سياسی

نگاهی به مبارزات کشاورزان تهیدست و کارگران کشاورزی در کلمبیا

نوشتهحمید قربانی

کارگران روستا و کشاورزان تهیدست و بی چیز با اتحاد با کارگران و جوانان شهر در برابر زور گوئی دولت سرمایه داری و شبه نظامی کلمبیا، دولتی که در کشتار و سر به نیست کردن، رهبران عملی و فکری کارگران و کشاورزان کوچک و کم زمین ید طولائی دارد، به مبارزه ای همه جانبه و در تمامی اشکال آن بر خاسته اند. این مبارزات بر علیه سیاست های دولت کلمبیا در ندادن سوبسید به کشاورزان، خرید ارزان محصولاتشان و نیز وارد کردن محصولات کشاورزی ارزان از کشورهای امپریالیستی با سوبسید به زمین داران بزرگ و بنا بر این خانه خراب کردن کشاورزان کوچک وحتی نداشتن خرج و مخارج برای مدرسه کودکان و بهداشت این زحمتکشان می باشد. این مبارزات مورد توجه جوانان متعلق به خانوادههای کم درآمد یعنی کارگران و زحمتکشان شهر و دانش آموزان و دانشجویان که برای رسیدن به تحصیلات رایگان و داشتن زندگی مرفه مبارزه می کنند، قرار گرفته است. یکی از دانشجویان شرکت کننده در این مبارزات علت شرکت خود را رسیدن کشاورزان به خواست هایشان و همچنین تحصیل رایگان و رفاه اجتماعی برای کارگران و زحمتکشان و فرزندانشان در شهر و روستا بیان می کند(1).

آنها جاده ها را بسته، در شهرها راهپیمائی کرده و با نیروهای پلیس و سرکوبگر درگیر شده و به اماکن دولتی حمله می برند، زخمی شده و زخمی می کنند و از هیچگونه جانفشانی و فداکاری دریغ نمی کنند. و حتی در برابر تیراندازی نیروهای سرکوبگر با تیر و تفنگ از خود و همراهان و تظاهرات خویش به دفاع بر خاسته و برمی خیزند. با نگاه به شهرها و خیابانها و جاده ها انسان وادار می شود تا قبول نماید که یک جنگ طبقاتی در تمامی اشکال آن، ولی از نظر تجهیزات بشدت نابرابر بین نیروهای سازمان یافته و مجهز به انواع سلاحهای خودکار دولتی و نیروهای هنوز سازمان نیافته کارگران و کشاورزان و جوانان جاری است.

در برابر چنین مبارزه ای است که دولت این کشور، به جای جوابگوئی به خواست های بر حق اعتراض کننده گان مانند همه دولت های موجود سرمایه داری امپریالیستی به شیوه ی همیشگی یعنی سرکوب وحشیانه متوسل شده و اعلام حکومت شبه نظامی نموده و سربازان را در خیابانهای بوگوتا، پایتخت کشور مستقر کرده است. لینک های زیر مطلب گوشه هائی از این نبرد و چاره جوئی دولت تحت سلطه امپریالیسم جهانی، بویژه آمریکا و شرکت های چند ملیتی را در این کشور نشان می دهند. البته این اخبار از سایت متعلق به امپریالیست های اروپائی (اتحادیه اروپا) به نام ارونیوز برداشته شده اند و زهر و سموم بورژوائی را نیز به طور قطع همراه دارند.

