سرتیتر

در مصر چه میگذرد – ا. م. شیری

egypt03_20132907

ا. م. شیری

۷ مرداد- اسد ۱۳۹۲

پس از کودتای سوم ژوئیه ارتش مصر(ارتش مصر یک ارتش آمریکائی است تا یک ارتش مصری. زیرا، ایالات متحده آمریکا سالانه یک و نیم میلیارد دلار به ارتش مصر «کمک» می کند)(۱) در پایان ماه ژوئن سال میلادی جاری، نقطه نظرات متناقضی در این باره که ارتش کودتا کرده و محمد مرسی، فرعون اخوان المسلمینی مصر را برکنار کرده یا برای دفاع از مردم و حفظ آرامش وارد میدان شده است، اظهار و اعلام میشود. در همین رابطه، قبل از هر صحبتی لازم به گفتن است که موضعگیریها، اظهار نظرات و برآوردها باید چنان دقیق باشد که خطای فاحش حزب کمونیست عراق در تأئید اقدام نظامی آمریکا و انگلیس برای سرنگونی صدام «دیکتاتور»، بعبارت دیگر برای اشغال، تجزیه دفاکته و ویرانی کامل عراق تکرار نشود. حزب کمونیستی که کادرهای رهبری و اعضای آن جزء اولین سری قربانیان تروریسم صادراتی آمریکا،انگلیس و شرکایشان بودند.

بسیار از نافیان کودتای نظامی اخیر در مصر (و حتی، کودتای ۲۵ ژانویه سال ۲۰۱۱ در این کشور که دقایقی پس از بیانات باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا مبنی بر این که: «من امیدوارم ارتش آرامش را در مصر برقرار نماید»، بوقوع پیوست)، از جمله، ناصریهای سازمانگر جنبش «تمرد» (۶ جوان زیر ۳۰ سال سن که در انتخابات قبل عمدتا به مرسی رأی داده بودند)(۲)، سمیر امین (طی یک مصاحبه)(۳) و برخی نیروهای ترقیخواه دیگر مصر، بر این باورند اقدام ارتش بمعنی کودتا نیست.

بهر حال، واقعیتها و همچنین، حوادث و رویدادهای بعد از کودتا در مصر نیز نشان دادند، آنچه که در این کشور اتفاق افتاد، چیزی جز کودتا نیست. کودتا که شاخ و دم ندارد. کودتا، یعنی اقدام ناگهانی یک گروه مسلح برای تسخیر قدرت سیاسی. البته، کودتا فی النفسه، همواره یک عمل مطرود نیست. کودتا میتواند مضمون و ماهیت انقلابی و ترقیخواهانه یا ضد انقلابی و ضدمردمی داشته باشد. با در نظر گرفتن سمتگیری و هدف کودتا، میتوان ماهیت و خصلت آن را مشخص کرد.

در همین رابطه لازم به گفتن است، افراد یا جریانهای سیاسی که منکر وقوع کودتا نظامی در مصر هستند، اساسا با توجه به نتایج ویرانگرانه حاکمیت فرعونی یکساله اخوان المسلمین در مصر و همچنین، با آشنائی به تاریخچه تشکیل این جریان ظاهرا اسلامی در سال ۱۹۲۸ بوسیله انجمن صهیونیستی انگلیس بریاست اسمی حسن البنا و فعالیتهای مخرب همه دوره موجودیت آن، یا احساسی برخورد می کنند و یا با سیاستها، اهداف دور و نزدیک، روشها و متدهای مداخله غرب امپریالیستی، بخصوص، امپریالیستهای آمریکا و انگلیس اطلاع و آشنائی ندارند. آنها نمی دانند که امپریالیستهای غرب در هیچ کجای جهان بدنبال امنیت و آرامش، ترقی و توسعه و کمک به برقراری دمکراسی و آزدای نیستند. امپریالیستها در شرایط بحران ساختاری دم افزون و غیرقابل خروج سرمایه داری جهانی، در پی ایجاد سرزمینهای بی صاحب، کشورهای آشوب زده و گرفتار هرج و مرج، فاقد نیروی دفاعی- امنیتی و دولت قادر به اداره کشور هستند تا از این رهگذر به سرقت و یغمای ثروتهای ملی و حتی تاریخی آنها ادامه دهند. فراموش نباید کرد که پس از برکناری حسنی مبارک همه طلا و نقدینگی مصر را مصادره و غصب کردند و در اولین روز آغاز جنبش «تمرد» در مصر که یک نفر آمریکائی هم در ناآرامیهای آن کشته شد، قبل از چیز، موزه های مصر غارت شدند. امپریالیستهای غرب و پیشاپیش آنها، امپریالیسم آمریکا با حرکت از مبداء همین منافع راهزنانه و نامشروع خود، جنبشهای مترقی، استقلال طلبانه و آزادیخواهانه کشورهای مختلف را به «چوب دو سر نجس» تبدیل کرده و آنها را چنان مهندسی و مدیریت می کنند، که اغلب فعالان و کنشگران جدی و صادق آن ناخواسته به بازیگران سناریوئی بدل میشوند که حتی پایان فاجعه بار آن را نمیتوانند حدس بزنند. آنچه در مصر در رابطه با جنبش «تمرد» اتفاق افتاد، جنبشی که بوسیله ۶ جوان «ناصریست» آغاز شد و موجب برآمد عدلی منصور، محمد البرادعی(۴) و امثالهم گردید، در کنار افغانستان، عراق، لیبی، سومالیا و یکسری کشورهای دیگر، یکی دیگر از برجسته ترین نمونه های چنین سناریوهای امپریایستی است.

