بین المللی, بابک پاکزاد, سرتیتر

استراتژی چریکی راست در ونزوئلا

آتیلیو . ا . بورون

برگردان : بابک پاکزاد

منتشر شده در مجله اینترنتى مهرگان شماره ١۶ بقیه مقالات در اینجا

راست در ونزوئلا – چه نمایندگان بومی و داخلی‌اش، چه نهادهای امپریالیستی که در این کشور مشغول به کاراند – که در نتیجه انتخابات اخیر دلگرم شده و جرات پیدا کرده‌اند، به یک استراتژی  در مبارزه سیاسی سر و شکل داده و در زمین، دولت چاویستی را در یک موضع تدافعی قرار داده یا حد اقل، آن را در ارتباط با آینده انقلاب بولیواری در وضعیت هشدار برای مقابله با تهدیدها قرار داده اند. پذیرفتن این امر بسیار سخت است اما سخت‌تر آن است که به سبب شکست در اتخاذ اقدامات ضروری تصحیح کننده به موقع جهت حفظ فرایند انقلابی، درست به همان درجه از اهمیت که چاوز آن را آغاز کرد، در انتظار پایان غم انگیز و غیر منتظره فرایند انقلاب باشیم. بازگشت ناپذیری خصلتی است متعلق به برخی جنبش‌های انقلابی، که پس از غلبه بر چالش‌های سخت تاریخ به دست آمده است. حداقل تا اکنون، تا زمانی که حضور شبکه‌های وسیع و گسترده سازمان‌های مردمی که طی  دولت پرزیدنت چاوز خلق شد به دژهای مستحکم اساسی که تداوم فرایند انقلابی را تضمین می‌کند بدل نشود، این خصیصه در مورد انقلاب بولیواری  صدق نمی‌کند.

تمام منابع کلاسیک در سنت مارکسیستی – که با انگلس آغاز شده و توسط مارکس، لنین، تروتسکی، گرامشی، مائو و هوشی مین و کمی نزدیک تر توسط فیدل و چه پی گرفته شده است – تناظر و تشابه میان هنر جنگ و مبارزه سیاسی را به رسمیت شناخته اند. آن‌ها کاملا به تمایزها و تفاوت‌ها آگاه بودند، اما از درک و مشاهده شباهت‌ها غافل نشدند، و به همین دلیل به آموزه‌های تاریخ جنگ توجه نشان می‌دادند. برای مثال آن‌ها متذکر می‌شدند که هنگامی که نیرویی اجتماعی که از نظر عددی در اقلیت است می‌خواهد با ارتشی سازمان یافته و قدرتمند درگیر شود باید به اشکال نامتعارف مبارزه متوسل شود. تاکتیک چریکی به اختصار این گونه تعریف می‌شود: حمله‌های غیرمنتظره، حیرت‌انگیز و کوتاه مدت و به دنبال آن عقب نشینی سریع به گونه ای که دشمن در صحنه نبرد زخم خورده و دلسرد و بی روحیه برجای ماند. و این مختصرا همان چیزی است که راست با مکر و زیرکی بسیار و مطلقا بدون اکراه و هیچ ابایی در ونزوئلا با حمله‌های رگباری خود محقق می‌کند. حمله‌هایی چون تعرض و پرخاشگری کلامی و تهمت تخریب اقتصاد، تجاوز به حوزه‌ها و مناطقی که به نوعی با  PSUV در ارتباط قراردارند و یا تخریب مراکز بهداشتی (ماموریت باریو آدنترو) و قتل‌ها و سوء قصدهای عبرت آمیز؛ که همه این‌ها در تضعیف اشتیاق و روحیه انقلابی نیروهای مدافع چاوز به گونه ای که در انتخابات ۱۴ آوریل دیدیم موثر واقع شد. اثرگذاری این تاکتیک‌ها زمانی خاطرنشان می‌شود که معلوم شد راست در امری که تا همین اواخر غیرممکن می‌نمود موفق شده: ایجاد یک برنامه و دستور کار سیاسی ملی و مجبور ساختن دولت بولیواری به جای آن که ابتکار عمل‌های عینی خود را راه اندازی و محقق کند، به حمله‌های دشمن پاسخ گوید. از سال‌ها پیش روشنفکران امپراتوری و استراتژیست‌های پنتاگون گفته اند که امروز «مبارزات براندازانه و ضد براندازانه در رسانه‌های جمعی محقق می‌شود». استراتژی جناح راست در ونزوئلا بخشی از این مدل است که از سوی واشینگتن اتخاذ شده و اثربخشی آن ثابت شده است.

