سياسی, سرتیتر

طلبکار همیشگی!

20130527-104343.jpg
طلبکار همیشگی!

منتشر شده در نشریه خیزش شمارۀ ٢١ – آذرخش

نگاهی به هذیان گوئی های ارتجاعی خامنه ای در دیدار با «جمعى از بانوان فرهیختۀ حوزوى و دانشگاهى»

یحیی سمندر

خامنه ای روز 21 اردیبهشت ماه جاری در دیدار با جمعی از زنان «حوزه و دانشگاه» گفت:

«درباره‌ى مسألۀ زن و آنچه كه پیرامون این مسئله است، خب حرف خیلى زیاد است؛ ما دچار یك عقب‌ماندگى‌اى هستیم كه شما خانم ها – بعضى از خانم هایى كه صحبت كردید – اشاره كردید. عقب‌ماندگى در این قلمرو، از نوع عقب‌ماندگى در علم – كه ما می گوییم دچار عقب‌ماندگى هستیم مثلاً – نیست؛ در اینجا اگر تعبیر می كنیم به عقب‌ماندگى، به خاطر این است كه ما در زمینه‌ى مسألۀ زن، مسألۀ جنسیت، مسألۀ امورى كه حول ‌وحوش وجود زن تحقّق پیدا می كند و معنا پیدا می كند – مثل همین خانواده و فرزند و ازدواج و سَكَن و آرامش و از این مطالب – حرف هاى برجسته‌اى داریم كه توفیق پیدا نكردیم اینها را منتقل كنیم به دنیا، اینها را مطرح كنیم در ذهنیت جهانى، عقب‌ماندگى از این جهت. در حالى كه دنیا احتیاج دارد به مبانى و مفاهیم روشنِ فراگیرِ كارگشا

بدین سان از دیدگاه خامنه ای عقب ماندگی ای که رژیم جمهوری اسلامی در مسألۀ زنان دارد این است که «حرف های برجسته ای» را که ایدئولوژی پردازان این رژیم در مورد زنان دارند «به دنیا منتقل نکرده است»! او سپس می گوید: « ما براى اینكه بتوانیم یك جبهه‌ى تهاجمى و مصون از تعرّضِ تهاجم دیگران – یك آرایش تهاجمى – داشته باشیم، نیاز داریم به اینكه این كارها را، این اندیشه‌ها را، این افكار را منتشر كنیم، بگوییم؛ به این واقعاً نیازمندیم؛ در واقع این تهاجم ما، جنبه‌ى مصونیت‌سازى و تدافعى دارد. بنابراین هرچه شماها كار بكنید براى اینكه این عقب‌ماندگى را جبران بكنید، به نظر من مفید است و لازم است. در زمینه‌ى این نهضت – باید گفت نهضت بیدارى در زمینه‌ى مسائل مربوط به زنان – واقعاً هیچ نبایستى ما تعلّل كنیم، توقّف كنیم؛ بین راه درنگ نباید كرد. با وجود اینكه این گفتمانِ كامل و مفید و قانع‌كننده را از اسلام در اختیار داریم، امّا عملاً خودمان را در موضع انفعال قرار دادیم در مقابل گفتمان غربى در مورد زن.» خامنه ای پس از آن اضافه می کند: «گفتمان اسلامى در مورد زن را بایست با روحیه‌ى تهاجم، طلبکارانه مطرح كرد. اگر آنها گفتند كه شما چرا به زن براى اینكه بتواند بى‌حجاب بگردد آزادى نمی دهید، باید گفت شما چرا این آزادى مضرّ و دهشتناك را می دهید؟» (تکیه بر کلمات از من است. یحیی سمندر)
پس، از دیدگاه خامنه ای راه «غلبه بر عقب ماندگی در مسألۀ زنان» این است که «حرف های برجسته» ایدئولوژی پردازان پان اسلامیست در مسألۀ زنان یا «گفتمان اسلامی در مورد زن»، با روحیۀ «تهاجمی و طلبکارانه» مطرح شود و «زهراخانم ها» و «خواهر زینب های» حوزوی و دانشگاهی را که پای منبر خود گرد آورده برای این تهاجم بسیج می کند

