بابک پاکزاد, سياسی

برزیل و FTAA

20130619-214358.jpg

برزیل و FTAA
جیمز پتراس
برگردان: بابک پاکزاد

بهترین راه شناخت مواضع برزیل پیرامون FTAA ( منطقه آزاد تجاری آمریکا)، ارزیابی سیاستگذاران شاخص امور اقتصادی است. رییس بانک مرکزی، انریکه میلرس، رییس پیشین Fleet Boston Global Bank و نولیبرالی ارتدوکس است که از روابط کاری بسیار خوب با وال استریت برخوردار است. آنتونیو پالوچی، وزیر دارایی و ترو تسکیست اسبق، چپ گرایی دگماتیک خود را رها کرده و دکترین های بازار آزاد را پذیرفته است.وزیر بازرگانی، لوییس فرناندو فرلن از کارگزاران سیاست های نولیبرال و میلیونری است که مالک مجتمع های بزرگ کشت و صنعت است. روبرتو رودریگز، وزیر کشاورزی، رییس انجمن کشت و صنعت برزیل است که از مدافعین پر و پا قرص محصولات اصلاح ژنتیکی شده و همکار نزدیک مونسانتو یکی از شرکت های غول آسای آمریکایی است. در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۳ رژیم لولا، دانه اصلاح ژنتیکی شده سویا را قانونی اعلام کرد. وزیر امور خارجه، سلسو آمورین، مارکسیست اسبق دیگری است که به راست چرخیده و همکاری بسیار نزدیکی با زولیک، نماینده تجاری آمریکا در کمیسیون امادگی برای FTAA دارد. پرزیدنت لوییس ایناسیو لولا داسیلوا، کارگر اسبق فلزگدازی، خودش به سوی دکترین های تجارت آزاد چرخش کرده است. در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سپتامبر ۲۰۰۳ او به حمایت گرایی کشورهای صنعتی حمله برد و از این فرضیه که حمایت گرایی، بزرگترین مانع توسعه ی نیروهای مولده جهانی است، دفاع کرد و ابراز داشت آنانی که حمایت گرایی را اعمال می کنند بیش از آن چه پویایی اقتصاد جهانی برمبنای آزادی تجارت کامل طلب می کند، بهره می برند.
استراتژی رژیم لولا حفظ و تقویت وضعیت رقابتی تولیدکنندکان محصولات صادراتی کشاورزی و دستیابی و حفظ بازارهای اروپا و ایالات متحده به ویژه در زمینه مرکبات و دانه ی سویا است که تجارتی چند میلیارد دلاری محسوب می شود. با توجه به این هدف، لولا هرگونه اصلاح کشاورزی جدی در داخل کشور را کنار گذاشته و تنها ۲۰۰۰ خانواده را در ۹ ماه اول صدارتش در زمین های کشاورزی اسکان داده است، یعنی چیزی در حدود یک دهم رژیم پیشین و یک سی ام شصت هزار خانواری که روزی قول داده بود و یک شصتم آنچه MST (جنبش کشاورزان بی زمین) تقاضا کرده است.
شرکت های کشاورزی آمریکا در غرب و جنوب، در واشینگتن نفوذ خوبی دارند و در برابر برداشتن موانع تجاری و سوبسیدها مقاومت می کنند و مقامات دولت بوش نیز به حمایت سیاسی آن ها وابسته اند.
به منظور اقدام تلافی جویانه در مسیر آنچه لولا بازار آزاد واقعی و کامل می نامد، تیم وی یک استراتژی برای فشار جمعی از طریق همبستگی با دیگر کشورها تنظیم کرد. در اجلاس وزرای کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی در کانکون در سپتامبر ۲۰۰۳، برزیل اپوزیسیون کشورهای ۲۱ را شامل کشورهای جهان سوم از جمله چین، هند و آفریقای جنوبی معرفی کرد که خواستار پایان بخشیدن به سوبسیدهای تجاری واعمال قانون آنتی دامپینگ ىر اتحادیه اروپا و ایالات متحده بودند. برزیل رهبری را در کانکون برعهده داشت و از مذاکرات دوجانبه خود با ایالات متحد برای بیشتر کردن منافع محصولات صادراتی کشاورزی اش، در زیر پرچم جهانی سازی سود برد. در حقیقت سیاست لولا پیشبرد و ترویج یک نولیبرالیسم متقارن است و هیچ علاقه ای به دفاع از کشاورزان کوچک که برای بازار محلی تولید می کنند، ندارد. استراتژی دوم رژیم لولا تقویت و گسترش Mercosur ( تعمیم همبستگی اقتصادی منطقه ای شامل آرژانتین، اروگوئه و پاراگوئه به بولیوی، شیلی، پرو و ونزوئلا است)، البته نه به مثابه یک آلترناتیو در برابر FTAA بلكه به مثابه ي ابزاری برای تقویت جایگاهش در مذاکرات بین المللی در ارتباط با آمریکای شمالی.
استرتژی سوم، توافق نامه های تجارت آزاد دو جانبه با دیگر کشورهای آمریکای لاتین به منظور حفظ بازارها و ارایه یک فرصت بسیار مغتنم به ایالات متحده به منظور کسب مجموعه ای از بازارهای گشوده ی متنوع است، البته در صورتی که ایالات متحده بخواهد در واقع سیاست های حمایت گرایانه اش را کنار بگذارد. برزیل یک سیستم همبستگی آلترناتیو بدون حضور آمریکا خلق نمی کند بلکه در تلاش است ایالات متحده را مجبور به آزاد سازی کند و در این راستا فرصت هایی برای نخبگان کشاورزی فراهم کند که تکیه گاه استراتژی رشد صادراتی لولا محسوب می شوند. منافع تجاری ایالات متحده حکم می کند در حین حفظ یک تجارت « جامع و فراگیر» و دفاع از سرمایه گذاری، توافق نامه ی عمومی تجارت خدمات و توافق نامه ی مالکیت حقوق فکری، موضوع حمایت گرایی از کشاورزی ایالات متحده را از دستور خارج کند. ایالات متحده می خواهد هم بر دارایی، صنعت، خدمات و تحقیقات آمریکای لاتین سلطه داشته باشد( مستعمره سازی مجدد منطقه از طریق مجموعه ای از قوانین کنترل شده از سوی ایالات متحده) و هم از موقعیت بخش های تولید و کشاورزی غیر رقابتی اش حمایت کند. برزیل با شرکت های قدرتمند کشت و صنعت اش سعی می کند ایالات متحده را با ایجاد همبستگی هایی که فرصت های بیش تری برای عبور امن از FTAA فراهم می کنند تحت فشار گذارد اما در عین حال در شرایطی که بورژوازی کشورش نیز منتفع شود. در ماه نوامبر برزیل و ایالات متحده جلسه مشترکی برای پی گیری توافق نامه FTAA ىر سال ۲۰۰۵ خواهند داشت. ایالات متحده در خارج کردن موضوع سوبسیدهای کشاورزی از دستور کار مذاکره موفق شده است و همچنین برزیل را مجبور کرده است که به مذاکرات پیرامون تجارت آزاد دو جانبه میان ایالات متحده و Mercosur در بافت FTAA تن دهد.
نیرو های پیشرو و ان جی او هایی که برزیل را به مثابه رهبر همبستگی ۲۱ کشور در اجلاس کانکون به مثابه بخشی از یک جنبش ضد جهانی سازی قلمداد می کنند در اشتباه هستند، سیاستگذاران برزیلی و سیاست ها و همبستگی ها، همه و همه، نه مخالف جهانی سازی است و نه حتی ضد امپریالیستی است. این ایده که برزیل در اندیشه ترویج و گسترش Mercosur به مثابه یک آلترناتیو در برابر FTAA است نیز یک اشتباه است. رهبران برزیل به آن به عنوان یک ابزار فشار به ایالات متحده برای حفظ مزیت ها برای نخبگان تولیدکننده ی محصولات کشاورزی صادراتی در درون FTAA می نگرند. برزیلی ها با اطمینان بر سر امتیازاتی در برابر رژیم ایالات متحده که تمام جریان آزاد سرمایه، کنترل آمریکای لاتین و حمایت گرایی را برای خود می خواهد چانه زنی و پافشاری خواهند کرد.
مخالفت در برابر FTAA نه از سوی رژیم نولیبرال داسیلوا، بلکه از سوی اکثریت عظیم برزیلی ها برمی خیزد، در یک همه پرسی غیر رسمی در سال ۲۰۰۲ که ۱۱ میلیون برزیلی در آن شرکت کردند ۹۵ درصد علیه FTAA رای دادند. جنبش های پیشروی اجتماعی نظیر MST ، اتحادیه های کارگری، بخش های پیشرو و مترقی کلیسا، احزاب مارکسیست و اعضای رادیکال و مخالف خوان حزب کارگران برزیل، مبارزه ی خود را به مثابه ی اپوزیسیون آغاز کرده اند. آن ها هستند که آلترناتیو واقعی در برابر نولیبرالیسم در کشور و در FTAA را ارایه می دهند.