پرش به محتوا

جسارت یا وقاحت؟

daneshjooyan_liberal_2013
اخیراً دلسوزان نظام که اتفاقاً دردکشیده و دانشگاهی هم هستند و جزء ضعیف ترین طیف دانشگاه هم محسوب می شوند(دانشجویان) برای اینکه بیشتر درد نکشند و رنج کمتری هم خودشان ببرند و هم خودشان، نامه ای نوشته اند به شرح زیر برای نمایندگان ملت(در واقع نظام!) که به وزرای کابینه ی روحانی رای اعتماد بدهند:
————————————————————————————
به نام ایزد منان
سرانجام بذرهای امید در دل زمین یاس و ناامیدی در هیاهوی زمستان افراطگرایی و تمامیتخواهی در پرتوی آفتاب عقلانیت و اعتدال، جوانه زد و ملت عزیز و سربلند ایران، با حضور حماسی خود پیغام صلحجویی و عدالتطلبی را در زمینآزادیخواهی به جهانیان مخابره کردند. مردم ایران خسته از تصمیمات غیرکارشناسی عجولانه و انتخاب مدیران نالایق و ناکارآمد در بخش‌های مختلف و گزینش آنان براساس باندبازی، به گفتمانی روی آوردند که می‌خواست عقلانیت را به تصمیماتکلان و خرد کشور بازگرداند.
فعالان و نخبگان دانشجویی کشور نیز که در چند سال اخیر خط مقدم مقابله با اقدامات غیرعلمی، غیرکارشناسی و عجولانه دولت پیشین بودند همگام با دیگر گروه‌ها ضمن طرح مطالبات قانونی خود، نقشی بی ‌بدیلی در انتخابات ریاست‌ جمهوری داشتند که خوشبختانه جناب دکتر روحانی چه در ایام انتخابات با اعلام حمایت از این مطالبات در برنامه‌ها و همچنین سخنرانی‌های خود و چه با انتخاب استادی ارزشی و خوشنام به عنوان گزینه پیشنهادی وزارت علوم به این اعتماد جامعه دانشگاهیپاسخ مناسب و شایسته دادند.
اما متاسفانه افرادی وابسته به برخی طیف‌های تندرو و افراطی در تلاشند با طرح برخی موضوعات با ادبیاتی سخیف و با هدف جلوگیری از اجرای صحیح برنامه‌های دولت منتخب و سیاسی کردن امور وزارت علوم به ادامه رفتارهای غیرعلمی وغیرقانونی خود در دانشگاه‌ها ادامه دهند. دانشگاه به عنوان مرکز ثقل توسعه کشور نیازمند مدیریتی مدبرانه است و روندهای غلط موجود در وزارت علوم نیازمند تغییر با مشیی غیر سیاسی است که باید فرد معرفی شده با منطقی اعتدال گرا آنرا دنبال نماید و قانون مداری را به عرصه ی تصمیمات حوزه ی دانشگاه بازگرداند.
ما دانشجویان کشور از مجلس شورای اسلامی و نمایندگان ملت می‌خواهیم که با شنیدن صدای ملت و با در نظر گرفتن سابقه قوی مدیریتی وزرای پیشنهادی به دور از داد و فریادهای جناحی و سهم خواهی غیر منطقی با رای بالای خود این کابینه قوی و منطبق بر مشی اعتدال‌گرایی که خواست عموم مردم بود را همراهی کنند و زمینه ایجاد اتحاد ملی و افزایش مشارکت و امید عمومی را فراهم کنند.
یقینا دانشجو و دانشگاه دیده بان عملکرد دولت در آینده خواهد بود و به نقد منصفانه در چارچوب اخلاق خواهد پرداخت اما وظیفه ی خود می دانیم از بی اخلاقی های بعضی رسانه ها و افراد کم تقوا اعلام انزجار نماییم و لذا از نمایندگان مجلس شورای اسلامی می‌خواهیم به دور از هیاهوهای سیاسی مقابل ادبیات غیراخلاقی بعضی از افراد که نشانگر تقابل با ملت شریف ایران و عدم فهم درست پیام روشن انتخابات اخیر است بایستند و مسیر اعتدالگرایی را هموار سازند و به بررسی برنامه‌هایوزیر پیشنهادی علوم بپردازند و ایشان را بر اساس مشی اعتدالی و برنامه مدونی که در راستای پیشرفت علمی کشور دارند و آن را ارائه کردند با رای بالای خود حمایت کنند و مسیر پیشرفت متوازن علمی کشور و سیاست پرورش نخبگان علمی و فرهنگی را در کنار سیاست نخبه‌یابی و حمایت از آنان هموار کنند و به دانشگاهی سرزنده و پویا یک آری بلند بگویند.
» إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ «
پس امانت را به اهلش بسپارید و هنگام قضاوت، عادلانه قضاوت کنید.
فعالین و نخبگان دانشجویی دانشگاه های :
امیرکبیر /تهران/بهشتی/شریف/علم و صنعت /خواجه نصیر/علامه/اصفهان/صنعتی اصفهان/صنعتی قم/دانشگاه های تبریز،شهید مدنی آذربایجان، سهند و ازاد تبریز و شبستر و …/دانشگاه کاشان/دانشگاه مالک اشتر/ارومیه/تبریز/چمران اهواز/زنجان/اراک/لرستان
————————————————————————————