اما آن «حرف های برجسته»، آن «گفتمان اسلامی»، آن « مبانى و مفاهیم روشنِ فراگیرِ كارگشا» که به قول خامنه ای دنیا به آنها نیازمند است و باید به دنیا منتقل شوند چه هستند؟
هرکس نداند ده ها میلیون زن ایرانی که طی سی و چهار سال بدترین ستم ها، تبعیض ها، تحقیرها و ذلت ها را در اثر سیاست و عملکرد رژیم جمهوری اسلامی تحمل کرده اند می دانند که معنی این «حرف های برجسته» چیست. هرکس نداند زنان و دخترانی که در کوچه و خیابان، در کارخانه و کارگاه و مدرسه و دانشگاه، در دادگاه ها، در اداره و در بازار، در شهر و در روستا در معرض تهاجم بسیجی ها، پاسداران، مأموران انتظامی، مأموران گشت ارشاد و امر به معروف و نهی از منکر، چاقوکشان و اسیدپاشان و قاتلان مورد حمایت دستگاه قضائی و اوباش دیگری از این قماش بوده و هستند معنی «گفتمان اسلامی» در مورد زنان را در عمل با گوشت و پوست خود احساس می کنند. هرکس نداند هزاران زن و دختری که طی سی و چهار سال گذشته در شکنجه گاه های رژیم اسلامی مورد ضرب و شتم، انواع شکنجه های جسمی و روحی و تجاوز قرار گرفته و بسیاری زیر شکنجه جان سپرده اند، و یا در بیدادگاه های قرون وسطائی به اعدام، سنگسار، تحمل ضربات شلاق و حبس های درازمدت محکوم شده اند به خوبی با « مبانى و مفاهیم روشنِ فراگیرِ كارگشا»ی مورد نظر خامنه ای آشنا شده اند. با این همه بد نیست نگاهی به متن گفته های خودِ خامنه ای در این باره بیافکنیم.

خامنه ای ضمن اینکه به غیر مستند بودن به اصطلاح «تحلیل» خود واقف است و به طور غیر مستقیم به آن اعتراف می کند، «گفتمان غرب در مورد زن» را چنین توضیح می دهد:

«گفتمان غرب در مورد زن، یك گفتمان كاملاً حساب‌ شدۀ سیاسى است؛ یعنى آن روزى كه این فكر و این گفتمان دربارۀ زن، در غرب آغاز به كار كرد و شروع كرد، یك محاسبۀ دقیقى پشت این وجود داشت این البتّه به عنوان خبر نیست كه من از روى اطّلاع و با استناد به اخبار بگویم، امّا مؤیدات واقعى‌اى دارد كه این تحلیل را تقویت می كند؛ یعنى از آغاز رنسانس در غرب و به دنبال آن حضور صنعت و پیدایش صنعت جدید در غرب، به تدریج این گفتمان غربى رشد پیدا كرد؛ و اوجش در روزگار ما است كه البتّه این اوج همراه خواهد بود با انحطاط [تأکید از اصل است] و نزول و ان‌شاءاللّه

سرافكندگى و فروپاشى این گفتمان.
گفتمان غربى در مورد زن اجزاء گوناگونى دارد، لكن دو جزء در آن برجسته است: یكى مردواره كردن زن، یعنى زن را متشبّه به مرد قرار دادن، این یك بخش مهمّ از این گفتمان است؛ یك بخش دیگر هم زن را وسیله‌ى راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار دادن، حالا التذاذ چشمى یا مراحل بدتر و بعدتر از التذاذ چشمى، این هم یك بخش دیگر از گفتمان غربى است در مورد زن. این مسألۀ فمینیسم و این چیزهایى كه امروز در دنیا رایج شده، همه در واقع فراورده‌هاى آن گفتمان غربى است كه در نهایت كار به اینجاها می رسد.
مردواره كردن زن؛ یعنى به دنبال این بودند كه مشاغل گوناگونى كه با ساخت جسمى و عصبى و فكرى مرد سازگارتر است را بكشانند به سمت بانوان و زنان، و این را یك افتخار براى زن و یك امتیاز براى زن قرار بدهند. ما در مقابل این دچار انفعال شدیم، یعنى دوْر خوردیم؛ ما هم نادانسته، ناخواسته، این گفتمان را قبول كردیم. » (تکیه بر کلمات از من است. ی. س.)

پس، از دیدگاه خامنه ای، گفتمان غرب در مورد زن دو اشکال دارد یکی که اشکال اصلی است این است که این گفتمان زن را «مردواره» می کند یعنی « مشاغل گوناگونى كه با ساخت جسمى و عصبى و فكرى مرد سازگارتر است را بكشانند به سمت بانوان و زنان و این را یك افتخار براى زن و یك امتیاز براى زن قرار بدهند.» اشکال دیگر «گفتمان غرب در مورد زن» این است که « زن را وسیلۀ راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار می دهد». خامنه ای با اظهار فضل در مورد رنسانس و روند صنعتی شدن در غرب نشان می دهد که حتی الفبای این موضوعات را نمی داند اما هدف ما نشان دادن این جهل او نیست. نکته اینجاست که خامنه ای ضمن ارائۀ به اصطلاح «تحلیل» خود و نقدی که بر به اصطلاح « گفتمان غرب» در این مورد دارد، بر این باور است که تقسیم کار در جامعه باید بر حسب جنسیت باشد: یک رشته کارها را باید مردان انجام دهند و یک رشته کارها را زنان. طلبکارانه ُغر می زند: «مگر بنا بوده ما كارهاى مردانه را به زن ها بدهیم؟ نه، جایگاه زن و هویت و شخصیت زن، در جنس خود زن یك هویت بسیار بالا و با كرامتى است، از بعضى جهات از مردها بالاتر است.»

خامنه ای ضمن تأکید بر تقسیم کار جنسی، هندوانه ای هم زیر بغل زنان می گذارد که باید گفت کهنه و گندیده است: مانند کرامت زنان و بهشت زیر کف پای مادران و از این قبیل. این «کرامت زنان» از دیدگاه گفتمان اسلامی، که خامنه ای خود را سخنگو و مروج آن می داند، در صیغه و سنگسار و موجودیت حقوقی زن به عنوان نصف مرد و حق درمرد تنبیه بدنی زن و بیرون کردنش از خانه توسط شوهر و بسیاری موارد ارتجاعی دیگر حقوق سیاسی، مدنی و جزائی جمهوری اسلامی تحقق می یابد. اینها می خواهند به زنان و دختران چنین حقنه کنند که زنی که بدون اجازۀ شوهر یا «ولی» حق مسافرت ندارد، زنی که حق طلاق ندارد، زنی که حجاب اجباری بر سرش می گذارند، زنی که در سرپرستی خانه و فرزندان و غیره حق برابر با شوهر ندارد در حالی که بارسنگین کار خانگی بر دوش اوست، بسیار کرامت دارد و احترامی بالاتر از این متصور نیست!
یک مغلطۀ بسیار خطرناک خامنه ای (مغلطه ای که حتی برخی از سیاستمداران و روشنفکران لائیک هم دچارش هستند) این است که دیدگاه های فلسفی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی را به شرقی و غربی تقسیم می کنند. گویا در تمام غرب یک دیدگاه هست و در تمام شرق یک دیدگاه و گویا دیدگاه های به اصطلاح غربی یا به اصطلاح شرقی از یکدیگر جدا و مستقل بوده اند یا باید باشند.

