نظری, سرتیتر

نئوتومیسم

neotomism

 پروفسور دکتر هاینتس پپرله

برگردان شین میم شین

منتشر شده در دایره المعارف روشنگری

·       نئوتومیسم به جریان فلسفی پرنفوذ ایدئالیستی ـ عینی بورژوائی معاصر و جریان اصلی در فلسفه کاتولیکی نوین اطلاق می شود.

1

·       نئوتومیسم ـ به معنی محدود کلمه ـ عبارت است از نوسازی تومیسم.

·       مراجعه کنید به  تومیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

2

·       نئوتومیسم همانند نئواسکولاستیک بطور کلی در اواخر قرن نوزدهم پا به عرصه می نهد.

·      مراجعه کنید به   نئواسکولاستیک در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

3

·       نئوتومیسم نیز همانند نئواسکولاستیک از واکنش کاتولیسیسم تقویت یاقته در دوره ترمیم سیستم اجتماعی سرمایه داری نشئت می گیرد و بر ضد جنبش مدرنیزاسیون کاتولیکی که تحت تأثیر راسیونالیسم، فلسفه کلاسیک آلمان و رومانتیک قرار داشته و مورد تأیید کلیسای کاتولیک نبوده، وارد عمل می شود.

·       مراجعه کنید به  مدرنیسم، راسیونالیسم، فلسفه کلاسیک آلمان، رومانتیک در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

4

·       نئوتومیسم مکاتب کاتولیکی زیر را مورد حمله قرار می دهد:

در آلمان

الف

·       مکتب کاتولیکی توبینگنی را

ب

·       هرمزیانیسم را

ت

·       گونتریانیسم را

در فرانسه  

 

·       ترادیسیونالیسم (سنتگرائی) را

·       مراجعه کنید به   هرمزیانیسم، گونتریانیسم، ترادیسیونالیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

5

دونس اسکاتوس (1266 ـ 1306)

فیلسوف و تئولوگ اسکولاستیک

·       فلاسفه و تئولوگ های کاتولیکی زیر اولین سنگ بنا را برای احیای فلسفه اسکولاستیکی نهادند که در آن نئوتومیسم در مبارزه بر ضد تعالیم دونس اسکاتوس (اسکاتیسم) و سوارز (سوارزیانیسم) پیروز شد و بمثابه جریان راهبر تحکیم یافت:

 فرانسیسکو سوارز (1548 ـ 1617)

تئولوگ و فیلسوف اسپانیائی

از سران یزوئیت ها

مؤلف آثار بیشمار

در آلمان

1

·       لیبرمن

2

·       شیبن

3

·       کلی

4

·       کله منس

5

·       شتسلر

6

·        اشتوکل

در اسپانیا

·       گونزالس

در فرانسه

·       دو فوژه

درایتالیا

·       لیبراتوره

  

·       دلیل تحکیم نئوتومیسم بمثابه جریان رهبر، عبارت از این بود که تومیسم ازهمان آغاز مورد پشتیبانی و حمایت خاص کلیسای کاتولیک قرار داشته است.

1

·       کلیسای کاتولیک همیشه با موضعگیری های مکرر خود توسعه فلسفه کاتولیکی را تحت تأثیر قرار می دهد.

2

 لئو سیزدهم (1810 ـ 1903)

پاپ کلیسای کاتولیکی ـ رومی (1878 ـ 1903)

معروف به پاپ سیاسی

·       حتی در انسیکلیکا اترنی پارتیس (سال 1879 میلادی)  تومیسم بخصوص توصیه می شود و علنا به عنوان فلسفه رسمی کلیسا قلمداد می شود.

·       (انسیکلیکا اترنی پارتیس را می توان رساله لئو سیزدهم ـ پاپ اعظم ـ محسوب داشت. مترجم)

3

 توماس فون اکوین (1225 ـ 1274)

ایتالیائی الاصل و یکی از متنفذترین فلاسفه و تئولوگ های تاریخ

از مهمترین فقهای کلیسای کاتولیک و از نمایندگان اصلی فلسفه در قرون وسطی متعالی (اسکولاستیک)

میراث معنوی خارق العاده او هنوز هم در نئوتومیسم و نئواسکولاستیک مؤثر است.

کلیسای کاتولیک روم او را جزو قدیسان تلقی می کند.

·       تعالیم لئو سیزدهم تأکید می ورزد که «سلطان اسکولاستیک» توماس فون اکوین  است که در او عقل «به بلندترین قله کمال بشری» رسیده و دیگر کسی را یارای صعود فراتر از آن نیست.

4

·       موضعگیری های بعدی، اغلب در رابطه با اقدامات تقویتی (مثلا انتشار آثار اکوینات ها و بنیانگذاری آکادمی های تومیستی و غیره)  همین سمتگیری را دارند.

5

·       کلیسای کاتولیک بخش معینی از فلسفه آنها را مورد تأیید قرار می داد، ولی تأکید داشت که نوسازی را تنها بمعنای تومیسم ارجح می شمارد.

