سرتیتر

پس از وضعیت هستریک…آمریکا باید درس بگیرد … و انتخاب کند

 

نوشته: سرتیب دکتر محمد امین حطیط٬ استاد دانشگاه و متخصص مسائل استراتژیک نظامی – لبنان
برگردان: احمد مزارعی

٬ ۲۳ ژوئن ۲۰۱۳

جبهه تجاوز کاران به رهبری آمریکا٬ در روزهای گذشته تصمیمات و موضع گیری هایی اعلام داشتند که بیشتر وضعیت آشفته و سردر گمی آنها را نشان می داد. تضمیمات اتخاذ شده از طرف آنان٬ امکان اجرای آن در میدان های نبرد وجود ندارد و می توان گفت اعلام چنین تصمیمات و موضع گیری های پریشان و عجولانه ای نشان دهنده یأس و نا امیدی و این که چه می خواهند٬ عاجز مانده و نمی دانند در شرایط فعلی به چه کاری باید دست زد.

از آمریکا آغاز می کنیم. چندی پیش وزرای خارجه دو کشور آمریکا و روسیه با یکدیگر توافق نمودند که موافقت نامه ژنو۲ ٬ را در مورد سوریه اجرا کنند. در توافق نامه مذکور٬ دست زدن به اعمال خشونت بار برعلیه سوریه و هم چنین دخالت در امور این کشور٬ منع شده و هر دو کشور توافق کردند که بحران سوریه را از طریق مذاکرات دیپلوماتیک و مسالمت آمیز٬ حل کنند.

اما آمریکا به یک باره همه توافقات قبلی خود را نادیده گرفته و تضمیمات تازه ای اتخاذ نموده مبنی بر این که به تروریست ها سلاح های مخرب و خطرناک تحویل داده و هم این که منطقه پرواز ممنوع بر آسمان سوریه اعمال کنند و همان سیاست محاصره و اشغال عراق را این بار در مورد سوریه به اجرا گذارند. آمریکا این بار دروغ بزرگی را نیز در مورد سوریه ابراز کرد٬ مبنی بر این که این کشور از اسلحه شیمیایی٬ که «خط قرمز» آمریکا بوده٬ استفاده کرده است. شیوه اتلاق اتهامات و ایراد تهدیدات٬ نشان دهنده خشم و غضب دولتمردان آمریکا بود٬ زیرا همزمان حزب الله را نیز محکوم کرده و از آنها خواستند که خاک سوریه را ترک کنند.

هم زمان با این موضع گیری های تازه٬ عوامل گوناگون آمریکا که تحت نام «بهار عربی» ظهور کرده اند٬ زبان باز کرده و نخست محمد مرسی «رئیس جمهور» مصر٬ با سوریه قطع رابطه نموده و به نوعی به این کشور اعلان جنگ داد و سخنان تند و «خشمگینانه ای» برعلیه حزب الله ایراد کرد. در هم آهنگی با آمریکا و مرسی٬ به یک باره در مراسمی که بیشتر به یک بازی فولکوریک شبیه بود٬ عده ای مزدور و فاسد٬ تحت نام «اتحاد علمای اسلام» در قاهره گرد هم آمده و نه برای کمک به مردم فلسطین و دفاع از بیت المقدس٬ بلکه برعلیه سوریه به مشورت نشستند تا برعلیه بشار اسد جبهه واحدی تشکیل داده و «ملت سوریه را نجات دهند». قابل ذکر است که در رأس اینان قرضاوی٬ مفتی قطر و رهبر «علمای اسلام» قرار داشت.

حقیقت این است که آمریکا دچار این توهم شده که می تواند با سوریه هم چون عراق سال ۲۰۰۳ ٬ رفتار کرده و با تصمیم گیری های عجولانه و آتشین٬ خواهد توانست در جبهه مزدورانش که پس از شکست در شهر قصیر٬ دچار ضربه سخت روحی و پراکنده شده اند٬ مجددا اعتماد به وجود بیاورد٬ اما باید گفت که «آن سبو شکسته و آن پیمانه ریخته شده است»٬ در مقابل جبهه مدافعان سوریه٬ به عمق شکست های متجاوزان و درماندگی و سر در گمی آنها کاملا پی برده و هشدار می دهد که آمریکا باید از این پس متوجه حقایق زیر باشد:

۱- ملل خاورمیانه تصمیم جدی گرفته اند تا از این پس خاورمیانه برای صاحبانش باشد و خیال های آمریکا برای منطقه محلی از اعراب ندارد و کسی هم مرعوب تهدیدات و تبلیغات آمریکا نخواهد شد. تصمیم مذکور هم اکنون مرحله اجرایی را از سر می گذراند و آمریکا تحت هیچ شرایطی قادر به متوقف کردن آن نیست. «محور مقاومت» که در رأس این مبارزات قرار دارد٬ به پیروزی خود اطمینان کامل دارد و لحظه ای هم دچار شک و تردید نخواهد شد و به راه خود ادامه خواهد داد.

۲- آمریکا بسیار زبون و درمانده تر از آن است که بتواند تجربه افغانستان٬ عراق و لیبی را در منطقه و به ویژه در مورد سوریه اجرا کند. آمریکا باید بداند٬ کسانی که مورد تهدید و ارعاب او هستند٬ از ناتوانی٬ عجز و حدود و ثغور وضعیت دشمن کاملا آگاهی دارند٬ از این جهت تهدیدات در مورد سوریه و یا منطقه خلیج فارس و یا…..٬ کسی را نمی ترساند و خللی هم در اراده آن ها بوجود نخواهد آمد.

۳- استفاده آمریکا از عده ای تروریست و مزدور که هیچ رابطه ای با ملل منطقه و سوریه ندارند٬ هم چنین به کارگیری حاکمان و شیوخ فاسد کشورهای عرب٬ موفقیت آمیز نخواهد بود٬ آن چنان که تا امروز نشان داده است و ما به آمریکا اطمینان می دهیم که هیچ کدام از خواسته های این کشور برآورده نخواهد شد. برای بهتر روشن شدن ذکر قصه کوتاهی از تاریخ ادبیات عرب٬ خالی از لطف و معرفت و فهم اوضاع نیست:

می گویند صیادی سگ خود را به دنبال آهویی رها کرد تا اور را شکار کند. سگ اگرچه بسیار می دوید ولی نمی توانست فاصله خود را با آهم کم کند. آهو هم چنان که می دوید٬ به سگ بیچاره که نفس نفس میزد٬ رو کرد و گفت:«تو نمی توانی مرا بگیری٬ زیرا من برای خودم می دوم٬ اما تو برای صاحبت٬ بهتر است که از راه باز گردی».

همه ما امروز در سوریه شاهد حوادثی مشابه قصه فوق هستیم. مدافعان کشور سوریه و کل محور مقاومت که هدفش آزادی سرزمین و خانه و کاشانه خود٬ در برابر تجاوز بیگانگان می باشند٬ با تمام توان و ایمان و امید به آزادی٬ پایداری می کنند٬ اما مزدوران و جاسوسان آمریکا و صهیونیسم برای چه می جنگند؟ فاصله عظیمی میان این دو وجود دارد٬ بنابراین هدف و نتیجه گیری آن ها نیز متفاوت است. مبارزی که برای دفاع از وطنش مبارزه می کند٬ توانی اش ده برابر بیش از مزدوری است که برای بیگانگان مبارزه می کند.

۴- جبهه مدافعان که در شکل «محور مقاومت» تجسم یافته٬ به خوبی می داند که موضع گیری های اخیر آمریکا بیشتر جنبه روانی و تبلیغاتی دارد و «محور» کاملا آماده است تا تهاجم تبلیغاتی آمریکا را که غالبا توخالی است٬ پس زده و پاسخ درخور به آن بدهد٬ پاسخی که بدون شک به مثابه جام زهری خواهد بود که آمریکا دیر یا زود سر خواهد کشید.

۵- هدف از فسق و فجور و جنایت هایی که آمریکا به شکل و قیافه ای مرتکب می شود٬ این است که تا بتواند میان مزدوران و تروریست هایش٬ با دولت سوریه توازنی برقرار کند٬ توازنی که به بهای امنیت و استقلال کشور سوریه تمام خواهد شد. هدف نهایی آمریکا در نهایت پیشبرد سیاست هایش از این طریق تبه کارانه است٬ اما این سیاست شکست خورده و از نظر قوانین و مقررات بین المللی و اخلاق و عرف اجتماعی کاملا مذموم و ضد انسانی است. این عملکرد آمریکا در عین حال تجاوز آشکاری به همه مقررات و میثاق های شناخته شده سازمان ملل و مصوبه های آنها در زمینه حقوق انسان ها است. در ادامه همین سیاست های کاملا رسوا و وقیحانه٬ آمریکا تعدادی هواپیمای اف ۱۶ ٬ موشک های پاتریوت و تعداد زیادی سرباز به کشور اردن در همسایگی سوریه آورده تا از این طریق سوریه را تهدید و تحت فشار قرار دهد. وضعیت موجود به سوریه حق می دهد تا به هر وسیله ای که شده از خود دفاع کند٬ این دفاع می تواند در شکل حمله به اسرائیل که یکی از پایگاه های آمریکا است٬ صورت گیرد و جبهه مقاومت همراه با «محور مقاومت» توانایی این تهاجم را دارند.

