نظری

تفاوت

unterschiedپروفسور گونتر کروبر

برگردان شین میم شین

منتشر شده در دایره المعارف روشنگری

·        تفاوت‬ به رابطه مبتنی بر عدم انطباق میان ابژکت های مادی و یا فکری بلحاظ خواص و مشخصات معین اطلاق می شود.

1

·        مفهوم تفاوت در فلسفه مارکسیستی در پبوند دیالک تیکی مشخص و تنگاتنگ با مفهوم هویت‬  قرار دارد.

·        مراجعه کنید به هویت در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

2

·        هر ابژکت، سیستم و غیره ـ به عنوان ابژکت، سیستم و غیره نسبتا ثابت ـ بمثابه اوبژکتی که دستخوش تغییر است، با خودش یکسان است، یعنی هویت (چیستائی) خود را حفظ می کند، اما در عین حال درجریان حرکت و تغییر خود و همچنین بدلیل ساختار بغرنج خود، نشاندهنده تعین های متفاوت است.

·        بنابرین، هر ابژکت، سیستم و غیره  وحدتی است از هویت و تفاوت.

3

·        ماده متحرک را نمی توان جوهری مطلق، تغییر ناپذیر و عاری از تفاوت تلقی کرد.

·        نمی توان ادعا کرد که ماده متحرک به مثابه جوهر تغییرناپذیر و مطلق تفاوت ها را بعدها پدید می آورد.

·        ماده تنها بمثابه تنوع لایتناهی فرم های وجودی، فرم های ساختاری، فرم های حرکتی و فرم های توسعه ی کمی و کیفی متفاوت خود وجود دارد و می تواند وجود داشته باشد.

4

·        لنین‬ در رابطه با این مسئله به اصطلاح هگلی «پیدایش درونی تفاوت ها»  اشاره می کند و آن را بمثابه نکات زیرین تلقی می کند:

الف

·        پیدایش تفاوت ها به مثابه «منطق درونی عینی اوولوسیون»

·        مراجعه کنید به دیالک تیک اوولوسیون ـ روولوسیون (انقلاب) در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

ب

·        پیدایش تفاوت ها به مثابه «منطق درونی عینی مبارزه میان تفاوت ها»

ت

·        تفاوت ها به مثابه «منطق درونی عینی قطبیت»

·        ‫(کلیات لنین، جلد 38، ص 89)‬

·        حرکت و تغییر ـ بمثابه شیوه بود ماده ‬ـ  در رابطه با تفاوت به دو معنی زیر است:

الف

·        به معنی امحا و ایجاد مستمر این تفاوت ها ست.

ب

·        به معنی وساطت تنوع متفاوت در وحدتی است.

1

·        وجود تفاوت های عینی ـ واقعی میان ابژکت ها، سیستم ها و غیره ی جهان مادی، پیش شرط مهمی برای شناخت واقعیت عینی توسط انسان ها ست.

2

·        تشخیص هویت و تفاوت ابژکت ها، سیستم ها و غیره بخش عمده هر کردوکار معرفتی است.

3

·        اگر بود و نمود (ماهیت و پدیده) یکسان می بودند و میان آندو تفاوتی وجود نمی داشت، هرعلمی زاید می شد.

·        مراجعه کنید به دیالک تیک نمود و بود (پدیده و ماهیت)  در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

4

·        شناخت اما به تمیز تفاوت ها بطورکلی قناعت نمی کند، بلکه خصلت ماهوی و یا غیرماهوی، داخلی و یا خارجی تفاوت ها را مورد پژوهش قرار می دهد.