راست با این تاکتیک‌ها در جستجوی چه چیزی است؟ این تاکتیک‌ها در خلاء پدیدار نمی‌شوند، بلکه بخشی از یک استراتژی بلندمدت را شکل می‌دهند. و در این مورد خاص به سوی تحلیل بردن حمایت عناصر مردمی از دولت، ایزوله کردن آن از پایگاه‌های سنتی آن و تسهیل برنامه‌های‌شان جهت بی ثبات سازی آن، با دو هدف هدایت و جهت داده می‌شود: (الف) «تحریک خیابان»، بلوا و ناآرامی، غارت و چپاول و کودتا جهت «بازگرداندن نظم» که دولت بولیواری دیگر نمی‌تواند آن را تضمین کند؛ و یا، (ب) تضعیف و خالی کردن دست دولت از طریق یک رفراندوم جهت ابطال. این استراتژی جهانی موفق خواهد شد در صورتی که دولت بر اشتباه خویش مبنی بر اجازه به عناصر ضد انقلابی جهت تعریف مبارزه و تلاش برای ادامه مبارزه در رسانه‌های جمعی به گونه ای که توسط دشمنان تعریف شده، پافشاری کند. پرزیدنت نیکلاس مادورو – طی کمپین انتخاباتی و پس از آن- در پاسخ به تحریک‌های گستاخانه انریکه کاپرلیس و دار و دسته‌اش چه در داخل و چه در خارج از کشور، خود به این جنگ‌های کلامی وارد شده است. این اتفاق نباید رخ می‌داد به دلیل این که تعادل دقیق و ظریف نیروها که امروز در ونزوئلا وجود دارد از طریق الفاظ خوب و زیبا از طرف رییس جمهور، وزرا و رهبران PSUV  به سوی چاویسم متمایل نخواهد شد، بلکه از طریق توانایی دولت در به رسمیت شناختن و از نو به حرکت درآوردن ساز و کار سنگین و نا کارآمد دولتی محقق می شود که خصیصه آن بروکراتیزه شدن به شکل حاد و بدل شدن به محملی برای فساد است که نمی‌توان آن را پنهان و کتمان کرد. بدون اقدامات عاجل در این زمینه، ممکن نیست مشکلات عمده ای که مردم ونزوئلا را متاثر و آزرده کرده و منجر به ترک رای دهندگان چاویست می‌شود را حل و فصل کرد. مشکل‌هایی چون کمبودها و دیگر جنبه‌های زندگی اقتصادی نظیر عدم دسترسی به برخی ضروریات که برای مثال می‌توان از میان آن‌ها به قطع برق و خاموشی‌ها و نا امنی شهری اشاره کرد. با آگاهی از این مساله، راست معجونی از حملات را صورت داد که درست مانند جنگ چریکی، توجه و تمرکز ارتش منظم را منحرف می‌کند – در این مورد خاص دولت – و برای آن‌ها تمرکز بر وظایف ضروری که شرایط کنونی طلب می‌کند را مشکل می‌کند. آن چه راست برای دولت می‌خواهد این است که خود را در باتلاق پلمیک‌ها و بحث‌های بی حاصل دفن کند به گونه ای که دیگر برایش ممکن نباشد زمان و پرسنل را جهت توسعه سیاست‌های موثر و کارا برای حل مشکلاتی که شهروندان را متاثر می‌کند به‌کار گیرد.

