نظری, سرتیتر

نئواسکولاستیک

پروفسور هاینتس پپرله

برگردان شین میم شین

دایره المعارف روشنگری

·       نئواسکولاستیک عنوانی است برای آموزش های تئولوژیکی ـ فلسفی که در کلیسای کاتولیکی با ارجاع به اسکولاستیک قرون وسطی از اواسط قرن نوزدهم تا عصر حاضر توسعه داده شده اند.

1

·       نئواسکولاستیک جریان کنسرواتیویستی و ارتجاعی سرسختی در فلسفه کاتولیکی نوین است.

·       (کنسرواتیو یعنی محافظه کار. مترجم)

2

·       نئواسکولاستیک با ارتجاعی شدن عمومی بورژوازی پیوند تنگاتنگ دارد و قبل از همه، در رابطه با زوال ایدئولوژی بورژوائی در نتیجه گذار سرمایه داری به مرحله امپریالیستی اش توسعه یافته است.

3

·    از همان لحظه تاریخی که«بورژوازی در وحشت از پرولتاریای رشد یابنده و نیرومند شونده، به حمایت از هر آنچه که پوسیده و قرون وسطائی بود، برخاست»، «از همان زمان که بورژوازی در حال سقوط، برای حفظ بردگی لرزان کار مزدوری، با کلیه نیروهای ارتجاعی متحد شد»،ایدئولوگ های  کلیسای کاتولیکی به اسکولاستیک قرون وسطی روی آوردند.

·       کلیات لنین، جلد 19، ص 82)

4

·       جنبش ایدئولوژیکی ئی که در این رابطه در کلیسای کاتولیکی تشیل شد، نئواسکولاستیک نامیده می شود.

5

·       سودای اصلی گروهبندی های مختلف نئواسکولاستیک، همان سوداهای زیرین اسکولاستیک قرون وسطی است:

الف

·       اثبات فلسفی و یا عقلی صحت دگم های (جزم های) کلیسا

ب

·       آشتی دادن عقیده با دانش

ت

·       آشتی دادن مذهب با علم

پ

·       مبارزه بر ضد ایده های فلسفی مترقی، بویژه بر ضد ماتریالیسم و آته ئیسم علمی.

·       نئواسکولاستیک، بلحاظ تاریخی ـ ایده ای، در دوره احیا، در اوایل قرن نوزدهم میلادی، عبارت بود از واکنش کاتولیسیسم دو باره قوت گرفته نسبت به پدیده های زیر:

الف

·       نسبت به جنبش نوسازی کاتولیکی:

1

·       هرمزیانیسم

2

·       گونتریانیسم

·       مراجعه کنید به هرمزیانیسم، گونتریانیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

ب

·       نسبت به مکتب کاتولیکی توبینگن

ت

·       نسبت به ترادیسیونالیسم (سنتگرائی)فرانسوی   که تحت تأثیر راسیونالیسم، فلسفه کلاسیک آلمان و رومانتیک  قرار داشت.

·       مراجعه کنید به ترادیسیونالیسم، راسیونالیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

1

·       فلاسفه و تئولوگ های (فقهای) کاتولیکی زیر در کشورهای مختلف با بخدمت گرفتن سنت اسکولاستیکی همچنان موجود در مبارزه بر ضد جنبش نوسازی کاتولیکی، اولین گام ها برای احیای فلسفه کاتولیکی به پیش نهادند:

الف

·       در آلمان فاسفه زیر:

1

·       لیبرمن

2

·       شیبن

3

·       کلی

4

·       کلمنس

5

·       شتسلر

6

·       هلوتیگن

7

·       اشتوکل  

ب

·       در اسپانیا، گونزالس

ت

·        در فرانسه، دووره

پ

·       در ایتالیا، لیبراتوره

2

·       این امر، در طول نیمه دوم قرن نوزدهم، تکمیل شد و نئواسکولاستیک بمثابه جنبشی بر ضد میراث مترقی همچنان مؤثر فلسفه کلاسیک بورژوائی و قبل از همه، بر ضد جنبش سوسیالیستی وسیع، آشکارا وارد صحنه شد و مبارزه فرهنگی بخصوص در آلمان، به تقویت نئواسکولاستیک کمک کرد.

