جمع خواهد شد صحنه ای خواهد بود برای حصول توافق میان آمریکا و سوریه و حضور سوری ها در کنفرانس مزبور فقط  نقش دکوراسیون را خواهد داشت.

از جانب جنبش صلح مرتب این پرسش مطرح می گردد که برای کمک به سوریه و سوری ها چکار می توان کرد.

سازمان های غیر دولتی می باید هر گونه مشروعیت را از درگیری های مسلحانه سلب نموده و بجای آن بدنبال راه حل سیاسی باشند. سوری ها امروزه به مواد غذایی و پناهگاه احتیاج دارند که پیش از بوجود آمدن این بحران احتیاجی به آنها نبود. مهم این نیست که غذا به آنها داده شود. امروزه مهم این است که به بحران موجود پایان داده شود، بحرانی که بخاطرش آنها باید گرسنگی بکشند. تحریم های اقتصادی یکی از علل گرسنگی کشیدن سوری هاست و من امیدوارم که سازمان های غیر دولتی اروپایی به فشار خود بر دولتهایشان بیافزایند تا آنها به سوری ها یاری رسانند، گذشته از اینکه آنها دارای چه عقیده سیاسی باشند.