سياسی

نقدی بر خاورمیانه بزرگ، تهاتر امنیت با نفت نوشته ی فرشته دلاور

نوشته سپیده

نقدی بر

خاورمیانه بزرگ، تهاتر امنیت با نفت نوشته ی فرشته دلاور

http://www.hafteh.de/?p=49923

منتشر شده در »مجله اینترنتی مهرگان” برای مشاهده بقیه مطالب کلیک کنید

بخش های رنگی نقدی است از سپیده که در میان مقاله، برای رعایت ارتباط با آن، گنجانیده شده است.

علت وجودی سرمایه‌داری انباشت است از این رو است که سرمایه‌داری نه برای رفع نیازهای انسان بلکه به سود شخصی کالا تولید می‌کند.

علت وجودی سرمایه داری استحاله ی ارزش اضافه میباشد و وظیفه ی تاریخی وی انباشت سرمایه !

آنطور که شما میگویید، در عمل برای برچیدنش به راهی کاملا غلط منتهی میشود.

اولی راه حلش اجتماعی کردن وسایل تولید بوده و دومی گرفتن وظیفه ی تاریخی آکومولاتسیون سرمایه میباشدکه منجر به نفی تولید ارزش اضافه نخواهد بود و دعوت به دوران پسا سرمایه داری میباشد!

سرمایه‌داری از همان آغاز ناچار شد برای چیرگی بر فئودالیسم زمین را که پدر در پدر در خاندان‌های فئودال مانده بود عمومی کرد و نیروی کار رعیت و سرف را کالایی قابل خرید و فروش کرد.

برای سرمایه‌داری هر چیزی در حال تغییر است و هیچ چیز مقدس نیست جز کسب سود که برای سرمایه‌داری مقدس و غیر قابل تغییر است و هیچ حدودی برای آن وجود نداردمنفعت سرمایه داران به عنوان یک طبقه نه تنها به علت استثمار نیروی کار در تضاد با طبقه کارگر قرار می‌گیرد بلکه حیات سرمایه‌داری در تضاد با ادامه حیات بشر دارد زیرا هنگامی که سرمایه‌داری به حد نهایی خویش می‌رسد مانند نابودی محیط زیست و منابع طبیعی نه این هم صحیح نمی باشد، سرمایه داری حتی در مقابل مسمومیت محیط زیست و «اتمام» رسورس ها(منابعمدت زیادی میتواند، دوام یابد تا شاید راه حلی برای آن بیابد که تا کنون بکمکانحراف اندازی های «گرین پیس» آمریکایی و سبز های اروپایی و متحدان خود در کشورهای عقب نگاهداشته شده و دیگر خادمانشان، توانسته اند مرگ این عفریت گندیده امپریالیسم مرحله ی گندیدگی سرمایه داری»/ را بعقب بیاندازنددر سالهای ی70 و80 توانستند جوانان مایوس شده در اثر رویزیونیسم (تزخروشچفی– برژنفیو سه همکاری مسالمت آمیز و حزب تما خلقی به راه های چگواریستی و سازش با سوسیال دموکراسیِِ گرامشی، از مبارزه ی طبقاتی منحرف نمایندننگشان باد!

می‌رسد از آن جا که قادر به حل تضاد نیست، تضادها را به جای حل کردن با خود حمل می‌کندطبقه سرمایه دار از یک سو در حال انقباض است و از سوی دیگر به گفته گرامشی با کناره گیری از تولید وحدت دیالکتیکی را که در مبارزه فردی برای رقابت در سود موجود بود در نهادهای حکومت تجلی یافته است(اینجاست که عفریت اپورتونیسم راست نمایان میگردد.) که با شرایط نوین سرمایه‌داری و قدرت شرکت‌ها بایستی این گونه تصحیح کرد که این قدرت سرمایه‌داری در شرکت‌ها تجلی یافته استسرمایه‌دار وظایف مبارزه و فتح خود را در چنگال گروهی از ماجراجویان و سیاست بازان مزدور نهاده است تا به این ترتیب به ورطه‌ی وحشی گری و بربریت پیش از تاریخ که رذل‌ترین خوی افراد حریص از آن تغذیه می‌کند، سقوط نماید[۱].

نه اینهم اپورتونیسم راست گرامشی میباشداین اگر ورطه ی وحشی گری و بربریت پیش از تاریخ بود ، راه حلش خیلی آسان بوداین یک خاصیت ساده و نهادی نظام ِ سرمایه داری میباشد. «نیش عقرب نه از ره کین است» باشد که این رویزیونیست ها روزی آنرا فرا گیرند!