3

·       در گذر از قرن نوزدهم به بیستم و بخصوص بعد از دو جنگ جهانی اول و دوم، نئواسکولاستیک (که تا آن زمان، حتی جریانات بورژوائی تشنه به خونش بودند) توانست از گوشه عزلت بیرون آید و به یکی از پرنفوذترین جریانات فلسفه بورژوائی مدرن مبدل شود.

4

·       ترویج کنونی نئواسکولاستیک، مدیون مبارزه ایدئولوژی بورژوائی بر ضد ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی است.

5

·       درمبارزه ایدئولوژی بورژوائی بر ضد ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی، نئواسکولاستیک نقش رهبری را به عهده دارد.

6

·       نئواسکولاستیک از همان آغاز، تحت حمایت و هدایت واتیکان بوده است و پیشبرد آن چه بسا تحمیل شده است.

7

 توماس فون اکوین (1225 ـ 1274)

ایتالیائی الاصل و یکی از متنفذترین فلاسفه و تئولوگ های تاریخ

از مهمترین فقهای کلیسای کاتولیک و از نمایندگان اصلی فلسفه در قرون وسطی متعالی (اسکولاستیک)

میراث معنوی خارق العاده او هنوز هم در نئوتومیسم و نئواسکولاستیک مؤثر است.

کلیسای کاتولیک روم او را جزو قدیسان تلقی می کند.

·       مداخلات متنوع روحانیت کاتولیکی در رساله پاپ (1879 میلادی) که فلسفه توماس فون اکوین را به عنوان آموزش رسمی کلیسای کاتولیکی معرفی می کند، به نقطه اوج خود می رسند و بعدها نیز این مداخلات بارها و بارها تکرار شده اند

·       (میبرت، منابعی راجع به تاریخ اقتدار پاپ و کاتولیسیسم روم، 1924، شماره های 577، 583، 587، 604، 616، 652، 653، 658)

8

پاپ پیوس دوازدهم (1876 ـ 1958)

از سال (1939 ـ 1958) پاپ کلیسای کاتولیک رومی بوده است.

·       در رساله پاپ، پیوس دوازدهم (در سال 1950 میلادی)نئواسکولاستیک بطور رسمی و علنی توصیه می شود.

9

·       احیای اسکولاستیک قرون وسطائی از سوی نئواسکولاستیک، بلحاظ محتوا، عبارت است از برگشت به  تعالیم زیر:

الف

·       به تعالیم توماس فون اکوین(تومیسم)

·       مراجعه کنید به تومیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

ب

 آگوستین (354 ـ 430)

اهل الجزایر

از فقهای مهم مسیحیت

فیلسوف دوره گذار از آنتیک به قرون وسطی

مؤلف آثار تئولوژیکی بیشمار

پدر علم تئولوژیکی و فلسفی مسیحیت

تحت تأثیر افلاطون واقعیت را سه شقه کرده است:

جهان عالی ترین وجود که فقط برای روح قابل دسترسی است.

جان ـ روح انسانی

جهان شونده که برای حواس قابل دسترسی است.

او ایمان مسیحی را بمثابه بنیان شناخت تلقی می کرد.

·       به تعالیم آگوستین

ت‪ 

·       به تعالیم بونا ونتورا

پ

 دوس اسکاتوس (1266 ـ 1306)

فیلسوف و تئولوگ اسکولاستیک

·       به تعالیم دوس اسکاتوس(اسکاتیسم، مکتب فرانسیسکانی)

ث

·      به تعالیم سوارز (سوارزیانیسم)

·       مراجعه کنید به سوارزیانیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری.

·       اغلب ـ اما بغلط ـ  نئوتومیسم را با نئواسکولاستیک یکی قلمداد می کنند.

·       برای اینکه نئوتومیسم پرنفوذترین گروهبندی در نئواسکولاستیک است و از بیشترین حمایت کلیسای کاتولیکی برخوردار است.

·       اگرچه نئواسکولاستیک، بدلایل فوق الذکر و بدلیل داشتن تمایلات مدرنیستی معینی (که گاهی می توانند ابعاد وسیعی داشته باشند)، بعد از گذار به قرن بیستم (تا آن زمان وظیفه نئواسکولاستیک احیای اسکولاستیک بود) بصورت طیف وسیعی جلوه گر می شود، اما علیرغم آن، حاوی ستون فقرات تعلیماتی ئی است که امکان می دهد تا آن بمثابه یک جریان یکپارچه تلقی شود.