5

·        در کردوکار معرفتی (شناختین) ـ بویژه ـ از شناخت تفاوت ها به شناخت تضادهای درونی هر ابژکت راه گشوده می شود و ضمنا از دو طریق زیر:

الف

·        از طریق تجزیه ابژکت واحد شناخت (موضوع شناخت) به بخش های متضاد آن   

ب

·        از طریق بررسی اجزای متضاد موضوع شناخت در وحدت و تضادشان   

6

·        بسته به اینکه عدم انطباق بر کدام یک از خواص و یا مشخصات ابژکت ها مربوط می شود، می توان از تفاوت های زیرین سخن گفت:

الف

·        تفاوت های داخلی یا خارجی (درونی و یا برونی)  

ب

·        تفاوت های ماهوی یا غیر ماهوی (اصلی و یا فرعی)  

ت

·        تفاوت های کمی یا کیفی

پ

·        تفاوت در جایگاه، موقعیت (مقام)

ث

·        تفاوت در نظام (انتظام)  

ج

·        تفاوت در زمان

·        مراجعه کنید به تریاد ماده ـ مکان ـ زمان در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

ح

·        تفاوت در فرم و یا محتوا

·        مراجعه کنید به دیالک تیک فرم و محتوا در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

خ

·        تفاوت در ساختار و یا فونکسیون و غیره

·        مراجعه کنید به دیالک تیک ساختار و فونکسیون در تارنمای دایرة المعارف روشنگری‬

‪ ‬ ‪I

انواع تفاوت ها

·        دو نوع تفاوت از اهمیت علمی خاصی برخوردارند:

1

·        اولا تفاوت بلحاظ تعداد

2

·        ثانیا تفاوت بلحاظ نوع

تفاوت بلحاظ تعداد

·        بر پایه این تفاوت می توان عناصر طبقه ای از ابژکت ها را بنا بر خواص قابل تبیین در اعداد تنظیم کرد.

تفاوت بلحاظ نوع

·        بر پایه این تفاوت می توان در طبقه ای از ابژکت ها زیرطبقه های معینی را که عناصرشان حاوی خواص مشترکند و با عناصر زیرطبقه های دیگر تفاوت دارند، جدا کرد و کنار گذاشت.

3

تفاوت نوعساز

·        تفاوت نوعساز در آموزش کلاسیک تعریفنقش مهمی بازی می کند.

·        مراجعه کنید به تعریف در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

4

فرق (اختلاف)

·        اگرتفاوت میان ابژکت ها منحصر به خواص خارجی و غیرماهوی آنها باشد، خواصی که یا با یکدیگر رابطه ندارند و یا رابطه ناچیزی با یکدیگر دارند، آنگاه از فرق صرف میان آنها سخن می رود.

5

ضدیت

·        اما اگر تفاوت در ماهیت ابژکت ها باشد، یعنی اگر اوبژکت ها با یکدیگر تفاوت ماهوی داشته باشند و جنبه های متفاوت نه بی رابطه در کنار یکدیگر، بلکه در فرم افراطی در مقابل یکدیگر قد علم کرده باشند، آنگاه از ضدیت سخن می رود.

6

·        هر تفاوت ماهوی (و یا هر تفاوت در ماهیت) ضدیت محسوب نمی شود.

·        ‫‪ ‬‬

 7

·        به قول کلاسیک های مارکسیسم، ضدیت های قطبی (پولار) هر ماهیت «تفاوت آن ماهیت را در نقطه اوج توسعه  اش» تشکیل می دهند.

·       ‫(کلیات مارکس و انگلس، جلد 1، ص 293)

·       مراجعه کنید به قطبیت در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

8

·        در حالیکه هر تفاوت ماهوی حتما نباید تشکیل ضدیت دهد، هر ضدیتی همواره حاوی تفاوت ماهوی ئی است.

9

·        هر تفاوت ماهوی می تواند توسعه  یابد و به ضدیتی بدل شود و هر ضدیتی می تواند به یک تفاوت ماهوی و یا حتی به یک تفاوت غیرماهوی تنزل یابد.

·        مثلا تضادهای موجود در جامعه سرمایه داری میان شهر و ده، کار جسمی و کار فکری، در نظام سوسیالیستی نخست به تفاوت های ماهوی و بالاخره در مرحله پیشرفته جامعه سوسیالیستی به تفاوت های فرعی و غیرماهوی بدل می شوند.

10

·        تفاوت در فرم های مختلف خود می تواند هم مرحله آغازین توسعه  تضاد دیالک تیکی ئی باشد و هم مرحله نهائی توسعه تضاد دیالک تیکی ئی.

·       مراجعه کنید به  وحدت، وحدت و «مبارزه» اضداد، تضاد در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

پایان