سياسی, سرتیتر

چرا اوباما آگاهانه دروغ میگوید؟

zrtuztzi

حميد علوي

قصد من در اين يادداشت كوتاه تنها بررسي دروغ هاي اوباما و شركاي جنگي اوست، درباره چرائي و اهداف جنگ سوريه و اهداف غرب در اين جنگ مقالات زيادي در همين سايت مجله هفته انتشار یافته.

حال كه شايد چند ساعتي بيشتر به حمله ديگري به نام حقوق بشر نمانده تا با آن انسان هاي بي گناه بيشتري را به كام مرگ و بدبختي بكشانند، خواستم برای سینه چاکان اوباما و دستگاه خونريزش يك نكته را روشن کنم: آقای اوباما خودتی!

جنگ سوريه وارد مرحله تازه اي ميشود، آمريكا و متحدانش با بهانه قرار دادن استفاده از سلاح هاي شيميائي توسط ارتش سوريه قصد دارند بنابر ادعاي خود براي دفاع از «حقوق انساني و تنبيه» دولت سوريه اين كشور را بمباران كنند.(البته بمب های آمریکا و اسرائیل که برای حفظ حقوق انسانی اختراع شده اند تنها سربازان و پادگانها را هدف قرار میدهند و بچه ها و زنان را سوار اتوبوس کرده به محلی امن ارسال میکنند)

اينكه آمريكا و متحدانش بزرگترين جنايت كاران تاريخ معاصر پس از جنگ جهاني ميباشند و دفاع از حقوق بشر براي آنها فريب كاري بيش نيست بماند، با مزه تر از هر ادعائي حمله اجتناب ناپذیر(بی بی سی فارسی) به دليل استفاده از سلاح هاي شيميائي است، در حاليكه آمريكا و متحدانش سال ها مردم ويتنام را با بمب هاي شيميائي نوازش ميكردند البته حق ويتنامي ها بوده چون آنها بشر نيستند و آمريكا و متحدانش با بمباران شيميائي ويتنام ، كامبوج و لائوس حقوق هيچ بشري را نقض نكردند، كشتار ده ها هزار انسان بوسیله بمب اتمی در هيروشيما و ناگازاكي هم با رعايت تمامي موازين حقوق بين الملل صورت گرفت، بمباران هاي نوبتي فسفري اسرائيل در نوار غزه براي آمريكا تقابلي با نقض حقوق بشر ندارد، و كشتار كردها توسط سلاح هاي شيميائي بدست صدام و كمك مستقيم آلمان و بريتانيا و فرانسه و تائيد مستقيم آمريكا كه اخيرا اسنادش انتشار بين المللي پيدا كرد همه در راستاي ترويج انسانيت و دمكراسي بوده، بمباران عراق و افغانستان و کشتن مردم آنجا با بمب ها و گلوله های اورانیوم ضعیف شده هم اجتناب ناپذیر بودو از همه مهمتر زير خط قرمز اوباما قرار داشته.

انشاالله اين بار هم اين جنگ گربه است، اما از شوخي گذشته چرا آمريكا دروغ ميگويد را بايد پاسخ داد، اوباما يكسال و نيم پيش در آغاز جنگ سوريه اعلام كرد كه استفاده از سلاح هاي شيميائي خط قرمز آمريكا و متحدانش بوده و اينكار موجب دخالت آمريكا ميشود.

ميدانيم كه اين اولين بار نيست كه در جنگ سوريه از سلاح هاي شيميائي استفاده ميشود، يك نمونه اخير در منطقه خان العسل بود كه با تصاوير مشابه اي در رسانه های بین المللی «بیطرف» مانند «صدای آمریکا» و «بی بی سی فارس» و الجزیرا روبرو شديم، مخالفان سوريه و دست نشاندگان آنان اسد را متهم كردند كه مردم سوریه را به بمب شيميائي بسته است مدارك «غير قابل ترديدي» در دست مخالفان بود و تركيه و قطر و عربستان همه نوبتي براي اثبات ادعا و جلب رضايت اوباما به آمريكا رفتند و با دست خالي برگشتند، سوسياليست كبير فرانسه كه بر تخت پادشاهي ساركوزي اول تكيه زده و چه خوش هم زده كه روي ساركوزي را در جنگ افروزی و پلشتی سفيد كرده تندتر از همه ميدويد و مطمئن تر از همه بود،آب پاكي را خانم «دل پونته» ايتاليائي بر آتش اولاند و اردوغان ريخت وقتي به عنوان عضو اصلي هيئت بازرسي رسما اعلام كرد (از دهانش پرید) كه اين مخالفان بودند كه از سلاح هاي شيميائي بر عليه زن و بچه ها سوري استفاده كرده اند و نه اسد و شركا.

