سياسی

نامه رضا شهابي عضو هيات مديره سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه در مورد سوريه

20130924-085543.jpg
.

كارگران و مردم ايران و جهان!
دولت‌ هاي امپرياليست غربي به محوريت امپرياليسم آمريكا در راستاي منافع سرمايه داران غرب و علي الخصوص صنايع نظامي (توليد انواع و اقسام مرگ در مقياس انبوه) باز هم به عزم ويرانگري و كشتار، ناوشكن ها و هواپيماهاي جنگي و موشك هاي شان را به سمت منطقه ي زخم خورده ي خاورميانه كوك كرده اند. بهانه ي لشكركشي و حمله اينبار عبارت است از ادعاي عامليت بشار اسد در بمباران شيميايي منطقه ي القوطه در حومه ي دمشق. ادعايي كه نه تنها هنوز از سوي هيچ بازرس مستقلي تائيد نشده، بلكه در پرتو دلايل گوناگون نظير تقويت مواضع دولت سوريه در برابر معارضان مسلح در هفته هاي اخير، همزماني اين حملات با دعوت داوطلبانه ي دولت اسد از بازرسان شيميايي سازمان ملل، فاصله ي محل بمباران تا محل استقرار نيروهاي ارتش سوريه و علاوه بر اينها بويژه با توجه به سابقه ي دروغ پردازيها و حقيقت پوشانيهاي سيستماتيك رسانه ها و دولت هايي كه امروز مدعي تقصير كار بودن دولت اسد هستند، عامليت دولت سوريه در اين بمباران ها بس بعيد مي نمايد. آنان كه در جريان جنگ هشت ساله ي عراق عليه ايران، با حمايت تمام قد از صدام حسين حملات شيميايي وي عليه ايران را تائيدِ خاموش كردند، حالا به بهانه ي حمله شيميايي مشكوك در سوريه، با ژست مضحك و باورناپذير انساندوستي، آماده ي آتش افروزي در منطقه شده اند. آنان كه سالها مرتجع ترين و ضد بشري ترين دولتهاي منطقه را به مرگبارترين سلاحها مسلح كرده و مورد حمايت خويش قرار داده اند، حالا به بهانه هاي نخ نماي شده ي نقض حقوق بشر يا وجود سلاحهاي مرگبار مردم بي گناهِ هر كشور حتي اندكي استقلال طلب را گرفتار مصيبت تحريم ها و حمله ي نظامي كرده اند.
كارگران و مردم ايران و منطقه و جهان!
10 سال پيش دولت ايالات متحده با بهانه ي واهي ي وجود تسليحات كشتار جمعي در عراق به اين كشور حمله كرد. 10 سال هرج و مرج آفريني، 10 سال تخريبِ زير ساخت ها و تاسيسات خرد و كلان كشور، 10 سال كشتار مردم بيگناه شامل زنان و كودكان، 10 سال ترور هدفمند آزاديخواهان، فعالان چپ و روزنامه نگاران مستقل، 10 سال دامن زدن به جنگ فرقه اي مذهبي و خلاصه كنم 10 سال يورش سرطان وار به سرتاسر پيكر ضعيف جامعه ي عراق؛ و اين است نسخه ي مرگي كه امپرياليسم آمريكا براي تك تك كشورهاي منطقه ي خاورميانه و شمال آفريقا پيچيده است. دوره ي صلح آمريكايي چندين دهه است كه سپري شده؛ بي اعتبار شدن ايدئولوژي ليبرال دموكراسي غرب، تغييرات در جغرافياي انباشت سرمايه، رشد آگاهي و خود آگاهي كارگران و زحمتكشان و مردم آزاديخواه منطقه، همه و همه منجر به تزلزل و فروپاشي اسكلت بندي نظم پيشين منطقه و ناتواني ايالات متحده در معماري نظمي نوين و مطلوب منافعش شده است. از اين روست كه امروزه امپرياليسم گردنكش ايالات متحده تنها حفظ تسلط نسبي اش بر منطقه ي استراتژيك خاورميانه را در تخريب و تضعيف دولت هاي مستقر، ويران كردن زير ساخت هاي اقتصادي و زمين گير كردن اندام واره هاي اجتماعي، دامن زدن به جنگ هاي فرقه اي و مذهبي بويژه تضاد شيعه و سني و خلاصه ايجاد و تقويت هر جريان مركز گريز و تجزيه طلب در كشورهاي هدف (كشورهاي مستقل و نيمه مستقل منطقه) مي يابد (از تجزيه سودان تا طرح هاي هنوز ناكام تجزيه ي ايران، عراق، سوريه، تركيه، ليبي، افروختن آتش جنگ داخلي  مجدد در عراق، لبنان و غيره، حمايت از گروه هاي تكفيري و حتي تروريست هاي القاعده و غيره).
هم سرنوشتان!
سكانس پاياني سناريويي كه اجراي آن چندي پيش در افغانستان و سودان و عراق كليد خورده و ديروز در ليبي و امروز در سوريه و مصر و فردا لابد در ايران و غيره عملياتي مي شود؛ ويراني ي كل منطقه، سيلان پيروزمند مرگ و فقر و آوارگي و اضطراب براي چند دهه ي ديگر است. نبايد بگذاريم اجراي چند ديالوگ و حركت خودانگيخته و نواي في البداهه، طرح كلي و شوم اين روايت را از چشم ما و رفقايمان پنهان كند. برادران و خواهران كارگر ما در تونس و مصر 3 سال پيش با خواست آزادي و عدالت اجتماعي و به شكلي خودجوش عليه دولت هاي هم پيمان غرب در منطقه به پا خواستند؛ اين مي توانست آغازگاه جنبش انقلابي بر