سرتیتر

"اوباما٬ بوش در لباس گوسفند"

obama_31082013مترجم: پيام پرتوى

۲۷ اوت ۲۰۱۳

جنگ هواپيماهاى بى سرنشين به نشان ويژه اوباما مبدل شده است· پرزىدنت شخصا در تصميم گيرى در مورد اينکه چه کسى بايد به مرگ محکوم شود شرکت دارد·

اوباما آنچىزى به نظر ميامد که بوش نبود· او مردى سياه از تبار بى تکلف٬ که از طريق کار طاقت فرسا راه خود را به بالا٬ «روياى آمريکايى» تجسم انسانى بخود گرفت٬ باز کرده بود· او سياستمدارى در دانشگاه تحصيل کرده و آگاه بود و در انتقاد از جنگ عراق٬ شکنجه و زندان گوانتانامو همسو با افکار عمومى جهانى قرار گرفت٬ يک پرزيدنت ابر قدرت که جايگزين نمودن ديکته مقابله جويانه را به بيشترتر گوش کردن وعده داد·

اوباما به منظور ايجاد اين تصوير در اذهان آنچه را که در توان داشت بکار گرفت· او در۴ ژوٸن ۲۰۰۹ يک سخنرانى تاريخى را ايراد نمود و اين هنگامى بود دوست نزديک آمريکا٬ مبارک٬ هنوز مردم مصر را تحت کنترل خود داشت·

سخنرانى اوباما پيش از ياد کردن سوگندش بعنوان پرزيدنت نوشته شده بود· مهمترين پيام او اين بود «آمريکاى جديد«٬ آمريکاى اوباما٬ به دنبال همکارى با جهان است· يک همکارى بنا شده بر احترام متقابل و علاٸق مشترک·

اما در پشت آن عبارات زيبا و نگرش فروتنانه٬ در همانزمان٬ چنان بر ميامد که اغلب آنها مانند گذشته بودند· امرى که نويسنده و پروفسور آمريکايىلبنانى اسد عبدل الخليل را ناگزير به فرياد کشيدن نمود: «اوباما٬ بوش در لباس گوسفند است·»

مسٸله کاملا روشن در همانزمان اين بود که پرزيدنت در جنگ بر عليه تروريسم به مراتب بيش از سلف خود درگير بود·

چه ايرادى دارد که پرزيدنتى در اتاقى بنشيند٬ به فهرستها و چهره ها نگاه کند – يک مرد سوماليايى٬ يک دختر ۱۷ ساله٬ يک شهروند آمريکايى – و در مورد اينکه کداميک از آنها بايد بميرند تصميم بگيرد؟

اين سوال توسط امى ديويدسون در نشريه The New Yorker مطرح ميشود· اين يکى از چندين روزنامه آمريکايى است که بصورتى دقيق چيزى که به نشان ويژه اوباما مبدل شده است٬ جنگ هواپيماهاى بى سرنشين٬ مورد بررسى قرار داده است· آنچه که در جريان است براى فردى با داشتن دانش در مورد جنايات امپرياليسم آمريکا در تمام دوران نيز شگفت انگيز است·

آنها سه شنبه ها در «اتاق وضعيت» کاخ سفيد جلسه اى تشکيل ميدهند· در اين گروه بيش از بيست نفر با پروژه ضد تروريسم٬ و شخص پرزيدنت نيز به همين ترتيب٬ کار ميکنند· در جلسه اطلاعات در مورد تروريستهاى مظنون در پاکستان٬ يمن٬ سومالى و ديگر کشورها اراٸه ميشوند·

فردى که خودش در جلسه ضد تروريسم حضور داشته براى نيويورک تايمز توضيح ميدهد که ليست افراد با تصوير و بيوگرافيهاى کوتاه يادآور کتاب سالانه از دوران دبيرستان است· پس از مرور تصاوير تصميمات اتخاذ ميشوند· اين پرزيدنت است که بايد مسٸله را٬ اگر سوء ظنى در مورد قربانى شدن غيرنظاميان وجود دارد٬ مورد تاىيد قرار دهد·

به عبارت ديگر وظيفه اين جلسه ها ايجاد «فهرست مرگ» انسانها در آنسوى کره زمين است· و اوباما شخصا احکام مرگ را صادر مينمايد·

در بهترين حالت افراد قربانى مظنون – اما مطلقا محکوم نشده – متهم به انجام جرم و جنايتى شده اند· در بدترين حالت کافيست که آنها در نزديکى فردى که به صدر فهرست منتقل ميشود قرار داشته باشد· اين ميتواند شامل کودک و ديگر اعضاى خانواده٬ اگر همسايگان يا کسى که فقط تصادفا در آنجايىست که هواپيماهاى بى سرنشين بمبهاى خود را پرتاب ميکنند٬ بشود·