بعد از اين رسوائي نه اولاند و نه اردوغان و نه اوباما به روي مباركشان آوردند و خط قرمز هم ناگهان از صحنه روزگار رسانه اي محو شد و هيچ كس اصلا به خود زحمت نداد كه بپرسد پس چرا به سلفي ها و وهابيون و ارتش آزاد كسي حمله نمي كند؟ چرا آنها برای استفاده از سلاح های شیمیائی تنبیه نمی شوند؟ برای اعدام کودکان، بریدن سر بی گناهان، علوی ها، مسیحي ها، شیعیان، خوردن قلب سربازان، تجاوز به زنان غیر سنی و بمبگذاری ها وهزاران جنایت بسیار بدتر مجازات نمی شوند که هیچ، پول و اسلحه دریافت میکنند و تشویق هم میشوند. مگرخط قرمز معروف اوباما نقض نشد؟

البته هم آمريكائي ها و هم نوكران منطقه اي از اول ماجرای سوریه هم مطلع بودند چه كسي در پس پرده ماجرا است و نقش برجسته اردوغان و داود اغلو غير قابل كتمان بود، ارزيابي اوباما و متحدان اروپائي اين بود كه اگر توانستيم هجوم مطبوعاتي و پروپاگاندائي ايجاد كنيم كه مردم جهان رسما از ما مانند «سوپرمن» تقاضا كنند که به نجات حقوق بشر بپردازيم كه دخالت ميكنيم وگرنه انشاالله نوبت بعدي!

تلاش هاي اردوغان به عنوان نوكر کند ذهن و کله خر امريكا كه ارباب بيا و اين تن بميره حمله كنيم تنها با پوزخند اوباما روبرو شد و خيطي عميقي براي وي ببار آورد، اعتراضات مردم تركيه و ناآرامي ها آنها شايد مهمتر از هر عامل ديگري موجب بهم خوردن نقشه هاي اردوغان و اوباما شد

از ادعاهاي پراكنده اي كه مخالفان تروريست اسد در مورد استفاده از سلاح هاي شيميائي کرده و خواهند کرد كه بگذريم، تا بحال حتي يك مورد از اين ادعا ها و تهمت هاي واهي توسط منابع بيطرف نه تنها تائيد نشد كه برعكس با كمك تصاوير ماهواره اي و تناقضات بي اندازه ادعاهاي تكفیريها و اسناد و مدارك رسوا كننده ی که نقش عربستان و تركيه در مسلح کردن تروریست ها به سلاح های شیمیائی نشان میداد، آشکار شد كه اين مخالفانند كه براي ايجاد زمينه حمله نظامي با حمايت غرب دست به اين جنايات ميزنند.

دولت سوريه از همان ابتدا تلاش كرد بازرسان سازمان ملل را دعوت به بازديد از مناطق مورد بحث كند و آنها عملا در تمامي اين اتفاقات حضور دارند، تجربه عراق و دروغ رسواى آمريكا و ادامه اين تهمت ها و بهانه هاي دروغين امپرياليست ها كه عراق با بازرسان همكاري نمي كند و سلاح هاي كشتار جمعي را پنهان كرده و فريب رسمي سازمان ملل در گذشته توسط آمريكا و بريتانيا همه موجب شد كه دولت سوريه از همان ابتدا و با اولين تهمت ها تا به امروز با بازرسان سازمان ملل كمال همكاري را نمايد، موضع ضد سوري بان كي مون كه خود از جمله كساني است كه پست خود را مديون آمريكا است تا بحال موجب شده بازرسان نتوانند رسما آمريكا و متحدانش را به عنوان جنايتكاران جنگي و سرنخ بدستان بمباران شيميائي رسوا و محكوم كنند.(گفتنی است پس از آنکه خانم دل پونته در اولین مورد استفاده از سلاح های شیمیائی آبروی غرب را ناخواسته برد، بانکی مون اعضا بازرسی را از افرادی انتخاب کرده که بخشی از آنهادر ماجراي بازرسي عراق رسما تائید کردند که عراق دارای سلاح های کشتار جمعی بوده و به این ترتیب مجوز حمله به عراق را بدست آمریکائی ها دادند، که خلاف این ادعا بعدا بامرگ ده ها هزار نفر ثابت شد!)