·       مراجعه کنید به «موتو پروپریو 1910 میلادی، قانون نامه کلیسا 1366 میلادی، کونستیتوسیو اپوستولیکا 1931 میلادی، هومانی گنریس 1950 میلادی»

6

·       نئوتومیسم در قرن نوزدهم، همانند نئواسکولاستیک بطورکلی فقط مشغله صرف کلیسای کاتولیک بود و حتی در نقطه عطف قرن هنوز نفوذ قابل توجهی در فلسفه بورژوائی واپسین داشت.

7

·       به نئوتومیسم یا اصلا کسی اعتنائی نمی کرد و یا به عنوان تعالیم ناسازگار با توسعه و تکامل علمی و فرهنگی از کنارش رد می شد.

8

·       با گذار از سرمایه داری رقابت آزاد به امپریالیسم (سرمایه داری انحصاری) اما وضع عوض شد.

9

  

·       کاتولیسیسم هر چه بیشتر با توسعه و تکامل بورژوائی به سازش پرداخت و کلیسای کاتولیک هر چه بیشتر به تکیه گاه ایدئولوژیکی مهم سیستم سرمایه داری بدل شد، به همان اندازه هم نفوذ نئوتومیسم افزایش یافت.

10

·       نئوتومیسم بویژه بعد از جنگ جهانی اول و دوم اهمیت هرچه بیشتری کسب کرد و به یکی از معتبرترین جریانات فلسفه بورژوائی مبدل گردید.

11

پاپ پیوس دوازدهم (1876 ـ 1958)

از سال (1939 ـ 1958) پاپ کلیسای کاتولیک رومی بوده است.

·       افزایش اعتبار نئوتومیسم بعد از جنگ جهانی دوم با حاکمیت دراز مدت احزاب مسیحی در گروهی از کشورهای سرمایه داری و با موضعگیری ارتجاعی افراطی کلیسای کاتولیک تحت رهبری پاپ پیوس دوازدهم  و حمایت فعال از مبارزه بر ضد کشورهای سوسیالیستی و جهان بینی مارکسیستی در پیوند تنگاتنگ قرار داشت.

12

·       نئوتومیسمدر حال حاضر در فلسفه بورژوائی مقام بسیار مهمی دارد.

13

·       نئوتومیسممراکز آموزشی بیشمار زیر را در اختیار دارد:

الف

·       انستیتوی فلسفه در دانشگاه کاتولیکی لوون (هلند)

ب

·       انگلیکوم در روم (ایتالیا)

ت

·       انستیتوی کاتولیکی پاریس

پ

·       دانشگاه کاتولیکی میلان (ایتالیا)

ث

·       دانشگاه کاتولیکی فرایبورگ (آلمان)

ج

·       دانشگاه کاتولیکی سویس.

امکانات تبلیغاتی نئوتومیسم

1

·       نئوتومیسم دارای حداقل 25 مجله است.

2

·       نئوتومیسم امکانات انتشاراتی وسیعی در اختیار دارد

·       (بولتن تومیستی در سال 1950 میلادی سالانه 500 انتشارات جدید داشته است)

3

·       نفوذ نئوتومیسم در دانشگاه ها روز بروز افزایش می یابد.

نمایندگان نئوتومیسم

·       نمایندگان اصلی نئوتومیسم به شرح زیر اند:

1

·       مرسیه

2

·       گاردایل

3

·       گردت

4

·       گیلسون

5

·       مانسر

6

·       هوروات

7

مارتین گرابمن (1875 ـ 1949)

فیلسوف، تئولوگ، دگماتیسین و تاریخدان آلمانی

پژوهشگر برجسته فلسفه و تئولوژی قرون وسطی

·       گرابمن

8

·       ماوسباخ

9

·       باور

10

·       پیپر

11

·       دریمیکر

12

·       دولف

13

·       رولند گوسلاین

14

·       شیلینگ

15

·       تیشلدر

16

·       قبل از همه ماریتین

17

·       گاریگو لاگرانژ

18

·       سرتیلانژ

·       افراد نامبرده را باید نمایندگان قطعی نئوتومیسم تلقی کرد.

·       بنظر بوخمیسکی گروهی از وابستگان تومیسم مانند مارشال و گایزر نیز به نئوتومیسم تعلق دارند که در پی پیوند دادن با جریانات غیراسکولاستیکی اند و همچنین نمایندگان مولینیسم.

منابع سیستماتیک نئوتومیسم

·       آثار زیر را می توان بمثابه نماینده منابع کلی سیستماتیک نئوتومیسم تلقی کرد:

1

·       اثر مانسر، تحت عنوان «ماهیت تومیسم» (1932 ـ 1949 چاپ سوم)

2

·       اثر گردت، تحت عنوان «فلسفه ارسطوئی تومیستی» (اثر دو جلدی) (1935)

3

·       اثر یولیوت، تحت عنوان «بررسی فلسفه» (اثر چهارجلدی) (1935)

4

·       اثر مرسیه، دولف و دیگران، تحت عنوان « دوره (کورس) فلسفه» (اثر 11 جلدی) (1892 ـ 1947که بارها تجدید جاپ شده  است.)

