بابک پاکزاد, سرتیتر

‫راه حل نظام سرمایه‌داری برای مشکل زاغه‌نشینی در جهان‬

 

نیل ‌پیرس‬ 

برگردان: بابک پاکزاد‬

توضیح مترجم: عنوان اصلی مقاله‌ی حاضر چنین بود: «زاغه‌نشینان سراسر جهان متحد شوید». از آن‌جا که چارچوب کلی مقاله راه‌حلی است سرمایه‌دارانه و به هیچ‌وجه خدشه‌ای به منافع این نظام وارد نمی‌کند و اساسا از آن‌جا که چنین راه حل‌هایی، راه حل مشکل زاغه‌نشینی در جهان محسوب نمی‌شود و حتا کار را خراب‌تر می‌کند ترجیح داد‬م شعاری که سبقه‌ی چپ دارد را از عنوان مقاله حذف کرده و عنوانی دیگر که در قد و قامت آن بگنجد برایش دست و پا کنم. به خواندنش می‌ارزد و به چپ زدن و به راست غلطیدن را به خوبی نشان می‌دهد.

بلاجیو، ایتالیابه نقل از سایت Un-Habitat. طی سی سال آتی در کره زمین از هر سه نفر، یک نفر در محلات فقیر نشین و زاغه‌های شهرهای بزرگ جهان (عمدتا در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین) زندگی خواهند کرد.

در حال حاضر نزدیک به یک میلیارد نفر در محلات فقیر نشین شهری روزگار می‌گذرانند که از جمله می‌توان به منطقه Faveas در برزیل، زاغه بزرگ Kibera در قلب نایروبی در کنیا و زاغه دهاراوی در حومه موم‌بایی در هند اشاره کرد.

بدترین شکل زندگی، یعنی ادامه حیات در فقر و فلاکت و کثافت انباشته شده در زاغه‌ها و آلونک‌ها و زندگی در تلی از زباله‌ها که در محیط اطراف پراکنده‌اند. زنان هنگام آوردن سطل‌های آب از چاه یا مخزن در مسیر ربوده شده مورد تجاوز قرار می‌گیرند.

آیا این زاغه‌نشینان موجوداتی دیگرند؟ آیا بیش از آن‌چه تصور می‌کنیم به ما شبیه نیستند؟ در این محلات و در این جهنمی که زندگی نام دارد امید و آرزوهای بسیاری وجود دارد. یک محقق آسیایی در همایش Global Urban Summit که از سوی بنیاد راکفلر برگزار شده است با اشاره به مصاحبه‌هایی که با نوجوانان خانواده‌های کم درآمد شهر کراچی داشته گفت: «هر پسر بچه‌ای یک موتور سیکلت، یک موبایل و یک دختر می‌خواهد که ترک موتور سیکلتش نشسته باشد و دخترها نیز برای استقلال بیش‌تر خواهان شغل‌اند، آن‌ها نیز یک موبایل و یک پسر می‌خواهند که ترک موتور سیکلتش بنشینند و به گردش و هواخوری بروند».

بیش‌تر زاغه‌های شهری جدید را با حسن تعبیر «مناطق مسکونی غیر رسمی» نامیده‌اند یعنی مناطقی که دولت آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد، فاقد خدمات ابتدایی هستند و هیچ مبنای قانونی برای تملک آن زمین‌ها وجود ندارد اما با این حال آن‌ها مبارزات خود را به پیش می‌برند. برای نمونه منطقه Favelas در اطراف سائوپائولو را در نظر بگیرید: از 1980 تا سال 2000 تعداد مسکن‌هایی که در این محله از آب لوله‌کشی برخوردار شده‌اند از 33 درصد به 98 درصد افزایش پیدا کرده است. در زمینه اتصال به شبکه‌ی عمومی فاضلاب نیز رشدی قابل توجه را می‌توان مشاهده کرد به گونه‌ای که این مورد نیز از یک درصد به 51 درصد افزایش پیدا کرده است. در زمینه‌ی استفاده مسکن‌های مورد نظر از برق نیز از 65 درصد به تقریبا صد در صد رسیده‌ایم. چنین پیش‌رفت‌هایی خود به خودی صورت نگرفته و در کشورهای فقیری چون صحرای جنوبی آفریقا و جنوب شرقی آسیا به سختی کسب و تثبیت شده است. چالشی عمومی که برای ساکنان زاغه‌ها شرایط را دشوارتر می‌کند زندگی در زمین و مسکنی است که هیچ‌گونه سند و یا اسنادی ندارد و به این ترتیب هیچ راهی برای استفاده از آن به عنوان وثیقه برای دریافت وام جهت بهبود وضعیت محل سکنی وجود ندارد. بهترین پاسخی که آن‌ها تا کنون به مشکل خویش داده‌اند: اقدام جمعی زاغه‌نشینان برای ارتقا و بهبود وضعیت مسکن و محل سکنی و لابی کردن با نظام سیاسی برای یهبود وضعیت محلات است.

 

انترناسیونال زاغه‌نشینان دولت را در راستای رسیدگی به معضلات به تحرک واداشته و هم‌چنین با گروه‌هایی از ساکنین که خواستار تغییرات بنیادین در وضعیت خویش‌اند، به‌ویژه زنان، کار می‌کند. آنان آماده‌اند تا پس‌انداز ناچیزشان را به میان آورند و برنامه دارند تا تصرف زمینی که در آن زندگی می‌کنند به رسمیت شناخته شود و وضعیت مسکن و محل سکونت خود را ارتقا بخشند. تا کنون از این طریق بیش از 2 میلیون زاغه‌نشین در 24 کشور سازماندهی و بسیج شده‌اند.

 

اصل تامین مالی فرد در وحله‌ی اول به این دلیل توسعه داده شد تا مقادیر اندک سرمایه را جهت کمک به افراد در کشورهای فقیر برای شروع به کار بنگاه‌های کوچک و خانگی نظیر راه‌اندازی یک کارگاه یا یک نانوایی کوچک به کار گیرد. اما اکنون به نظر می‌رسد می‌توان آن را در حوزه‌ی تامین مسکن و خدمات اولیه نظیر آب لوله‌کشی و اتصال به فاضلاب شهری نیز به شکل گسترده‌ای به‌کار گرفت.

 

آیا بخش ثروتمند جهان می‌تواند در این زمینه کمکی کرده و یاری برساند؟ پاسخ کارشناسانی که در نشست بلاجیو گرد آمده بودند به وضوح مثبت بودو این‌که با اقدامات جمعی افراد محلات با هدف تضمین بازپرداخت وام یک‌دیگر، فرصت‌هایی پدیدار خواهد شد تا مجموعه‌ای از نهادهای مالی میانجی ایجاد گردد که بتواند همه‌گونه ارتباطی را با بازارهای مالی بین‌المللی مرسوم برقرار کند.

 

براساس گزارش‌ها، در سطح جهان، حدود 150 تریلیون دلار سرمایه در دسترس برای سرمایه‌گذاری موجود است. اگر ریسکی در کار نباشد چرا ظرفیت اعتباری جمعی بومی (محلی) راهی برای جذب آن پیدا مکند؟

 

ساختن چنین نظامی زمان بر خواهد بود و برقرار کردن آن کاری بسیار شاق. درس بزرگی که باید به‌خاطر داشت این است که باید با دقت و مراقبت زیاد به این کار مبادرت ورزید. الگویی که نباید به دنبال آن رفت این است که در سال‌های اخیر مردمی که به هیچ وجه آمادگی نداشتند به سوی دریافت وام سوق داده شدند و کار با اضمحلال مالی خاتمه یافت. برعکس، مسیر تعیین شده برای ارتقای وضعیت زاغه‌های جهان نیازمند شکل‌گیری خودیاری محلی و اقدام جمعی به منظور قابلیت کسب اعتبار است.

 

جهانی شدن می‌تواند به گونه‌ای شکل گیرد که نه فقط ثروتمندترین‌ها بلکه فقیرترین‌ها نیز از آن سود برند و می‌توان شرایطی که فقر، بیماری و همه‌گیر شدن آن را تغذیه می‌کند به شکل قابل توجهی کاهش داد.

 

منبع: Common Dreams


1