بمباران شيميائي اخير از مورد اولي هم رسوا تر است، چرا كه از همان ابتدا جانوران آدمخوار دست پرورده القاعده و آمريكا طبق معمول اين آدمكشان اشتباهات متعددي كردند:

بنابر ادعاي آنها بمباران شيميائي روز ٢١ اوت در حومه دمشق اتفاق افتاده انهم در مناطقي كه تحت كنترل مخالفين است، فيلمهاي منتشر شده در يوتوب هم به روي زير نويس خود اين تاريخ ٢١ اوت را نشان ميدهند، اما تاريخ آپلود يا قرار دادن فيلم ها روي پرتال يوتوب اما ٢٠ اوت است! يعني يك روز قبل از انفجارات شيميائي!

تصاوير ماهواره اي روسيه به وضوح نشان ميدهد موشك هاي حاوي كلاهك هاي شيميائي از مناطق تحت كنترل شورشيان شليك شده است، در دنيائي كه ماهواره هاي گوگل از آسمان حتي توانائي تصوير برداري از پلاك اتومببيل ها را دارند بسيار مشكوك و غير قابل تصور است كه ماهواره هاي به مراتب حساس تر جاسوسي آمريكا و متحدانش از اينكه اين موشك ها از كجا شليك شده است مطلع نباشند، آنها كه قذافي را زير يك لوله سيماني يافتند ناگهان از محل شليك خمپاره بي اطلاعند؟

شواهد تصاوير ماهوارهاي از تحركات سريع نيروهاي تروريست در حومه دمشق حكايت از خروج بلافاصله نيروهاي النصره و ديگر تروريست ها از منطقه مورد اثابت موشك هاي شيميائي داشته و گوياي اين نكته است كه آنها قبلا از اينكه اين منطقه مورد اثابت قرار ميگيرد مطلع بوده اند و چند ساعت قبل نيروهاي خود را از آنجا خارج نمودند.

آمريكا بعد از آنكه سوريه اعلام كرد كه به بازرسان سازمان ملل اجازه بازرسي از مناطق مرد اثابت موشك ها ميدهد بلا فاصله اعلام كرد كه ديگر دير شده است، و ارتش سوريه تمامي آثار جرمش را از بين برده است، اين در حالي است كه آمريكا و رسانه ها مدعي اند كه ارتش به مناطقي موشك زده كه در اختيار شورشيان ميباشد، فيلم ها هم بيمارستان هائي را نشان ميدهند كه در كنترل شورشيان است و قربانيان در آن شعار عليه بشار اسد ميدهند، چگونه ارتش سوريه توانسته است آثار جرمش را در مناطق تحت كنترل شورشيان از بين ببرد خود از آن معما هاي غير قابل حل است!

اگر هم اين مناطق پس از موشك باران تصرف شده ، تا آثار موشكباران شيميائي را از بين ببرند، اين فيلم ها از مناطق تحت اشغال تروريست ها چيست؟ اين شعار ها كه در بيمارستان ميدهند و در خيابان ها و اين تروريست هاي مسلح سلفي كه در خيابان ها روانند چگونه در مناطق تحت اشغال ارتش رژه ميروند؟ چرا مخالفان اعلام نكرده اند كه اين مناطق را از دست داده اند؟

اينها تنها نمونه هاي كوچكي از دروغ هاي گوبلزي اوباما و شركا هستند كه براي سينه چاكان دمكراسي سرمايه داري – ناتوئي اشاره شد.

آنچه از همه ماجرا هاي ٢ سال اخير را دلچسبتر ميكند، نقشي است كه مستر پرزيدنت سعي دارد در اين ميان بازي كند،

اينكه ايشان سناريو را اينطور چيده اند كه او و دولت فخيمه دمكراسي گستر در واشينگتن نشسته اند و يك مشت نخاله آشغال كله مثل اردوغان، سلطان بندر، امير قطر و آدمخوران ارتش آزاد سوریه و القاعده سعي دارند ايشان را متقاعد كنند كه بابا بيا و مردانه گي كن و سوريه را از دست اين خاندان خون آشام اسد نجات بده، وقتي ميبينند ايشان ميگويد نه، نه، نه نمي خوام، ما يانكي ها اصلا از دخالت در امور داخلي كشورهاي ديگر حالمان بهم ميخورد و اهل رژيم چنج منج هم نيستيم، دست بدامن سوسياليست كبير اولاند يا ساركوزي دوم و ژنرال آگوستينو كامرون ميشوند تا شايد مستر پرزيدنت رضايت دهد، اوباما هم با ناز و غمزه پاسخ ميدهد :

هنوز چيزي نشده كه ما دخالت كنيم،اگر بمب شيميائي و سلاح هسته اي چيزي كمتر باشد ما اصلا محل كسي نمي گذاريم!