5

·       بعد از جنگ جهانی دوم به جای این آثار استاندارد، فلسفه نئوتومیستی از سوی انستیتوی لوون، تحت عنوان کلی «فلسفه لوونی» انتشار می یابد.

·       نئوتومیسم که ریشه در مناسبات اجتماعی فئودالی دارد، توانسته به یکی از نخستین جریانات فلسفه بورژوائی در عصر حاضر بدل شود.

1

·       علت این امر در روند عام پشت کردن بورژوازی امپریالیستی به کلیه دستاوردهای ایدئولوژیکی مترقی بورژوازی انقلابی آغازین نهفته است.

2

·       به قول ولادیمیر لنین، بورژوازی امپریالیستی با شروع بحران عمومی سرمایه داری«در وحشت از پرولتاریای رشد یابنده و نیرومند شونده»، به حمایت از «هر چیز کهنه، عقب مانده، پوسده و قرون وسطائی» می پردازد و همه را برای حفظ حاکمیت خود به خدمت می گیرد.

·       (کلیات لنین، جلد 19، ص 82)

3

·       نئوتومیسم بی شک در مقایسه با دیگر جریانات فلسفه بورژوائی دارای امتیازات زیرین است که برای نفوذ خارق العاده اش در دهه های اخیراهمیت چشمگیری داشته اند:

الف

·       پیوند تنگاتنگ نئوتومیسم با سازمان متنفذی به نام کلیسای کاتولیکی با دستگاه تبلیغاتی مؤثری، با کشیشان، با اعضای انجمن های مذهبی بیشمارکه در محافل وسیعی از اعتبار چشمگیری برخوردارند.

ب

·       خصلت ایدئالیستی ـ عینی نئوتومیسم که برتر از تعالیم ایدئالیستی ـ ذهنی و سوبژکتیویستی دیگر جریانات فلسفی بورژوائی است و برای ارضای نیازهای جهان بینانه معینی مناسب تر است.

ت

·       خصلت فراگیرنئوتومیسم.

4

·       نئوتومیسم در مقایسه با دیگر مکاتب فلسفه بورژوائی بلحاظ تاریخی قدیمی ترین و لذا ژرفترین و فراگیرترین سیستم فلسفی است و حاوی عناصر زیرین است:

الف

·       تئوری شناخت نئوتومیستی

ب

·       منطق نئوتومیستی

ت

·       اونتولوژی نئوتومیستی

پ

·       متافیزیک نئوتومیستی

ث

·       فلسفه طبیعت کاملا ویراسته ی نئوتومیستی

5

·       نئوتومیسم حاوی تعلیمات اجتماعی، اتیک و استه تیک مفصلی است، که در آثار مختلف در مقیاس های متفاوت عرضه می شوند و بلحاظ تربیتی بطور کلی به نحو بسیار خوبی تنظیم شده اند.

6

·       سیستم نئوتومیستی اما بلحاظ مبانی چیز تازه ای بر تومیسم قرون وسطی اضافه نمی کند.

·       مراجعه کنید به تومیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

7

·       اینکه طرفداران نئوتومیسم بویژه در آستانه قرن بیستم تلاش کرده اند، روایات تومیسم را با توسعه اجتماعی و علمی تطبیق دهند و عناصر دیگر جریانات فلسفی را وارد سیستم فلسفی خود سازند، تغییری در این حقیقت امر نمی دهد.

·       زیرا مبانی جهان بینانه در این میان دست نخورده مانده اند.

8

·       نئوتومیسم (علیرغم کلیه تلاش های نمایندگان آن برای ارتقای آن به سطح زمانه) جز مرمت و تعمیر آگاهانه میراث فکری قرون وسطی نیست.

9

·       موضوع مرکزی نئوتومیسم با موضوع مرکزی اسکولاستیک تفاوتی ندارد و آن عبارت است از تلاش برای ایجاد انطباق میان عقیده (ایمان مذهبی) و علم.

·        مراجعه کنید به اسکولاستیک در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

10

·       از این رو پایه و بنیان سیستم نئوتومیستی را تعلیمات مربوط به رابطه فلسفه و مذهب تشکیل می دهد.

11

·       برخلاف جریانات فلسفی بورژوائی جدیدتر که جدائی قطعی میان عقیده و علم را مبنای کار خود قرار می دهند، نئوتومیسم بر انطباق قسمی آندو پافشاری می کند.

12

·       نئوتومیسم به مذهب، جامه روشنفکرانه می پوشاند و ادعا می کند که خدا در وحی همان حقایق را ابلاغ کرده که انسان در روند پژوهش جهان انسانی و طبیعت پیرامون خود ـ بمثابه مخلوقات الهی ـ بکمک عقل در می یابد.

13

·       بزعم نئوتومیسم، حقیقت در هر دو مورد حقیقت واحدی است و فقط راه های رسیدن بدان مختلف اند.

  

·       اهمیت این آموزش در این است که نئوتومیست ها برای وحی بدلیل خالی از گمراهی و خطا بودن کلام خدا، مقام عالی تری قایل می شوند و بدان حق می دهند که برای خرد گمراه شونده تعیین تکلیف کند.

1

·       بدین طریق فلسفه  سرانجام کاملا تابع تئولوژی می شود و از این امر نئوتومیست های امروزی به همان سرسختی دفاع می کنند که مدرسان قرون وسطی دفاع می کردند.

2

·       و لذا فیلوسوفیا لووانسیز به فرضیه بندی زیر مبادرت می ورزد:

·       «چنین بنظر می رسد …. که هر سیستم فلسفی کامل که به هیچ وجه برای تئولوژی نقش علم کمکی قائل نباشد، درست به همین دلیل باطل خواهد بود

·      (فیلوسوفیا لووانسیز، فصل اول، ص 41)

3

·       مسئله مرکزی چنین فلسفه ای عبارت است از تلاش برای اثبات وجود خدا با خصلت شخصی که دارای خواصی از قبیل «روح»، «دانش لایتناهی»، «خیرخواهی لایتناهی»، «حیات بی نقص و کامل» و امثالهم باشد.

4

·       چنین خدائی باید خالق جهان باشد و به عبارت دقیقتر جهان مخلوق دلبخواه خدا باشد.

5

·       جهان باید بطور سلسله مراتبی ساخته شده باشد، یعنی عرصه های منفرد آن بلحاظ «مضمونی» بطور تئولوژیکی نسبت به خدا تنظیم شده باشند.

6

·       نازلترین مرحله طبیعت، عرصه غیرآلی باید باشد و مرحله بالاتر را باید عرصه آلی تشکیل دهد که به گیاهان، حیوانات و انسان طبقه بندی شده است.

7

·       اثبات نظری (تئوریک) طبقه بندی سلسله مراتبی جهان بطرق زیر انجام می گیرد:

الف

·       بکمک آنالوژی وجود

·       (آنالوژی وجود و یا قیاس وجود یعنی هرآنچه که هست، وجود دارد و بوسیله وجود، وجود دارد، اما با «محتوای وجودی» متفاوت. مترجم)

·       مراجعه کنید به آنالوژی وجود (قیاس وجود)در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

ب

·       بکمک آموزش بالقوه ـ بالفعل که آنالوژی وجود را بطرز پویا مطرح می سازد، واقعیت را به وجود بالقوه و بالفعل تقسیم بندی می کند و هرگذاری را به «محتوای وجودی» همیشه بزرگتر نمودار می سازد.

8

·       آماج این تعالیم اساسی متافیزیک تومیستی به شرح زیر است:

الف

·       اولا این است که  واقعیت را در کلیه مظاهر (فرم های نمودین) آن بمثابه سهیم شدن (اشتراک) در «وجود لایتناهی» الهی نمودار سازد.

·       مراجعه کنید به سهیم شدن در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

ب

·       ثانیا گرفتن این نتیجه نهائی است که موجودی باید باشد که «وجود بی غل و غش لایتناهی» است و خدائی باید باشد بمثابه بالفعل محض است

9

·       دلایل نئوتومیسم در زمینه ی اثبات خدا، هرکدام بمثابه تاجی بر سر متافیزیک آن، چیزی جز پیاده کردن گوناگون این دو آموزش اصلی نیستند و آندو آموزش را پیش شرط قرار می دهند.

10

·       فلسفه طبیعت و یا متافیزیک خاص نئوتومیسم عبارت است از هیله مورفیسم قاطعانه اجرا شده، که بنا بر آن هر موجود مادی ترکیبی است از ماده و فرم.

11

·       در قاموس نئوتومیسم، اولا فرم تعین اصلی و عملی ماده است.

·       ثانیا فرم اصل هیئت بخش هر چیز است.

12

·       رفتار فرم نسبت به ماده با رفتار بالفعل نسبت به بالقوه همانند  است.

·      مراجعه کنید به دیالک تیک امکان و واقعیت در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

13

·       اهمیت جهان بینانه این آموزش عهد عتیق (که امروزه حتی در خود محافل نئوتومیستی مورد اختلاف نظر شدیدی است) برای نئوتومیست ها در این است که بکمک آن می توان به تعلیم و اثبات منطقی ـ صوری (بکمک منطق صوری) مسائل زیر نایل آمد:   

الف

·       اثبات وجود فرم های «برای خود موجود» مثلا ملائکه

ب

·       اثبات وجود روح، بمثابه اصلی که به انسان فرم می بخشد.  

ت

·       اثبات وجود روح، بمثابه چیزی که قسما وجود ذاتی و ماهوی دارد.

پ

·       اثبات وجود روح، بمثابه چیزی که ضمنا می تواند برای خود موجود باشد.

14

·       نئوتومیسم به این نظریه پای بند می ماند که بطلانش را توسعه علوم دیری است که اثبات کرده است، تا بتواند به اثبات و توجیه نظری (و بزعم نئوتومیسم عقلی)جزمیات (دگم های) مربوط به وجود ملائکه و نامیرائی روح نایل آید.

  

تئوری شناخت نئوتومیسم

·       تئوری شناخت نئوتومیسم که اغلب فصلی از متافیزیک تلقی می شود، با تعالیم معرفتی ایدئالیستی ـ ذهنی تفاوت اساسی دارد:

1

·       تئوری شناخت نئوتومیسم بر آن است که شناخت یعنی ادراک، یعنی «تصویرسازی» از واقعیت.

2

·       ضمنا واقعیت مستقل از شعور وجود دارد و بواسطه حواس بدرستی منعکس می شود.

3

·       حواس بوسیله ادراکات به درک حسی ـ مشخص چیزها نایل می آیند، در حالیکه فهم با استفاده از تصاویر ادراکی بکمک انتزاع به کشف ماهیت چیزها نایل می آید.

4

·       گروهی از نئوتومیست ها، در تدوین این افکار، بارها بدرستی و با درایت منطقی، ایراد ایدئالیسم ذهنی را رد می کنند و به توسعه آموزش معرفتی بمعنای تئوری تصویر دست می زنند که بنا بر آن «هر شئی درونی ـ ارگانیکی در درون تصویری است از شیئی برونی»  و «مفهوم .. در ماهیت کلی اش عبارت است از تصویر طبیعی از چیزی»(گردت)

·      مراجعه کنید به ادراک، تصویر، تصویربرداری، تئوری تصویر در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

5

·       در حالیکه هواداران پیگیر اکوینات ها (توسعه تعالیم توماس فون اکوین)، «رئالیسم بی واسطه» را نمایندگی می کنند و در عرصه معرفتی ـ نظری نیز هوادار تئوری تصویر ارسطوئی ـ تومیستی اند.

6

·       در دهه های اخیر نئوتومیست های هرچه بیشتری به موضع «رئالیسم انتقادی» وارد شده اند که تحت تأثیر نظرات کانت که به عمده کردن شدید سوبژکت در روند شناخت می پردازد، نقش سوبژکت را بطرز متفاوتی تعیین می کنند.

·       مراجعه کنید به دیالک تیک سوبژکت ـ اوبژکت در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

7

·       تئوری شناخت نئوتومیستی حاوی سلسله نظراتی است که می توانند مثبت ولی نه علمی ارزیابی شوند.

8

·       عیب اصلی آنها در «آموزش یونیورسال های تومیستی»  است که بر برداشت متافیزیکی از رابطه منفرد وعام مبتنی است.

9

·        در «آموزش یونیورسال های تومیستی»، ابژکت شناخت، «ماهیت قابل فهم» چیزها (یعنی ایده های الهی نهفته در چیزها) تلقی می شود.

10

·       در حالیکه آماج نهائی شناخت، بازتولید روحی مشخص تلقی می شود و انتزاع های منفرد تنها وسیله صرف برای این کار محسوب می گردند.

11

·       علاوه بر این، نظریه باطل دیگری با آن در رابطه قرار داده می شود که بنا بر آن، تنها فلسفه قادر به نفوذ در ماهیت چیزها ست و علوم منفرد کارشان فقط محدود به روابط فونکسیونی پدیده ها ست.

فلسفه تاریخ و فلسفه جامعه نئوتومیسم

·       در فلسفه تاریخ و فلسفه جامعه نئوتومیسم نه تنها خصلت ایدئولوژیکی نئوتومیسم، بلکه همچنین خصلت محافظه کارانه و جانبدارانه سیاسی آن، بروشنی آشکار می گردد.

1

·       تاریخ بنظر نئوتومیسم عبارت است از اجرای نقشه جهانی الهی.

2

·       تاریخ عبارت از روندی است که سرآغازش را از خدا می یابد و پایانش را در خدا.

3

·       معنای کل تاریخ در این میان با معنای حدوث جهان و با معنای جهان بطورکلی یکسان تلقی می شود:

·       معنای تاریخ عبارت است از نشان دادن و ابلاغ محتوای وجود بی پایان الهی در صور پایان پذیر.

4

·       نئوتومیست ها میان معنای ذاتی تاریخ و معنای ترانسندنت (ماورای تجربی) آن تفاوت می گذارند:

·       معنای ذاتی تاریخ عبارت است از شکوفائی و به بار نشستن امور انسانی در طول زمان.

·       «و لذا موضوع تاریخ در مفهوم انسان نهفته است.

·       هرآنچه که مفهوم انسان در بر دارد، باید در تاریخ مؤثر واقع شود

·      (ف. ساویک، «فلسفه تاریخ»، جلد دوم، ص 212، 1922)

5

·       معنای ترانسندنت (ماورای تجربی) تاریخ، عبارت است از نیل به آماج ابدی که برای انسان مقرر شده است.

6

·       اما چند و چون مشخص این آماج بنظر نئوتومیست ها قابل ذکر نیست و فقط وابسته به اراده آزاد الهی است.

7

·       چون تاریخ بنا بر درک نئوتومیستی تاریخ مبتنی بر مشیت الهی(مشیت الهی بر انسان ها، برای انسان ها و با انسان ها)  است، پس محتوای اصلی تاریخ در مبارزه میان خیر و شر، ایمان و کفر تعیین می شود.

8

آگوستین (354 ـ 430)

اهل الجزایر

از فقهای مهم مسیحیت

فیلسوف دوره گذار از آنتیک به قرون وسطی

مؤلف آثار تئولوژیکی بیشمار

پدر علم تئولوژیکی و فلسفی مسیحیت

تحت تأثیر افلاطون واقعیت را سه شقه کرده است:

جهان عالی ترین وجود که فقط برای روح قابل دسترسی است.

جان ـ روح انسانی

جهان شونده که برای حواس قابل دسترسی است.

او ایمان مسیحی را بمثابه بنیان شناخت تلقی می کرد.

·       این تاریخ نگری تخیلی که عمیقا تحت تأثیر تئولوژی تاریخی انجیل تدوین شده و برای اولین بار توسط آگوستین مفصلا تشریح شده بود، در سال های بعد از جنگ جهانی دوم بلحاظ سیاسی بطور بی واسطه ای تار و مار شده است.

·    آن سان که گروهی از نئوتومیست ها بر مبنای آن، مبارزه جهانشمول میان سرمایه داری و سوسیالیسم را به مبارزه میان «غرب مسیحی» و «بلشویسم کافر»تحریف کرده اند.

   

تعلیمات اجتماعی نئوتومیسم

·       تعلیمات اجتماعی نئوتومیستی که مبانی آن در رساله های پاپ های مختلف(1891، 1931، 1961 میلادی)ماهیتا به مبارزه بر ضد سوسیالیسم اختصاص یافته، بمثابه علم وجود و متافیزیک اجتماعی تلقی می شود که به تحقیق در زمینه ی  ساختارهای نظام همزیستی اجتماعی همیشه همان می پردازد.

1

·       تعلیمات اجتماعی نئوتومیستی اعلام می دارد که از قانون اساسی نئوتومیستی معروف به «عمل بدنبال وجود» حرکت می کند.

2

·       قانون اساسی نئوتومیستی حاکی از این است که در وجود انسانی و در طبیعت انسانی مقرر شده از سوی خدا، فراخوانی (چگونه بودنی) نهفته است که انسان باید بمثابه حقوق طبیعی مراعات کند، اگر به سلامت وجود انسانی خویش علاقه مند باشد.

3

·       از این رو می توان گفت که تعلیمات اجتماعی نئوتومیستی علم هنجاری است که به وضع قوانین اساسی عام، راهنما و همیشه معتبر می پردازد که زندگی و جامعه باید بر مبنای آن سازمان یابد.

4

·       محتوای  تعلیمات اجتماعی نئوتومیستی را می توان در سه اصل اجتماعی زیر جمعبندی کرد:

الف

·       اصل شخصی

ب

·       اصل همبستگی

ت

·       اصل احساس مسئولیت

الف

اصل شخصی

1

·       بنا بر اصل شخصی ـ بمثابه «عالی ترین قانون اساسی تعلیمات اجتماعی نئوتومیستی ـ انسان باید حامل، بانی و آماج نهادهای اجتماعی باشد، انسانی که طبیعتا باید در همبود با دیگران زندگی کند

·       ماتر ماگسترا» (رساله پاپ)، ص 219)

2

·       این بدان معنی است که انسان بمثابه شخص، بلحاظ  وجود برتر از همبود (اجتماع) تلقی می شود و مجموعه عرصه های حیات همبود باید بواسطه ی شخص بنا و تنظیم شود.

3

·       شخص انسانی دلیل و آماج جامعه محسوب می شود.

4

·       شخص انسانی بمثابه موجودی تلقی می شود که دارای طبیعت دوگانه فردی و اجتماعی است:

·       «هستی (بود) شخص انسانی مبتنی است بر دو قطبی بودن طبیعت فردی و اجتماعی آن، مبتنی است بر وحدت متعارض فردیت و اجتماعیت بمثابه عناصر سازنده شخصیت او.

5

·       شخص انسانی بمثابه فرد از قانونمندی طبیعی بقیه موجودات آزاد است.

6

·       شخص انسانی بمثابه فرد از استقلال و آزادی نظر و ابتکار عمل برخوردار است.

7

·       فردیت شخص انسانی در تعلیمات اجتماعی نئوتومیستی اما فردیتی خودکفا نیست، بلکه او با اجتماعیتی (همبودیتی) همبستر است تا بتواند ببرکت همبود به شکوفائی زندگی و حفظ آن نایل آید.

8

·       فردیت و اجتماعیت درانتظام و وابستگی متقابل با هم قرار دارند و کل واقعیت انسانی را تشکیل می دهند

·       فرهنگ لغات تئولوژی و کلیسا»، جلد 9، ص 918، 1964)

ب

اصل همبستگی (اصل انتظام)

1

·       اصل همبستگی که اصل انتظام نیز نامیده می شود، به تعیین دقیقتر اجتماعیت انسان می پردازد و انتظام متقابل انسان و همبود را نمودار می سازد.

2

·       این اصل باید مانع تسلط انسان منفرد بر همبود و یا برعکس، تسلط همبود بر انسان منفرد گردد.

3

·       این اصل حاکی از آن است که انسان به سبب انتساب طبیعی اش به همبود و بدلیل شکوفائی استعدادهایش تنها درچارچوب همبود، نسبت بدان مسئول است و همبود نیز بنوبه خود نسبت به اعضای خود باید احساس مسئولیت کند.

4

·       بزعم نئوتومیسم، از این «انتظام متقابل متافیزیکی، پیوند و پیوند برگشتی اخلاقی (رابطه اخلاقی متقابل) شخص و همبود پدید می آید.

5

·       اما از آنجا که اعضای هر همبود بدون قید و شرط در پیوند با یکدیگر قرار دارند، از این امر وظیفه و تکلیف حمایت از یکدیگر زاده می شود:

·       تکلیف خدمت شخص به کل و کل به شخص

·       فرهنگ لغات تئولوژی و کلیسا»، جلد 9، ص 918، 1964)

6

·       این اصل بطور تمثیلی در فرمول زیر خلاصه می شود:

·       «ما همه در کشتی واحدی نشسته ایم:

·       یکی برای همه و همه برای یکی

ت

اصل مسئولیت پذیری

1

·      اصل مسئولیت پذیری به طبیعت فردی انسانی اشاره می کند و تأکید بر آن دارد که همبود اساسا نباید عهده دار انجام کاری شود که افراد و یا همبودهای کوچکتر (خانواده، انجمن، صنف)  از انجامش ناتوان باشند.

2

 پیوس یازدهم (1857 ـ 1939)

پاپ (1922 ـ 1939)

·       بنا بر اصل مسئولیت پذیری که پاپ پیوس یازدهم  برای اولین بار در رساله اش فرمولبندی کرده، هر جامعه باید مبتنی بر مسئولیت پذیری باشد، یعنی یاری باید بمثابه خودیاری صورت گیرد، محرکه ها و استعدادهای انسانی را بکار اندازد و سرکوب نکند.

3

·       این اصل در فرمول زیر به اختصار تبیین می یابد:

·       «آزادی به اندازه ای که امکان پذیر است.

·       وابستگی به اندازه ای که ضرور است

 *****

·       از آنجا که قوانین اساسی تعلیمات اجتماعی نئوتومیستی فوق العاده انتزاعی و قابل تفاسیر متفاوتند، در گذشته و بویژه در زمان حال در کاتولیسیسم و همچنین در محافل سختگیر نئوتومیستی در رابطه با سازمان مشخص جامعه طیفی از نظرات وجود دارد که در میان آنها نظرات پیشرفته ای نیز یافت می شوند.

 لئو سیزدهم (1810 ـ 1903)

پاپ کلیسای کاتولیکی ـ رومی (1878 ـ 1903)

معروف به پاپ سیاسی

·       کلیسای رسمی و اکثریت نئوتومیست ها اما از زمان لئوسیزدهم و برمبنای فتاوی او، نمونه مشخصی از جامعه بوجود آورده اند که ارتجاعی است و بطور عینی بمعنی مدافعه از مناسبات سرمایه داری موجود است.

·      خطوط اساسی آن به شرح زیرند:

1

·       مدافعه بی چون و چرا از مالکیت خصوصی بروسایل تولید.

2

·       تأیید اصولی رابطه کارمزدوری سرمایه داری که در لفافه «بخودی خود بد نیست» و باید «منصفانه» باشد، صورت می گیرد.

3

·       نفی مبارزه طبقاتی

4

·       و بویژه کشش اصلی به تجدید سازمان جامعه بمعنای «نظام مبتنی بر کاست های حرفه ای (اصنافو یا «نظام مبتنی بر خدمات اجتماعی»

5

·       آماج «نظام مبتنی بر کاست های حرفه ای» عبارت است از برقراری همکاری طبقات.

6

 پاپ پیوس دوازدهم (1876 ـ 1958)

از سال (1939 ـ 1958) پاپ کلیسای کاتولیک رومی بوده است. 

·       بنا بر پیام پاپ پیوس دوازدهم، «کلیسا بطور خستگی ناپذیری خواهد کوشید تا تضاد ظاهری میان سرمایه و کار، میان کارخانه دار و کارگر را به وحدتی عالی تر مبدل سازد، به وحدتی که در آن همکاری طبیعی آندو بسته به کار و بخش اقتصادی در عضوبندی حرفه ای صورت گیرد

·       (پیام پاپ پیوس دوازدهم در جلسه کاتولیک ها در بوخوم آلمان در سال 1949)

 

7

·       پس وظیفه آن عبارت است ازخاتمه دادن به مبارزه طبقاتی، بدون از میان بردن طبقات.

8

·       بزعم نئوتومیسم، جامعه باید مثل یک «ارگانیسم» (اندام)سازمان یابد که در آن اعضای منفرد، یعنی گروه ها خود را بمثابه توابع یک کل تلقی کنند و برای حفظ سلامت آن، یعنی برایی حفظ رفاه عمومی، با هم بطور صلح آمیز همکاری کنند.

9

·       اما درتصویر تعلیمات اجتماعی نئوتومیستی ازجامعه، بجای روابط و عضوبندی های طبقاتی، بجای قشربندی مبتنی بر ثروت و فقر با نتیجه تمرکز در بازار، عضوبندی هائی مطرح می شوند که «تعلق به آنها نه بر مبنای وابستگی به این و یا آن حزب بازار کار، بلکه بر مبنای فونکسیون (تابعیت) اجتماعی مختلف افراد صورت می گیرد

·       (رساله پیوس یازدهم، ص 83)

 یوهانس بیست و سوم (1881 ـ 1963)

جانشین پیوس دوازدهم

   

·       یکی از وظایف مهم نئوتومیسم در حال حاضر، عبارت است از حلاجی تغییرات ژرف در کاتولیسیسم که از زمان روی کار آمدن یوهانس بیست و سوم و سیاست او صورت گرفته اند و در اسناد اجلاس دوم واتیکان جمعبندی شده اند.

1

·       این تغییرات که تحت فشار توسعه و تکامل اجتماعی پیشرونده، نفوذ روزافزون سیستم جهانی سوسیالیستی و فروپاشی کلنیالیسم (سیستم استعمار)ناگزیر بوده اند، مسائل فلسفی را بطرق مختلف تحت تأثیر قرار می دهند و نئوتومیست ها باید آنها را مورد حلاجی قرار دهند و با تعالیم خود منطبق سازند.

2

·       در نئوتومیسم نه تنها مسائل مربوط  به تعلیمات اجتماعی، بلکه همچنین مسائل عامتری مورد بحث قرار می گیرند، مثلا بحث پیرامون تئوری توسعه 

·       مراجعه کنید به تئوری توسعه در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

3

·       در عرصه تعلیمات اجتماعی بویژه سه مسئله حاکی از گشتاورهای نوین اند و به معنی تغییر در تعلیمات اجتماعی سابق محسوب می شوند:

الف

 پاپ پل ششم (1897 ـ 1978)

(1963 ـ 1978) پاپ بود.

رساله معروف بود:

«پیشرفت ملل»

·       مسئله اول به مالکیت خصوصی مربوط می شود.

·       پس از آنکه پاپ پل ششم دررساله اش برای اولین بار تأکید کرد که مالکیت خصوصی «برای هیچکس حق بی چون و چرا و بی حد و مرز محسوب نمی شود»، سلب مالکیت مجاز اعلام شده و شرایط لازم برای آن نیز تعیین شده اند

ب

·       مسئله دوم که از اهمیت خاصی برخوردار است، به موضعگیری کلیسا بعد از روی کار آمدن یوهانس بیست و سوم مربوط می شود که دیگر از سازمان کورپوراتیو (واحد) جامعه سخن گفته نمی شود.

·       این امر حاکی از آن است که به احتمال قوی اندیشه نظام مبتنی بر کاست حرفه ای (صنفی)بطور مسکوت پس گرفته شده است.

ت

·       مسئله سوم اعلام این نکته مهم در اجلاس «کلیسا در جهان کنونی»است که کلیسای کاتولیک «وابسته هیچ سیستم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خاصی نیست.» 

·       بدین طریق قانون اساسی ئی وضع شده که قبلا فقط در محافل مدرنیستی و کاتولیکی چپ مقبولیت داشته است.

·       مراجعه کنید به مدرنیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

·       سلسله نظرات نوین دیگر زیر  از گشتاورهای توسعه مثبتی اند، اگرچه قوانین اساسی جهان بینانه با این تغییرات همچنان دست نخورده می مانند:

1

·       دفاع از صلح و خلع سلاح

2

·       تأیید حق تعیین شرکت در تصمیمگیری ها

3

·       حق اعتصاب

4

·       همکاری با غیر مذهبی ها.

·       مراجعه کنید به تومیسم، نئواسکولاستیک، فلسفه کاتولیکی، انسیکلیکا (رساله های پاپ ها) در تارنمای دایرة المعارف روشنگری