اما،این فقط در کلمبیا که در کشتار کارگران و کشاورزان تهیدست و فعال، رهبران اتحادیه های کارگری و روشنفکران مترقی و آزادیخواه که یکی از نام آوران جهان معاصر، جهان تحت سلطه سرمایه داری امپریالیستی می باشد و مدت مدیدی است که در یک جنگ و نزاع داخلی با حزبی مسلح درگیر است،(2)نیست که چنین مبارزات حاد و نبرد و جنگ طبقاتی خیابانی و جاده ای و غیره جاری است، بلکه کارگران شهری و روستائی و نیز تمامی زحمتکشان و مخصوصن جوانان بیکار در تمامی جهان تحت سلطه سرمایه داری بحران گرفته و سود پرست، امروزه به مبارزه مرگ و زندگی برخاسته اند که از زندگی خویش که مورد تعرض جدی و ویران کننده بی نظیر از طرف سرمایه داران و دولت هایشان قرار گرفته اند، دفاع کنند. زیرا که سرمایه بحران کرفته بوسیله دولتهائی با سرمداران مفت خور و جانی، مثل اینکه راه و چاره دیگری جز تجاوز و تحمیل برنامه های ریاضت اقتصادی به توده های کارگر و سایر ستمکشان و استثمار شده گان در برابر افزودن به سود سرمایه داران حریص و طماع ندارد و اما،اکر اندکی دقیق به اوضاع نگاه کنیم متوجه می شویم که در این مبارزات قهرمانه، کارگران و زحمتکشان شهر و روستا از یک کمبود اساسی و عدم یک عامل که پیروزی شان به وجود آن وابسته است، رنج می برند. آن عامل به باور من، عدم توان اتخاذ یک سیاست طبقاتی و همه جانبه است که بر مبنای سیاست تعرض و عدم اعتماد به طبقه حاکمه و نیروهای وابسته بدان می باشد. اتخاذ چنین سیاستی بر می گردد به اینکه کارگران آگاه بتوانند سازمان سیاسی خود یعنی ارگانی که کارگران را بتواندآگاه به منافع طبقاتی شان نموده و برنامه و استراتژی انقلابی داشته وبر آن اساس متمرکز و مجتمع نماید، ایجاد کنند. بدون وجود چنین حزبی است که اتخاذ سیاست طبقاتی و دانستن اینکه دولت در جامعه طبقاتی اساسن و بنیادان دستگاه سرکوب طبقه حاکمه است و دیکتاتوری و دموکراسی در جامعه طبقاتی سرمایه داری دو روی یک سکه اند و انتخابات یعنی اینکه هر 4یا 6سال یک و یا چند نفر را برای سرکوبی خویش انتخاب و برای ما منصوب گردیده و بر ما تحمیل می شوند(3)، نیز آگاهی یافتن به رمز و رموز چگونگی کارکرد دولت و ارگانهای مختلف آن و اینکه باید چنین دولت هائی را نابود گردانید؛ چگونه می توان این کا ررا انجام داد، برای توده کارگران و زحمتکشان به یک امر غیرممکن تبدیل شده است. برای همین و با درک این نیاز بود که کارل مارکس در سال 1864در سخنرانی اش بمناسبت تأسیس سازمان بین المللی کارگران، پیروزی طبقه کارگر در مبارزه اش را منوط به وجود حزب کارگران آگاه نه تنها در یک کشور بلکه در سطح جهانی دانست. و امروزه دقیقن، بدین علت است که مبارزات کارگران و تودهها شروع شده، اوج می گیرند و حتی کارگران مجبور هستند و میشوند از اشکال قهرآمیز مبارزه طبقاتی، ولی سازمان نیافتۀ آگانه نیز استفاده کنند، چند روزی شهرها را به آشوب می کشند و ضرباتی را وارد می کنند که گاهی مواقع کم اهمیت نیز نیستند و حتی دولت هائی را ساقط می کنند و دیکتاتورهائی را هم سرنگون و یا مجبور به کناره گیری می کنند، طبقه حاکمه را دچار دو دستگی وچند دستگی می کنند که مجبور می شوند قربانی بدهند و به اعمال و اقدامات رذیلانه و جنایتکارانه ای حتی بر ضد همطبقه هایشان و نوکران گوش به فرمانشان بپردازند. ولی متاسفانه،کلن مبارزات بدون رسیدن به یک نتیجه مفید و پیروزمند، پایان می یابند. کارگران و توده های شورشی که حاضر به هر نوع جانبازی و از خود گذشتگی بودند، بالاجبار، با تلفات و خسارات به سرکارهایشان بر می گردند و دوباره تبدیل به برده های فرمان بردار وساکت شده،و مبدل به چرخ سود دهی برای سرمایه و سرمایه داران می گردند و دولت ها نیز در این بین خود را ترمیم کرده و برای دور بعدی آماده تر می گردند. این را در همین چندساله اخیر در مصر، یونان، اسپانیا، آفریقای جنوبی، برزیل، آمریکا، شیلی، ایران، ترکیه، پرتغال و… به دفعات دیده ایم.