تشديد جنگ هواپيماهاى بى سرنشين ماسک از وعده هاى زيباى اوباما در مورد «تغيير» دريده است· او مانند سلف خود يک جنايتکار جنگى است·

اما در اينجا تمام کردن تبادل نظر در اين مورد اشتباه است· سياستهاى جنايتکارانه اى که از کاخ سفيد سرچشمه ميگيرند بيش از هواپيماهاى بى سرنشين٬ نظارت جهانى يا مساٸل جالب توجه ديگر است· مسٸله بيش از يک انسان و مسٸوليتهاى اوست·

بعنوان پرزيدنت براى آمريکا اوباما نماينده قدرتمندترين و وحشيترين حکومت امپرياليستى است· مهمترين وظيفه او پاسدارى از اين منافع– با استفاده از هر گونه ابزارىاست·

در اينجا هدف بى اهميت جلوه دادن کسيکه کاخ سفيد را اداره ميکند نيست· دولت – ه هر رٸيس جمهورى مساٸل و تصميماتى را که قرار است مطرح و گرفته شوند مشخص مينمايد· اين بخصوص در مورد سياست داخلى آمريکا صدق ميکند· بسيارى از آمريکاييها اوباما را به فرمانداران جمهورى خواه که در ايالات خود بر سر اينکه کداميک از آنها موٽرتر به اتحاديه هاى کارگرى حمله کند٬ سقط جنين را محدود و يا بر سر راه دسترسى فقرا به امکانات پزشکى مانع ايجاد نمايد٬ ترجيح ميدهند·

اين امر در مورد سياست خارجى٬ که در ارتباط با افکار عمومى جهان تصوير دوستانه تر اوباما نيز اهميت خاص خود را دارد٬ صدق مينمايد·

اما تغيير شخصيت به معناى تغيير سيستم نيست· پرزيدنتها ميروند – امپرياليسم بر جاى خود باقيست· و اوباما بعنوان نماينده قدرتمندترين و وحشيترين حکومت امپرياليستى جهان از جنگ بر عليه تروريسم که در دوران بوش طراحى شده بود تبعيت مينمايد·

داشتن مجموعه اى از طرحها براى جنگ از جانب ابر قدرتى٬ تغيير شخصيت و اقدامات ديگر بر عليه کشورهاى جهان٬ امر شگفت انگيزى نيست· اينکه کدامين طرحها به اجرا گذاشته ميشوند سوال ديگريست·

طرح بوش براى جنگ بر عليه ۷ کشور ياد شده٬ هنگاميکه در سال ۲۰۰۶ توسط نامزد رياست جمهورى سابق و ژنرال وسلى کلارک افشاء شد٬ ميتوانست بعنوان يکى از بسيار تصميماتى تلقى شود که هرگز به اجرا گذاشته نخواهد شد · اما دلايلى براى جدى تلقى نمودن آنها وجود دارند·

بيش از يک هفته پس از عمليات تروريستى ۱۱ سپتامبر بود که وسلى کلارک براى اولين بار از طرحهاى کشيده شده جنگى با خبر شد· در خلال بازديدى از پنتاگون ژنرالى براى ژنرال کلارک گفت که دولت بوش تصميم گرفته است که بر عليه عراق اعلام جنگ نمايد· اين امر دو هفته قبل از آغاز جنگ بر عليه افغانستان رخ داد·

وسلى کلارک چند هفته پس از بازگشت به پنتاگون سند طبقه بندى شده اى را ديد که به ۷ کشور٬ که بايد در عرض پنج سال ساقط ميشدند٬ اشاره مينمود· کشورها عبارت بودند از عراق٬ ليبى٬ سومالى٬ سودان٬ لبنان و در پايان ايران·

چشم انداز زمانى بسيار خوشبيانه بود· اما اوباما هدف را٬ سرکوب جنبشها و کشورهاى سرکش و تحکيم کنترل امپرياليسم آمريکا بر روى نفت و گاز غنى جهان عرب٬ دقيقا چگونه و با کدام ابزار٬ دنبال مينمايد·

  • ميتواند از طريق حمله اى تحت رهبرى آمريکا واشغال٬ مانند عراق٬ انجام شود·

  • ميتواند به رهبرى ناتو٬ مانند بمبارانهاى ليبى٬ به اجرا گذاشته شود·

  • ميتواند از طريق حمله با هواپيماهاى بى سرنشين٬ مانند سومالى٬ روى دهد·

  • ميتواند از طريق حمايت از جنبشهاى جدايى طلب٬ مانند سودان که در سال ۲۰۱۱ به دو دولت تقسيم شد٬ بدست آيد·

  • ميتواند توسط متحدان٬ مانند لبنان که اسراييل بمباران کرده و عربستان سعودى تقسيم فرقه اى و خشونت را دامن زده است٬ به اجرا گذاشته شود·

  • ميتواند توسط مسلح نمودن تروريستهايى که از القاعده الهام گرفته اند٬ مانند سوريه٬ رخ دهد·