دیدگاه تقسیم کار براساس جنسیت و اینکه زنان باید یک رشته کارهای زنانه انجام دهند و مردان کارهای مردانه، هم در غرب وجود داشته و هنوز دارد و هم در شرق وجود داشته و دارد. این روند و دیدگاه مربوط بدان، به درجۀ معینی از رشد نیروهای تولیدی و روابط تولیدی و نیز به تکامل سطح فرهنگ و آگاهی جوامع و به مبارزات اجتماعی به ویژه مبارزات زنان برای آزادی و برابری با مردان بستگی دارد. تمام حقوق زنان در کشورهای غربی از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن گرفته تا حق تحصیل و کار در رشته های مختلف، تا مزد برابر در مقابل کار برابر، حق طلاق، حق برابر با مردان در نگاهداری و تربیت فرزندان، حق برابر در ارث و برابری در تصدی مسئولیت های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، بیمه های مربوط به زایمان، تأسیس شیرخوارگاه ها و مهد کودک ها و غیره، در اثر مبارزات زنان، به ویژه زنان کارگر به دست آمده است (یا قسما به دست آمده است). شکل گیری، رشد و رونق این مبارزات در پرتو رهائی فکری زنان و نیز مردان از دیدگاه های ارتجاعی و اسارت باری است که همپالگی های کلیسائی و کنیسائی خامنه ای در کشورهای غربی موعظه می کردند و یا همپالگی های او در مذاهب بودائی یا هندوئی و غیره. آری در غرب هم امثال خامنه ای وجود داشتند (و هنوز دارند) که می خواستند نهاد دولتی و قوانین را تابع دین و احکام دینی کنند همان گونه که در شرق هم چنین گرایش هائی وجود داشتند و دارند. هم در غرب و هم در شرق جنبش آزادی زنان با طرد این هذیان گوئی های ارتجاعی توأم بوده است و پیشرفت این جنبش با نقد، افشا و عقب راندن دیدگاه هائی که امثال خامنه ای به مردم حقنه می کنند تناسب مستقیم داشته است

دیدگاهی که تقسیم کار براساس جنسیت را موعظه می کند خواهان جاودانه کردن انجام کار خانگی (آشپزی و نظافت و بچه داری و غیره) توسط زنان یعنی تبدیل زن به «کنیز مطبخی» و «کلفت بی جیره و مواجب» در سطح خانواده و اختصاص دادن انجام کارهائی مانند خدمتکاری و جاروکشی و به طور کلی کارهای یکنواخت و ملال آور به زنان در سطح اجتماعی است. خامنه ای و همپالگی های او، خصوصیات روحی و عصبی و جسمی زنان را بهانه می کنند تا تقسیم کار جنسی را جاودانه کنند. اینها عامدانه چشم بر واقعیاتی مانند فعالیت زنان طی هزاران سال در کشاورزی و دامداری و رشته های دیگر تولیدی می بندند و مثلا با فعالیت زنان در کارخانه ها، مدارس، بیمارستان ها، ادارات، بانک ها، فروشگاه ها و غیره مخالفت می کنند. هنگامی که در اثر ضرورت های اقتصادی و اجتماعی به فعالیت زنان در این زمینه ها تن می دهند با فعالیت آنان در زمینه های سیاسی و فرهنگی، به ویژه فعالیت های هنری، ورزشی و غیره مخالفت می ورزند و یا جداسازی جنسی در مدارس، ادارات و غیره را تحمیل می کنند.
زنان آگاه، به ویژه زنانی که آگاهی طبقاتی کارگری دارند می دانند که دیدگاه های مربوط به زنان همگی بار طبقاتی دارند. در عصر برده داری، جسم و جان زنان برده به برده داران تعلق داشت. در این دوره زنان، نه تنها زنان برده بلکه زنان غیر برده نیز به عنوان انسانی معادل مرد به حساب نمی آمدند. در عصر فئودالی نیز زنان رعیت ها نه تنها مانند شوهران و فرزندانشان برای زمینداران کار می کردند بلکه این آخری ها غالبا در صورتی که هوس می کردند جسم آنها را نیز به تصاحب در می آوردند. در این دوره نیز زنان، حتی زنان وابسته به طبقات بالا، از موقعیت پانین تری نسبت به مردان برخوردار بودند، یک نمونۀ آن نابرابری های مربوط به ارث و نیز موروثی بودن سلطنت برای فرزند مذکر است.

