سرتیتر

جهانی کردن و وضعیت کارگران

مطالب این شماره مجله مهرگان

هر روز کارگران بسیاری در مسلخ خدای سرمایه قربانی می‌شوند، کارگرانی که با مرگ یا نقص عضو آن‌ها خانواده‌های‌شان نیز به علت ضعف مالی دچار فروپاشی می‌شوند. چندی پیش حدود ۱۰۰۰ کارگر از فقیرترین و ناامیدترین کارگران سرمایه‌دار زده جهان در بنگلادش طعمه حرص مهم‌ترین و خوش‌نام‌ترین! برندهای پوشاک جهان شدند. هنوز تا این لحظه هیچ خبری از حتی صدور یک کیفر خواست ساده از سوی دادگاه‌ها برای صاحبان اصلی این شکنجه‌گاه‌های قرون وسطایی گزارش نشده است. از سوی دیگر، اتحادیه بین المللی کار از صاحبان برندهای معروف صنعت پوشاک در گوشه و کنار جهان که هزاران کارگاه بی نام و نشان را در بدترین و غیرانسانی ترین شرایط اداره می‌کنند خواسته است قول بدهند که ذره‌ای از کم‌ترین‌های مورد نیاز برای کارگران را در کارگاه‌های‌شان رعایت کنند. حدود ۵۰ شرکت این را – دست کم در حرف- پذیرفته‌اند. اما دو شرکت گپ، صاحب برند معروف پوشاک گپ و شرکت فراملی فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال مارت این کم‌ترین را نیز نپذیرفته‌اند. در گفتارهای زیر گوشه‌هایی از وضع فاجعه بار کشورهایی را که حاکمان آن‌ها با افتخار توانسته‌اند در سیستم جهانی سرمایه پذیرفته شوند می‌خوانیم.

با سپاس فراوان از دکتر ایرج سیف اقتصاددان و همکار مجله مهرگان که زحمت گردآوری و ترجمه این گفتارها را بر عهده گرفته است.

تحریریه مهرگان

 

 

جهانی کردن و وضعیت کارگران

احمد سیف

۱-     بنگلادش[۱]

کارگاه‌های قرون وسطائی دیزنی در بنگلادش

شرکت نساجی نیاگرا با مسئولیت محدود، چاندارا سیرکل، یونیون اتابه، کالیاکایر، قازی پور، بنگلادش

– کارگران را به طور دائمی به خاطر این که سریع کار نمی‌کنند، کتک می‌زنند.

– کارگران مجبورند هفته‌ای ۷ روز، روزی ۱۴ ساعت کار بکنند. ماهی یک روز هم تعطیلی دارند.

– یک بار در هفته شیفت کارگری ۱۹ ساعت است یعنی از ۸ صبح آغاز شده و در ساعت ۳ بامداد روز بعد تمام می‌شود. پس از پایان این شیفت، کارگران بر روی زمین کارخانه می‌خوابند.

– کارگران را مجبور می‌کنند که هفته‌ای بین ۳۵ تا ۴۲ ساعت اضافه کاری کنند. کارگران این کارخانه تا ۱۰۰ ساعت در هفته کار می‌کنند. در بهترین حالت، کارگران شبی ۴ تا ۵ ساعت می‌خوابند.

– به دوزندگان ساعتی ۱۱ تا ۲۰ سنت، یا ۵٫۲۸ دلار در هفته مزد پرداخت می‌شود.

– دستیاران ساعتی ۷ تا ۸ سنت یا هفته‌ای ۳٫۱۶ دلار حقوق می‌گیرند.

– کارگران در تله فقر اسیر شده‌اند. هر چهار کارگر در یک کلبه کوچک می‌خوابند و غذای اصلی‌اشان برنج است و اغلب مجبورند برای بقاء، پول قرض کنند.

– برای هر واحد البسه‌ای که برای دیزنی می‌دوزند، به کارگران ۵ سنت پرداخت می‌شود.

– مزد کارگران به طور معمول با دو هفته تاخیر پرداخت می‌شود و برای نصف اضافه کاری، مزد اضافه پرداخت نمی‌شود.

– زنان کارگر، از حق قانونی مرخصی با حقوق پس از زایمان محروم اند.

– در کارگاه، کارگران حق ندارند با یک دیگر صحبت کنند و اگر صحبت کنند، به اندازه مزد یک روز جریمه می‌شوند.

– هیچ بیمه بهداشتی وجود ندارد. کارخانه دکتر ندارد و کارگران وقتی بیمار می‌شوند، به آن‌ها مزدی پرداخت نمی‌شود.

– هیچ امکانی برای نگه داری از بچه ها وجود ندارد و کارخانه محلی برای غذاخوری ندارد.

– آب آشامیدن کارخانه آلوده است.

– کارگران اگر سه بار دیر سر کار بیایند، یک روز مزد جریمه می‌شوند.

– هر کارگری که با سوپروایزر و مدیران جر وبحت کند، به اندازه دو روز مزد جریمه می‌شود. هرگونه کوششی برای سازمان‌دهی اتحادیه کارگری، به اخراج دست جمعی، افزودن نام فعالان در یک لیست سیاه و حتی به خشونت بدنی برعلیه آن‌ها منجر می شود.

– هیچ کسی از ضوابط کاری دیزنی چیزی نشینده است و کسی نمی داند که این ضوابط چه حوزه هائی را در بر می گیرد.

– این ادعا، که شرکت دیزنی، وضعیت را تحت نظارت دارد، لطیفه بی مزه‌ای است. اگر کسی قرار است به بازدید کارخانه بیاید، از قبل اعلام می‌شود تا کارخانه را تمیز کنند. کارگران را تهدید کرده و مجبور می کنند در باره شرایط کاری خویش دروغ بگویند و با کارگران در حضور مدیران و سوپروایزرها مصاحبه می‌شود.

– کارگران می‌گویند که آن‌ها امیدی ندارند. زندگی شان بی معنا است و تنها برای کارکردن زندگی می‌کنند.

– این کارخانه، به نسبت بزرگ است. ۷ طبقه دارد و تقریبا نو ساز است یعنی تتها دو سال پیش آغاز به کار کرده است و در ۵۵ کیلومتری شهر داکا واقع است.

– تعدا کارگران ۱۵۰۰ نفر است که ۶۰ درصد آن‌ها زن هستند و ۸۵ در صد کارگران نیز ۱۶ تا ۲۵ ساله اند.

– کارخانه، پوشاک نوزاد، تی شرت و لباس و کفش ورزشی تولید می‌کند.

– مارک تجاری. عمده‌ترین مارک تجاری، دیزنی است که ۴۰ تا ۵۰ درصد تولید با این مارک ارایه می‌شود. حداقل در یک سال و نیم گذشته، دیزنی در این کارخانه به تولید مشغول بوده است. یکی از تی شرت‌هائی که به نام دیزنی تولید می‌شود، یک تی شرت صد در صد پنبه‌ای است که رویش معمولا عکس حیوانات پرینت شده است. دو مارک مهم دیگر که در این جا تولید می شوند، مارک جورج (وال مارت و ازدا) و مارک سوربینو است. به گفته کارگران، یکی از خریداران، لباس ورزشی بوستون است.

ساعات کار

– اضافه کاری اجباری

–  هر شیفت ۱۴ ساعت در روز است.

– شیفت اجباری ۱۹ ساعت در روز، یک روز در هفته

– ۷ روز کار در هفته، با یک روز تعطیل در ماه

– کارگران کارخانه تا ۱۰۰ ساعت در هفته باید کار کنند.

شیفت معمولی در این کارخانه، ۱۴ ساعت در روز است از ۸ صبح تا ساعت ۱۰ شب، که در ۷روز هفته ادامه می یابد. از ۸ صبح تا ۱ بعد از ظهر، ۵ ساعت کار. از۱ تا ۲ بعدازظهر، نهار، از ۲ تا ۵ بعدازظهر ۳ ساعت کار و از  عصر ۵ تا ۱۰ شب ۵ ساعت اضافه کاری.  دوزندگان همچنین می گویند که به طور متوسط ماهی ۵ یا ۶ بار مجبور می شوند شیفت ۱۹ ساعته کار کنند که از ساعت ۸ صبح شروع شده و تا ۳ بعداز نیمه شب روزبعد ادامه می یابد.

کارخانه نیاگرا بر مبنای ۷ روز در هفته کار می کند و هیچ گونه تعطیلی مشخص هفتگی ندارد.

در واقع در ۴ ماه گذشته، یعنی از اکتبر ۲۰۰۳ تا ژانویه ۲۰۰۴ کارگران فقط یک روز جمعه تعطیل بوده‌اند.آخرین بار که ما با کارگران این کارخانه صحبت کردیم، روز جمعه ۲۰ فوریه بود که کارگران تا ۸ شب در آن روز کار کرده بودند.