آری، بدون اتخاذ یک سیاست طبقاتی روشن و داشتن یک استراتژی طبقاتی و کمونیستی که در اساس خود بین المللی است و سرمایه را نشانه می گیرد یعنی سیاستی که چشم انداز نابودی دولت کنونی با یک مبارزه همه جانبه و در همه اشکال آن(اقتصادی، سیاسی و نظامی)یعنی یک انقلاب اجتماعی قهرآمیز برای لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و در شرایط کنونی سیستم سرمایه داری، همراه آن لغو کارمزدی و طبقه و طبقات را داشته و تبلیغ و ترویج کند و طبقه کارگر را بعلت نقش اساسی اش در تولید و توزیع نعم مادی- بعنوان نیروی اصلی اجرایی و پیاده کردن چنین سیاستی آماده و متمرکز کند، مبارزاتِ همچنان جاری و بالاجبار و اجتناب ناپذیر ما کارگران و زحمتکشان، هر چند ضرباتی به سیستم موجود اجتماعی می زنیم و اما در بیشتر مواقع موجب خسارات های جانی و مالی بیشتری به خود ما می گردند.

همچنانکه در بالا نیز نوشتم اتخاذ و پیشبُرد چنین سیاست و استراتژی ای از عهده کارگران حتی آگاه تکی و منفرد و حتی مجتمع در یک کارخانه و شرکت و مؤسسه ای و محل زندگی بر نمی آید. نیازمند یک ارگان سراسری با برنامه و پرنسیپ های اصولی و پذیرفته شده و نه بشکل اطاعت کورکورانه و تعیین شده از بالا بوسیله یک عده عالم و همه دان؟!، در برابر دولت های اغلب امنیتی اطلاعاتی موجود می باشد. باید که سازمان سیاسی یعنی حزب کمونیست کارگران آگاه که می تواند هم عامل اتخاذ چنین سیاستی و هم با آماده کردن توده طبقه کارگر و زحمتکشان، دستگاه پیش برنده چنین سیاستی باشد را، در اسرع وقت ایجاد کنیم. ایجاد چنین حزبی نیز در جهان کنونی امپریالیستی با این دولت های دیکتاتور و مستبد و این همه نیروهای سرکوبگر متفاوت و سم پاشی های مذهبی و دینی و خرافات ملی و غیره بهیچ عنوان در یک مبارزه علنی و خودبخودی صرف ممکن نیست.کلن طبقه صاحب ابزار تولید نه تنها دولت و نیروی سرکوب را در اختیار دارد بلکه بر تمامی ارکان جامعه حاکم است و به قول خود آن فرزانه انقلابی کارل مارکس «فرهنگ حاکم و مسلط در یک جامعه طبقاتی فرهنگ طبقه حاکمه است وبس«. پس طبقه حاکمه کنونی هم وسیله سرکوب فیزیکی و هم روحی ما را در اختیار دارد.ما در مقابل فقط نیروی طبقاتی مان در اساس و متحدین یعنی سایر زحمتکشان یعنی کسانی که زندگی شان در گرو کار برای دیگران و تحت ستم سیستم موجود اجتماعی می باشند. ولی بدانیم که اگر به نیروی طبقه مان باور مند شده و سازمانیابیم، کوه را از جا می کنیم. باید توانست و قادر گردید که یک مبارزه مناسب شرایط اجتماعی یعنی مخفی و غیر علنی را سازمان داد و رابطه ای منطقی با توجه به شرایط اجتماعی و توازن طبقاتی بین مبارزه غیر علنی و علنی توده طبقه کارگر و زحمتکشان و اقشار کم درآمد و تحت ستم که در اشکال متفاوت مانند اعتصابات، تظاهرات، راهبندانها