سياسی, سرتیتر

غرش وفریاد! و قدرت زحمتکشان! دو شعر از حسن جداری

غرش وفریاد!

از: حسن جداری

ننگ ونفرت بر رژیم ظلم واستبداد، باد

توده زحمتکش از چنگ ستم،آزاد باد

تا اساس ظلم این دون فطرتان ، ویران شود

پهنه ایران سراسر، غرش وفریاد، باد

بین جلادان حاکم، نیست فرق ماهوی

سرنکون از ریشه و بن، کاخ استبداد باد

این حکومت، پایه اش بر قتل و بر آدمکشی است

دستگاه ظلم این آدمکشان،بر باد باد

در نبرد سهمگین با ارتجاع کینه توز،

توده زحمتکشان را، عزم چون پولاد باد

با قیام توده ها، با انقلاب توده ای

واژگون کاخ ستم، از ریشه و بنیاد باد

کشوری تا کی اسیر چنگ این جلادها ؟

از طریق انقلابی، دفع این بیداد، باد

قدرت زحمتکشان!

حسن جداری

خواهم که فریادی کشم از دست این جلاد ها

این حاکمان کینه جو، وین دیو خو شیاد ها

از جور این آدمکشان، وز کین این نامردمان

بر آسمان باید رسد، از توده ها، فریاد ها!

با این همه بیداد ها، دانم که آخر بگسلد

با قدرت زحمت کشان، زنجیر استبدادها!