در بعضی اوقات که فشار بازار کمتر است، ( برای مثال ماه ژانویه) کارگران هم چنان هفته‌ای ۷ روز کار می‌کنند و به جای ساعت ۱۰ شب، ساعت ۸ شب تعطیل می‌شوند ( تقریبا ۱۳ شب در ماه و برای بقیه، کار در ساعت ۱۰ شب تمام می شود)

کارگران دوزنده گزارش کرده‌اند که آن‌ها را مجبور می‌کنند که هر هفته ۳۵ تا ۴۲ ساعت اضافه کاری کنند. یعنی کارگران اغلب تا هفته‌ای ۱۰۰ ساعت در کارخانه هستند.

مزد پرداختی

– مزد کمتر از حداقل مورد نیاز برای بقاء

– کارگران دوزنده ساعتی ۱۱ تا ۲۰ سنت یا ۵٫۲۸ دلار در هفته حقوق می‌گیرند.

– دستیاران، ساعتی ۷ تا ۸ سنت یا هفته‌ای ۳٫۱۶ دلار مزد دریافت می‌کنند.

– پرداخت مزد همیشه با تاخیر انجام می‌شود و نصف اضافه کاری پرداخت نمی‌شود.

در کارخانه نیاگرا، کارگران دوزنده بین ۱۱ تا ۲۰ سنت در ساعت حقوق می‌گیرند. دوزندگانی که کمتر از ۵ سال سابقه کاری دارند، مزدشان ۱۱ سنت در ساعت یا ۸۸ سنت در روز است. یک دوزنده که کمتر از ۵ سال سابقه کاری دارد، ۱۱ سنت در ساعت یا ۸۸ سنت در روز و ۵٫۲۸ دلار در هفته مزد می‌گیرد. متوسط مزد برای دوزندگان کم تجربه، ۱۲ سنت در ساعت است.

مزد یک دوزنده با کمتر از ۵ سال سابقه کاری

هر ساعت ۱۱ سنت، ۸۸ سنت برای ۸ ساعت کار در روز و ۵٫۲۸دلار برای ۴۸ ساعت کار در هفته و ۲۶/۲۲  دلار در ماه می‌باشد.

مزد دوزندگان با تجربه

هر ساعت ۱۵ تا ۲۰ سنت. متوسط مزد ۱۷ سنت. که اگر برای هر ساعت۲۰ سنت در نظر بگیریم  برای ۸ ساعت کار در روز ۶۰/۱ دلار و ۹٫۶۰ دلار برای ۴۸ ساعت کار در هفته و ۶۷/۴۰ دلار در ماه و به عبارتی ۴۸۸  دلار در سال می‌باشد.

دستیارها که جوان‌ترین بخش کارگران هستند و کارشان تمیزکاری لباس‌های دوخته شده، یعنی قیچی کردن تکه‌ها یا نخ‌های اضافی است. مزد دستیارها ساعتی ۷ تا ۸ سنت است یعنی بین ۳٫۱۶ دلار تا ۳٫۶۸ دلار در هفته درآمد دارند.

در ۶ماه اول کار، مزد دستیارها به این قرار است.

برای هر ساعت ۷ سنت (در واقع مزدشان ساعتی ۶٫۵ سنت است) ۵۶ سنت برای ۸ ساعت کار در روز و ۳٫۱۶دلار برای ۴۸ ساعت کار در هفته،و ۷۰/۱۳ دلاردر ماه و ۳۸/۱۳۴ دلار در سال می‌باشد. که پس از ۶ ماه، مزد دستیاران ساعتی یک سنت افزایش می یابد.

به گفته کارگران این کار معمولی این کارخانه است که به مقدار ۵۰ درصد اضافه کاری سر کارگران کلاه می‌گذارد. مدیریت از دو طریق، این کار را انجام می دهد.

– اهداف تولیدی کارخانه را خیلی بالا می گذارد و به این طریق کارگران را مجبور می‌کند که تا رسیدن به این اهداف کار بکنند.

– وقتی که کارگران اضافه کاری می‌کنند، و باید طبق قانون به آن‌ها بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد اضافه پرداخت شود، مدیریت به آن‌ها فقط مزد معمولی را می پردازد.

نظر به این‌که کارگران در هفته بین ۳۵ تا ۴۲ ساعت کاراضافی اجباری انجام می‌دهند، میزان مزد نپرداخته به آن‌ها هفته‌ای ۷٫۵۰دلار است. ممکن است برای ما این میزان پول، میزان قابل توجهی نباشد ولی وقتی مزد هفتگی شما فقط ۹٫۶۰ دلار باشد، میزان کلاه برداری مدیران معادل مزد ۵ روز و نصف کاری شان است. برای کسانی که در فقر مطلق زندگی می‌کنند، این میزان پول بسیار قابل توجه است.

نیاگرا هم چنین به‌طور منظم ولی بر خلاف قانون به کارگران با تاخیر مزدشان را می پردازد. به جای این که هفته اول ماه بعد، مزد این ماه به آن‌ها پرداخت شود، نیاگرا با یک یا دو هفته تاخیر مزدشان را به آن‌ها می پردازد. برای مثال، مزد کارگران برای ماه اکتبر تا ۱۸ نوامبر به آن‌ها پرداخت نشد و به همین نحو، مزد ماه ژانویه تا ۲۰ فوریه پرداخت نشد. برای کارگرانی که مزدشان برای بقاء شان کافی نیست، این تاخیر، مسایل و مشکلات زیادی ایجاد می‌کند. چون در عمل مجبور می‌شوند که برای ادامه زندگی، پول قرض کنند. علت این که مزد با تاخیر پرداخت می‌شود به این خاطر است که پول را در حساب بانکی گذاشته و بهره بانکی را خود به جیب می‌زنند. میزان این بهره در طول سال، میزان قابل توجهی می شود.

کارگران نیاگرا، هیچ گونه افزایش حقوق سالانه ندارند. فقط به آن‌ها، یک مقداری در پایان سال پرداخت می‌شود.

برای عمده‌ترین عید مسلمانان در ماه فوریه، کارگران که باید طبق قانون بنگلادش یک ماه حقوق اضافه دریافت نمایند، تنها حقوق ۱۵ روز را دریافت می کنند.

۲-     هندوراس[۲]

در منطقه آزاد تجارتی و کارخانه‌های مکیلائی در منطقه چولوما در هندوراس، که بسیاری از پوشاک معروف برای صدور به بازارهای امریکا، درآن‌جا دوخته می‌شود، به زنان کارگر جوان آمپول Depro Provera تزریق می‌شود که می‌تواند تا سه ماه از حاملگی جلوگیری نماید. زنان کارگر اغلب گیج اند، و به واقع در باره آن چه که به آن‌ها تزریق می‌شود، به عمد آن‌ها را گمراه می‌کنند. بسیاری از این زنان بر این گمان‌اند که به آن‌ها واکسن ضد کزار تزریق می‌شود. به این زنان هیچ گونه آموزشی داده نمی‌شود و هیچ متخصص بیماری‌های زنان نیز در دسترس نیست و هیچ سوپروایزری هم (برای مسایل بهداشتی) وجود ندارد.

این مطلب به وسیله یک پزشک و یک نرس که در این کارخانه‌ها کار می‌کنند و اغلب زنان کارگر را معاینه می‌کنند در اختیار کمیته سراسری کارگری قرار گرفت.

در درون کارخانه‌ها، مدیران بدون هیچ گونه کنترلی به زنان قرص‌های ضد بارداری می‌دهند و هیچ گونه نظارت پزشکی نیز وجود ندارد.
کارگرانی که در مکیلاها کار می‌کنند به کمیته سراسری کارگری گفته‌اند که این کار در چند سال گذشته ادامه داشته است. در گذشته، زنان را به پذیرش این آمپول ضد بارداری مجبور می‌کردند و یا این که به آن‌ها مرخصی بدون حقوق می‌دادند. البته همیشه این کار بدون اطلاع کامل و رضایت زنان صورت می‌گرفت. اگرچه اغلب زنان به این که به آن‌ها آمپول ضدبارداری یا آمپولی که باعث سقط جنین می‌شود، تزریق می‌کنند مشکوک می‌شدند.

کارخانه‌های هندوراس که برای بازارهای امریکائی تولید می‌کنند مدت‌ها بود می‌کوشیدند تا از تاخیر در تولید- در نتیجه حاملگی و اجبار قانونی به دادن مرخصی با حقوق پس از زایمان- جلوگیری نمایند. ۸۰ تا ۹۰ درصد کارگران دوزنده در هندوراس، زنان جوان هستند.
کمیته سراسری کارگری خواهان یک بازرسی فوری محلی به وسیله کمیته‌ای متشکل از رهبران مستقل مذهبی، فعالان حقوق بشر، نمایندگان سازمان‌های غیر دولتی زنان است تا صحت و سقم این وضعیت روشن شود. این بررسی باید به وسیله سازمان‌هائی انجام گیرد که مورد اعتماد زنان هستند و زنان می‌دانند که بدون واهمه از عملیات انتقام جویانه می‌توانند به راحتی حرف‌های شان را بزنند.