از این منظر، روشن است که دولت پرزیدنت نیکلاس مادورو مجبور به راه اندازی یک ضد حمله ی سیاسی متمرکز بر حوزه سیاست‌های عمومی است که تحریک‌ها و تعرض‌های بلندگوهای راست را نادیده می‌انگارد و بنابراین تاکتیک‌های تهاجمی را خنثی می‌کند؛ تاکتیک‌هایی که باید مشخص شوند که در صددند خصلت ارتجاعی دستور کار و برنامه‌های‌شان را با بیانیه‌های اغوا کننده و عوام فریبانه پنهان کنند، بیانیه‌هایی که در آن‌ها تمایل‌شان را مبنی بر مال خود کردن «جنبه‌های مثبت » اسطوره چاوز ابراز می‌کنند. دولت باید تمام منابع انسانی و نهادی اش را در مبارزه برای حل مشکلات ذکر شده به کار بندد بدون این که لحظه ای را در مجادلات کلامی  از دست دهد که هیچ کاری در جهت تحکیم پایه‌های اجتماعی رای دهندگان اش صورت نمی‌دهد. دولت همچنین باید این موضوع را دریابد که در شرایط بعد از انتخابات، به شدت با مساله زمان دست و پنجه نرم می‌کند. راست در تلاش است فضایی در افکار عمومی ایجاد کند که می‌تواند شرایط را برای کودتا خلق کند یا آن که آن‌ها را توانا سازد یک رفراندوم جهت ابطال که می‌تواند طی سه سال بوقوع به‌پیوندد را تقاضا کنند. اگر اقدام‌های دولت  جهت حل حداقل بخشی از مشکلات ذکر شده با شکست مواجه شود، انقلاب بولیواری مصیبت و بدبیاری که منجر به سقوط ساندنیسم ( در نیکاراگوا) شد را تکرار می‌کند. خطه ای که در آن، ده سال پس از پیروزی حماسی بر استبداد آناستازیو سوموزا، آن‌ها در یک انتخابات به وسیله ائتلافی که توسط امپریالیسم آمریکا تشویق، سازماندهی و تامین مالی شد شکست خوردند. و این درست همان چیزی است که اکنون در زادگاه بولیوار و چاوز در حال رخ دادن است.

هنوز برای احتراز از چنین نتیجه ناخوشایندی در ونزوئلا زمان هست، اما ضروری است کار را از هم اکنون آغاز کرده و یک استراتژی نوین بازسازی سیاسی را توسعه داده که به چاویسم امکان دهد ابتکار عمل را از نو به دست گرفته و شکل تهاجمی به خود گیرد. این در معنای آغاز مبارزه علیه راست در زمینی است که دولت انتخاب کرده ، نه آنی که اپوزیسیون ترجیح می‌دهد: باتلاق رسانه‌های جمعی مغرض. با توجه به این موضوع، ما فقط می‌توانیم به استقبال “Mision Eficiencia o Nada” (ماموریت بهره وری یا هیچ) که اخیرا راه اندازی شده برویم که جهت اداره امور عمومی به شیوه ای مطمئن و مبارزه علیه  پناهگاه‌ها و گوشه‌های دنج فساد و بروکراتیزه شدن که اعتبار انقلاب را از درون می‌مکد، برقرار شده است. علاوه بر این، برای رییس جمهور ضروری است که سیاست فتح مجدد خیابان را در کشمکش با سیاست بسیج راست گرایان تداوم بخشد. گفتنی است نزدیک‌تر شدن به مردم، شنیدن آن چه می‌خواهند و پاسخ به تقاضاهای‌شان، اقداماتی ضروری برای فرو کوفتن  استراتژی «اقدام چریکی رسانه ای» است که از سوی راست دنبال می‌شود. با آگاهی از آن چه چاوز توانست به مدد رهبری کاریزماتیک اش کسب کند، امروز این امر باید از مسیر اداره امور دولتی که کارا و از نظر اجتماعی همه گیر بوده و فارغ از انحرافات تکنوکراتیک می‌تواند به نتایج سریع دست یابد محقق شود. این در معنای عملکرد دولتی است که پیوند‌ها را با دولت‌های محلی محکم می‌کند و می‌تواند روی توانایی بدنه کارمندان دولت جهت پاسخ به تقاضاهای جامعه حساب کند. برای مثال، در اکوادور، Quipux System یک سرویس اینترنتی است که پرزیدنت رافائل کوره آ در تمام نهادهای دولتی راه اندازی کرده تا تماس مستقیم با دفترش و دفتر معاون رییس جمهور را تسهیل کند و به رییس جمهور و معاونش اجازه می‌دهد بر پیشرفت پروژه‌های مختلف نظارت داشته باشند و بدانند امور در عمل تا چه اندازه خوب انجام می‌شود و هم‌چنین مانع‌ها بر آن‌ها آشکار می‌شود تا بدون تاخیر وارد عمل شوند و اقدام‌های اصلاحی مقتضی را انجام دهند. البته این ابتکار عمل دوای همه دردها نیست اما بی شک یک جهش کیفی ضروری که باید در اداره دولت انقلاب بولیواری رخ دهد را تسهیل می‌کند. جهشی کیفی به منظور رو در رویی با چالش‌های زمان حاضر.