همان گونه که اشاره شد سرمایه‌داری وابسته به انباشت سرمایه است.(باز هم به توضیح اول رجوع کنیدیعنی خودتی آقا) پس به طریق اولی هر مانع و اختلالی بر سر راه انباشت سرمایه و سود اضافه و حرکت سرمایه‌داری در مسیر انباشت بایستی برداشته شودبرای سرمایه‌داری مهم نیست که سراسر مسیر راه آن انباشته از پیکر کشتگان جنگ‌ها باشد[۲].

نه اینجا هم اپورتونیسم ِ نوع «نصیحت آخوندی» شما را نابینا کرده استسرمایه داری انحصاری پس از جنگ جهانی دوم، قربانی هایی چند برابری در حالت صلح گرفته استتعداد قربانینان ایدز لابوری، قتل عام های میلیونی در سال در کشورهای عقب نگاهداشته شده در اثر گرسنگی، جنگ های قومی در آفریقا و دیگر دو قاره و انواع تحریم ها که به عامه ی مردم جهان آنرا، مربوط به بافت و عقب ماندگی خود آنها، «حقوق بشری جرج بوشی» توسط رسانه های موجود تپانده شده میباشد!

امپریالیسم غرب بسرکردگی آمریکا از شکست مفتضحانه ای که از خلق ویتنام تحت رهبری رفیق هوشی مین و ژنرال ژیاب خورد و پوزه اش بخاک مالیده شد، و سپس امپریالیسم چین هم با نیروی انسانی میلیاردی و زرادخانه یک به هزار در مقابلش بزانو در آمد، امپریالیسم روش خود را عوض کرده و دریافت که با جنگ های جهانی و اشغال مستقیم قادر بحل تضاد «سرریز تولید» نیست و با تبانی های پشت پرده با دیگر رقبا، قربانیان را به کشورهای عقب نگهداشته شده منتقل کرد تا بتواند این سرطان علاج ناپزیر سرریز تولید که مادر زاد نظام سرمایه داری و سرمایه داری ِ انحصاری میباشد را حل نماید!

زهی اشتباه، این ها همگی قطره ای آب بر آتشی سوزان است و بهمین علت است که دوران تسلسلی این مرض، یعنی این بحران ها و حل آن از طریق نابودی نیروهای مولده و سرریز تولید، همیشه کوتاه تر و پر دامنه تر میگردد.

سرمایه‌داری در قاموس نولیبرالیسم از یک سو هم‌چون داروغه ناتینگهام باز هم فرار از حقیقتبانکها نه مانند داروغه بلکه از طریق زورِ توپ و تانک، بیلیارد ها از صندوق های بازنشستگی و بیکاری کارگران و خرده بورژوازی غارت نموده است و اکنون در اروپا بجز هلند و انگلیس، برنامه اش را تصویب کرده اندتا از طریق اِ اِس اِم و بانک مرکزی ارپا بکمک «اویرو جل» یعنی توپ و تانک؛ بدهی های بانکها را از جیب مردم بیرون آوردمالکیت خصوصی و حساب بانکی دیگر معنایی نداردشما این تجاوز به حقوق شهر وندان را داروغه گی ناتینگهام میدانیدشما از کارگزاران بانکها هم بیشتر تحمیق میکنیدبه واپسین اندوخته‌های توده‌ها در شهرهای اروپایی چشم دوخته‌اند و از سوی دیگر هارترین نیروهای‌شان را به شهرها و سرزمین‌های تسخیر نشده خاورمیانه و افریقا گسیل کرده‌اند چه از دید سرمایه‌داری هر مانعی که بر سر راه انباشت سر برآورد هم چون اختلالی است که بایستی حذف شود.

نه، باز هم نه، این مانعی بر سرانباشت نیستانباشت باندازه کافی جهان را فرا گرفته است، چه بصورت سرمایه ی خالص و چه بصورت کالای انبار شده جهت فروش، آنچه مشکل امپریالیسم بوده و همچون نشادری در ماتحتش او را مجبور به هر نوع عملی ضد انسانی میکند، همانا سرریز تولید استآفریقا و سراسر گیتی، اقیانوس ها و دیگر نقاط هندسی موجود بر روی این گیتی، مدت زیادی است که مابین امپریالیستها تقسیم شده است و هر بار جنگی مخوف تر برای تقسیم مجددش انجام میگیرد.

اینها «ره را ندانستن» نیست بلکه این دقیقا خاک بچشم کارگران پاشیدن و آنان را به براهه بردن استتا موفق به مزد ناچیزی از امپریالیسم دریافت کردن ختم شود.

اینها همگی از الفبای مارکسیسم زمان سرمایه ی انحصاری است که لنین حتی در سال ۱۹۱۴ آنرا بروشنی بیان داشته است و فقط کشف میکرو و نانو تکنیک و با روغن کاری ِ گلوبالیزاسیون و نئو لیبرالیزم، سرعت سرسام آوری بدان داد، که فقط تایید و تاکید تزهای پنج گانه ی لنین در باره ی امپریالیسم میباشد. «اصول لنینیسم و مسایل لنینیسم» اثر رفیق استالین را بخوانید شاید روزی از زانوزدن و پادویی برای امپریالسم دست بردارید!

از سوی دیگر سرمایه داری جهانی برای ادامه جریان سرمایه نیاز به کسب هژمونی دارد و در مرحله کنونی ضامن حفظ هژمونی خود را در کنترل جریان نفت و انرژی و داشتن دست بالا در این زمینه می‌یابد؛ به همین منظور نیاز دارد که در خاورمیانه منطقه آزاد انرژی را در کنار منطقه آزاد تجاری ایجاد کند تا شرکت‌های فراملی بتوانند به راحتی و آسانی در این منطقه شلتاق کننداخلال و مانعی که در این راه وجود دارد حکومت‌های سرکش و عاصی و البته تحرک‌های و خیزش‌های انقلابی و توده‌ای منطقه است که بایستی یا سرکوب شوند یا منحرف و دچار درگیری‌های پایان ناپذیر داخلیالبته سرمایه‌داری جهانی یک راه حل را به‌تر از بقیه به کار می‌بردتهاتر منابع طبیعی با امنیت!

شما اینجا هم دروغ میگوییداین سرمایه ی جهانی نیست که در منطقه شلتاق میکند (جنگ زرگری جهت استعمار، شاید منظور باشدولی فرقی در اصل مطلب نمیکند)، این همان «بلاک رک» یعنی بانک گلد من ساکس آمریکاست که حکومتها را «که باصطلاع برگزیده ی مردم این کشورها میباشند» در جهت منافع خود، مجبور به جنایات علیه بشریت می نمایدشما ما کارگران را بجنگ با سرمایه ی جهانی میفرستید، یعنی ما باید با سرمایه دارن ِ جمهوری اسلامی در ایران و کارگران آلمانی با سرمایه دارنِ کشور خود، آلمان … مبارزه نکرده و بدنبال مبارزه با سرمایه ی جهانی باشیم.

شما میفهمید که چه میگویید؟ و یا برای بچه‌ها آنهم بچه‌های نفهم مینویسید و یا برای دریافت چندرقاضی برای سرمایه داران ایرانی قلم میزنید؟

سازش، انحراف با مشت آهنین

اما سرمایه داری جهانی برای اجرای منویات خود برای ایجاد خاورمیانه بزرگ دچار یک تضاد عمیق و حل ناشدنی است؛ و آن هم اجرای هم زمان سیاست‌های نولیبرالی با سیاست ایجاد خاورمیانه بزرگ استشکست آشکار و روشن سیاست نولیبرالی در ترکیه که علیرغم بوق و کرنایی که در زمینه پیشرفت های اقتصادی ترکیه ناشی از همگرایی این کشور و هضم آن در اقتصاد نولیبرالی گوش ها را کر کرده بود در برابر واکنش هوشمندانه و آگاهانه طبقه کارگر و هم چنین توده های شهری این کشور ، خیزش توده های فقیر شهری در مصر و تونس با خواسته های مشخص اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، ناآرامی در اردن و یمن که هر چهار کشور بالا از دوستان سرمایه داری جهانی و هضم شده در اقتصاد نولیبرالی بودند، به علاوه درخواست های مترقیانه و ضد سیاست های نولیبرالی توده‌های مردم سوریه از دولت اسد و اعتراض‌های مردم در برخی شهرهای بزرگ اسراییل و تحرکات توده های شهرنشین ایران و موضع گیری ضد امپریالیستی آن‌ها

اینجا هم به بیراهه میروید، شما از امپریالیسم دیو توانایی ترسیم میکنید که این خود یک طرف قضیه است (توانایی وی زیر سوال است، تا کنون کجا توانا بوده است همه جا با شکست روبروبوده استشاید تخریب های تولیدی و باز تولیدی اورا شما توانایی میدانید)، شما شرم دارید از قدرت کارگران و تخریب انواع اپوتورنیستها و رویزیونیستها در قدرت کارگران، سخنی بر لب بیاوریدشما با گفتار در مورد سرمایه ی جهانی سعی در نجات سرمایه داران واقعا موجود در مکان معین را داریداگر کارگران دارای حزب خود که در اثر خیانت اشخاصی چون شما ها بعقب افتاده است بودند، با یک حرکت بزندگی سرمایه داران، آنهم در چنین مرحله ی گندیدگی خاتمه میدادندبه دو کتاب فوق مراجعه فرمایید «توانا بود هر که دانا بود»

در سال های اخیر نشانه‌های مشخص شکست نقیضه‌های سیاسی و اقتصادی آمریکا در خاورمیانه استسرمایه داری جهانی در برابر خیزش‌ها و جنبش های مردمی سه راه را در پیش گرفته است:

این انقلاب‌ها و خیزش‌ها یا سرکوب می‌شوند مانند بحرین و یمن، یا منحرف می‌شوند مانند لیبی و سوریه و یا سیاست‌های مصادره و سرکوبی و انحراف با هم در پیش گرفته می‌شوند مانند مصر و تونس و اردن و غیرهکشور ایران که عجالتاً خارج از تیر مستقیم قرار دارند بایستی به راه راست هدایت گردند؛ با تحریم، انزوای ایران هم‌زمان فشار وارد آوردن بر سوریه و به راه انداختن جنگ‌ جهانی کوچک در سوریه، ایجاد درگیری های حیدری نعمتی در پیرامون ایران و تحریک نیروهای واپس گرای درون و بیرون حکومت و در نهایت فشار به ایران برای سازش پشت پرده با آمریکا برای تحلیل بردن آن در سرمایه‌داری جهانی!

در گیری هایی که در افغانستان، عراق، لبنان، فلسطین و لبنان… در شرف وقوع هستند درگیری های «حیدری نعمتی» نبوده و خانمان برانداز است و تا کنون ملیون ها جان انسان ها را گرفته است شما چقدر سقوط کرده اید که این چنین جنایات علیه بشریت را درگیری های «حیدری نعمتی»، مینامید.

در این راه ارتجاع القاعده بازوی خشن سرمایه‌داری جهانی نقش مهمی را در برابر جنبش‌های دمکراتیک و سرکوبی آنان بازی می‌کندالقاعده عملا با نابودی جامعه مدنی و دشمنی با مظاهر تمدن و فرهنگ و صنعت و کشتن و سرکوبی روشنفکران و نیروهای مترقی راه نولیبرالیسم را برای غارت منابع طبیعی سرزمین های سوخته به جا مانده از جنگ و درگیری داخلی توسط سرمایه جهانی هموار می‌کند.

این گفتار شما هم مانند تمام قسمت های بالا بیهوده گویی و مبارزه بر علیه اتحاد و احیای مبارزات کارگری در ایران تحت حزب تراز نوین خود یعنی حزب کار میباشد، در اینکه سازمان القاعده (نه ارتجاع القاعدهامیدوارم لا اقل قادر باشید این یک اختلاف را بدون توضیح بفهمیدبازوی خشن سرمایه‌داری جهانیمیباشد را بشما حق میدهم ولی دیگر این حنا ها رنگی ندارددر ثانی در گذشته امپریالیسم انواع چنین لومپن پرولتاریایی را بجان انقلابیون ایران انداخته بوده استدر ایران از اخوان المسلمین که بگذرید، آیت الله های زیادی در ایران برای امپریالیسم راه هموار میکردندو حتی کاشانی ها با کمک شعبون بی مخ ها،بر علیه جنبش ملی ایران کودتای آمریکایی را سامان میدادندکه کارگران تحت رهبری حزب توده ی مترقی آنزمان که بحق حزب کارگری ایران در آنزمان بود و اکنون دوشادوش اکثریتی ها عصا کش رژیم گردیده است، توانستند یکی از این کودتا ها را خنثی نمایند.

در نهایت اگر عجالتا خاورمیانه بزرگ شکل نگرفته و در برابر ایجاد منطقه آزاد تجاری انرژی بازدارنده‌های بزرگی هست اما بازار تهاتر نفت در برابر امنیت داغ است!

چقدر زبونانه است که معتقد بود که بازار نفت با جنگی تهاتری «بر یکدیگر دعوی باطل کردن– دهخدا» در برابر امنیت داغ است؟

یعنی مردم کشورهای نفت خیز مانند ونزوئلا و ایران… همانقدر باطل، دعوای نفت را دنبال میکنند که امپریالیستها این کار را میکننداین دیگر سقوط به قهقرا میباشد!

جمعبندیمقاله ایست بی نهایت در خدمت ارتجاع و ابزاری در دست سرمایه داران ایران، برای حقانیت خود و پاشیدن خاک بچشم کارگران ایران!

سپیده