سياسی

اطلاعات اساسی اتفاقیه بین المللی در مورد سوریه

20130924-071108.jpg
.

نوشته: دکتر امین محمد حطیط٬ استاد دانشگاه لبنان
برگردان٬ توضیح و زیرنویسها: احمد مزارعی
پس از مقاومت افسانه ای در برابر جنگ بین المللی برعلیه سوریه٬ این کشور توانست همه معادلات جهانی را در این جنگ نابرابر که با شرکت دهها هزار نفر بنیادگرای تکفیری براه افتاده بود٬ درهم ریخته و برضد جنگ افروزان بکار بگیرد و معادلات را برعلیه آنها و بنفع خود تغییر دهد.
در نتیجه تغییر معادلات فوق اکنون میتوان گفت که مرحله «استفاده از آتش برای تحقق اهداف»٬ یعنی منطق نظامیگری برای حل بحران به مرحله «راه حل بدون مذاکره وجود ندارد»٬ یعنی منطق راه حل مسالمت آمیز. میتوان گفت اکنون وظیفه نظامیگری برای تحقق دو هدف بکار گرفته میشود.
یکم: اکنون نظامیگری با این دو هدف بکار گرفته میشود تا وسیله فشاری شود تا دیپلوماسی و مذاکرات شروع شود و این مرحله درست برعکس دوره سابق است که هدف نظامیگری٬ سرنگون کردن دولت سوریه بود.
دوم: پاکسازی کشور سوریه از بنیادگرایان و نیروهای تکفیری خارجی٬ براساس منطق همزیستی مسالمت آمیز در دولتی ملی و سکولار که در آن همه قومیت ها٬ مذاهب و ادیان در کنار یکدیگر زندگی کنند. این مرحله را میتوان در مذاکرات و فعالیتهای اخیر میان وزرای خارجه دو کشور آمریکا و روسیه و توافق آنها بر روی کنفرانس ژنو٬ در تاریخ چهاردهم سپتامبر٬ ملاحظه کرد.
قبل از ورود به مرحله تازه٬ اوضاع منطقه به لبه پرتگاه جنگی رسیده بود که در صورت وقوع میتوانست به نابودی همگان منجر گردد. اگرچه ما براساس منطق «منافع٬ خطرات٬ معادلات و قدرت پاسخ دهی»٬ تهاجم برعلیه سوریه را بعید میدانستیم و همیشه میگفتیم که آمریکا جرأت حمله به سوریه را ندارد٬ اما احتمال خطای آمریکا را از نظر دور نمیداشتیم و آنرا بصورتی بسیار پائین درنظر میگرفتیم. اکنون و پس از مجموعه اتفاقات حاصله٬ راه خروجی از بحران موجود٬ از طرف روسها که در هماهنگی با ایران و سوریه مطرح شد که نشان دهنده کهنه کاری٬ درایت و پختگی در سیاست و دیپلوماسی است٬ اما اینچنین وانمود شد که نتیجه مشترک روسیه – آمریکا است تا بتوان بوسیله آن پرده ساتری برجنگ و تجاوزگری کشانید(و اوباما بدین طریق از مهلکه نجات یافت- مترجم)٬ این پیشنهاد روسیه٬ از سلاحهای شیمیایی مدخلی ساخت تا از طریق آن فضا و افقی گسترده تر بوجود آورد که تصورات حل بحران سوریه و حرکت بسوی آن گام اولی است بسوی کل منطقه٬ اگرچه ابتدا از سوریه آغاز میگردد٬ اما حرکتی همه جانبه و بین المللی است برای تأسیس معیارهای تازه ای در روابط بین المللی که دستاوردهایش در نظام موجود جهانی تأثیرگذار خواهد بود. همانی که ما از دو سال پیش گفتیم که از زخم جنگ سوریه نظام تازه و جهانی تازه تولد خواهد یافت. در این زمینه ما مهمترین عناصر و شکل بندیهایی که از این پس بظهور خواهد رسید٬ در زیر می آوریم:
۱- بازگشت به مرحله حرمت گزاری به قوانین و مقررات بین المللی بویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد٬ زیرا این مرکز مکان مناسبی است برای تصمیم گیریهای مربوط به مسائل بین المللی٬ بویژه سوریه. از سوی دیگر شورای امنیت٬ براساس میثاق سازمان ملل متحد٬ تنها مکان مسئول و مجازی است که میتواند در مورد استفاده از قدرت را برضد هر دولتی مورد بحث قرار داده و در مورد آن تخاذ تصمیم کند. این امر موجب خواهد شد که تهدیدات فردی دولت آمریکا مبنی بر حمله نظامی به کشورها را خنثی کرده و از وقوع چنان جنگهایی جلوگیری شود. در این زمینه باید خاطر نشان ساخت که این وضعیت برای اولین بار موازنه و دوگانگی قدرت را در مورد پیشنهاد روسیه٬ در مورد حل بحران سوریه٬ به حیطه عمل درمیآورد٬ در حالیکه سوریه اعلام آمادگی نموده تا به قرارداد منع استفاده از سلاح شیمیایی بپیوندد٬ آمریکا نیز مرجعیت شورای امنیت در استفاده از قدرت برعلیه کشورها را برسمیت شناخته و این درست برعکس تهدیداتی است که آمریکا قصد داشت به سوریه حمله نظامی دست ببرد و همگان نیز میدانستند که تهدیدات آمریکا تجاوز آشکاری به قوانین بین المللی محسوب میشد.
اظهارات بعدی آمریکا مبنی براینکه«آمریکا آماده است تا برای دفاع از خود از قدرت استفاده کند» و یا:«اگر فعالیتهای دیپلوماتیک با شکست روبرو شود٬ ما با قدرت برخورد خواهیم کرد»٬ مانورهای دیپلوماتیک است. اولی٬ به معنی چیزی است که هرگز اتفاق نخواهد افتاد و سوریه هیچگاه آمریکا را تهدید نکرده٬ بلکه همیشه برعکس بوده است و دومی٬ از نوع بیانیه ها و تبلیغاتی است که برای سرپوش گذاشتن بر عقب نشینی آمریکا از مواضع اولیه خود مبنی بر تهدید به حمله نظامی و در مجموع میتوان گفت کوششی است برای حفظ «حیثیت» آمریکا٬ بویژه در برابر همپیمانان خود.
۲- اعتراف به اینکه تنها راه بحران موجود در سوریه٬ راه حل مسالمت آمیز است که از طریق گفتگو حاصل میشود و این خود بمثابه پیروزی بزرگی برای سوریه محسوب میشود٬ بویژه اینکه دولت سوریه از ابتدا خواستار شد مذاکرات در سطح ملی و بطور مستقیم میان همه سوریها باشد. به باور دولت سوریه٬ مذاکرات میان سوریها به آنجا منجر میشد که برای انتخابات هیئت حاکمه٬ مردم بطور مستقلانه به آرای عمومی مرجعه کنند. باور داریم که این امر موجب یأس و ناامیدی همه آن کسانی میشد که به دامن بیگانگان روی آورده٬ به این امید که آنها کمک کنند تا مزدورانشان به حکومت برسند٬ همانطور که بیگانگان در گذشته حاکمانی را برای امارات خلیج فارس٬ به حکومت رساندند٬ این مزدوران فکر میکردند که امیرانی همچون امرای خلیج فارس خواهند شد. از این نظر «کنفرانس ژنو۲» و یا کنفرانسهای مشابه که در پانزده ماه گذشته غربیها از آن فرار میکردند٬ مکان و وسیله ای خواهد شد که در مورد حل بحران سوریه گفتگو شود و همگان با شرکت خود بتوانند به قبول راه حلی برسند که سوریه از تجاوزات تروریستی نجات یافته و آرامش واقعی همراه با شرکت همگان با حجم واقعی خود برای اداره کشور به توافق برسند.