و اشغال اماکن دولتی و محل کار که تقریبن بحکم شرایط واقعی و مادی همواره در نوع و محتوای متفاوت یعنی آشکار و پنهان، با شدت و آرام موجودیت دارند که دیوار چین نیز بین شان کشیده نشده است، دست زد و نیز بر این نکته مهم و اساسی وقوف یافت که این مبارزات موجود و جاری و در بیشتر مواقع خود بخودی و ناشی از زندگی و نیازمندی های روزمره واقعی اند که محل نزاع واقعی طبقه کارگر و تودههای زحمتکش بر علیه سرمایه داران و دولت هایشان می باشند، قسمی و مهمترین بخش مبارزات طبقاتی بین استثمارگران و استثمار شده گان هستند و بدون شرکت و عمق دادن به چنین مبارزات ذاتی جامعه سرمایه داری ساختن حزب کارگران آگاه نیز میّسر نیست، ولی ایجاد حزب نه فقط در اشکال موجود و خودبخودی مبارزات بلکه اساسن و لازم و ضروری است که برای ایجاد، گسترش و توسعه دادن و توده ای کردن حزب سُرخ کمونیست کارگران، یک مبارزه مخفی-غیرعلنی را هم سازمان داد.زیرا که با وجود دیکتاتور لجام کسیخته و جو پلیسی و همه آن ارگانهائی که طبقه حاکمه دارد، ساختن حزب سازمانده انقلاب اساسن قهرآمیز کمونیستی کارگران بدون در پیش گرفتن چنین مبارزه ای تقریبن غیر ممکن و یا بعید است. آگاهی بر اینکه که مبارزه مخفی و غیر علنی نه تنها برای پنهان شدن از چشم و در دسترس تودههای کارگر و زحمتکش نبودن، نیست بلکه بر عکس برای پیشبُرد مبارزات آنهاست، لازم و ضروری است. به معنی حقیقی کسی که نخواهد، در چنین مبارزاتی شرکت داشته و مبارزه نماید، به مبارزه مخفی نیز نیازی ندارد. بدون تودههای کارگر و زحمتکش و مبارزات آنها، کارگران فعال و آگاه هیچ نیستند غیر از ماهی های مانده در شنزارهای کویر و در نهایت مرگ و یا خوراک ماهیخواران شدن در انتظارشان هست. سازمانهای مناسب برای چنین مبارزه ای را در محل کار و زیست بوجود آورده شوند. این ارگانها در مراحل اولیه خویش با توجه به شرایط و تجربه تاریخی به صورت سلولها، هسته ها و کمیته ها با ماهیئت انقلابی، سُرخ و کمونیستی هستند. حزب از ارتباط چنین کمیته ها و … مخفی است که ایجاد می گردد. چنین ارگانهائی که می باید خود را برای همه اشکال مبارزه طبقاتی «سیاست فشرده اقتصاد است و جنگ پیشبُرد همان سیاست به اشکال و وسائل دیگر است«-لنین، با توجه به شرایط مشخص و باز هم لنین«تحلیل مشخص از شرایط مشخص«، آماده کنند، از شجاعترین کارگران و آگاهترین آنها به رموز مبارزه طبقاتی، مبارزه بر علیه پلیس سیاسی و مخفی دشمن طبقاتی و همچنین فداکارترین و با جربزه ترین کارگران، صادقترین زحمتکشان و روشنفکران انقلابی باورمند به نقش تعیین کننده طبقه کارگر در مبارزه طبقاتی یعنی«خود رهائی کارگران«- مارکس، تشکیل می شوند.

برای آگاهی یافتن از مبارزات کشاورزان فقیر کلمبیا به لینک های زیر مراجعه نمائید.