ضد نوليبراليسم و ديكتاتوري در منطقه شود كه ضمن سرنگون كردن رژيم هاي اقتدارگراي مجريِ سياست هاي نوليبرال، از دولت هاي حاشيه ي خليج فارس گرفته تا مصر و حتي سوريه و غيره، در تحقق ساختارهاي عادلانه تر سياسي و اقتصادي به بار نشيند. اما اينك به ليبي و مصر و تونس به سوريه و عرا ق و لبنان بنگريد. مصر هنوز در شوك كودتاي ضد انقلابي ارتش با حمايت مستقيم عربستان و اسرائيل است. در ليبي به بهانه ي حمايت از مردم در مقابل معمر قذافي در پوشش فريب دهنده ي «منطقه ي پرواز ممنوع» دست به بمباران زير ساخت هاي اقتصادي، جاده ها، شبكه هاي لوله كشي و كشتار مردم زدند كه نتيجه اش بيش از 3000 ميليارد دلار خسارت به تاسيسات زيربنايي و مرگ نزديك به 30 هزار نفر از غير نظاميان بود؛ اكنون نه تنها در ليبي ساختار دموكراتيك و اجتماعي مستقر نشده بلكه زندگي مردم اين كشور هنوز جولانگاه گروه هاي مسلح و تعارضات قبيله اي و قومي است. در سوريه اگر چه واكنش بشار اسد به اعتراضات پراكنده، مسالمت آميز و دموكراتيك كه دو سال پيش به رهبري «كميته هاي هماهنگي ملي» آغاز شد، خشن و نابخردانه بود، اما اين رسانه ها و سرويس هاي اطلاعاتي دولت هاي غربي و تركيه و عربستان و قطر بودند كه نقش اساسي را در بزرگ نمايي، دروغ پردازي رسانه اي، ارسال دلار و اسلحه و تروريست به داخل سوريه و تبديل اعتراضات فوق به تعارضاتي مسلحانه، ويرانگر، ارتجاحي و ضد دموكراتيك ايفا كردند. بي دليل نيست كه كميته هاي هماهنگي ملي نه تنها مدت هاست دست از فعاليت ها و اقدامات خياباني برداشته اند بلكه امروز قاطعانه دخالت خارجي در سوريه را محكوم مي كنند.
جان كلام آنكه ضد انقلاب تقريبا موفق شده جنبش انقلابي نوپاي منطقه را به صليب كشد. سلسه جنبان اين ضد انقلاب سرمايه داران منطقه به پشت گرمي حاميان غربي و برخي دولت هاي ارتجاع پرور منطقه و در رأس شان دژ كنوني ارتجاع و ضد انقلاب يعني عربستان سعودي بوده اند. غرب و دولت هاي مستقر منطقه مي خواستند لوله ي اسلحه ي انقلاب را به سمت خودِ انقلاب برگردانند و فعلا گويا كامياب شده اند؛ مراحل گوناگون تحولات در مصر و حتي در سوريه نيز به شكلي نمايانگر همين چرخش شوم بود. پس عجيب نيست كه ايالات متحده كه بيش از يك دهه است به بهانه ي نبرد با تروريسم جاي جاي منطقه را لگدكوب و لجن مال كرده است امروز دارد دوشادوش تروريست هاي ا لقاعده و شيوخ ذي نفوذِ عرب در قطر و عربستان سعودي و غيره، عليه دولت اسد مي جنگند. ايالات متحده تحت دولت اوباما با اعلام اين مطلب كه ما براي حمله به سوريه نيازي به شواهد نداريم و اينكه حمله ي ما مستقل از نتايج بازرسان شيميايي ملل قطعاً انجام خواهد شد. توانسته معناي وقاحت و قلدر مآبي را به حد و حدودي تصور ناپذير در تاريخ سياست مدرن گسترش دهد.
رفقا!
تحقق كامل سناريوي شوم كنوني محتوم نيست!؛ اراده ي جمعي ما و شما مي تواند آن را از اساس دگرگون كند. سكوت و انفعال و بي اعتنايي ما تنها به معناي آن است كه با جوهر خون خود بر دوام فقر و انقياد خود و حتي فرزندان مان دست كم براي چند دهه ي ديگر تائيد زنيم.
رفقاي جوياي آزادي و عدالت ما در ايران و منطقه و جهان!
ما جمعي از فعالان و تشكل هاي مستقل كارگري ايران از شما مي خواهيم در هر كجا كه هستيد با هر شكل ممكن با راه‌اندازي تجمعات، يا انتشار نشريات با  اقدامات هميارانه و آگاهي بخش خود عليه هر گونه اقدام ضد انقلابي دولت ها و عوامل خارجي و داخلي، بويژه تجاوز نظامي قريب الوقوع مثل سيه سابقه امپرياليستي ايالات متحده- فرانسه انگليس در منطقه به پا خيزيد! اقدامات غير انساني، ضد انقلابي و تفرقه افكني زرادخانه ي ضد انقلاب منطقه، عربستان سعودي را در مصر و سوريه و غيره محكوم كنيد. همبستگي خود را با برادران و خواهران كارگر آزاديخواه و عدالت جوي خود در سرتاسر منطقه و جهان گسترش دهيد. اقدامات ضد بشري و سياه  تروريست هاي القاعده و مزدوران آشوب طلب مسلح را در منطقه محكوم كنيد، اگر چه ايمان داريم كه ساختن جهاني بهتر و انساني تر ممكن است، اما براي اجتناب از سقوط مناسبات اجتماعي كنوني به مغاكي غير انساني تر هم كه شده، هم امروز به پا خيزيد.
رضا شهابي زكريا – عضو هيات مديره سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه
زندان اوين بند 350- يكشنبه 10/6/92
 

۱ دیدگاه

  1. درود بر آقای رضا شهابی
    شواهدی هست مبنی براینکه تحریک و تحریم، محاصره اقتصادی و نظامی، ویران کردن کشورها بدلائل خررنگ کن، دامن زدن به ستیز مذهبی، قومی و قبیله ای در میان مردم… سرکوب خلق های « یاغی »! ملت های « خاطی »! اشغال نوبتی کشورهای « مزاحم »! بسیاق راهزنان زمینی و دریائی در قرون منقضی، از یوگسلاوی گرفته تا سومالی و عراق و افغانستان و ساحل عاج و لیبی و مالی در همین چندی پیش برای غارت دارائی و اموال دیگران، تخریب زیر ساخت های اقتصادی، بمباران مناطق مسکونی، مراکز برق و منابع آب آشامیدنی، مراکز اداری و امدای و آموزشی… از ارتفاع چند صد هزار متری، از زمین و هوا و دریا، کشتار ناجوانمردانه اهالی، کارگر و کارمند، زن و مرد، پیر و جوانان، قتل عام بچه های قد و نیم قد در خواب بیداری، در یک کلام، استعمال قهر برای حل و فصل مسائل اقتصادی و اجتماعی حکایت از درماندگی و استیصال فرمانروایان دارد، ناشی ورشکستگی نظام مسلط بر تولید و مبادله، بر چگونگی بازآفرینی زیست جمعی انسان هاست – منشاء سناریوی های شوم. اما حق با شماست، نه یکبار، که هزار بار حق با شماست، چون تحقق سناریوی های شوم از این دست، محتوم نیست. با تشدید مبارزه ضد استبدادی، تقویت مبارزه ضد استعماری می توان جلوی تحقق آن را گرفت. نباید گذاشت که امپراتوری سرمایه، بنام « آزادی »! میدان داری کند. موهوم بخورد افکار عمومی بدهد. آقای « شورای امنیت »! با مستبدان محلی بلاسد و دمشق و بعد تهران و… را به بغداد تبدیل کند.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.