بعد همه دست بكار ميشوند كه اين قضاياي مهندسي شده را بوجود آورند تا مستر پرزيدنت بمب هاي دمكراتيك را بر سر سوريه بريزد!

بعد هم همه رسانه هاي قلم به مزد هم ميريزند «لايف تيكر حمله نظامي به سوريه» درست ميكنند و صبح تا شب بر طلب جنگ ميكوبند، اين اما تنها آن بخشي است كه ما بايد ببينيم، در حقيقت اوبا ما از تمامي ماجرا با دقت مطلع است واز سوي سازمانهاي اطلاعاتي خود آنرا مهندسي كرده و گزارشاتش را دريافت كرده، تنها بايد شرايط حمله، وضعيت رسانه ها، ارزيابي كرد تا چه حد ميتوان حمله را به عنوان تنها راه ممكن قالب كرد و مزه دهن مردم(رای دهندگان) را چشيد و سر بزنگاه به عنوان نجات دهنده تمدن و حقوق بشر و زنان و دگرباشان و دگراندیشان وارد صحنه شد تا دمكرات ها در انتخابات بعدي شانس پيروزي داشته باشند.

۱ دیدگاه

  1. مقاله ای با اطلاعات غیر قابل انکاری میباشد که دست نویسنده درد نکند.
    من خواندن این مقاله را بهمه آشنایان توصیه میکنم.
    در خاتمه ی مقاله در باره ی «اوباماست سبزها»، در تکمیل آن، این را بدان اضافه میکنم:

    اگر این مردک رزل، بی مایه، – جانی ِ چند ملیون برابری ِ «قاتل چراغ قرمز»، این نماینده سرمایه داری در راس باند سرمایه داران غرب، قادر به تفکر به: نه تنها انتخاب مجدد حزبش، بلکه بطور کلی، نابودی نظام دوحزبی که تنها با بیست و چندی درصد از رای مرفهین نسبی، برسر کار می آید بود، هرگز دست به چنین جنایاتی نمیزد. اوصولا طبقه حاکمه ا.م.آمریکا و اکثریت کشورهای اروپایی، بدون رودربایسی، فقط و فقط روی محور خود محور بینی و« چکمه ی بانک لیسیدن» حرکت میکند! شما در سرتاسر تاریخ، از جنگ جهانی اول تا کنون، هیچگونه استثنایی برای آن نمییابید.
    «اوباماست سبزها و سلطنت طلبان رنگارنگ، مانند کمونیست کارگری های منصور حکمتی»زمانیکه بر سرکار آمد، تعدادی در اروپا و جهان، دست به پایکوبی زدند که این دیگر رنگین پوستی است که خودش، بعنوان یک سیاه پوست، باندازه کافی تحقیر گردیده و میتواند یک دموکرات باشد. بحق هم یک دموکراتِ تمام عیارِ نظام آمریکا بود. او هشت سال سناتور بوده است و از هفت خانِ این نظام گذشته بوده است. و هر رییس جمهور دیگری هم بود فقط میتوانست مانند او باشد.
    زیرا از زمانیکه بانک فدرال رزرو در آمریکا تاسیس شد، پس از چندی تمام دولتها در آمریکا از زیر تاییدیه ی خانواده راک فلر یا روچیلد(رُت شیلدِ یهودی صهیونیست)، میگذشتند(هنوز هم که هنوز است مثلا در آلمان یوشکافیشر رهبر «سبزها» میبایستی اول از همه، به آمریکا مسافرت میکرد، تا بتواند وزیر شود، هلموت کهل که دست ریگان را هم بوسید و کراواتش کفش های ریگان را نوازش داد، از تینگ سیاپینگ چینی و مردان سوسیال دموکرات آلمان که در تکزاس آنانرا سوار گاو کردند تا سرسپردگی خود را به باند کاوبوی یانکی ثابت کنند گذر میکنیم)
    میتوان بجرات گفت، پس از هر جنایتی علیه بشریت، این دو خوانواده سوداگر هستند که از آن سود های نجومی بدست می آورند، و میتوان آنرا با شفافیت در آمارها و گزارشات دید.
    هرکس که فکر کند که یک سرمایه دار میتواند بهتر از این جانیان باشد، در اشتباه است. کافی است که هرکدام را که به پله بالایی از این نظام رسیده اند را مورد دقت قرار دهید، خواهید دید، حتی اگر امام زمان وقت، یا حضرت فاطمه، حضرت مسیح و یا یک گوز پهلوی باشد، همین خصلت ها را باید دارا بوده و دارا هستند!

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.