در این که برنامه‌های تنظیم خانواده بسیار لازم است، حرفی نیست. ولی در این مورد، مسئله این نیست. در این جا صحبت بر سرحقوق زنان است و بر سر این است که زنان حق شان است که با اطلاع کافی خود تصمیم بگیرند و اگر بخواهند، در آن صورت این کار باید با نظارت لازم پزشکی صورت بگیرد.

این هم دلیل دیگری که چرا نام و محل این کارخانه ها باید در اختیار عموم قرار بگیرد. وقتی این کارخانه‌ها در پشت درهای بسته، در درون محدوده‌ای با دیوارهائی با سیم خاردار، به وسیله گاردهای مسلح حفاظت می‌شوند؛ و در شرایطی که به هیچ کس اجازه بازدید هم نمی‌دهند، بدیهی است که حقوق اولیه انسانی این زنان کارگر نادیده می‌شود.

 

۳-     روسیه

چهارهزار مایل در شرق مسکو، در بخشی از روسیه که با چین و دریای ژاپن هم مرز است، یک منطقه صنعتی به نام ولادی وستاک- یعنی حاکمیت شرق- خود را دروضعیتی یافته است که کارگران لباس دوزی‌اش درپوشش داشتن درآمد مستمر، مزدهای بسیار پائین را می پذیرند.

اقتصادی بی ثبات که از بیکاری فوق‌العاده رنج می‌برد و چندین بار هم کاهش شدید ارزش پول محلی را تجربه کرده است، باعث شدتا هزینه نیروی کار در سرتاسر روسیه به شدت سقوط کند. کار به جائی رسیده است که کارگران هر کاری را بدون توجه به شرایط کاری می‌پذیرند. این وضعیت به خصوص در شهر ولادی وستاک بسیار وخیم است چون در آن جا کمبود شدید موقعیت های شغلی وجود دارد، بخش خدمات اجتماعی اش در حال فروپاشی است و یک نظام داخلی ثبت نام- برای جلوگیری از نقل وانتقال مردم به مناطق مرفه تر- وضع را به شدت مخاطره آمیز کرده است.

بسیاری از مقاطعه کاران صنعتی به خاطر کار ارزان و دسترسی به بنادر که دسترسی به بازارهای بین المللی را آسان می کند، به ولادی وستاک جلب شده اند. مقاطعه کاران صنعتی آسیائی به خصوص دریافته اند که تولید در روسیه و اروپای مرکزی و شرقی مابعد کمونیستی، امکان مناسبی در اختیار آنها می گذارد تا از محدودیت های تجاری صدور تی شرت و پیراهن به امریکا خلاص بشوند.
البته فقط مقاطعه کاران نیستند که از این وضعیت بهره مند می شوند. خرده فروشان هم منافع زیادی به جیب می زنند.
در شهر آرتیوم، کارگرانی که برای کمپانی های معروفی چون گپ و جی سی پنی تی شرت، شورت و لباس زیر می دوزند ساعتی ۱۱ سنت مزد می گیرند. یعنی برای این خرده فروشان، پرداخت این میزان مزد بیانگرصرفه جوئی میلیون ها دلاری در هزینه تولید است. برای مقایسه، کارگران لباس دوزی در امریکا به طور متوسط ساعتی ۸ دلار می گرند ولی کارگرانی که کار مشابه می کنند در کشورهائی چون گواتمالا، فقط ساعتی ۷۰ سنت مزد دریافت می کنند.

در حالی که قانون کار زمان شوروی که هدف اش حمایت از حقوق کارگران بود برروی کاغذهنوز وجود دارد ولی در واقعیت زندگی، کمپانی ها با قوانین کاملا متفاوتی عمل می کنند. برای نمونه، کارگران بطور دائم مجبور به اضافه کاری می شوند، ولی به ازایش مزد اضافی دریافت نمی کنند. یا وقتی مریض می شوند، حقوق دریافت نمی کنند.

 فقط وقتی که زنگ به صدا در می آید می توانی به دستشوئی بروی. کارگر دوزنده ای در شهر پارتیزانسک به ولادی وستاک نیوز گفته است. اگر متوجه بشوند داری با کسی حرف می زنی، برایت دردسردرست می شود.

بسیاری از کارگران هم کارگران فاقد سندو مدرک چینی هستند که بطور مرتب به امید بهبود وضعیت زندگی خویش از مرزمی گذرند.براساس گزارش ولادی وستاک نیوز، یک کارگر چینی که در کارخانه های لباس دوزی کار می کندبه اندازه نصف یک زن دوزنده روسی حقوق می گیرد. چون حضورشان در این جا قانونی نیست، چینی ها معمولا به خاطر اضافه کاری بدون حقوق و یا ساعات کار بسیار طولانی اعتراض نمی کنند.

بعلاوه، درروسیه مثل دیگر کشورهای اروپای شرقی، بخش عمده قانون کار سابق بازنگری شده وبرای تدارک کار ارزان و سود بیشتر برای این کمپانی ها تغییر کرده است. در سال گذشته، ارزش صادرات البسه از شرق روسیه معادل ۸۰ میلیون دلار بود و دولت هم ازاین بابت، ۷ میلیون دلار درآمد مالیاتی داشت.

اگر چه اتحادیه کارگری می تواند با بخشی از این اجحافات مقابله نماید ولی اتحادیه های موجود در این منطقه، اساسا اتحادیه های دولتی یا زرد هستند و تاثیری ندارند.

به گفته بتینا موسیولک- مسئول یکی از سازمان هائی که برای حذف این کارگاههای قرون وسطائی فعالیت کرده در باره شان تحقیق می کند، اتحادیه کارگری فقط روی کاغذ وجود دارد. نقش مشارکت اجتماعی به آن شکلی که در غرب ایجاد شده، در این جا وجود ندارد و اتحادیه کارگری واقعی و یا سازمان های مشابه غیر دولتی در این کشورها، نادیده گرفته می شوند.
بسیاری از آگاهان عقیده دارند که پیش نویس قانون جدید کار که از سوی دومای دولتی تهیه شده، باعت محدودیت بیشتر قدرت اتحادیه ها و حقوق کارگران شده حتی کارفرماها را تشویق می کند تا برای افزودن بردرآمد خویش از کارکودکان و یا ساعات طولانی تر کار استفاده نمایند. تا به همین جا، بسیاری از کارگران که با خطر اخراج روبروشده، و مزدشان کاهش یافته، تمایل کمتری دارند که با مدیران درگیر بشوند.

به واقع کسانی که جرئت کرده و اتحادیه مستقل سازمان دهی می کنند با مخاطرات زیادی روبرو خواهند شد.
یک کارگر دوزنده و سازمان ده اتحادیه در ولادی وستاک به یکی از نشریات محلی گفته است که سال قبل نزدیک بود در جاده کشته شود چون دریک چهارراه شلوغ کسی اور از پشت سر هل داد. در حالیکه به زمین افتاده بود و داشت خودش را از مسیر اتوموبیلی که داشت به سویش می آمد کنار می کشید، او شنید که کسی به صدای بلند گفت: اتحادیه مستقل می خواهی، بفرما این هم اتحادیه.
بعلاوه اعضای اتحادیه کارگری اغلب منزوی شده، از سوی مدیریت مورد اذیت و آزار قرار می گیرند و برای کار مشابه، به آنها مزد کمتری پرداخت می شود.

با این همه، به گفته اولگا بارکوا- یک سازمان ده کارگری- که بیش از ۸ سال درگیر این مسایل بوده است- تردیدی نیست که اتحادیه کارگری مستقل آخرین شانس کارگران لباس دوزی روسیه به ویژه کارگران در منطقه ولادی وستاک است. در حالی که خانم بارکوا به سازمان دهی کارگران می پردازد ازمذاکره و چانه زدن با تولید کنندگان ود ولت هم غافل نیست تا آنها را وادارد که در مناطق از نظر اقتصادی گرفتار بحران سرمایه گذاری کنند. در یک مصاحبه تلفنی خانم بارکوا گفت که  در باره موثر بودن اتحادیه کارگری، تردیدهای زیادی وجود دارد و باید اتحادیه ها در عمل به کارگران ثابت کنند که موثرند.

خانم بارکوا تا کنون از دهها کارخانه لباس دوزی بازدید کرده و برای کارگران جلسه گذاشته و به سازمان دهی تشویق شان کرده است ولی تا کنون، در این خصوص موفقیت زیادی نداشته است.

ولی خانم موسیولک می گوید که ایجاد همبستگی بین سازمان های غیر دولتی بین المللی و اتحادیه های کارگری می تواند به حال کارگران دوزنده روسی مفید باشد چون به این ترتیب، می توان برروی تولید کنندگان، خرده فروشان، فشار آورد. در غیر این صورت، خانم موسیولک واهمه دارد که حقوق کارگران دوزنده در روسیه، هم چنان از سوی دولت نادیده گرفته خواهدشد.
منبع: http://www.behindthelabel.org

جهانی کردن ووضعیت کارگران

۴-     ال سالوادور

میزان حداقل مزد در ال سالوادوربرابر با ۲۶% هزینه زندگی است.

با وجود این که قانون کار ال سالوادور ( ماده ۱۴۴-۱۴۶) تضمین می کند که حداقل مزد  باید به حدی باشد که حداقل نیازهای یک کارگر و خانواده اش را برآورد ولی سطح کنونی حداقل مزد در این کشوربا فاصله زیاد برای این منظور کافی نیست. حتی سفارت امریکا در ال سالوادور هم اعتراف کرده است که حداقل مزد و دیگر پرداختی ها برای تامین حداقل زندگی برای کارگران و خانواده های شان در ال سالوادور کافی نیست.

در واقع حداقل مزدی معادل ۶۰ سنت در ساعت، فقط برای ۲۶ درصد از هزینه های زندگی کفایت می کند.

حتی دولت ال سالوادور قبول دارد که حداقل مزد به میزان ۶۰ سنت در ساعت فقط برای ۴۹ درصد از آن چه که برای بقای یک خانواردر شرایط فقر نسبی لازم است کفایت می کند. به گفته دولت، خانواری با این سطح درآمد حتی نمی تواند حداقل نیازهای معمول زندگی را خریداری نماید. در واقع، دولت ال سالوادور مزد ۶۰ سنت درساعت را نشانه فقر جدی می داند که یک خانوار حتی نمی تواند به قدر کافی غذا تهیه نماید- دیگر هزینه ها به جای خویش. و تازه، این حداقل مزدی است که کمپانی های امریکائی در پشت آن پنهان می شوند و دائما تکرار می کنند،  بله، ما به این کارگران حداقل مزد را بطور کامل می پردازیم.

حداقل مزد در ال سالوادور

۶۰  سنت در ساعت

۴٫۸۰  دلاردر روز برای ۸ ساعت کار

۳۳٫۱۹  دلاردر هفته

۱۴۳٫۸۴  دلاردر ماه

۱۷۲۶٫۰۳ دلاردر سال

مزد برای زندگی در فقر نسبی براساس محاسبات دولت ال سالوادور

۱٫۲۲ دلاردرساعت

 ۹٫۷۵ دلاردر روز

 ۶۸٫۲۳ دلار در هفته

۲۹۵٫۶۶  دلاردر ماه

۳۵۴۷٫۹۷ دلاردر سال

دو تن از نمایندگان سازمان های غیر دولتی در ال سالوادور محاسبه کرده اند که میزان حداقل مزد تنها برای ۲۶ درصد از هزینه ها کفایت می کند.

مرکز حمایت از مصرف کننده برآورد کرده است که یک خانوارکه بطور متوسط ۴٫۲ عضو دارد در ماه به ۲۹۹٫۰۶ دلار برای بقاء در شرایط فقر نسبی نیازمند است. محاسبه مرکز حمایت به این دلیل ناکامل است که در این محاسبه هزینه مدرسه، لباس، بهداشت و دیگر

نیازهای اساسی محاسبه نشده است.

محاسبات این مرکز به محاسبات دولت بسیار نزدیک است.

۱٫۲۳ دلاردرساعت

۹٫۸۶ دلاردر روز

۶۹ دلاردر هفته

۲۹۹ دلاردر ماه

۳۵۸۹ دلاردر سال

موسسه ملی برای توسعه که در سال ۱۹۹۱ ایجاد شد، با محاسبه این هزینه ها برای یک خانوار ۴ نفری نتیجه گرفته است که حداقل مزد مورد نیاز ۵۷۰٫۷۸دلار در ماه یا ۲٫۳۵دلار در هر ساعت است. قابل توجه است که حتی دراین برآورد هم هیچ رقمی برای پس انداز و یاتفریجات منظور نشده است.

برآورد موسسه ملی برای توسعه

۲٫۳۵  دلاردر ساعت

۱۸٫۸۲ دلاردر روز

۱۳۱٫۷۲  دلاردر هفته

۵۷۰٫۷۸  دلاردر ماه

۶۸۴۹٫۳۲ دلاردر سال

این مرکز برآورد کرده است که هزینه مواد غذائی در ماه ۱۴۴ دلاراست که به تنهائی از حداقل مزدی که به میزان ۱۴۳٫۸۴دلار است بیشتر است.

قدرت خرید کارگران در این واحدها در این ماههای اخیر به دودلیل به شدت سقوط کرد.اولا در مه ۲۰۰۰ مالیات بر فروش ۱۳درصد شامل مواد غذائی و داروئی هم شد. و عامل دوم هم خصوصی کردن سازمان بیمه های اجتماعی بود که باعث شد تا مقدار بیشتری از مزد کارگران برای این منظور کسر شود.

منبع: National Labour Committee

http://www.nlcnet.org/campaigns/archive

۵-     قدرت فوق العاده شرکت های چند ملیتی

در دنیای امروزهرروزه این پرسش اهمیت بیشتری پیدا می کند:

در شرایطی که براقتصاد جهان حاکم است کشورهای فقیر در برابر شرکت های غول پیکر که دائما به دنبال مزد پائین، عدم پرداخت مالیات، نبودن اتحادیه کارگری، عدم رعایت حداقل ها در باره بهداشت محیط زیست، هستند، چه می توانند بکنند؟
به عنوان نمونه ال سالوادور را در نظر بگیرید. تولید ناخالص داخلی این کشور در سال ۲۰۰۰ برابر ۱۳٫۲ میلیارد دلار بود. این به این معناست که وال مارت که فروش سالانه اش در ۲۰۰۰ معادل ۱۹۳٫۳میلیارد دلار بود، ۱۴٫۵ باراز کل اقتصاد ال سالوادور بزرگتر است. کل بودجه دولت ال سالوادور در سال ۲۰۰۰ معادل ۲٫۰۸ میلیارد دلار بود. از سوی دیگر، شرکت گپ در سال ۲۰۰۰، فروشی معادل ۱۳٫۷ میلیارد دلارداشته است. یعنی شرکت گپ ۶٫۵ برابر دولت ال سالوادور امکانات مالی دارد.
در سال ۲۰۰۰، شرکت نایکه ۹۷۸٫۲ میلیون دلار صرف اگهی های تجارتی کرده است. در آن سال کل بودجه وزارت کار ال سالوادور فقط ۶٫۸۶ میلیون دلار بود. یعنی بودجه شرکت نایکه برای اگهی های تجارتی ۱۴۳ برابر کل بودجه وزارت کار ال سالوادور است.

کارگری که در ال سالوادور برای این شرکت ها دوزندگی می کند ماهی ۱۴۳٫۸۴ دلار درآمد دارد که سالی ۱۷۲۶ دلار می شود. در کل در ال سالوادور ۸۵۰۰۰ دوزنده در این واحدها کار می کنند که در کل حقوق شان در سال معادل ۱۴۶٫۷ میلیون دلار می شود. از سوی دیگر شرکت کهل در طول یک سال گذشته ۳۷۲٫۱ میلیون دلار سود خالص داشته است. یعنی ۸۵۰۰۰ کارگر ال سالوادوری می توانند با دو سال و نیم کار به اندازه سود یک ساله شرکت کهل درآمد داشته باشند.
از سوی دیگر، برای این که این ۸۵۰۰۰ کارگر ال سالوادوری بتوانند به اندازه فیل نایت یکی از سهامداران عمده نایکه که ثروت اش ۱۲٫۳ میلیارد دلار است، ثروت داشته باشند باید ۸۴ سال دوزندگی بکنند از آن گذشته، یک سنت ازدرآمدها را هم نباید هزینه کنند.

ال سالوادور

تولید ناخالص ملی در سال ۲۰۰۰، ۱۳٫۲ میلیارد دلار

بودجه دولت ۲٫۰۸ میلیارد دلار

بودجه وزارت کار ۵٫۸۶ میلیون دلار

وال مارت

میزان فروش در سال ۲۰۰۰- ۱۹۳٫۳ میلیارد دلار

سود خالص سال  ۲۰۰۰-  ۶٫۳ میلیارد دلار

شرکت گپ

میزان فروش در سال  ۲۰۰۰-  ۱۳٫۷ میلیارد دلار

سود خالص ۸۷۷٫۵ میلیون دلار

بودجه اگهی های تجاری ۴۸۷ میلیون دلار

شرکت نایکه

میزان فروش در سال ۲۰۰۰ – ۹٫۲۷ میلیارد دلار

سود خالص ۶۰۱ میلیون دلار

بودجه اگهی های تجاری ۹۷۸٫۲ میلیون دلار

شرکت کهل

میزان فروش در سال ۲۰۰۰ ۶٫۱۵ میلیارد دلار

سود خالص ۳۷۲/۲ میلیون دلار

بودجه اگهی های تجاری( ۱۹۹۹) ۱۷۶ میلیون دلار

منبع: National Labour Committee

http://www.nlcnet.org/campaigns/archive

جهانی کردن ووضعیت کارگران

۶-      چین

 

نایکه، ادیداس، ساک های جنسپورت ساخت چین

کارخانه ساک دوزی کنگ تائو

منظقه صنعتی کنگ تائو

دهکده پانیو، ایالت گوان دانگ، چین.