استقرار نظامیان در خیابانهای بوگوتا، پایتخت کلمبیا:

http://persian.euronews.com/2013/08/31/military-patrols-ordered-in-bogota-in-wake-of-protest-deaths/

تظاهرات گسترده کشاورزان کلمبیا

http://persian.euronews.com/2013/08/25/farmer-s-protests-in-colombia-intensify

(1)- توده را با جنگ صنفی آشنا باید نمود
کشمکش را بر سر فقر و غنا باید نمود
در صف حزب فقیران اغنیا کردند جای
این دو صف را کاملا از هم جدا باید نمود
این بنای کهنه پوسیده و ویران گشته است
جای آن با طرح نو از نو بنا باید نمود
تا مگر عدل و تساوی در جهان مجری شود
انقلابی سخت در دنیا به پا باید نمود
مسکنت را محو باید کرد بین شیخ و شاب
معدلت را شامل شاه و گدا باید نمود
از حصیر شیخ آید دم به دم بوی ریا
چاره‌ی آن با باریا و بوریا باید نمود
فرخی بی‌ترک جان گفتن در این ره پا منه
زانکه در اول قدم جان را فدا باید نمود.

فرخی یزدی

(2)البته مدتی است که در حال مذاکره هستند، ولی در همین مبارزات وزیر جنگ دولت بر خلاف حتی رئیسش درگیری های مسلح را به این نیروی مسلح یعنی فارک نسبت داد

(3) رویزیونیسم در قلمرو سیاست واقعاً کوشید تا در شالودۀ مارکسیسم یعنی در نظریۀ مبارزۀ طبقاتی تجدید نظر کند .رویزیونیست ها گفتند که آزادی سیاسی، دموکراسی و رأی عمومی زمینه های مبارزۀ طبقاتی را از میان برمی دارد و حکم قدیمی مانیفست کمونیست را مبنی بر اینکه کارگران میهن ندارند باطل می کند. گفتند از آنجا که “ارادۀ اکثریت” در یک دموکراسی حاکم است، دیگر نباید دولت را ارگان سلطۀ طبقاتی به حساب آورد و نباید ائتلاف با بورژوازی مترقی و خواهان اصلاح اجتماعی به ضد مرتجعان را رد کرد. صفحه7مارکسیسم و روزیونیسم- لنین، ترجمه سهراب شباهنگ

نظام پارلمانی نه تنها ماهیت دموکراتیک ترین جمهوری های بورژوایی را به عنوان ارگان سرکوب طبقاتی محو نمی کند، بلکه آن را عریان تر می گرداند .نظام پارلمانی با کمک به روشن شدن و سازمان یافتن توده های مردم به میزان غیر قابل قیاسی بیش از آنچه در رویدادهای سیاسی پیشین فعال بودند، ]نه تنها[ بحران ها و انقلاب های سیاسی را از میان برنمی دارد، بلکه باعث تشدید جنگ داخلی به بالاترین حد در طول این انقلابات می شوند. رویدادهای بهار 1871پاریس و زمستان 1905در روسیه به روشن ترین وجهی نشان دادند که این تشدید ناگزیر است و دامنۀ آن چه اندازه ای می تواند گسترش یابد. بورژوازی فرانسه بدون لحظه ای تردید با دشمن کل ملت، با ارتش خارجی که کشورش را ویران کرده بود، وارد معامله شد، تا جنبش کارگری را درهم بشکند. کسی که دیالکتیک اجتناب ناپذیر درونی پارلمانتاریسم و دموکراسی بورژوائی – که به حل درگیری به صورتی قاطع تر از گذشته از طریق اعمال قهر بر توده ها منجر می شود – را نفهمد، هرگز قادر نخواهد بود برمبنای چنین پارلمانتاریسمی ترویج و تبلیغی مطابق با اصول ما به پیش برد، تبلیغ و ترویجی که طبقۀ کارگر را واقعاً برای شرکت پیروزمندانه در چنان “درگیری هائی” آماده کند. صفحه9 همان منبع

آیا واقعیات موجود در مبارزه طبقاتی طبقه کارگر و متحدین بر علیه طبقه سرمایه دار و دولت های تا بن دندان مسلحش و نتایج تا کنون آنها شکی در به روز بودن این گفته ها می گذارد? به باورمن، برای کارگران آگاه، کارگرانی که عزم جزم کرده باشند که خود را از نابود شدن رها نمایند، نه.