قبل از انتخابات شعار تعامل با همسایگان عرب، بعد از انتخابات اعتراف به جنگ واقعی آنها علیه ایران؟

20130806-101643.jpg
اصلاح طلبان قبل از انتخابات تمام تقصير ها را بر گردن احمدي نژاد و حرف هايش ميگذاشتند، يكي از مهم ترين ادعا هايشان اينكه احمدي نژاديون با رفتار هاي غير تخصصي و ضد ملي و اسلامي مانع نزديكي ما به عربستان و قطر و عمارات عربيند و اگر روحاني رئيس جمهور شود اين كشورها براي رفاقت با ايران صف ميكشند، هنوز دو روز از رياست جمهوري ايشان نگذشته سايت هاي روحاني الله اي و رفسنجانيست كه بيشترين هاي و هوي را براي انتخابات راه انداخته بودند ناچار ميشوند مطالبي منتشر كنند كه درست خلاف تمام ادعاهاي قبلي آنهاست، تلاش آنها هميشه اين بود كه بگويند اختلاف ما با دول دست نشانده عربي يك سو تفاهم است و نام اين سوتفاهم مديريت ضعيف احمدي نژاد است و با پر رنگ كردن اخوت اسلامي و روابط مشترك كشورهاي برادر و مسلمان بر اين واقعيت كه آنها (كشورهاي عربي خليج فارس) با همكاري و حمايت امپرياليست ها اهدافي را در منطقه به پيش ميبرند را پنهان سازند، اهدافي كه نوك حمله اش چين است و ايران يكي از پله هاي اين برنامه است و با آمدن و رفتن احمدي نژاد و روحاني تغيير نمي كند
جنگ بی تعارف اعراب با ایران

دیپلماسی ایرانی: از لبنان تا مصر و تونس و کمی آن طرف تر مغرب، در کنار آنها یمن و عراق و تقویت مخالفان سوری با حمایت های مالی و از همه خطرناک تر تسلیحاتی، نشان می دهد که کشورهای نفت خیز عربی، در راس آنها عربستان سعودی، حمله متضاد همه جانبه مستقیمی را علیه میدان ها و تظاهراتی که روز به روز بیشتر علیه حکومت های خودکامه عربی گسترش می یابند، با هدف جلوگیری از ایجاد تغییرات ریشه ای در آن کشورها آغاز کرده اند.
دشمن در هر کدام از این جبهه ها فرق می کند، در راس آنها ایران و هر کس متحد آن است، به ویژه حزب الله در لبنان و هم پیمانی که تا کنون سقوط نکرده، حکومت سوریه قرار دارد. بعد از آن اخوان المسلمین در مصر است که بیش از هر کشور عربی ای به قدرت نزدیک شده، همین طور در تونس که در آن جا هم دشمن برای آنها مشترک است، تونس نیز برای آنها یک شریک اساسی محسوب نمی شود.

در این میان لبنان در خط مقدم قرار دارد، به طور علنی به حزب الله حمله می شود، به ویژه بعد از درگیری های عملیات القصیر که هم پیمانی میان حزب الله و حکومت سوریه را عمیق کرد. مشارکت این دو در جنگ کار را به آن جا رساند که عربستان و به همراه آن دیگر کشورهای عربی مساله را طایفه ای یا مذهبی می بینند.

حمله در مصر علیه انقلابیون حاضر در میدان بود، برای بار دوم در خلال دو و نیم سال گذشته حکومت در مصر تغییر کرد، علنا در آن جا تصمیم گرفتند که سلاح را در روی اخوان المسملین بگیرند، آن هم به میمنت حضور مبارک علنی امریکا! اما در لبنان این رویارویی رنگ و بوی مذهبی می گیرد و ادعا می شود که شمشیر در مقابل «حضور ایرانی» گرفته شده است. در حالی که این شمشیر باید در برابر دشمن اسرائیلی گرفته شود در برابر کشور اسلامی گرفته شده است. جبهه سوریه عنوان کلی مبارزه حکومت های عربی نفت خیز حاشیه خلیج فارس است، جبهه ای که از سوریه آغاز می شود اما تا عراق و بحرین گسترش می یابد و تا یمن نیز می رسد.
بر کسی پوشیده نیست که این عربستان است که در تشکیل دولت جدید در لبنان سنگ اندازی می کند و دائما شرایطی خلق الساعه و تازه در برابر جریان های سیاسی قرار می دهد، هدف از این کار مشخص است، فشار به حزب الله و در تنگنا قرار دادن آن برای این که خودش از دولت جدید بیرون برود.

بر کسی پوشیده نیست که این عربستان است که در تشکیل دولت جدید در لبنان سنگ اندازی می کند و دائما شرایطی خلق الساعه و تازه در برابر جریان های سیاسی قرار می دهد، هدف از این کار مشخص است، فشار به حزب الله و در تنگنا قرار دادن آن برای این که خودش از دولت جدید بیرون برود. آنها به صراحت می گویند که باید بر بیانیه تشکیل دولت بعد از توافق نامه دوحه خط بطلان کشید و بیانیه جدیدی شامل کلمات محدود کننده ای برای ارتش، ملت و مقاومت تهیه شود. عربستانی ها در حالی تلاش می کنند که حزب الله را از روند تشکیل دولت جدید لبنان کنار بگذارند که نه تنها بزرگترین حزب مردمی بلکه بزرگ ترین حزب سیاسی در منطقه عربی است. شاید دلیل این دشمنی نقش موثر آن در آزادی سرزمین های اشغال شده توسط اسرائیل و پیروزی اش در جنگی که در همین روزها در سال 2006، در گرفت باشد.

اکنون اهداف عربستانی ها و کشورهای حامی آنها در منطقه دو چیز است. نخست، حمایت تسلیحاتی و مالی از مخالفان سوری و ایجاد وحدت در میان آنها تحت ریاست الشمری احمد الجربا است (فردی که معروف است ارتباطات خانودگی با برخی از بزرگان خاندان حکومت عربستان دارد و از خانواده شمر که دامنه حضور آنها از مرزهای یمن تا مناطق بادیه و ریف حمص و عراق گسترش یافته، است).

دوم این که همه نیروهای مخالف و معترض را در برابر سلاح حزب الله که مخالف هر گونه گفت وگو بر سر آن است، بسیج کند، به خصوص این که الآن در کنار بشار اسد به جنگ برخواسته است و در کنار ایران به حمایت از حکومت بشار اسد ادامه می دهد.

در این میان آن چه بیش از همه خطرناک است، تلاش تازه کشورهای عربی بر سرنگونی انقلاب های برخواسته از بطن جوامع آزادی خواه عرب در مصر و تونس است. عربستان و امارات و کویت به طور بی سابقه ای سخاوتمند شده اند و میلیاردها دلار در اختیار دولت جدید قرار داده اند. هدف یک چیز است سرنگونی دولت اخوان و جلوگیری از بازگشت مجدد آنها به قدرت. در عین حال ایجاد آسودگی خیال برای دشمن اسرائیلی که خیالش از بابت مصر راحت باشد.

روشن است «کودتایی» که علیه شیخ حمد بن خلیفه در قطر پیش آمد با رضایت و همکاری عربستان سعودی صورت گرفت، کما این که سه روز قبل از کناره گیری شیخ حمد از قدرت ملک عبدالله، پادشاه آل سعود با شیخ تمیم، امیر جدید در ریاض دیدار کرد. بعد از آن بود که امیر جدید از اخوان و حمایت از شیخ یوسف قرضاوی اعلام برائت کرد و اعلام آغاز عصری جدید در سیاست خارجی در قطر را اعلام کرد.

بله، عربستان و متحدان عربش در حوزه خلیج فارس دیگر محافظه کاری را کنار گذاشته و رسما وارد جنگ شده اند. جنگی که آن را مقدس می دانند و هم رنگ و بوی طایفه ای به آن داده اند و هم رنگ و بوی سیاسی. هدف اصلی نیز شکست ایران است که اکنون شرق جهان عرب را در اختیار خود دارد و دیگری، اخوانی است که می رود الگوی حکومت دینی جدیدی را مطابق با عصر مدرن مطرح کند.