– درطول سال گذشته کارگران این کارخانه روزی ۱۴ ساعت، هفته ای ۷ روز از ۸ صبح تا ۱۰ شب کارکردند. ماهی یک روز تعطیلی

داشتند وبعضی از زنان کارگرگزارش کرده اند که مجبور شده اند تا ۳ صبح کار کنند.

– مزد متوسط ۲۵ تا ۳۶ سنت برای هر ساعت است یعنی برای یک هفته، ۷ روز یا ۷۷٫۵ ساعت کار، کل مزد بین ۱۹٫۴۵دلار تا ۲۲٫۸۰

دلار بود. در بعضی از موارد میزان مزد حتی ۸ تا ۱۱ سنت در ساعت هم پائین می رود.

– برای اضافه کاری مزد اضافی پرداخت نمی شود.

– اگر کارگری حاضر به اضافه کاری نباشد جریمه می شود و نامه اخطاریه ای در تابلوی کارخانه نصب می شود.

– در هر خوابگاه ۱۶ کارگر زندگی می کنند وبه آنها روزی دو وعده غذا با کیفیت پائین داده می شود.

– به کارگران دستور داده می شود که برای کار در شب یا در روز یک شنبه ازکارت حضورو غیاب استفاده نکنند.

– اتحادیه کارگری وجود ندارد.

مالک کارخانه ساک دوزی کنگ تائو یک شرکت تایوانی به نام گلوریوکس با مسئولیت محدود است. کنگ تائو در این منطقه تجارتی سه کارخانه دارد که دو تا در حال حاضر فعال اندو سومی هم دردست تعمیر می باشد. یکی از کارخانه ها در ۱۹۸۸ بناشده و ۳۰۰ تا ۴۰۰ کارگر دارد آن یکی دیگر که جدیدتر و بزرگتر است در ۱۹۹۸ ساخته شد و ۷۰۰ تا ۸۰۰ کارگر را استخدام می کند.
این کارخانه ها برای نام های تجارتی مثل نایکه، ادیداس و جنسپورت ساک تولید می کنند که به امریکا و انگلیس صادر می شود.
بخش عمده کارگران، زنان بین سنین ۱۸ تا ۳۰ سالگی هستند که اغلب از مناطق هونان، هوبی، و سیچائون در پی شغل به جنوب چین مهاجرت کرده اند.

ساعات کار

وقتی تقاضا برای ساک زیاد باشد کارگران روزی ۱۴ ساعت از ۸ صبح تا ۱۰ شب کار می کنند. بعضی از کارگران گفته اند که تا ساعت ۱۲ وحتی ۳ صبح کارکرده اند. کارگران در هر ماه، فقط یک روز تعطیلی دارند.

وقتی تقاضا زیاد باشد، شیفت کاری به این صورت است.

دوشنبه تا جمعه و یک شنبه

۸ صبح تا ۱۲ ( ۱۲ تا ساعت ۱٫۳۰ تعطیل برای نهار)

۱٫۳۰ بعدازظهر تا ۶ بعدازظهر ( ۶ تا ۷٫۳۰ تعطیل برای صرف شام)

۷ شب تا یک بعداز نیمه شب

شنبه ها

۸ صبح تا ۱۲ ( ۱۲ تا ساعت ۱٫۳۰ تعطیل برای نهار)

۱٫۳۰ بعدازظهر تا ۶ بعدازظهر

به این ترتیب، کارگران هفته ای ۹۴ ساعت، ۷ روز درهفته، از ساعت ۸ صبح تا ۱۰ شب در کارخانه هستند ولی تنها برای ۷۷٫۵ ساعت کار، مزد دریافت می کنند.

ولی در کارخانه کوچکتر و قدیمی تر، کارگران گزارش کرده اند که گاه تا ساعت ۱۲ شب و حتی تا ۳ صبح هم کارکرده اند که به این معناست که روزی ۱۹ ساعت وقت شان در کارخانه می گذرد. اگر هر شب تا نیمه شب کار بکنند، در کل ۱۰۶ ساعت کارکرده اند ولی به آنها فقط برای ۸۹٫۵ ساعت مزد پرداخت می شود.

کارگران ماهی یک روز تعطیلی دارند.

اگر کارگری حاضر به اضافه کاری نباشد، ۹ rmb که معادل مزدش برای ۳٫۵ ساعت کار است جریمه می شود در ضمن اضافه پرداختی ماهانه معادل ۴۰ دلار هم دریافت نخواهد کرد.البته این اضافه به کارگرانی پرداخت می شود که هیچ گاه تاخیر نداشته باشند، هیچ گاه مریض نشده باشند، و همیشه ساعات طولانی اضافه کاری کرده باشند. کارگری که اضافه کاری نکند، هم نامه اخطاریه دریافت می کند که در تابلوی عمومی کارخانه نصب می شود و هم نام کارگر خاطی در بلندگو اعلام می شود.

برای اضافه کاری، مزد اضافه پرداخت نمی شود. مهم نیست که چند ساعت اضافه کاری انجام می گیرد، ولی کارگران بر مبنای حقوق ساعتی معمولی خویش مزد دریافت می کنند.

میزان مزد:

در کارخانه جدید میزان مزد بین ۲۵ تا ۳۶ سنت هر ساعت یا ۱۹٫۴۶ دلار تا ۲۷٫۸۰ دلار برای ۷۷٫۵ ساعت در هفته تغییر می کند. در کارخانه قدیمی گزارش شده است که مزد کارگران حتی تا ۹ سنت هر ساعت هم می رسد. در کارخانه قدیمی میزان مزد ساعتی بین ۱۱ تا ۱۸ سنت تغییر می کند.

مزد پائین مزد بالا

ساعتی ۲۵ سنت ساعتی ۳۶ سنت

۲٫۷۸ دلار در روز برای ۱۱ ساعت ۳٫۹۷ دلار درروز برای ۱۱ ساعت

۱۹٫۴۶ دلار در هفته برای ۷ روز، ۷۷٫۵ ساعت کار ۲۷٫۸۰ دلار درهفته برای ۷ روز، ۷۷٫۵ ساعت کار

۸۴٫۳۴ دلار در ماه ۱۲۰٫۴۸ دلار در ماه

۱۰۱۲٫۰۵ دلار در سال ۱۴۴۵٫۷۸ دلار در سال

البته در کارخانه قدیمی که دقیقا همین کارها انجام می گیرد کارگران برای ۷۷٫۵ ساعت کار درهفته، ۸٫۳۴ دلار تا ۱۳٫۹۰ دلار دریافت می‌کنند که ساعتی ۱۱ یا ۱۸ سنت در می آید. یک زن کارگر گزارش کرده است که تا ساعت ۳ بامداد هر هفت شب هفته کار کرده است- هفته ای ۸۹٫۵ ساعت و در کل ۸٫۳۴ دلار دریافت داشته است که ساعتی ۹ سنت می شود.

مزد متوسط در کارخانه قدیمی

( شامل اضافه کاری، جایزه و انگیزه های تولیدی می شود)

– ۱۴ سنت هر ساعت

– برای ۱۱ ساعت کار روزانه ۱٫۵۹ دلار

– برای هفته ای ۷ روز، ۷۷٫۵ ساعت کار ۱۱٫۱۲ دلار

– ۴۸٫۱۹ دلار درماه

– ۵۷۸٫۲۸ دلار در سال.

هر شانزده کارگر در یک خوابگاه می خوابندو روزی دو وعده غذای با کیفیت پایئن به آنها داده می شود.
ماهی ۹۸ rmb یا ۱۱٫۸۱ دلار ( که برای کارگران با مزد پائین معادل مزد هفتگی شان است) برای خوابگاه و غذا از مزدشان کسر می شود. هر شانزده کارگر در یک خوابگاه می خوابند مسئولیت تهیه صبحانه با خودشان است.
کسرکردن های غیر قانونی:

به محض ورود به کارخانه ازکارگران ۶۰ rmb ودیعه غیر قانونی کاری گرفته می شود و در ضمن کارخانه حقوق ماه اول را به آنها نمی پردازد. علت این کار این است که کارگر به دنبال کار بهتر با مزد بیشتر نباشد و یا اگر قبل از پایان سال، کارخانه را ترک کند هم این ودیعه و هم مزد ماه اول به آنها پرداخت نمی شود.