 یوهانس هیرش برگر (1900 ـ 1990)

فیلسوف، تئولوگ کاتولیک، مورخ فلسفه از آلمان

مؤلف اثار متعدد

·       به قول یوهانس هیرش برگر،«در کلیه این افکار نئواسکولاستیک، ذخیره معینی از تعالیم فلسفی وجود دارد که آنها را بهم پیوند می دهد و وحدتی از آنها پدید می آورد.

·       تعالیم زیر از آن جمله اند:

1

·       حقیقت بطورکلی

2

·       حقایق ابدی

3

·       شناخت بشری شامل حال مودوس کوگنوسنتیس  نیز می شود.

·       البته بدون اینکه  شناخت بشری به سوبژکتیویته  صرف و رلاتیویستی بدل شود.

4

·       خود وجود هرچه بیشتر قابل شناسائی تلقی می شود و خصلت عینی کسب می کند.

5

·       وجود در قاموس نئواسکولاستیک به طرز زیر طبقه بندی می شود:

الف

·       وجود مخلوق و وجود نا مخلوق

ب

·       وجود به مثابه جوهر و وجود به مثابه حادث

ت

·       وجود به مثابه ماهیت و بود (هستی)

پ

·       وجود بالفعل و وجود بالقوه

ث

·       وجود به مثابه اصل و کپی (عکس، تصویر)

ج

·       وجود به مثابه لایه های جسمی

ح

·       وجود به مثابه وجود زنده

خ

·       وجود به مثابه وجود روحی و جانی.

6

·       روح انسانی در قاموس نئواسکولاستیک، غیرمادی، جوهری و فنا ناپذیر تلقی می شود و روحمندی معیار تمیز انسان از حیوان قلمداد می شود.

·       (اوپوزیسیونی در کلیسای کاتولیک (در اطریش)با روحمند تلقی کردن حیوانات همین موضعگیری نظری نئواسکولاستیک را زیر علامت سؤال قرار می دهد، تکفیر و از همبود کاتولیکی اخراج می شود. مترجم)

7

·       اخلاق مندی، حقوق و دولت برمبنای هنجارهای ابدی تعیین می شوند.

8

·       علت اولیه کل وجود، همه حقایق و ارزش ها خدای ماورای تجربی (ترانسندنت) قلمداد می شود.

·       در عمل جزء به جزء به مسائل مطروحه، طیف متنوعی وجود دارد و اختلاف نظر در مورد اعمال زیر دلالت بر آن دارد:

1

·       اختلاف نظر در زمینه توضیح تفاوت میان وجود مخلوق و نامخلوق

2

·       اختلاف نظر در زمینه توضیح تفاوت میان اصل و کپی (عکس، تصویر)

3

·       اختلاف نظر در زمینه توضیح تفاوت میان رابطه مشیت الهی (علیت)‪ ‬و اختیار (آزادی) انسانی

·       ‪ 

·       مراجعه کنید به  تومیسم و مونیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

4

·       اختلاف نظر در زمینه شناخت روحی

·       ‪ 

·       مراجعه کنید به انتزاع و یا الهام (اینتوئی سیون)در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

5

·       اختلاف نظر در زمینه توضیح یونیورسال ها (قبل و یا بعد)

6

·       اختلاف نظر در ارزیابی قوای روحی

·       ‪ 

·       مراجعه کنید به هوشگرائی و یا اراده گرائی در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

7

·       اختلاف نظر در زمینه اثبات اتیک

·       (اتیک تئونوم مبتنی بر قوانین الهی و یا اتیک تئولوژیکی و یا آموزش ارزش)

8

·       اما علیرغم همه اینها، موضع اصلی نئواسکولاستیک، همیشه به نحوی از انحاء تحت تأثیر فلسفه افلاطونی ـ ارسطوئی و متافیزیک ماهیت ها، فرم ها و ایده ها بوده است

·       (یوهانس هیرش برگز، «تاریخ فلسفه»، جلد 11، 6، ص 561، 1963)

·       نمایندگان اصلی نئواسکولاستیک بشرح زیر بوده اند:

الف

·       در حوزه منطق و تئوری شناخت:

1

·       دوشنسکی

2

·       بروگر

3

·       برونر

4

·       انگرت

5

·       گیزر

6

·       لاکبرینگ

7

·       ماریتین

8

·       مرسنه

9

·       نینگ

10

·        رولند ـ گروسلین

11

·       فان اشتاین برگلین

12

·       سونگن

ب

·       در حوزه متافیزیک و اونتولوژی:

·       مراجعه کنید به متافیزیک، اونتولوژی در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

1

·       باور

2

·       کورت

3

·       دسکوکس

4

·       فولینگ

5

·       گاریگو ـ لاگرانژ

6

·       گرد

7

·       هنگشتنبرگ

8

·       فون هارتونگ

9

·       هوروات

10

·       مانسر

11

·       مولر

12

·       دری میکر

ت

·       در حوزه فلسفه طبیعت:

1

·       دساور

2

·       دولش

3

·       هاز

4

·       مرسیه

5

·       میترر

6

·       اورهاگه

7

·       پش

8

·       روفنر

9

·       شورت ـ اشلاگر

10

·       زیگموند

پ

·       در حوزه اتیک (اخلاق) و تعلیمات اجتماعی:

1

·       کاتراین

2

·       دلپ

3

·       دمپه

4

·       گوندلاخ

5

·       فون هیلده براند

6

·       ماوسباخ

7

·       مسنر

8

·       فون نلبرونینگ

9

·       پش

10

·        پیپر

11

·       شیلینگ

12

·       اشتاین بوشل

13

·       تیش لدر

14

·       ئوتس

15

·       ولتی

ث

·       در حوزه استه تیک (زیبائی شناسی):

1

·       دیروف

2

·       گیتمن

3

·       لوتسلر

4

·       ده ولف

ج

·       در حوزه فلسفه مذهب:

1

·       کوتات

2

·       اشتفس

3

·       پرزیوارا

4

·       ووندرله

ح

·       در حوزه تاریخ فلسفه:

1

·       بویمکر

2

·       بونر

3

·       دنیفله

4

·       ارله

5

 مارتین گرابمن (1875 ـ 1949)

فیلسوف، تئولوگ، دگماتیسین و تاریخدان آلمانی

پژوهشگر برجسته فلسفه و تئولوژی قرون وسطی

·       گرابمن

6

·       گیلسون

7

·       کوخ

8

·       مایر

9

·       پلاتچک

10

·       ویلمن

11

·       ویلپرت

خ

·       در حوزه انتقاد از مارکسیسم:

1

·       بوشنسکی

2

·       کالوتس

3

·        وتر

·       ادبیات نمونه نئواسکولاستیک که ضمنا نشاندهنده ی توسعه آن  نیز است، بشرح زیرند:

1

·       اشتوکل:

·       «درسنامه فلسفه»، اثری سه جلدی، ( 1869 میلادی)

2

·       لمن:

·       «درسنامه فلسفه برمبنای فلسفه ارسطوئی و اسکولاستیکی»، اثری چهار جلدی، ( 1899 ـ 1904 میلادی)

3

·       بویمکر، باور و اتلینگر:

·       «کتاب جیبی فلسفه»، اثری 10 جلدی، ( 1920 میلادی)

4

·       فیلوسوفیا لوانینسیس، مقدمات فلسفه (سال انتشار به زبان آلمانی 1948 میلادی)، که صفحه 221 جلد اول آن، حاوی اطلاعاتی راجع به مراکز آموزش و پژوهش نئواسکولاستیکی است و صفحه 284 آن، حاوی کتاب شناسی و نام و عنوان تقریبا  50 مجله نئواسکولاستیکی است.

5

·       بیفورت، ساودی و هوتن بورگل :

·       «خدا، انسان، کاینات. جایگاه مسیحیان در زمان و جهان»، (1964 میلادی)  که تألیف جمعی از مؤلفین فوق الذکر در باره فلسفه نئواسکولاستیک بصورت ساده فهم و فشرده است و ضمنا حاوی انتقاد از مارکسیسم است.

·      نئواسکولاستیک، در مجموع، ایدئولوژی مطرود، باطل و ارتجاعی است و لذا در حال حاضر حتی از سوی فلاسفه کاتولیکی مطرود اعلام می شود.

·       مراجعه کنید به مدرنیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

·       نمایندگان مختلف نئواسکولاستیک (بویمکر، گرابمن) با بررسی ها و منبع شناسی های فلسفی ـ تاریخی ارزشمند خود بانی خدماتی به تاریخ فلسفه قرون وسطی  بوده اند.

·       مراجعه کنید به فلسفه کاتولیکی، اسکولاستیک در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

پایان