در عصر سرمایه داری به خاطر نیاز سرمایه به نیروی کار، به ویژه نیروی کار ارزان که زنان به خاطر موقعیت فرودست خود در جامعه عرضه می کردند، شمار فزاینده ای از زنان به کارخانه ها و کارگاه ها کشیده شدند. این وضعیت و درآمدی که زنان از بابت کار به دست می آوردند باعث شد که یک رشته حقوق زنان در حد بسیار محدودی به رسمیت شناخته شود. اما طی ده ها و شاید صدها سال زنان از حقوق سیاسی و مدنی و اجتماعی محروم بودند. این محرومیت نه ربطی به «ویژگی های روحی و عصبی و جسمی» زنان داشت و نه نوع کاری که به آنان واگذار می شد. اما همواره طبقات حاکم به دنبال پیداکردن بهانه هائی برای زیردست نگاه داشتن زنان و تحمیل نه تنها کار با مزد پائین تر از مردان به زنان، بلکه همچنین تحکیم شرایطی برای تحمیل کار خانگی بر آنان بودند. زیرا با این استثمار مضاعف یا چندگانه (استثمار به عنوان کارگر، استثمار از طریق پرداخت مزد کمتر از مردان، استثمار غیر مستقیم از طریق تحمیل کار خانگی بر زنان که موجب ارزان تمام شدن بازتولید نیروی کار و در نتیجه مزد می شود)، سرمایه داری فربه تر می شد. بنابراین از نظر ایدئولوژیک لازم بود توجیهاتی برای موقعیت فرودست زن درست شود. این بود که یا «ضعف جسمانی» زن در مقابل مرد را مطرح کردند (در حالی که اولا خصوصیات جسمانی تا آنجا که به تولید مربوط اند تنها به زور جسمانی محدود نمی شوند و به طور کلی با پیشرفت تولید، خصوصیات جسمی کارگر نقش هرچه کمتری در بارآوری کار دارند)، سپس خصوصیات روحی را بهانه کردند و سرانجام از اینکه «کانون گرم خانواده» احتیاج به زن خانه دار دارد و نقش اصلی زن باید کار در خانه و ارضای نیازهای شوهر و فرزندان باشد. البته سرمایه داری پیشرفته – چه در غرب و چه در شرق- ضمن اینکه همچنان کار خانگی را بر زنان تحمیل می کند، ضمن اینکه همچنان مزد برابر زنان با مردان در مقابل کار برابر را رعایت نمی کند، اما کمتر به طور صریح دروغ رسوای نابرابری ذاتی زن و مرد را پیش می کشد. اکنون صرفا مرتجعینی مانند خامنه ای هستند که موقعیت فرودست زن در جامعه را با کلمات مزورانه ای مانند «کرامت زن»، «برابری زن و مرد در خلقت» [اما نه در جامعه!]، «روح محیط خانواده» و غیره توجیه می کنند، هندوانه های گندیده زیر بغل زنان می گذارند و می کوشند نه تنها زنان را در موقعیت نیمه بردگی حفظ کنند بلکه آنها رابه موجودات شکر گزار این نیمه بردگی مبدل سازند!
خامنه ای خطاب به زنانی که از حوزه و دانشگاه گرد آورده در ادامۀ بسیج آنها به «پیشبرد تهاجمی گفتمان اسلامی در مورد زن» می گوید: «خصوصیات زن در این گفتمان گفته شود؛ كرامت زن، عزّت زن، ظرافت زن، نه فقط ظرافت جسمى بلكه ظرافت ساختمان فكرى و عصبى و ظرافت كاركردى كه باید بكند. این رشته‌هاى بشدّت رقیق و نازك اعصاب كودك را فقط سرْانگشت ظریف و لطیف مادر است كه میتواند از هم جدا كند كه عقده به‌ وجود نیاید، گره به‌وجود نیاید؛ هیچ كس دیگر نمیتواند، یعنى هیچ انسان دیگرى كه از جنس زن نباشد نمیتواند؛ این كار، كار زنانه است. یعنى برخى از كاركردها بقدرى همراه با ظرافت است كه انسان استعجاب میكند از قدرت الهى كه چطور این توانایى بالا را همراه با ظرافت به زنان عنایت كرده.