۶- همگان و ما برایمان روشن است که انواع اسلحه های موجود در دست تروریست ها٬ از جمله سلاح های شیمیایی٬ با آگاهی کامل مسئولان آمریکایی به دست تروریست ها می رسد٬ اما باید گفت که ارسال انواع اسلحه برای تروریست ها به بالاترین مرحله خود رسیده و آنها بیش از این توان بکار برد اسلحه های تازه ای را ندارند٬ برعکس آنان مرحله سیر نزولی را می پیمایند. سر و صدای فراوان مبنی بر ارسال سلاح های مخرب و نابود کننده برای تروریست ها٬ نه کسی را خواهد ترسانید و نه تأثیری در معادله مبارزه دارد٬ بنابراین محور اصلی کمک رسانی تغییر کرده و کاملا محدود شده است.

۷- جبهه مدافعان سوریه به ویژه محور مقاومت به خوبی می داند که جبهه تجاوزکاران در مرحل یأس و سرخوردگی به سر می برند و این را در میدان های نبرد به وضوح می توان مشاهده کرد. فریادهای بیهوده و وعده و وعیدهای توخالی تأثیری در واقعیت میدان های جنگی نخواهد داشت و البته خود آمریکایی ها قبل از دیگران این اوضاع را متوجه شده ولی طبیعی است که ابراز نکنند.

هم اکنون اوضاع عمله و نوکر های آمریکا هم چون مرسی مصر٬ اردوغان ترکیه٬ عربستان و قطر مفلوک٬ بسیار بحرانی و بعضا در تلاشی به سر می برند٬ به طوری که:

هیچ فریاد و فقانی نخواهد توانست مرسی را از سرنوشت محتومش نجات دهد. در مصر جنبشی تحت نام «تمرد» به راه افتاده٬ اما شروع اصلی حرکت «تمرد» از سی ام ژوئن سال جاری خواهد بود. هدف سرنگونی حکومت اخوان است. فریادهای اخیر مرسی بر اعلان جنگ برعلیه سوریه و حزب الله٬ باعث نجات وی نخواهد شد. اردوغان بدتر از مرسی با میلون ها شهروند ناراضی ترک روبروست که خواستار استعفای وی هستند. اردوغان نخواهد توانست از آتشی که برعلیه سوریه برافروخته٬ نجات یابد. قطر و عربستان نیز وضعی بهتر از دیگران ندارند.

آمریکا باید بداند که محور مقاومت و به همراه آن جبهه دفاع٬ در بهترین حال و موقعیت قرار دارند. آنها کاملا متحد با داشتن آگاهی کامل از اوضاع و هم چنین توانایی مناسب٬ در راه جنگ دفاعی خود حرکت می کنند٬ بنابراین آمریکا باید یا به کنفرانس ژنو تن در دهد و بدین وسیله٬ آبروی خود را در حد معقول حفظ کند و یا این که به توسط ارتش سوریه و سایر نیروهای مقاومت از صحنه اخراج خواهد شد. کنفرانش برگزار بشود و یا نشود٬ حادثه مهمی اتفاق نخواهد افتاد و کسی برایش اشک نخواهد ریخت٬ زیرا جبهه مدافعین سوریه در راه آزادی سرزمین٬ خانه و کاشانه خود به پیش خواهند تاخت و شکست های مهمتر و بیشتری را بر دشمنان تحمیل خواهند کرد.

۱ دیدگاه

  1. همه انسانهای آزاده اندیش، اعم از عرب، ایرانی، آلمانی و آمریکای لاتینی، کمونیست هاکه از همان اوان تجاوز امپریالیستها، نتنها با شما هم عقیده اند، بلکه بالفعلین آنان، در بسیاری از شهر ها دست به تبلیغ و ترویج همه جانبه زده اند. منجمله در شهر های فرانکفورت،مونیخ،درتموند، هامبورگ، دوسلذرف،کلن و بن که اخبارش مستقیم بدستم میرسد(همدردی شبکههای متصل مقاومت در اسپانیا، اوکوپای آمریکا و یونان که جای خود دارند)، همه نوید بادی بهاری در نبرد مابین عقبگرایان و خلقهای منطقه میدهند.
    سپیده

    لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.