و لذا، در این امر که ارتش آمریکائی مصر بفرماندهی ژنرال عبدالفتاح السیسی کودتا کرد، کمترین جای تردید وجود ندارد. اما این کودتا نه بمنظور «حفظ امنیت و آرامش» و برای «دفاع از مردم»، بلکه، به احتمال قریب به حتم، برای دامن زدن به آشوب و هرج و مرج در جامعه مصر و به تبع آن، بمنظور سنگ اندازی در راه تعالی و سازمانیابی نیروهای ملی و مردمی، از بیم برآمد «فرزندان ناصر» و دیگرجریانهای ترقیخواه و عدالت طلب، بقصد ایجاد فضای پلیسی- امنیتی برای سرکوب و قلع و قمع آنها بوقوع پیوست. تداوم اعتراضات مخالفان و موافقان کودتا، درگیریها و کشتار ادامه دار مردم مصر صحت این ارزیابی ثابت میکند.

بهر صورت، برای اجتناب از اطاله کلام و در عین حال، بمنظور ارزیابی نسبتا واقع بینانه تر از حوادث سالها و ماههای اخیر مصر، که در کشورهای دیگر قطعا تکرار خواهد شد، مطالعه مقالات مستدل و مستند مکانیسمهای تجزیه اتحاد شوروی و «قاعده دومینو» (بخش نخست)(۵) و بویژه، (بخش پایانی)(۶) و همچنین، «ده روش برای اغوای مردم بواسطه رسانه ها»(۷) را پیشنهاد می کنم. باشد که با تشخیص و تمیز اهداف استراتژیک و تاکتیکهای امپریالیسم، در مبارزه پیگیر و خستگی ناپذیر برای رهائی و استقلال میهن، برای قراری عدالت اجتماعی و آزادی، به بازیگران سناریوهای امپریالیستی بدل نشویم. با تأئید کودتا، در کنار کودتاگران و یا با رد آن، در کنار مرتجعین اخوان المسلمین قرار نگیریم.

نشانی منابع:

(1)- http://www.bbc.co.uk/persian/world/2013/07/130711_l03_egypt_usa_aid.shtml

(۲)- فرزندان عبدالناصر… کاخ فرزندان حسن البنا را به لرزه درآورده اند:

http://www.hafteh.de/?p=46706

(۳)- مصاحبه سمیر امین در باره حوادث مصر و وقوع کودتا:

http://www.hafteh.de/?p=46691

 

(۴)- منابع خبری: مردم خشمگین قاهره با سر دادن شعار «تو جاسوس آمریکائی، ما تو را نمی خواهیم»، از شرکت محمد البرادعی، رئیس سابق سازمان انرژی اتمی و برنده جایزه صلح نوبل در رفراندوم جلوگیری کرده و ماشین او را با پرتاب سنگ مورد حمله قرار دادند (یکشنبه، ۲۰ ماه مارس ۲۰۱۱).

(5)-http://www.hafteh.de/?p=27450

(6)-http://www.hafteh.de/?p=27558

(7)- http://www.hafteh.de/?p=20570

۱ دیدگاه

  1. برای قضاوت در باره مصر و هر جامعه دیگر باید تحلیلی از ماهیت طبقاتی سوبژکت های عمل در آن جامعه داشت و گرنه با دستچین کردن فاکت های تصادفی نمی توان به تحلیل علمی نایل آمد.
    موضع خانم مرکل هم برسمیت شناختن رأی مردم و برگشت مرسی به قدرت است.
    مرسی و دار و دسته اش عملا اعلام جهاد به سوریه دادند و روابط حسنه با اسرائیل را پیش گرفتند. ارتش تن به جنگ با سوریه نداد. اگر خبرها درست باشند.
    رسانه های آلمان چنان از کمک های میلیونی امریکا به ارتش مصر دم می زنند که انگار عمو سام بابا نوئل است و سیر از دلار.
    آن سان که هر حریصی آب به دهنش می افتد که نوکر یانکی شود و میلیون ها دلار هر ساله درو کند.
    خوب پایگاه طبقاتی مرسی چیست؟
    به احتمال قوی و در بهترین حالت فئودالی ـ برده داری است، اگر فوندامنتالیستی ـ عهد عتیق صدر رسول اکرم نباشد.
    مثل خمینی خودمان.
    پایگاه طبقاتی سران ارتش، شاید هم خاستگاه طبقاتی شان بورژوائی است.
    بطور عینی ارتش مترقی تر از اخوان المسلمین است.
    طبقه کارگر باید دیالک تیکی بیاندیشد و خط مستقل خود را تبلیغ و نمایندگی کند.
    ولی بورژوازی بیشتر برایش مقبول است تا عجوزه های وحشتناک عهد عتیق.
    مصر را با عراق و سلطه ارتش مصر را با مداخله مستقیم قوای امپریالیستی در عراق نمی توان مقایسه کرد.
    مقایسه اصولا متد و اسلوب مطمئنی نیست.
    ولی در خطای حزب کمونیست عراق در این مورد تردیدی نیست.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.