بدین سان خواننده ضمن فیض بردن از مواعظ خامنه ای در زمینۀ کرامت زن، به عمق دانش «رهبر معظم» در «عصب شناسی»، «عقده شناسی»، «روانشناسی کودک» و رشتۀ جدید «سرانگشتِ زن شناسی» هم که ظاهرا از کشفیات او و البته ناشی از قدرت خداست پی می برد. پس از آن به روش عقلی و تجربی ثابت می کند که زن از مرد قوی تر است و برای اینکه زنان «مرد را در دست خودشان بچرخانند» روش «تدبیر» توصیه می کند:
«من همیشه به دوستان و خویشاوندان و زنان می گویم، می گویم برخلاف آنچه كه معروف است، در بین این دو جنس، آن جنس قوى‌تر زن است. زن ها قوى‌تر از مردهایند. زنها میتوانند با تدبیر و با ظرافت، مرد را در دست خودشان بچرخانند؛ انسان، هم در تجربه این را مشاهده می كند، هم با قیاس هاى فكرى و عقلى این را می تواند اثبات بكند. این واقعیتى است. بله، زن هایى هستند كه بى‌تدبیرى می كنند، لذا این كار را نمی توانند انجام بدهند؛ امّا زنى كه اهل تدبیر باشد، مرد را می كند رام خودش. این مثل این است كه یك نفرى بتواند یك شیر درنده را افسار بزند، سوارش بشود؛ این معنایش این نیست كه او از لحاظ جسمى از این شیر قوى‌تر است، معنایش این است كه توانسته این اقتدار معنوى را به كار ببرد؛ زن ها این توانایى را دارند، منتها با ظرافت؛ یعنى ظرافتى كه می گوییم، تنها ظرافت در تركیب جسمانى و ساختمان جسمانى نیست، بلكه ظرافت در فكر و اندیشه و تدبیر و دستگاه تصمیم‌ گیرى است كه خداى متعال در زن قرار داده. بنابراین به نظر من اساس كار باید این باشد: این گفتمانبایستى تقویت بشود و پیش برود.»

نکتۀ دوم خامنه ای در مورد «گفتمان غرب»، «تبدیل زن به وسیلۀ التذاد جنسی مرد» است. در این باره باید گفت: نقشی که خامنه ای و همپالگیانش برای زن قایل اند اساسا وسیلۀ ارضای جنسی و تولید بچه است. می دانیم که جمهوری اسلامی طی دو دهۀ گذشته – یا کمی بیش از آن – سیاست محدود کردن تعداد فرزندان و «تنظیم خانواده» را به اجرا درآورد. اکنون به رغم مشکلات روزافزون اقتصادی، اساسا به دلایل سیاسی می خواهند سیاست افزایش جمعیت را به پیش ببرند. افزایش جمعیت از نظر سردمداران جمهوری اسلامی یک وسیله یا یک سلاح برای بقای نظام است. آنها تصور می کنند که با افزایش جمعیت و «گویندۀ لااله الاالله »«کیان اسلام» بهتر حفظ خواهد شد. سیاست افزایش جمعیت در واقع سیاستی امنیتی – نظامی است.

وظیفۀ دیگری که خامنه ای برای «خواهران زینب» و «زهرا خانم» های حوزوی و دانشگاهی تعیین می کند مقابله با زنان روشنفکر و روشنگر است:یك نكته‌ى دیگر… این است كه زنان فعّالِ در جبهه‌ى انقلاب، یك روزى نقش‌آفرینى برجسته‌اى كردند – هم اندكى پیش از پیروزى انقلاب، هم در اوائل انقلاب، هم در دوران جنگ تحمیلى – و از خودشان حضور نمایانى نشان دادند؛ نگذارید حضور نمایان زنان فعّال در جبهه‌ى انقلاب كمرنگ بشود. دیگران در مواجهه‌ى با انقلاب و معارضه‌ى با انقلاب سعى میكنند از عنصر زن و زنانِ كارآمد استفاده كنند؛ جبهه‌ى انقلاب، زنان كارآمد و فعّال و زبان‌آور و نویسنده و عالِم و دانشمند به مراتب بیشتر دارد؛ خانمهایى كه اهل اِقدامند، اهل فكرند، اهل نگارش و نویسندگى‌اند، اهل سخن گفتنند، اهل فكر دادنند، صحنه‌ى انقلاب و دفاع از انقلاب را خالى نگذارند؛ این یك نكته است. و نكته‌ى آخر را هم با این جمله من تكمیل و تتمیم كنم كه براى پیشرفت آنچه كه در مورد زن ما عرض میكنیم و از شماها می شنویم و فكر می شود، حتماً بایستى صدا و سیما یك نقش صد در صدى ایفا كند. این را اعتقاد داریم ما و سفارش میكنیم، حتماً بایستى صدا و سیما یك نقش صد در صدى‌اى ایفا كند؛ میتواند؛ صدا و سیما میتواند آنچنان فرهنگ ‌سازى‌اى بكند كه زن مؤمن، فعّال، مجاهد فى‌سبیل‌اللّه، باحجاب، داراى خصوصیات زن اسلامى، در جامعه محترم و مكرّم باشد؛ دیگران میخواهند عكسش اتّفاق بیفتد. بعضى از برنامه‌هاى صدا و سیما متأسّفانه در همان جهتِ خاصّ دیگران است؛ باید عكسْ عمل بشود؛ یعنى واقعاً باید صدا و سیما صد در صد در خدمت این فكر قرار بگیرد.» (تکیه بر کلمات از من است. ی. س.)
بدین سان خامنه ای از یک سو زنان طرفدار رژیم را برای مقابله با زنانی که به روشنگری روی می آورند و گفتمانی غیر از گفتمان ارتجاعی رژیم را به پیش می برند بسیج می کند. از سوی دیگر دستور می دهد که صدا و سیمای رسوای جمهوری اسلامی به حمایت صد درصدی از گفتمان ارتجاعی او و پامنبری هایش بپردازد و تصویر «زن خوب فرمانبر پارسا» و البته پر اولاد و پر کنندۀ صف نماز جمعه، صف انتخابات و صف تظاهرات «دشمن شکن» و «ضد استکباری» را به عنوان زن ایده آل در جامعه عرضه دارد و در این عرصه «فرهنگ سازی» کند.

تأکید خامنه ای بر پیشبرد دیدگاه ارتجاعی در مورد زنان و جایگاه آنها در جامعه که در بالا تشریح شد و وظایفی که به زنان حوزوی و دانشگاهی طرفدار رژیم محول می کند بیانگر هراسی است که از خیزش زنان در جامعه دارد. در شرایط بحران اقتصادی و سیاسی بی سابقه ای که رژیم جمهوری اسلامی و به طور کلی نظام سرمایه داری ایران با آن درگیر است، این تلاش ارتجاعی خامنه ای برای سرکوب جنبش های زنان و یا پیشگیری از برآمد چنین جنبش هائی، جزئی از تلاش های آن برای سرکوب کردن هرگونه حرکتی برای آزادی های سیاسی و مدنی و مقابله با ستم و استثمار رژیم و طبقات استثمارگر حاکم است.

جنبش انقلابی طبقۀ کارگر برای آزادی از استثمار و نظام طبقاتی در پیوندی ناگسستنی با جنبش زنان برای آزادی و برابری است. از این رو افشای بی امان گفتمان ارتجاعی رژیم در مورد زنان و تمام توطئه ها و دسیسه های آن به ضد زنان و جنبش زنان برای آزادی و برابری وظیفۀ همۀ نیروهای انقلابی است.