شکوه اصلی کارگران:

بسیاری از کارگران در مصاحبه از طولانی بودن و اضافه کاری اجباری برای این حقوق بسیار ناچیز شکایت داشتند.به خصوص در کارخانه قدیمی، میزان جابجائی کارگران به علت شرایط نامساعدکاری بسیار زیاد است.

در کارخانه های کنگ تائو هیچ گونه اتحادیه کارگری وجود ندارد.

منبع: National Labour Committee

http://www.nlcnet.org/campaigns/archive/chinareport/NK1.shtml

جهانی کردن ووضعیت کارگران – چین

۷-     دستگیری کارگران نساجی چین به خاطر اعتراض

۲۹ فوریه ۲۰۰۴

شش تن از کارگران نساجی تیشو در شهر سویژو، در ایالت هوبای هفته گذشته بازداشت شده و رسما به جرم  برهم زدن نظم اجتماعی متهم شدند. پیش درآمد این بازداشت، تظاهرات گسترده کارگران بود که ۱۲۰۰ تن از کارگران حتی ایستگاه راه آهن را به تعطیلی کشانده و ساختمان های کارخانه را برای چند ساعت اشغال کرده بودند. کمی بعد، با حمله وحشیانه صدها پلیس مسلح این تظاهرات به پایان رسید.
دستگیری شش کارگر کارخان تیشو نشان می دهد که دولت منطقه ای سویژو تصمیم گرفته است که مبارزه صلح آمیز ۱۵ماهه کارگران برای باز پس گرفتن بیش از ۲۰۰ میلیون یائون (واحد پول چین) طلب خود از کارخانه را با زور و نه با مذاکره سازنده به پایان برساند. این طلب به خاطر، مزدهای پرداخت نشده، غرامت اخراج کارگان، سهام کارگری و دیگرحقوقی است که از سوی مدیران ورشکسته کارخانه پرداخت نشده است.

مدت‌ها است که کارگران خواستار بررسی رسمی عملکرد فاسد مدیران از سوی دولت بوده اندکه به نظر آنها نه فقط باعث سقوط چشمگیر میزان سود شد بلکه کارخانه را به ورشکستگی کشانید. آنها هم چنان خواستار بررسی ناپدید شدن نا روشن ۷۵ درصد ارزش سهام کارگران در این کارخانه می باشند.

اتهام عمومی  برهم زدن نظم اجتماعی که برآن اساس این شش تن دستگیر شده اند، مجموعه ای از جرایم کوچکتر را در بر می گیرد که در صورت محکومیت خاطی به یک تا ده سال زندان محکوم خواهد شد. در حال حاضر، اتهامات مشخص بر علیه این شش تن و یا تاریخ محاکمه آنها روشن نیست.

در کل، پس از برخورد خشونت آمیز ۸ فوریه، پلیس در شهر به جستجوی کارگران پرداخت و در کل بیش از ۲۰ تن از آنان را دستگیر کرد. هشت تن از این کارگران بدون انجام تشریفات قانونی دریک هتل در سویژوبرای ۵ روز بازداشت شدند و بعد، قبل از آزادی آنها را مجبور کردند تا یک دوره تعلیماتی فانون جنائی PRC را بگذرانند.

حداقل سه تن دیگربعدا بدون محاکمه به  بازآموزی از طریق کار به خاطردخالت ادعائی شان در تظاهرات ۸ فوریه محکوم شدند.
منبع
Behindthelabel.org

جهانی کردن ووضعیت کارگران

۸-     بنگلادش

شرکت های امریکائی که برای هر صفحه آگهی در نیویورک تایمز ۴۸۰۰۰ دلار می پردازند، می گویند در روز مادر، همه چیز در باره ماما است تا ما را متقاعد کنند که البسه شان را برای مادران مان بخریم.

و اما در باره ۱٫۵ میلیون کارگر زن صنایع لباس دوزی در بنگلادش که در میان فقیرترین زنان دنیا هستند چه می توان گفت که حقوق قانونی آنها برای استفاده از تعطیلات بارداری از سوی همین شرکت های فراملیتی زیر پا گذاشته می شود؟

وقتی حامله بودم برای من بسیار دشوار بود که به اهداف تولیدی برسم. ما باید هرساعت ۶۰ قطعه می دوختیم. وقتی یک بار از این هدف عقب افتادم، سوپر وایزر کارگاه با کف دستش چنان به صورتم کوبید که خون ازدماغم راه افتاد.

با کمک یکی از دوستانم در بخش کنترل کیفیت، ما یک تقاضای رسمی نوشتیم تا من از مرخصی و دیگر مزایای قانونی خودم برای بارداری استفاده کنم. وقتی تقاضا را به مدیر تولید دادم. او به آن نگاه کرد و بعد در برابر چشمان من، آن را پاره کرده وگفت که دراین کارخانه، قانون منم. من گریه کردم ولی فهمیدم که گریه فایده ندارد.

پس از این که نوزادم به دنیا آمد، من به کارخانه بازگشتم چون به من گفته بودند که می توانم کارم را آغاز کنم ولی به عنوان کارگری که تازه استخدام شده است. آنها به من گفتند که کارخانه در تمام شب کار می کند و اگر می خواهم در آن جا کار بکنم باید تا ساعت ۳ صبح به کار بپردازم. من در این مبارزه برای آینده شرکت می کنم تا زنان بتوانند از حقوق قانونی خود بهره مند شوند. این پیروزی بزرگی خواهد بود که همه مارا خوشحال خواهد کرد.

( یک کارگر لباس دوزی در بنگلادش که برای شرکت های امریکائی تولید می کند)

انکار حقوق زنان باردار:

برآورد می شود که در ۹۰ درصد از ۳۷۸۰ کارگاه البسه دوزی برای صادرات در بنگلادش، حقوق زنان برای استفاده از مرخصی ۳ ماهه بارداری با مزد کامل، زیر پا گذاشته می شود. بعضی از شرکت ها با آزار و اذیت زنان باردار، آنها را مجبور می کنند که استعفا بدهند. بعضی دیگر، باسه ماه مرخصی موافقت می کنند، ولی زنان را بعدا به صورت کارگران تازه استخدام می کنند. شماره اندکی از شرکت ها به زنان مرخصی با حقوق کامل می پردازند. بخش غالب شرکت ها، سر زنان کلاه می گذارند.

لطفا برای این که این روز مادر، یک روز مادر واقعی باشد، به وال مارت، دیزنی، کهلز، ادی بائر و دیگر شرکت ها نامه اعتراضی بنویسید و از آنها بخواهید متعهد شوند که هر زنی که در بنگلادش برایشان لباس می دوزد از حقوق قانونی خود، مرخصی با حقوق کامل به خاطر بارداری، بهره مند بشود. قانون در بنگلادش کاملا روشن و واضح است. ا زشرکت ها می خواهد که به زنان باردار سه ماه مرخصی با حقوق بدهند. بعضی از این کارگران ساعتی ۸ سنت مزد می گیرند در حالیکه مزد یک دوزنده با تجربه فقط ۱۸ سنت در ساعت است.
این به این معناست که شرکت های امریکائی و شرکای شان در بنگلادش باید بین ۱۵٫۷۶ دلار تا ۳۶٫۴۴ دلار در ماه یا در کل ۴۷٫۲۸ دلار تا ۱۰۹٫۳۲ دلار در کل برای سه ماه بپردازند

تردیدی نیست که این شرکت های غول پیکر قادر به پرداخت این مقدار وجه هستند..

مزدبه ازای ساعت

مزد به ازای ساعت دوزنده با تجربه

۸ سنت در ساعت

۱۸ سنت

مزد هفتگی ۳٫۶۴ دلار

مزد هفتگی ۸٫۴۰ دلار

مزد ماهانه ۱۵٫۷۷ دلار

مزدماهانه ۳۶٫۴۰ دلار

مزدسالانه ۱۸۹٫۲۸ دلار

مزد سالانه ۴۳۶٫۸۰ دلار

کمتر از ۱۱۰ دلار پرداختی به نظر ما پول زیادی نمی آید ولی برای مادرانی که بین ۸ تا ۱۸ سنت د رساعت مزد می گیرند، و گرفتار فقر وحشتناکی هستند، برای آنها و نوزادان شان مسئله مرگ و زندگی است. در بنگلادش، زنان در رهبری جنبشی هستند که برای دست رسی به حقوق قانونی برای بارداری و زایمان مبارزه می کند. تظاهرات می کنند، مصاحبه مطبوعاتی تشکیل می دهند، اعلامیه پخش می‌کنند، به همه ۳۷۸۰ کارخانه صادراتی نامه اعتراضی می نویسند، بر دیوارهای کارخانه ها پوسترهای اعتراضی می چسبانند و با اتحادیه صادرات البسه بنگلادش ملاقات می کنند. مرکز همبستگی کارگران بنگلادش و فدراسیون ملی کارگران لباس دوزی در رهبری این نهضت هستند و دامنه نفوذشان با پیوستن اتحادیه های کوچک محلی هر روزه بیشتر می شود.