۳- اعتراف به اینکه٬ سوریه پس از تحویل دادن سلاحهای شیمیایی خود٬ نتیجه طبیعی پیوستن به قرارداد منع گسترش این سلاح میباشد و در عین حال پیوستن به این قرارداد٬ ضمن توافقنامه بین المللی برای خالی نگهداشتن منطقه خاورمیانه از سلاحهای کشتار جمعی میباشد. با پیوستن سوریه به این قرارداد و از میان بردن سلاحهای شیمیایی این کشور٬ سوریه در ردیف یکصد و نود و سه کشوری قرار خواهد گرفت که قبل از این قرارداد مذکور را٬ امضا نموده اند که براساس مقررات این اتقاقیه٬ کسانی که به این گروه از کشورها می پیوندند٬ به معنی تبعیت٬ دستور و یا دیکته از طرف کسی نیست٬ بلکه امری ارادی و اختیاری است. از این نظر اظهاراتی که بعضی مسئولان آمریکایی در حول و حوش این قضیه بیان میکنند٬ بیشتر جنبه تقویت روحی همپیمانان آمریکا بوده و تحت هیچ شرایطی نمیتوان از آنها بهره برداری سیاسی نمود. از سوی دیگر باید گفت که پیوستن سوریه به این اتفاقیه٬ عملی فردی و مختص به سوریه نبوده٬ بلکه شیوه ای است که براساس آن آینده ای در خاورمیانه رقم خواهد خورد که در آن هیچگونه سلاح کشتار جمعی وجود نداشته باشد٬ معنی دیگر آن این است که اسرائیل نیز که دارای ۲۵۰ کلاهک هسته است و انواع سلاحهای شیمیایی دیگر نیز در اختیار دارد٬ مجبور خواهد شد در هنگامی که یک موضعگیری بین المللی در این زمینه وجود دارد٬ به این اتفاقیه بپیوندد. موضوعی که باید گفت اینکه مقررات اتفاقیه منع گسترش سلاحهای شیمیایی اشعار میدارد که کشورهای عضو موظفند٬ اگر یکی از اعضا مورد تجاوز سلاح شیمیایی قرار گرفت٬ بقیه باید به کمک وی شتافته و مانع تجاوز به آن کشور عضو گردند. در مورد بحث اخیر و موقعیت سوریه٬ روسیه ضمانت دفاع از سوریه را بعهده گرفته است.

۴- سقوط برنامه تشکیل دولتی دینی تکفیری در سوریه و از آنجا به سایر مناطق و شناسایی اینکه دولتی سکولار در سوریه بر سر کار آید که در آن همه اقوام٬ ادیان و طوایف شرکت داشته باشند٬ مناسبترین راه حل برای سوریه متحد است. در اینجا باید بر روی سقوط دولتی تکفیری در سوریه تأکید ورزید٬ زیرا هدف از تشکیل چنین دولتی که بخشی از آن بدست اخوان المسلمین اداره شود٬ اینست که آنان براساس معامله ای سیاسی پذیرفته اند تا کمربندی امنیتی در اطراف اسرائیل بوجود آورند و بخش تکفیری این دولت که عمدتا به توسط وهابیها اداره شود٬ اینست که از منافع نفتی غرب در منطقه حمایت کنند. اما با اعتراف جامعه بین المللی به اینکه دولتی در سوریه بر سر کار آید که همه اقوام و مذاهب در آن بطور مساوی شرکت داشته باشند٬ راه را بر اخوان المسلمین و تکفیریها در سوریه می بندد٬ کما اینکه مردم راه را بر اخوان المسلمین مصر بستند(۱)٬ این یکی از دستاوردهای مهم سوریه در جنگ دفاعی خود بوده است. این دستاورد مانع از آن شد که سوریه براساس گروههای مذهبی و طایفه ای تقسیم گردد و این یکی از اهدف اصلی اسرائیل بود تا بدینوسیله یهودی بودن کامل دولت اسرائیل را توجیه نماید(۲) و بتواند با غصب بیشتر زمینهای فلسطینیها٬ آنان را از سرزمینشان اخراج کند.
