سرتیتر

ایران، تخریب ضروری بخش ١۵

 

گاهنامۀ هنر و مبارزه
24 ژوئن 2013
http://g-honar-v-mobarze.blogfa.com/post/439

نوشتۀ ژان میشل ورنوشه
ترجمه توسط حمید محوی
بخش 15

ضمیمۀ 3

ژوئیه 2010 _ ایران : افزایش تمایلات ناآرامی داخلی، المثنای اجتناب ناپذیر وخامت مشکل هسته ای

نخستین نشانه های افزایش اخیر نیروی سانتریفوژها در سال 2004 در خوزستان و کردستان با کنگرۀ بنیانگذاری پژاک تجلی کرد و از آن تاریخ حدود هشتاد عملیات نظامی در کردستان ایران را به ثبت رساند. این حملات نظامی، در آوریل 2006 نیروهای ایران را بر آن داشت تا دو بار وارد کردستان عراق شوند. کاملا مثل نیروهای ترکیه که امروز، یعنی آخرین روزهای سال 2007، دائما وارد کردستان عراق می شوند.
طی آوریل 2005 بود که در خوزستان شورش شد، واقعه ای که با ملاقات احتمالی سعید طاهر (81) یکی از رهبران جبهۀ خوزستان در واشینکتن با برخی مشاوران کاخ سفید تلاقی داشت. از تاریخ سپتامبر، زنجیره ای از عملیات تروریستی سامانه های نفتی با ارزش حیاتی در خوزستان (لولۀ گاز) را هدف گرفت و تا بهار 2006 (با هدف قراردادن پالایشگاه تهران) ادامه یافت. موج بلند، سونامی فراخواست مرزی(82) با دو دور انتخابات ریاست جمهوری طی 17 و 24 ژوئن 2005 همراه شد. بلوای خشونت باری که می توانیم آن را بی هیچ تردیدی به عنوان اقدام برای بی ثبات سازی جمهوری اسلامی تلقی کنیم. بلوای خشونت باری که تا امروز تدام یافته اگر چه در ابعادی نازلتر.
در اینجا باید یادآوری کنیم که، 20 فوریه 2005، نمایندگان هفت سازمان مختلف با دعاوی ملی در لندن گردهمآئی داشتند. 26 اکتبر 2005 گردهمآئی دیگری در واشینگتن برگزار شد، و سپس به ابتکار مایکل لدین و نآمریکن اینترپرایز انستیتو» گردهمآئی عمومی دیگری راه اندازی شد. زنجیره ای از تلاقی رویدادها که مطمئنا چیزی فراتر از همزمانی ساده است.
در نتیجه، ناآرامی در بهار 2006 از سر گرفته شد، به ویژه در آذربایجان، تبریز طی 24 می موج عظیمی بخود دید که از سال 1979 و دوران انقلاب بی سابقه بنظر می رسید، یعنی رویدادی که احمدی نژاد روز 25 می در فردای آشوب ها، دشمن خارجی را به عنوان عامل تحریکات قومی معرفی کرد.
سلیج سیدنمن هاریسون(83)، مدیر مرکز روابط بین المللی (84) طی مقاله ای که به تاریخ اکتبر 2007 در لوموند دیپلماتیک منتشر شد، به شکل گسترده توضیح داده است که چگونه کاخ سفید برای بی ثبات سازی ایران از طریق عوامل نفوذی از درون اقدام کرده است «با کمک به گروه های جدائی طلب، عربها، کردها، بلوچها و آذربایجانی ها».
سوء قصد از سوی گروه مبارز سنی جندالله، که به تاریخ 28 می 2009 و به همچنین 16 ژوئیه 2010 به شکل بمب گذاری در مسجد شیعیان در زاهدان، در بخش جنوب شرقی ایران، به وقوع پیوست و توسط همین گروه بازشناسی شد، تمام مشخصات سناریوی هرج و مرج تخریبگر را با خود همراه دارد : یعنی لبریز شدن بی ثباتی پاکستان روی مرز ایران و تقویت تنش های منطقه ای بین شیعیان و اهل سنت.

پی نوشت :
81)مترجم : املای نام این شخص به لاتین به شکلی است که تنها «سعید طاهر» برای من قابل خواندن است. در نتیجه من نام او را به همان شکلی که در متن آمده در زیر قید می کنم
Said Taher Naamahad
82) مترجم : فراخواست مرزی مرتبط به خوزستان. زیرا در طرح آمریکا برای تجزیۀ ایران، منطقۀ خوزستان و جنوب ایران، باید به کشوری مستقل به نام عربستان اهواز تبدیل شود.
Selig Seidenman Harrison83)
Centre for International Policy (84