سرتیتر

ایران، تخریب ضروری بخش ١۶

20130627-194410.jpg

گاهنامۀ هنر و مبارزه
25 ژوئن 2013

نوشتۀ ژان میشل ورنوشه
ترجمه توسط حمید محوی
بخش 16

ضمیمۀ 4
22 فوریه 2012 _ جنگ پولی، جنگ جهانی
برنامۀ جنگ، به شکلی که آمریکائی ها دوست دارند بگویند، پیش از همه در زمینۀ جنگ اقتصادی تدارک دیده می شود _ مرحوم میتران گفته بود «جنگی ویرانگر که نام خود را اعلام نمی کند» _ و علاوه بر این از طریق جنگ پولی ادامه یافته و یا ورشکستگی در شرف تکوین ساختاری و جهانی را مثل سایه همراهی می کند. نظام ورشکسته است زیرا به شکل درون بودی منحرف بوده و روی دروغ و قرض پایه گذاری شده است. در نتیجه می توانیم بگوییم که استفاده و ایجاد ثروت مجازی، یعنی ثروتی که خارج از بازی نوشتاری رایانه ای وجود خارجی ندارد، یعنی ابزاری که در هر ثانیه موج فوق العاده ای از جریان پول مجازی را به وجود می آورد. پول مجازی با این وجود در پایانه به شکل قدرتی واقعی تبدیل شده و به دراختیار صاحبان آن قرار می گیرد. واقعیت مجازی، واقعیت مجازی ماتریس سیستم : 40000 میلیارد دلار، حجم اقتصاد واقعی است، 700000 میلیارد دلار، بیست بار بیشتر، حجمی است که سالانه در شریانهای تله ماتیک میادین مالی جریان می یابد.
در ماتریس سیستم، ما در کیسۀ آب جنینی انباشته از دروغ شناور هستیم
از سال 1971 و ترک تبدیل طلا به دلار، حذف سریع قواعد و موازین و نرخ شناور ارز، ایالات متحده دارای امتیاز نظام پولی خاصی است که تنها برازندۀ و برای تأمین منافع او می باشد.امکاناتی که، اگر در تعلق یک دولت و پشتیبانی و همآهنگی بخبگانی نبود که به فتیشیم لیبرال گرویده اند، می توانست به راحتی در حیطۀ یک سازمان تبهکار و مافیائی باشد.
امروز ایالات متحده پول تقلبی منتشر می کند، سیارۀ زمین انباشته از دلارهائی شده که تنها ارزش آن همان کاغذی است که در چاپخانه برای چاپ آن به کار رفته. نهادهای مالی ایالات متحده با دعای خیر وزارت خزانه داری رهبران کشورهای به ویژه اروپای جهان سومی شده را خریداری کرده و تشویق به بزهکاری کرده و کشورهایشان را با ضمانت اموال ملی که دولتها وظیفۀ حفظ و نگهداری آن را به عهده دارند به زیر بار قرض می کشانند. به همین شکل بود که یونان در دام گلدمن ساکس افتاد.
آژانس مرکزی جاسوسی و جنگ اخلال گرانه و ناقض نظم عمومی، به عبارت دیگر سازمان سی آی ای (سیا) به سهم خود پول موازی چاپ می کند _ یعنی دلارهای تقلبی واقعی _ و این پولهای تقلبی را در پایه و اساس طرح های جنایتکارانۀ اقتصادی به خدمت می گیرد : مواد مخدر، سلاح، فعالیت های بزهکارانه، و غیره. اما خود دولت فدرال، همّت عالی اوراق بهادار برای خزانۀ خودش بچاپ رساند. فهرست بزهکاری ها و جنایات زشت تکراری توسط مبتذل ترین و لیبرال ترین و پاکدین ترین کشور جهان، با قطع نظر از هم پیمانان وهابی و قطری و سعودی طولانی خواهد بود. یا بازهم می توانیم از دیگر هم پیمانان مانند جهاد طلبان و سلفیست های القاعده که از افغانستان تا سوریه با عبور از بوسنی، کوزوو، عراق، لبنان، سودان، لیبی و …یاد کنیم که با اعتقاد راسخ و به همان اندازه مذهبی و پاکدین به طرح های سیاه آمریکای نفرت انگیز در اعماق بروکلین روی شطرنج تسلط جهانی خدمت کردند.
در اینجا آیا دوباره باید در مورد تحریف آمار اقتصادی حرف بزنیم که ایالات متحده را به الماس دموکراتیک تبدیل کرده، یعنی کشوری که در گذشته رقیب شوروی سابق تلقی می شد، یعنی جائی که تمام داده های رسمی کاملا ساختگی بود؟ در نتیجه، تولید ناخالص داخلی آمریکا 35 درصد نازلتر از رقمی است که رسما اعلام شده. از سوی دیگر، چینی ها در گمانه زنی هایشان تولید ناخالص داخلی آمریکا را نصف رقم اعلام شده به حساب آورده اند.
بر این اساس، در مجموع، بدهکاریهای ایالات متحده، پس از بازبینی رقم اعلام شده، به 200 درصد تولید ناخالص داخلی واقعی می رسد. به همین گونه نهادهای مالی و بانکی که بیلان هایشان غالبا تحریف شده است، در واقع پنج شرکت معتبر طرفدار سیستم در این کلاهبرداری و تحریف شرکت دارند : به مناسبت بحران 2008 با فروپاشی اعتبارات فرضی (با ریسک اعتباری)دیدیم، دو شرکت مالی از معتبرترین شرکتهای مالی در بازار، فردی مک و فانی مای(85) و به همین گونه بانک لهمن برادرز(86)، ولی پیش از این، ماجرای انرون (87) به شکل گسترده تخمین تحریف شده را بر ملا ساخته بود.
اضافه کنیم که در ایالات متحده، از مارس 1988، گروه ورکینگ(88) بورس را بر اساس گزاره های ذخیرۀ فدرال هدایت می کند (برای این که نگوییم تحریف می کند)، مجتمعی از بانکهای خصوصی که خودشان را بجای انجمن های غیر انتفاعی معرفی می کنند. در عین حال رسما از سال 1999 توسط «واشینگتن اگرمنت آن گولد» (89) تحریف بهای طلا و نقره و فلزات گرانبها. قراردادی که نوزده بانک مرکزی را _ که عموما اروپائی هستند و سوئیس نیز بین آنها دیده می شود _ موظف می دارد که سالانه مقادیر زیادی طلا (400 تن در سال 2009) برای تنظیم بهای این فلز به فروش بگذارند. به موازات این بازار، بهای مواد اولیه صنعتی یا کشاورزی بر اساس محصولات مشتق و دیگر ابزارهای سوداگرانه تنظیم می شود.
تمام این تحریفات هدف واحدی را پی گیری می کند که به سادگی قابل شناسائی است : صحنه پردازی و شبیه سازیهائی که از نمای دور برای آنهائی که آگاه نیستند، ثبات و تحکیم نظام مالی و پولی حاکم توسط ایالات متحده و واحد پول این کشور یعنی دلار (خدا-دلار) را به نمایش می گذارد. تمام این موارد چیزی بجز تبلیغات تو خالی و پوشالی برای ایجاد فریب بصری در چشم انداز نیست، صحنه آرائی که فروپاشی آن قابل پیشبینی بوده و همۀ ما را به سوی فروپاشی نهائی سوق می دهد. اگر تا کنون به مرحلۀ تکوین فروپاشی نرسیده باشیم.
جنگ پولی
نوامبر 2008، به مناسبت گروه کشورهای 20، چین در مقام سخن گوی کشورهای نوظهور (برزیل، جمهوری آفریقای جنوبی ، هند و کشورهای دیگر) علیه نظام فعلی موضع گرفت، و در خواست کرد که دلار جایگزین شود و سبدی از مواد اولیه (طلا، نقره، نفت، و غیره) برای ارزش گذاری ایجاد گردد. در آغاز سال 2011، ذخیرۀ چینی ها به 2847 میلیارد دلار می رسید، یعنی حجمی که سنگینی پیشنهاد پکن را نشان می داد. ولی طرح چینی ها تنها نیست، و این موضوع به ما اجازه می دهد که بهتر نبرد برای طلا را درک کنیم، بسیاری از دولتها و مهمترین آنها خواهان بازگشت به استاندارد طلا یا نظام های مخلوط در مشارکت با طلا هستند.
از چنین چشم اندازی پی می بریم که دولت های آمریکا، انگلیس و اروپائی از طریق بانک مرکزی اروپا، و همه از طریق ناتو و بسیج عمومی برای راه اندازی جنگ بر آن هستند تا انحصار یا دسترسی و بهره برداری از منابع و ثروت جهان و به همین گونه شبکه های تجاری را بخود اختصاص دهند. اگر چه قدرت مالی مطمئنا حرف آخر نظام نیست که سرانجام جنگ در عرصۀ اجتماعی-طبیعی که پول و قدرت آن تنها یکی از راه ها یا یکی از شیوه ها می باشد.
در هر صورت، جنگ علیه لیبی موجب شد که ذخیرۀ طلای جمهوری لیبی را به تاراج ببرند، به همان شکلی که در جنگ 2003 ذخیرۀ دلارهای بانک مرکزی عراق با چندین هواپیمای باری تخلیه شد. بدهکاری های دولتی با تبانی طبقۀ سیاسی کمپرادور (بورژوازی وابسته و معامله گر) عوام فریب و بی شرم، در فراسوی هر تصوری، به دقت سازماندهی شد، و موجب شد که اموال عمومی، منابع و ذخیرۀ یونان، پرتغال، اسپانیا، و به همچنین تا حدودی اموال فرانسه با چکش حراج به آنی که بیشتر می پرداخت فروخته شود.
امروز جبهه ها به روشنی ترسیم شده است : ایالات متحده، اسرائیل، انگلستان، فرانسه، آلمان، ترکیه، و اتحادیۀ عرب، مجموعه ای از منافع تقربیا به هم پیوسته را علیه ایران تشکیل می دهد. ایران متحد قسم یاد کرده و عینی سوریه و لبنان، با پشتیبانی چین و روسیه _ تا جائی که ممکن باشد _ دولت هائی که به سیستم جهانی تعلق دارند. وضعیت عراق، پاکستان و هند به دلیل پیجیدگی های منافع بیشتر محکوم به نوسان است. اگر چه ملت هائی که این کشورهای را تشکیل می دهند رویکرد کمابیش ثابتی دارند، هند با روسیه و پاکستان با چین.
اگر جنگ سخت روی ندهد، جنگ مواد اولیه، تحریف ارزش ها، دیکتاتوری بیش از پیش تحمل ناپذیر دلار اندک اندک تعادل را تغییر می دهد. سرانجام، چنین مواردی به نفع غرب بحران زده تمام نخواهد شد، هر چند که در زمینۀ مهندسی مالی ماهر باشند، زیرا جنگ ها می توانند پیروز شوند و در عین حال در جهانی که در حال چند قطبی شدن است، ناقوس قدرت برتر می تواند به صدا درآید.

پی نوشت :
85)Freddie mac , Fannie Mae
86)Lehman Brothers
87)Enron
88)Working Group on Financial Market
89)Washington Agreement on Gold

پایان نوشت
کتاب حاضر با این بلند پروازی نوشته شده است تا نشان دهد که یک اندیشه _ نظریه _ می تواند به زندگی خاص خود ادامه دهد و بر این اساس تاریخ ساز باشد و جریان هائی را هدایت کرده و انسان ها را به منطق محتومی محکوم کندکه نتوانند از آن رهائی یابند.
حیات ملت ها مستلزم جستجوی دائمی انرژی بوده که در قرن بیست و یکم به تقابل وحشیانه تبدیل شده، و به همین علت برای دستیابی به منابع یا کنترل راه های انتقال آن به جنگ افروزی روی آورده اند.
ولی این موضوع در رابطه با اندیشۀ محرکی که امروز جهان را سازماندهی می کند و معرف اهداف بازیگران آن است، وجه ثانوی دارد. خواست برتری جوئی ابتدا ملت هائی را که به سطح خاصی از قدرت رسیده بودند بخدمت می گرفت، امروز این خواست برتری جوئی در خدمت نظام جهانی و «الیگوپل» (انحصارات) است و سرانجام خودشان زندانی آن شده اند.
ایران باید تخریب شود زیرا منطق نظام به شکل مستقل از خواست انفرادی رهبران جهان آزاد به حیات خود ادامه می دهد یعنی رهبرانی که از مدتها پیش دیگر قادر به تصمیم گیری مستقل برای جامعۀ خودشان نیز نبوده و اسیر نیروهای ابرتعیین کننده، مادی، اسطوره ای و ایدئولوژیک هستند.

بهار 2012