  • ميتواند توسط قلع و قمع٬ تحريمهاى اقتصادى و جوخه هاى مرگ پنهان٬ مانند ايران٬ به وقوع بپيوندد·

به قدرت رسيدن اوباما در تمرکز اصلى سياست خارجى آمريکا تغييرى ايجاد ننموده است و دامنه آن چنانکه مشهور است با فاصله اى بسيار زياد به خارج از مٽالهاى فوق الذکر گسترش يافته است·

در افغانستانپاکستان عمليات نظامى شديدا افزايش يافته اند و اين همان جنگى بود که اوباما سلف خود را به اينکه به ميزان کمى بر روى آنها سرمايه گذارى نموده بود متهم کرد·

تحريکات مکرر بر عليه کره شمالى٬ منصوب شده از جانب بوش بعنوان يکى از محورهاى شرارت٬ ادامه دارد·

به منظور تحکيم حضور نظامى آمريکا در قاره آفريقا يک يگان مخصوص آفريقايى ايجاد شده است·

در آمريکاى لاتين سياست مردمى دست چپى هدفى ٽابت براى عدم ٽبات٬ تخريب و حتى انجام کودتا بوده است·

حقيقت اينست که اوباما در آمريکاى لاتين در انجام امرى موفق شده است که بوش موفق نشد٬ يعنى سرنگون نمودن يک دولت مترقى·

در خلال اولين سال حکومت بوش٬ اول ژوٸن ۲۰۰۹ ٬ بود که پرزيدنت راديکال – ه هندوراس مانوٸل زلايا در خانه اش دزديده و در لباس خواب در هواپيمايى بسمت کاستاريکا٬ کشورى که تقريبا يک کلنى آمريکاست٬ نشانده شد·

البته CIA و پنتاگون از ماجرا مطلع بودند و در کودتاى انجام شده توسط ژنرالهاى آموزش ديده در آمريکا دخالت داشتند· کاخ سفيد بصورتى مداوم از گذاردن نام کودتاى دولتى بر آن حادٽه سر باز زد و در نهايت حاکمان جديد را در تگوسیگالپا به رسميت شناخت·

مسٸله ديگرى وجود دارد که نشان دهنده تدوام ميان پرزيدنت سابق و حاضر است ·

در ۱۳ مارس امسال يک دادگاه فدرال در کاليفرنيا طرح دعوايى را بر عليه جرج دبليو بوش و پنج تن از همکاران نزديک او را دريافت نمود· احضاريه از جانب سوندوس شاکر صالح٬ يک مادر بيوه عراقى با سه کودک آمده بود· جنگ ۲۰۰۳ و خشونت ناشى از آن نتايج وحشتناکى را در بر داشت· بسيارى از اعضاى خانواده او کشته شده بودند٬ و او خودش از روى اجبار به اردون گريخته بود·

سوندوس شاکر صالح ميگويد که تجاوز غير قانونى بود٬ يک جنايت جنگى٬ و يک پرزيدنت نيز بايد پاسخگوى جنايات خود باشد·

در اساس نظرات اوباما در مورد عراق در سال ۲۰۰۳ همانند نظرات او بود· اما پرزيدنت اوباما از بوش و گروه جنايتکار جنگى اش حمايت مينمايد·

در ۲۰ اوت يک مقام وزارت دادگسترى پاسخ داد که آن شش نفر وظيفه خود را انجام داده بودند و به همين دليل٬ در تطابق با قانون آمريکا٬ بايد به آنها مصونيت اعطاء بشود·

اين اولين بار نيست که جنايات ارتکابى در خلال جنگ بر عليه تروريسم بى اهميت شمرده ميشوند· در اوت ۲۰۱۲ دادستانه دولتى منصوب شده سياسى تصميم گرفت که دو پرونده را که در آن زندانيان به بند کشيده شده توسط آمريکا در زندانهاى افغانستان و عراق در زير شکنجه جان داده بودند مخدومه اعلام نمايد· گلن گرين والد در روزنامه گاردين اين امر را بعنوان پايانى در روند دولت اوباما توصيف نمود٬ روندى که بر اساس آن کليه کسانى که در دوران بوش مرتکب جناياتى شده بودند بيگناه شمرده ميشدند·

طبيعتا او اين را در جهت حفظ منافع خودش انجام ميدهد٬ چرا که اگر جنايات جنگى انجام شده در دوران بوش در دادگاه مورد بازررسى قرار گيرند بزودى نوبت رٸيس جمهور وقت خواهد شد· اوباما در نقش رهبر آمريکا بعنوان امپراطورى٬ به همان ميزان جنايتکار است که سلف او بود·

Patrik Paulov

patrik.paulov@proletaren.se

http://proletaren.se/utrikes-ovrigt/obama-ar-en-bush-i-faraklader