۵- تشکیل یک جبهه بین المللی برای رو در رویی با نیروهای تروریستی و تکفیری٬ تعقیب و قلع و قمع جنایاتشان. در اینجا باید خاطر نشان ساخت که در طول مرحله گذشته٬ آمریکا و کشورهای همپیمانش اساسا بر گروههای تروریستی و تکفیری اعتماد میکردند و اینان نیز با هرگونه صلح و سازش و مذاکرات مخالف بوده٬ زیرا حامیان آنها در نظر داشتند سیاستهای خود را تنها از راه خشونت٬ کشتار و تخریب پیش ببرند٬ اما اکنون اوضاع تغییر کرده٬ زیرا برایشان بوضوح آشکار شده که عاجز مانده اند و هرگونه عمل نظامی نمیتواند به ساختار دولت در سوریه ضربه وارد آورد و افشا شدن وضعیت بحرانی عملکرد تروریستها در عرصه بین المللی٬ همراه با وارد شدن روسیه با امکانات ماهواره ای که در مراقبت و کشف عملیات تروریستها دارد٬ در همراهی با روسیه مجموعه بریکس(برزیل- هند – چین – آفریقای جنوبی – روسیه)٬ مجموعه شانگهای. اما مثلث منطقه ای متشکل از عربستان – ترکیه و قطر که کاملا متوجه شده اند که کمک کردن یا کمک نکردن آنان به تروریستها و یا حمایت و عدم حمایتشان از کنفرانس ژنو٬ هیچ تغییری در معادله ایجاد نخواهد کرد٬ آنان تنها بر خسارتهایشان در این حوادث افزوده خواهد شد.
در پایان باید بگوییم که سوریه٬ منطقه و جهان٬ اکنون در مرحله تازه ای قرار گرفته که خطوط اساسی آن در میدانهای جنگ سوریه و بقلم سوریه مقاوم و محور مقاومت و جبهه بین المللی آن ترسیم و نوشته خواهد شد٬ مرحله ای که «توافقنامه شیمیایی» تنها دروازه ورود به آن است٬ مرحله ای که میتوان با کلماتی مختصر اینچنین گفت:«سوریه٬ کنام مقاومت٬ ایستادگی کرد٬ دفاع کرد و پیروز شد». اما زمانی نیاز دارد که این پیروزی بیار نشیند و بتواند به استقرار منجر شود٬ زمانی که شکست خوردگان به فریاد و غوغایی دست خواهند زد٬ که نخواهد توانست در نتایج حاصله تغییری ایجاد کند.
پایان

توضیح و زیرنویسها از مترجم است:
(۱)- اخوان المسلمین مصر٬ قبل از بقدرت رسیدن٬ شعار آزادی فلسطین و بیت المقدس را میدادند٬ اما آنها محرمانه توافقهایی با آمریکائیها کرده بودند تا از امنیت اسرائیل حمایت کنند٬ حماس را خلع سلاح و رابطه با بانک جهانی را نیز حفظ نمایند. این سیاستها درست درجهت مخالف منافع ملت مصر بود٬ لذا طبیعی بود که مردم مصر برعلیه آنها بپاخیزند. اساسا انقلاب مصر تاکنون نتوانسته است برنامه ای منسجم که در خدمت منافع اکثریت ملت مصر باشد٬ تدوین نماید. مبارزات در مصر اگر چه با گامهایی آرام بسوی جلو حرکت خواهد کرد.
(۲)- هدف از یهودی بودن دولت اسرائیل اینست که اعراب مسلمان و مسیحی از اسرائیل اخراج و بجای آنها یهودیان بیشتری از کشورهای دیگر در این کشور ساکن شود. برای مثال هدف از بمباران غزه و تحت فشار قرار دادن مردم اینست که تا آنان از غزه کوچ کرده و به منطقه ای در صحرای سینا ساکن شوند٬ زیرا اولا: اسرائیلیها میخواهند ساحل دریای مقابل غزه را غصب کرده و ثانیا: بر منابع گازی منطقه شرق مدیترانه کاملا تسلط پیدا کنند. اما آنچه که از همه مهمتر است اینکه کشورهای غربی و در رأس آنان آمریکا٬ مایلند که اسرائیل به تجاوزات و غصب زمینهای فلسطینیها ادامه داده قدرتمندتر شود. وجود اسرائیل قدرتمند و توسعه طلب هدف درازمدت غرب است تا از این طریق هرچه بیشتر بتواند سیاستهای استعماری خود را در منطقه گسترش دهند. کشورهای غربی از طریق اسرائیل به انواع ترورها و توطئه های گوناگون دست میزنند و موجب هرچه بیشتر جنگ و خونریزی و در نتیجه عقب ماندگی کشورهای اسلامی میگردند و چرخه غارت و بهره کشی خود را از ملل شرق ادامه میدهند.