زنان احساس می کنند که می توانند پیروز شوند ولی به کمک ما نیازدارند. شرکت های فراملیتی تنها موقعی عکس العمل نشان می دهند که در بازار فروش محصولات بر آنها فشار وارد شود.

این یک استراتژی جدیدی است. به جای این که بر روی یک شرکت تمرکز بشود، همه کوشش صرف این می شود که اصل اساسی حقوق زنان تثبیت شود، حقوقی که همه شرکت مجبور به رعایت آ ن باشند. وقتی این مبارزه پیروز شود، به همراه همراهان مان در کشورهای در حال توسعه، می توانیم تک تک به حوزه های دیگر، حقوق اولیه انسانی، حقوق زنان، حقوق کارگران بپردازیم و حداقل هائی ایجاد کنیم که پائین تر از آنها برای این شرکت ها عملی نباشد. به این ترتیب، می توانیم این حرکت به سوی پذیریش پائین ترین معیارها را متوقف کرده، آن را به عقب برگردانیم. این حرکتی که از سوی این شرکت های غول پیکر مثل وال مارت برای تداوم اقتصاد مبتنی بر کارگاههای قرون وسطائی به آن دامن زده می شود. مزدها را دائما کاهش می دهد. حقوق انسانی را زیر پا می گذارد. حقوق اولیه زنان و حقوق کارگران را نادیده می گیرد.

البته این حق کشی هابه بنگلادش محدود نمی شود. قوانین مربوط به پرداختهای رفاهی بارداری در بسیاری کشورهای دیگر در جهان توسعه نیافته و حتی پیشرفته زیر پا گذاشته می شود.جالب است اگر توجه کنیم که امریکا حتی در این زمینه هیچ قانونی ندارد که زنان باید به خاطر زایمان پرداخت های رفاهی داشته باشند و تنها در ۱۹۹۳ بود که قانونی به تصویب رسید که شرکت ها موظف اند به زنان باردار مرخصی بدون حقوق بدهند.

مبارزه ای که بوسیله زنان بنگلادشی با حمایت سازمان های مدافع حقوق بشر محلی آغاز شده، تنها آغاز کار است. اگر این مبارزه موفق شود، به کشورهای دیگر هم خواهد رفت.

با هم دیگر ما می توانیم به ۱٫۵ میلیون زن کارگر بنگلادشی که بر علیه بزرگترین شرکت های فراملیتی برای رسیدن به مرخصی با حقوق کامل برای بارداری مبارزه کنند، کمک کنیم که در این مبارزه پیروز شوند

منبع
http://www.nlcnet.org

جهانی کردن ووضعیت کارگران

۹-      برمه – تایلند

پس از این که کارخانه داران تایلندی منطقه موسوت (تایلند)، پلیس محلی را به بازرسی نقش دو عضو اتحادیه کارگری برمه در اعتصاب کارگران مهاجر برمه ای در تایلند متقاعد کردند، آنهابرای احتناب از بازداشت مخفی شدند.

موی سو گفت که او و همکارش، کوفیو، پس از دریافت اطلاعاتی از کارگران مهاجر برمه ای در کارخانه های مو سوت، مبنی براین که کارخانه داران در تعقیب آنها هستند، از اواخر دسامبر مخفی شده اند.

این دو تن عضو اتحادیه کارگری برمه در لانگ چی او می باشند که از حقوق کارگران مهاجر برمه ای در مرز تایلند، در حوالی شهر مرزی میا وادی حمایت می کند. حدودا ۸۰۰۰۰ کارگر مهاجر برمه ای در کارخانه های لباس دوزی، کشاورزی، ساختمانی و در منازل شخصی در حول و حوش مو سوت در استان تاک کار می کنند.

موسو می گوید که او و کو فیو اطلاعات مربوط به بازداشت احتمالی خود را زمانی دریافت کردند که به ۲۶۰ کارگر برمه ای اعتصابی در کارخانه لباس دوزی تاساوات در اواسط دسامبر کمک کرده بودند. مو سو و همکارش کارگران را راهنمائی کردند که برای شکایت بر علیه مزد ناکافی چگونه برنامه ریزی نمایند. مزد کارگران تاساوات، نصف حداقل مزد- ۱۳۳ بات یا ۳دلار و ۲۰ سنت در روز تعیین شده است است. همه کارگران اعتصابی دستگیر و به برمه دیپورت شدند.

شماری از کارخانه داران تایلندی تصاویر این دو تن را در میان صاحبان کارخانه های محلی توزیع کرده این دو نفررا به عنوان افزاد مسئله ساز معرفی کرده بودند. موسو می گوید که دوستان صاحبان تایلندی کارخانه ها از کارگران برمه ای خواسته اند که اگر از این دو تن خبری دارند حتما به مدیرکارخانه های خود خبر بدهند.

موسو ادعا می کند که فدراسیون صنایع تایلند در ایالت تاک برای مقامات محلی نامه ای ارسال کرده در آن ادعا کرده است که در نتیجه ترغیب کارگران به تعطیل کار از سوی این دو تن، کارخانه داران ۳ میلیون بات یا ۷۵۰۰۰ دلار زیان کرده اند. ما نتوانستیم با نمایندگان فدراسیون صنایع در تائید یا تکذیب این ادعاتماس بگیریم.

موسو ضمن رد این اتهام می گوید که او و کو فیو مدافعان حقوق بشرکارگران مهاجر برمه ای هستند و فعالیت های شان مطابق قوانین برمه می باشد

منبع: www.Behindthelabel.org

جهانی کردن ووضعیت کارگران

۱۰- امریکا

نوشته رابرت جی اس راس

درمیان هزاران کارگاه کوچک قراردادی درنیویورک و لس آنجلس ودر دیگر مناطق امریکا که در آنها کارگران لباس دوزی می کنند، ۶۰ درصدشان بطور مرتب قوانین کار را درعرصه پرداخت حداقل مزد یا پرداخت برای اضافه کاری- زیرپا می گذارند. این کارگاه های قرون وسطائی در امریکا وجود دارند و دولت قرار است بزودی خلع سلاح کامل خود را در برابر قانون شکنان اعلام نماید.
در بودجه اخیر آقای بوش ، منابع دولت برای کنترل اجرای مواد قانون کار عادلانه به میزان ناچیزی، یعنی ۱٫۸ درصد افزایش یافته و از ۱۶۶ میلیون دلار به ۱۶۹میلیون دلار رسید. از آن جائی که پیش بینی های قابل اعتماد، خبر از افزایش قیمت به میزان ۲٫۶ تا ۲٫۸ درصد می دهد، بودجه آقای بوش در واقع نشان دهنده کاهش در میزان واقعی این منابع است. برای کاستن از بودجه اجرای قانون در مورد حداقل مزد، اضافه کاری و حمایت ازکودکان، این زمان، زمان مناسبی نیست. ما این کار را تجربه کرده ایم و نتیجه اش فاجعه آمیز بود.
در زمان آیزنهاور در ۱۹۵۷، بخش مزد و ساعات کار، وزارت کار برای هر ۴۶۰۰۰ نفرکارگر یک بازرس داشت. تا ۱۹۷۲، پس از اندکی وخامت بیشتر، این رقم به همان میزان بازگشت. این میزان قابل قبول بود و از جمله عواملی است که از ۱۹۳۸ به این سو- سالی که قانون عادلانه کار به تصویب رسید- تا اواخر دهه ۱۹۷۰ باعث شد که میزان سوء استفاده ها کاهش یافته و بدترین نوع کارگاههای قرون وسطائی در صنایع، به خصوص صنعت لباس دوزی حذف شود.

بعد از اواسط دهه ۱۹۷۰، بودجه های دولت فدرال در موارد مکرر این منابع را کاهش دادند. در زمان ریگان، نسبت بازرس مزد و ساعات کار به یک به ازای ۱۱۰۰۰۰ کارگر رسید ووقتی جورج بوش ( پدر) ریاست جمهوری اش تمام شد این نسبت یک به نسبت ۱۳۰۰۰۰ بود. در اولین دوره ریاست کلینتون این روند کاهش یابنده ادامه یافت و به یک به ازای ۱۵۰۰۰۰ کارگر رسید. اگر قرار بود که شماره بازرسان همراه با رشد اشتغال افزایش یابد باید ۲۵۰۰ بازرس برای جلوگیری از سوء استفاده و اجرای قانون وجود می داشت ولی شماره شان به ۷۸۱ رسید ( در زمان ایزنهاور این رقم ۱۱۰۰ بازرس بود). این کار درست به این می ماند که از هر سه پلیس دو نفررا اخراج بکنید و بعد شکوه نمائید که چرا میزان دزدی ها بالا رفته است.