باید به این باصطلاح دانشجویان گفت که حداقل نقش خود را به عنوان «عنصری منتقد وضع موجود» حفظ فرموده و از پاچه خواری و دستمال کشی دولتی که هنوز نیامده معلوم است چه بر سر مردم خواهد آورد، بپرهیزید. بگذارید نقش شما همچنان به عنوان سیاهی لشگر انتخاباتی و کسانی که در مدح خیانتهای خاتمی و اصلاح طلبان سوت و هورا می کشند باقی بماند و به نامتان صفت جدیدی اضافه نکنید که بعدها (نه خیلی بعدتر!) مجبور به کتمان و توجیهش باشید!
شما حتی به میرحسین تان هم وفادار نیستید، حتی به آرمانهای او که گه گاه تکه هایی از آن را بر در و دیوار خانه و کلاس و کیف و کتاب و فیس بوکتان آویزان می کنید هم کوچکترین اعتقادی ندارید، شما حتی به نقش دانشجو بودن خودتان هم امید و باوری ندارید، می خواهید یکی از کل باشید نه کسی که با نقش واقعی خود قادر به به چالش کشیدن نظم موجود است، شما خیلی دوست تر داشتید که بجای دانشجو، چیز دیگری می بودید: چیزی مثل کارکنان بنیاد باران، کلمه، جرس، … یا حتی کارمندان بانک یا موسسات خصوصی، خلاصه هر چیزی جز دانشجو! و خب چون واقعیت شما را نمی توان تغییر داد، می توان جایگاه نقشی که در آن هستید را با آنچه که دوست دارید باشید عوض کرد! و دقیقاً شما چند سالی است که اقدام به چنین کاری کرده اید! نفرت شما از دانشجو بودن امروز در لحن و کلام و شکل و شمایلتان از کیلومترها دورتر پیداست: اگر نام دانشجو در اروپای شرقی در نیمه اول دهه 1960 به منتقد وضع موجود، در فرانسه در نیمه دوم دهه 1960 به آنارشیست و در آلمان به چریک انقلابی تغییر پیدا کرد امروز می توانیم بگوییم شما نام دانشجو را به عُمال دولتی تغییر داده اید!

امروز به جرات می توان گفت که از دانشگاه و دانشجو چیزی بجز نام باقی نمانده، دانشجو امروز کسی است که در انجمن اسلامی یا بسیج دانشجویی مشغول به فعالیتهای حمایتی از دولت است؛ از دانشجو امروز چیزی بجز ماشینهای شعار و نمادهای دولت اسلامی نمانده: موجوداتی که نه می دانند مشکلات جامعه چیست و نه اعتقادی به جامعه دارند، آنها به پول و مقام و لذتهای بوالهوسانه اعتقاد دارند: درست مثل تراستها و کارتلهای نظام سرمایه داری!

دانشجو امروز کسی است که قبل از معرفی کاندیداها به روز انتخابات فکر می کند و قبل از درآمدن بنرها و شعارهای انتخاباتی تمام و در و دیوار و کیف و کفش و فیس بوکش را با عکسهای مستهجن و افراطی و دیده نشده ی کاندیدایش سیاه می کند! دانشجو کسی ست که زودتر از نهادهای حراستی و امنیتی دانشگاه و دولت، دوستان و هم صنفی های خودش را محکوم می کند که چرا دیر به خوابگاه رفته اند و آنها را مجبور به عذرخواهی و پادرمیانی نزد ریاست دانشگاه کرده اند و شان و منزلت و انضباط دانشجویی را به یاد ایشان می آورد و اینکه هرچه به سرش بیاید حقش است! دانشجو کسی است که تمام فکرش انتخابات داخلی انجمن اسلامی باشد و اینکه در جشن روز دانشجو از کدامیک از عکسهای خاتمی که تا بحال دیده نشده برای بنرها و کلیپهای دانشجویی استفاده کند! دانشجو یعنی کسی که به فکر این است که بجای فرهاد رهبر چه کس دیگری می تواند بیاید! دانشجو کسی است که ماهی دو بار به دیدار خاتمی می رود، بیانیه ای در رسای آزادی بیان می نویسد، از اساتید راست گرا و حامی نظام اقتصادی-سیاسی امروز دعوت به سخنرانی می کند و با چوب بر سر افراطیون چپ و راست می کوبد که «هان، اعتدال را فراموش نکنید!».

به خواب رفتگان امروز دانشگاه حتی اینقدر سطح تحلیل ندارند که بفهمند با چنین رییس جمهوری و با چنین تقلبی و با چنین کاندیداهای وزاتخانه هایی، چطور می توان منتظر بهتر شدن اوضاع بود؟! آیا فرقی است بین روحانی و احمدی نژاد؟ فرقی است بین نهاوندیان و مشایی؟ فرقی است بین ربیعی و رحیمی؟ البته در نظرگاه اخته ی شما فرقی هست: و آن در میزان چگونگی به غارت رفتن و چپاول شدن است که دیگر مثل صورت دیروزی نیست و این یعنی فرق!

بهتر است بجای نامه نوشتن برای مجلسیان که هر نامی بجز «نماینده ملت» می توان برشان نهاد، به جایگاه خود به عنوان دانشجو بپردازید و حداقل از منظر تاریخی نیم نگاهی به نقش خود بیاندازید و بخوانید و ببینید که دانشجو حداقل در ایران از سالهای دهه ی سی چه نقشی داشته و چه می کرده. به تاریخچه ی انقلاب فرهنگی و جریانات دانشجویی ابتدای انقلاب نگاهی کنید که چطور هزینه هایی دادند و پایمرد و استوار ایستادند و از حق و حرف و نقش خود ذره ای عقب ننشستند و آنرا با قیمت حذف شدن از دانشگاه برای همیشه، زندانی شدن، شکنجه شدن، … پرداختند؛ بد نیست در قیاس با آنها، و حتی در قیاس با دانشجویان نیمه دوم دهه هفتاد، ببینید آیا می توان با این حد از وقاحتی که به خرج داده اید نام خود را دانشجو بگذارید؟!

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: