سرتیتر

چگونه ارتش توانست در جنگ ۲۴ ساعته خود٬ لبنان را نجات دهد؟

lobnan_29062013

نوشته: سرتیب دکتر امین محمد حطیط٬ استاد دانشگاه و متخصص مسائل استراتژیک نظامی٬ لبنان


برگردان٬ زیرنویس ها و توضیحات: احمد مزارعی

منتشر شده در تارنگاشت آمادور اشتراک

   پس از پایان کنفرانس اخیر دشمنان ملت سوریه در دوحه٬ اعلام شد که تصمیمات مخفیانه ای اتخاذ شده که بتوان از آن طریق میان دولت سوریه و مخالفان مسلح تعادلی سریع برقرار کرد. سئوال بزرگی که مطرح بود این که آن تصمیمات مخفیانه چه بوده و چگونه میتوان اهداف نامشروع تروریست ها را از این طریق برآورد کرد؟

اما احمد اسیر(۱) بسیار عجولانه و زودتر از آنکه گردو غبارها فرو نشیند٬ در یک حرکت تروریستی که به دقت از پیش برنامه ریزی شده بود به افراد ارتش لبنان در شهر صیدا حمله کرده تا بدینوسیله ارتش لبنان را از شهر صیدا خارج کرده و با بدست گرفتن کنترل کامل شهر٬ هرگونه فعالیتی را برای گروه های مقاومت ممنوع اعلام کند و اکثریت مردم شهر صیدا را که شیعه هستند در مقابل دو گزینه قرار دهد:

یا اینکه به واقعیت موجود و اختناق منطقه جنوب لبنان تن در دهند٬ زیرا با اشغال شهر صیدا بوسیله تروریست های احمد اسیر٬ جنوب لبنان دروازه اصلی و منفذ خود را از دست میداد٬ یا اینکه شیعیان شهر صیدا بهمراهی نیروهای مقاومت موجود در شهر صیدا٬ اقدام به مقاومت برای شکستن محاصره جنوب میکردند و در نتیجه جنگی در میگرفت که مقاومت وارد درگیری های خونینی میشد که بدینوسیله از ادامه جنگ مقاومت برعلیه پروژه آمریکاییصهیونیستی در منطقه باز میماند.

  این که احمد اسیر و برنامه ریزان آمریکاییصهیونیستی٬ شهر صیدا را برای یک فتنه و جنگ میان شیعه و سنی اتنخاب کرده بودند٬ به علت خصوصیت سه گانه این شهر بود:

از نظر جغرافیایی این شهر دروازه جنوب لبنان به حساب می آید٬ از نظر دموگرافیک اکثریت ساکنان شهر سنی ولی محیط خارجی شهر را ساکنان شیعه تشکیل میدهند. براین اساس امکان فراهم آوردن ارتباطاتی بود که میتوانست منجر به راه افتادن یک جنگ داخلی تمام عیار شود. اما از نظر سیاسی شهر صیدا در کنترل «گروه مستقبل» وابسته به حریری است٬ زیرا آنان کنترل شهرداری ها و نمایندگان پارلمان را در دست دارند و از سویی با هرگونه مقاومتی برعلیه آمریکا یا اسرائیل و جریانات «سنی» مخالفند و این به این معنی است که باز بودن جاده های شهر صیدا که به مثابه دروازه جنوب لبنان است٬ از نظر سیاسی به مثابه جنگ برعلیه آنها محسوب میشود٬ وظیفه احمد اسیر این بود که جرقه اولیه را روشن کند تا شعله های آتش جنگ به بخش های وسیعی از کشور لبنان بویژه اردوگاه فلسطینیان که از قبل مقدمات آن را فراهم کرده بودند٬ کشیده و شد و لبنان را در یک جنگ داخلی سراسری فرو برد.

   احمد اسیر که دستورات خود را از دولت قطر دریافت میداشت٬ بدون در نظر گرفتن هرگونه اصول مذهبی٬ اخلاقی و قانونی و بدون هیچ گونه اخطاری به یکباره به نیروهای ارتشی در شهر صیدا حمله برده و تعدادی را کشته و زخمی نمود و هدف از این اقدام ناگهانی این بود که ارتش را دچار سردر گمی و پراکندگی نموده تا آنان شهر را ترک کنند و این در حالی بود که ارتش آمادگی قبلی نداشت و دولت مرکزی نیز اقداماتی سیاسی برای دفاع از شهر اتخاذ نکرده و خود این نبود پشتیبانی سیاسی دولت از اقدامات ارتش٬ زمینه را برای خروج آنان و تسلط طرفداران احمد اسیر بر شهر صیدا فراهم می آورد٬ اما احمد اسیر و پشتیبانانش در این زمینه دچار اشتباه شده بودند و همین اشتباه باعث قتل و کشتار خودشان شد٬ زیرا ارتش برای جنگیدن منتظر تصمیم گیری های سیاسی دولت نشد و برای دفاع از خون سربازان و افسری که توسط تروریست های اسیر شهید شده بودند و هم چنین بخاطر وظایف میهن پرستانه و انجام وظیفه ارتش خود٬ بطور بسیار جدی٬ دقیق و با سرعت زیاد به ضد حمله برعلیه تروریست ها دست زده و وظیفه ریشه کن کردن گروهی تروریست سفله وابسته که در دامن سعد حریری رشد و پرورش یافته بودند٬ بخوبی بعهده گرفت و به پایان برد٬ گروهی که در دوره فعالیتهای ضد انسانی خود بیشترین ناراحتی ها و مشکلات را برای مردم صیدا بوجود آورده بودند.

   اقدام سریع٬ جدی و حساب شده ارتش در سرکوب و ریشه کن کردن تروریست های وابسته به مراکز بین المللی و داخلی٬ آن چنان غیر منتظره٬ جدی و مؤثر بود که سر و صدا و فغان دشمنان داخلی و خارجی ملت لبنان و سوریه را برآورد. آنان به فوریت درخواست آتش بس نموده و خواستند تا با اقداماتی سیاسی٬ یک عمل جنایتکارانه را وارد زد و بندهای سیاسی کرده تا مجددا برای اعمال تروریستی خود مشروعیت سیاسی کسب کنند٬ اما زهی خیال باطل.

   ارتش گوشهای خود را بست و به یاوه بافی های دشمنان لبنان توجهی ننمود و تصمیم خود را برای نجات لبنان در جهت ریشه کن کردن گروه تروریستی شیخ اسیر ادامه داد. از طرفی فرماندهان ارتش در این اقدام وطنی خود٬ به سکوت بعضی از رهبران سیاسی لبنان که به نوعی مخالف اقدامات آنان بودند نیز توجهی نکرده٬ زیرا می دانستند که اوضاع برای لبنان بسیار خطرناک و تصمیم بر این گرفته بودند که درظرف ۴۸ ساعت کل جریان تروریستی موجود در شهر را از میان بردارند و گرنه ارتش هیبت و اعتبار اخلاقی خود را آن چنان از دست می داد که نمی توانست برای سال های طولانی جبران کند. براین اساس ارتش به تحرکی سریع و عاقلانه دست زده٬ ارتش به فوریت نیروهای نخبه نظامی را وارد میدان کرده و کوشید بیشتر از اسلحه های سبک٬ متوسط و فرزی استفاده شود. ارتش در این جنگ به هیچ عنوان از سلاح توپخانه٬ بازوکا و یا تانک استفاده نکرد٬ زیرا بسیار بسیار مواظب بودند که به ساکنان بی گناه شهر آسیبی وارد نشده و بنابراین کوشیدند بیشتر از جان خود مایه بگذارند تا به مردمی که به توسط تروریست ها٬ اسیر و گروگان شده بودند٬ خسارت وارد نگردد.

   همه کوشش های فریبکارانه پشتیبانان «اسیر تروریست» مبنی بر دعوت به مذاکره٬ درخواست آتش بس٬ توقف انسان دوستانه جنگ٬ تشکیل کمیته تحقیق میدان های رزم و یا گریه های انسانی بسیاری دغلکاران وابسته به آمریکا و صهیونیسم کار نکرد. عجبا که بعضی از آنان در مورد املاک و جان انسان ها اشک می ریختند. همه این توطئه ها کارگر نیفتاد و نتوانست در عزم پولادین ارتش لبنان خللی ایجاد کند. ارتش آن چنان سریع کا را به پایان برد که کمتر کسی گمان می برد. ارتش وظیفه پاکسازی شهر را نه در ۴۸ ساعت٬ بلکه در ۲۴ ساعت به پایان برد. در همین ۲۴ ساعت نیروهای کار دیده و نخبه ارتش موفق شدند٬ تشکیلات تروریستی اسیر را که ۲۵۰ تروریست در اختیار داشت و غالب آنها لبنانی نبوده و از کشورهای دیگر آورده بودند٬ نابود کند. اینان در ماه های گذشته٬ قلعه خود را که «مربع امنیتی» می نامیدند٬ بسیار مجهز کرده٬ انواع اسلحه های سبک و سنگین در آنجا ذخیره کرده و با تأسیس کانال های گوناگون محله های مختلف قلعه خود را به هم مرتبط ساخته بودند و در گوشه ها و اماکن متعددی از کانال ها اسلحه های گوناگونی مخفی کرده بودند و خوشبختانه ارتش موفق شد بدون وارد آوردن خسارات بر شهروندان بیگناه «برمربع امنیتی» تسلط پیدا کند.

   ارتش با عملکرد بسیار حرفه ای٬ دقیق و هوشیاری خود جنگی را پیش برد که جنبه های اخلاقی و انسانی را در عملیات نظامی خود کاملا رعایت نمود و از این نظر موجب شگفتی همگان گردید٬ اما آنچه که از نتایج سیاسی٬ نظامی و امنیتی بدست آمد٬ در درجه اول موجب موفقیت بزرگی برای ارتش گردید. این وظیفه مهم ارتش آنقدر حساس بود که می توانست به بقاء یا زوال ارتش منجر شود و ما در اینجا بخشی از نتایج بدست آمده را شرح می دهیم:

۱پیروزی ارتش در صیدا باعث شد تا تصمیمات محرمانه که در دوحه گرفته شده بود٬ با شکست روبرو شده و لبنان از فتنه یک جنگ داخلی نجات یافته و برنامه ای که برای لبنان داشتند تا این کشور را دچار هرج و مرج کرده و از آن در جهت جنگ برعلیه سوریه استفاده کنند٬ دست آوردهای ارتش سوریه را در جنگ قصیر از میان برده و سپس لبنان به مثابه پلی باشد تا در خدمت اهداف تروریست ها قرار گیرد. این پیروزی بسیار مهم و در آینده کشور تأثیر بسیار مثبتی خواهد داشت.

۲رؤیاهای کسانی که می خواستند مقاومت لبنان را وارد یک جنگ داخلی کرده و زمینه را برای ورود اسرائیل مجددا به لبنان و وارد آوردن ضربه به مقاومت کنند تا اسرائیل جبران شکست سال ۲۰۰۶ خود را کرده باشد٬ از طرفی پیروزی ارتش موجب خوشحالی دوستداران مقاومت و نیروهای ملی و آزادی خواه لبنان نیز شددر جریان این جنگ همگان این اظهار نظر فرماندهان نظامی اسرائیل را بیاد داشتند که راز موفقیت ما در وارد آوردن ضربه به مقاومت لبنان٬ هنگامی امکان دارد که لبنان دچار یک فتنه و جنگ داخلی شود. با این حساب و شکست فتنه داخلی بوسیله ارتش٬ باعث شد که لبنان از یک تهاجم نظامی اسرائیل در امان بماند.

۳با پیروزی ارتش در صیدا و شکست تروریست ها٬ راه بندهایی که میان صیدا و جنوب لبنان ایجاد شده بود٬ از میان برداشته شد و اکنون شهروندان لبنانی از هر طایفه٬ مذهب و منطقه ای براحتی می تواند بدون ترس از تروریست ها به مسافرت و دید و بازدید هر منطقه ای بپردازند.

۴شکست تروریست ها در صیدا به توسط ارتش لبنان٬ این پیام را برای همگان داشت که ارتش در خدمت لبنانی متحد٬ به دور از هرگونه اختلافات و چند دستگی های مذهبی٬ طایفه ای و قومی می باشد. ارتش متحد لبنان تحت تأثیر تبلیغات مغرضانه دشمنان قرار نخواهد گرفت٬ آنهان نظامیانی هستند که خود را متعلق به وطن و وحدت و یک پارچگی آن می دانند٬ وابستگی دینی آنها٬ اختیاری و مربوط به باورهای شخصی آنان است. کسی که ارتش لبنان را با اعتقادات مذهبی خاصی خطاب کند٬ نتیجه ای نخواهد گرفت٬ بلکه مورد خشم و غضب ارتش و ملت قرار می گیرد(۲).

   در پایان باید گفت که اسلحه مقاومت لبنان برای مقاومت در برابر صهیونیسم است. مقاومت در دو سال و نیم گذشته مورد اتهامات٬ تهمت ها و اهانت های زیادی قرار گرفت٬ اما مقاومت در هیچ یک از مشکللات داخلی دخالت نکرد و حل آن را به عهده دولت واگذاشت که از طریق ارگان های امنیتی و ارتش به حل آن بپردازد.

   در بخش نتیجه گیری باید بگوئیم که جنگ عبرا(منطقه ای که مرکز تروریست ها بود) نه فقط باعث نابودی یک تشکیلات تروریستی شد٬ بلکه نتیجه این جنگ به ریشه کن شدن چنگ و دندان مزدوران پروژه صهیونیستی – آمریکایی گردید. تجاوزکاران کوشیدند شکست خود را در قصیر٬ با ایجاد فتنه بزرگی در شهر صیدا جبران کنند که از همان ساعت های اولیه تهاجم ارتش لبنان میشد پایان پیروزمند حمله را مشاهده کرد که چگونه عوامل صهیونیسم و آمریکا درهم کوبیده شدند. برعکس سال ۱۹۷۵ که ارتش لبنان ابتدا در صیدا سقوط کرد و در ادامه کل لبنان شکست خورد و باعث شد که جنگ داخلی به مدت ۱۴ سال ادامه پیدا کند٬ اما در سال ۲۰۱۳ ٬ ارتش در صیدا پیروز شد و باعث نجات کل لبنان گردید٬ بنابراین از ارتش لبنان تشکر می کنیم و هزاران سپاس به همه کسانی که این پیروزی را آفریدند. از قهرمانان ارتش گرفته تا مؤسسه تبلیغاتی و اطلاعاتی کشور که با سرعت تمام همه امکانات خود را در خدمت افکار عمومی قرار داده و مانع شدند که دلالان و مزدوران استعمار و سیاست های قبیله ای و طایفه ای بتوانند ارتش را زیر فشار قرار دهند و هم چنین سپاس و درود فراوان بر ملت شریف لبنان که ارتش را در راه وظیفه میهنی خود یاری دادند.

زیرنویس ها و توضیحات از مترجم است:

(۱) – احمد اسیر٬ پیشنماز مسجدی در صیدا بود که بر اساس برنامه ای از پیش معین شده٬ جناح های راست دولتی لبنان با همکاری آمریکا و وابستگانش٬ وی را تشویق و ترغیب کردند که جبهه ای از «سنی ها» در مقابل «شیعه ها» ایجاد کند. وی به شیوه ای مصنوعی و باسمه ای خواست٬ قطبی مخالف حسن نصرالله رئیس حزب الله لبنان گردد٬ زیرا اساس حرکت وی راه انداختن جنگ داخلی و تضعیف حزب الله و سایر نیروهای مقاومت در لبنان بود٬ اما به واسطه شخصیت پوشالی و بی وزنی که داشت به زودی مورد انتقادهای هجوآمیز و تحقیر نویسندگان لبنانی قرار گرفت. در مواردی شیخ دروغ گفت که به مطبوعات کشیده شد و از همه مهمتر وابستگی که به قطر و به ویژه عربستان داشت و چه شیخ و پیشنماز بودنش کاملا خدشه دار شد و بدتر از همه این که بسیاری تروریست غیر عرب و غیر لبنانی نیز برای دفاع از «اسلام سنی» در برابر خطر «اسلام شیعی» گرد آورد. شیخ اسیر از پیشنمازی و امامت تنها ریش بسیار درازی داشت و این که بیشتر با دوچرخه به میان مردم می رفت و بر ضد ایران٬ حزب الله و شیعیان به موعظه می پرداخت. یکی دو روز قبل از جنگ فعلی در شهر صیدا٬ طی یک سخنرانی شدید٬ اظهار داشت که به دلیل این که ارتش در کنترل شیعیان و زرتشتیان(مجوس) ایران است٬ سنی ها فورا و همین الان٬ باید ارتش را رها کرده و به او بپیوندند. هم زمان طرفدارانش بدون هیچ دلیلی به افراد ارتش لبنان حمله نظامی برده و ده نفر را کشته و چهل نفر را مجروح کردند که ارتش وارد عمل شد و همان طور که در مقاله آمده٬ بسیار سریع به غائله تبهکارانه ای که به توسط آمریکا و اتباعش ایجاد شده بود٬ پایان دادند.

(۲) – در لبنان تشکلی تحت نام جبهه مقاومت وجود دارد که همه نیروهای میهن دوست٬ ملی٬ چپ٬ سنی٬ شیعه٬ مسیحی٬ دروزی٬ زنان٬ کارگران و….را شامل می شود. اساس این جبهه به دوره جنگ های داخلی لبنان در سال های هشتاد باز می گردد. در دوره مذکور٬ کشور لبنان دو بار به وسیله اسرائیل اشغال و جنایت های عظیمی در حق مردم لبنان انجام گرفت٬ میتوان آن سال ها را٬ سیاه ترین دوره حیات مردم لبنان نامید. جنایات صبرا و شتیلا٬ جنایات در شکنجه گاه ها و معروف ترین آن شکنجه گاه خیام بود که مستقیما زیر نظر اسرائیلی ها اداره می شد٬ اما مردم لبنان از پا ننشستند و با تشکیل همین جبهه مقاومت٬ استقلال و کرامت انسانی را به لبنان باز گردانیدند. این جبهه امروز به درخت بسیار تنومندی با شاخ و برگ های فراوانی تبدیل شده که هیچ نیرویی نمی تواند قطعش کند. مشاهده کردیم که ارتش اسرائیل طی ۳۳ روز جنگ با مقاومت لبنان حتی نتوانست به درون شهرک بنت جبیل قدم بگذارد و با شکست مفتضحانه ای روبه رو شد. کوشش های فراوانی به توسط جبهه دشمنان ملل خاورمیانه یعنی آمریکا و وابستگانش می شود٬ اما همان طور که شاهدیم یکی پس از دیگری با شکست رو به رو می گردد.

   اکثریت مردم لبنان در سی سال گذشته٬ طی جنگ ها و مبارزات گوناگون تحربیات فراوانی کسب کرده و جبهه موجود٬ بیان اراده ملی٬ مدافع دستاوردهای آنان و سنگر قدرتمندی است در برابر تهاجمات نیروهای وابسته به امپریالیسم و ارتجاع٬ بنابراین آنان توطئه و برنامه شوم ضد ملی را به آسانی نقش بر آب می کنند و همان طور که شاهد بودیم٬ توطئه شوم آمریکا٬ قطر و عربستان که به توسط شیخ فاسد احمد اسیر به راه افتاد٬ بسیار آسان درهم کوبیده شد.