در اواسط دهه ۱۹۹۰ ظرفیت ماموران اجرای قانون به حداقل خود رسید و در این دوره بود که زشت ترین سوء استفاده ها کشف شد. در ۱۹۹۵، در المونتوی کالیفرنیا ۷۲ کارگر در شرایط برده داری در یک کارخانه کار می کردند. فروشگاههائی چون وال مارت و فروشگاههائی که مورد پشتیبانی آدمهای معروف قرار می گیرند، مثل کاتی لی گیفورد با مقاطعه کارانی کار می کردند که حتی مزد کارگران خود را نمی پرداختند. در این دوره در جائی که مرکز صنایع لباس زنانه دوزی نیویورک بود مغازه هائی پدیدار شدند که در آنها سوءاستفاده از کارگران دائمی و منظم بود . برای کنترل اجرای قانون در یک رشته تولیدی که به ۲۵۰۰۰ مقاطعه کار کوچک تقسیم شده بود، باید شماره بازرسان افزایش می یافت در حالیکه تعدادشان به شدت کاهش یافت.

ابتدا به ساکن، نظر کنگره در ۱۹۹۶ تغییر کرد وقتی که نماینده نیویورک در کنگره که از حزب دموکرات ها بود نیدیا ام ولاکوئز با موفقیت لایحه ای برای افزایش بازرسان مزد و ساعات کار را  به خصوص در مناطقی که کارگران مهاجر به کارگرفته می شوند – به تصویب رسانید. شماره بازرسان از ۷۸۱ به ۹۴۰ نفر افزایش یافت ولی در این سطح باقی ماند. به خاطر افزایش تعداد کارگران، از ۱۹۹۷ این نسبت یک بار دیگر خراب‌تر شد.

امسال بودجه را مجلس سنائی که در کنترل دموکرات هاست بررسی خواهد کرد. سناتور ادوارد کندی که الان رئیس کمیته بهداشت، آموزش، کار و بازنشستگی می باشد می تواند این قوانین به تعویق افتاده در باره چگونگی برخورد به خرده فروشان خاطی را جلو بیاندازد. مقاطعه کاران کارگاهها به نمایندگی از سوی خرده فروشان قانون شکنی می کنند. با توجه به موقعیت کندی، او حتی می تواند بودجه وزارت کار را نیز افزایش بدهد اگرچه او عضو کمیته تصمیم گیرنده آن نیست.

کندی و دیگر سناتور های لیبرال در باره میزان حداقل مزد هم امسال کلی درگیری خواهند داشت. ولی مبارزه برای حداقل مزد باید با مبارزه برای قانونیت بخشیدن به حداقل شرایط کاری در کارگاهها توام شود. صدهاهزار تن در صنایع لباس دوزی در امریکا با دریافت مزدی کمتر از حداقل میزان قانونی مزد کارمی کنند. شماره بیشتری در بخش رستوران، برای اضافه کاری خود مزدی در یافت نمی کنند. این بخشی از اجرای قانون است که به واقع به مقوله اداره و مدیریت عدالت در جامعه بر می گردد. هرچه که محدودیت های قانون مالیاتی اخیر که به تازگی به تصویب رسیده، باشد ولی دولت باید بتواند قوانین کار خودش را اجرا نماید و براجرایش از سوی دیگران نظارت داشته باشد. هیچ کس، دولتی که خیلی بزرگ باشد را نمی خواهد. ولی در بررسی معیارهای عادلانه کاری، دولت ما به اندازه کافی بزرگ نیست که بتواند وظیفه اش را درست انجام دهد.

منبع: http://www.thenation.com سپتامبر ۲۰۰۱

جهانی کردن ووضعیت کارگران

۱۱-  کامبوج

کارگران کارخانه گولد فیم در کامبوج که برای فروشگاههای مروین متعلق به شرکت تارگت البسه تولید می کند گزارش کرده اند که کارخانه کارگرانی را که بخواهندبرای پایان بخشیدن به زیرپاگذاشتن چند گانه حقوق کارگری، یک اتحادیه مستقل تشکیل دهند، تهدید کرده است.

به گفته کارگران این کارخانه، شرایط کاری در این کارخانه لباس دوزی بسیار بهره کشانه و قرون وسطائی است. کارگران ادعا می کنند که حقوق شان حداقل قانونی ۴۵ دلار در ماه است- برای گذران زندگی آنها و خانواده های شان کافی نیست. آن چه که وضع را بدتر می کند این که کارخانه آنچه را که به کارگران به خاطر، جدیت درکار، طول خدمت، تعطیلی سالیانه , اضافاتی که در قانون کامبوج منظور شده است- بدهکار است به آنها نمی پردازد.

بعلاوه روزکار کارگران بسیار طولانی است و گاه مجبورند روزی ۱۷ ساعت و هفته ای ۷ روز کار بکنند(۱۱۹ ساعت در هفته. مترجم). به همین خاطر، زیاد اتفاق می افتد که کارگران به تنهائی در ساعت ۴ صبح به منزل می روند تا فقط چند ساعت بعد مجددا به سرکار برگردند.

از آن جائی که اغلب کارگران این کارخانه زنان و دختران جوان کامبوجی هستند که به دور از خانواده زندگی می کنند، این شیوه کار می تواند بسیار خطرناک باشد.

بعلاوه، بسیار اتفاق می افتد که سرکارگران کارخانه با کارگران بد رفتاری می کنند. گفته می شود که وقتی سرکارگران با کارگران صحبت می کنند، آنها حق ندارند به صورت او نگاه کنند و اغلب هم مورد تهدید، آزار و اذیت جسمی قرار می گیرند.

وقتی کارگران کوشیدند از شرایط کاری خود شکایت کنندو یا اتحادیه مستقل تشکیل بدهند با مخالفت جدی مدیران روبرو شدند.

به گفته سازمان دهندگان، به کارگران سازمان دهنده و مبارز که برای حقوق خود مبارزه می کنند، پیشنهاد رشوه داده می شود تا سکوت کنند. البته شماری از کار اخراج شده اند. برای نمونه، این وضعی است که برای نام نئوک که اخیرا با قانون شکنی به خاطر کوشش برای سازمان دهی کارگران اخراج شده، پیش آمده است.

او را هنوز درکارش ابقاء نکرده اند.

مخالفت مدیران با اتحادیه کارگری به حدی است که وقتی کارگران در یک جلسه در فضای آزاد با سازمان دهندگان شرکت کردند، پس از بازگشت به کار از سوی مدیران مورد بازجوئی قرار گرفته تهدید به اخراج شدند. گفته می شود که مدیران حتی برروی موجران محلی فشار آورده اند که کارگران سازمان دهنده را از منازل شان اخراج کنند.

اغلب کارگران صنایع لباس دوزی در کامبوج زنان جوانی هستند که آموزش زیادی ندارند و برای یافتن کاری در بخش صنعتی به مناطق شهری مهاجرت کرده اند. وقتی در بخش لباس دوزی مشغول به کار می شوند، اغلب با آنها بد رفتاری می شود

و مورد سوء استفاده قرار می گیرند. به آنها حقوقی ناچیز پرداخت می شود برای کاری که بسیار طولانی و بسیار خسته کننده است.

با این همه بدرفتاری، حقوق پرداختی به کارگران لباس دوزی در کامبوج در مقایسه با کارهای دیگر برای آنانی که آموزش زیادی ندارند، پائین نیست. با این همه، اگرچه کارگران می کوشند تا شرایط زندگی و کاری خود را بهبود بخشند در عین حال از بیکار شدن و اخراج واهمه دارند.

در ضمن کارگران گولد فیم واهمه دارند که شرکت تارگت به قرارداد بسیار سودآور خود با کارخانه پایان داده، همه کارگران کارخانه را بیکار کند.

شرکت تارگت که در ۲۰۰۱، فروش اش ۳۹ میلیارد دلار بود علاوه بر فروشگاههای مروین، صاحب مارشال فیلدز و شرکت های تارگت هم هست و بطور کلی، در امریکا ۱۳۵۰ شعبه دارد.

شرکت گولد فیم با مسئولیت محدود یکی از بزرگترن کارخانه های لباس دوزی در کامبوج است که در مالکیت سرمایه داران چینی مقیم هنگ کنگ و معاون فرمانده نظامی ارتش کامبوج قرار دارد.

منبع : سایت behindthelabel.org


[۱] این گزارس در مارچ ۲۰۰۴ از سوی کمیته سراسری کارگری منتشرشده است. منبع : National Labour Committee

 

[۲] منبع: سایت کمیته سراسری کارگری National Labour committee