سرتیتر

نوبت تبدیل شدن برنج به کالای لوکس

شيده رخ فروز

ازنشریه خیزش شماره 19 بقیه مطالب را از اینجا دریافت کنید

روند سرسام آور گرانی مايحتاج عمومی، كه هر دوره با كمبود شديد یا نايابی يكی از اقلام ضروری و پر مصرف خانوارها و دو نرخی شدن (آزاد و دولتی) آن همراه است، فشاری مضاعف بر توده ها و خالی تر  شدن سفره ها در پی دارد. پس ازماه ها كه «مرغ» به كالايی لوكس و دور از دسترس مردم تبديل شده بود و با افزايش چند برابری قيمت بالاخره توزيع شد، اكنون برنج به چنين وضعيتی دچار گرديده است. برای اكثريت كم درآمد و آسيب پذير جامعه كه فاقد توان خريد آسان و ب‍ی دردسر به نرخ بازار آزادند، تهيۀ برنج كه پس از نان (و در غياب ساير اقلام ضروری مانند گوشت و فرآورده های گوشتی) پرمصرف ترين كالای سبد مصرفی خانوارهاست، كاری پرهزينه، شاق و استرس زا شده است. حتی خريد نامرغوبترين برنج وارداتی نيز با قيمتهای گزاف كنونی دشوار است و ناچاراً راهی (مانند بسياری اقلام ديگر) جز عدم مصرف، مصرف اندك و يا جايگزينی آن با موادی مانند نان يا ماكارونی باقی نمی ماند. افزايش قيمت برنج داخلی بين 5500 تا 7000 تومان و همچنين افزايش قيمت برنج های وارداتی و عدم عرضه و توزيع آن، مردم را مجبور می کند در صف های چند صد متری برای تهيۀ برنج (هندی) در جلو فروشگاه ها و اخيراً نمايشگاه های عرضۀ كالای دولتی ساعتها در انتظار بایستند. در اين ميان سرمايه داران حاكم (دولتی و خصوصی) و تجار سودجو (به رغم سفره های رنگين و ريخت و پاش هايشان) تنها برندۀ  سياست هايی اند كه مستقيماً معيشت مردم زحمتكش را بازيچۀ خود ساخته اند: «يك مسئول در وزارت صنعت در اين خصوص گفت: برنامه ای داريم تا در فروشگاه های زنجيره ای و تعاونی های مصرف كارگری و كارمندی هم برنج هندی توزيع شود. همان طور كه پيش بينی می شد نمايشگاه های بهاره امسال، بيشتر از سال های قبل مورد توجه مردم قرار گرفته است كه علت آن نيز رشد شديد قيمت ها در ماه های اخير و تفاوت نسبتاً زياد قيمت كالاهای عرضه شده در نمايشگاه و خارج آن است. با اين حال يكی از مشكلاتی كه همواره در نمايشگاه بهاره و پاييزه به چشم خورده و تاكنون درمان نشده، كيفيت پايين كالاهای عرضه شده است. … برخی از مراجعه كنندگان می گويند بخشی از كالاهای عرضه شده در اين نمايشگاه محصولات انبار شده و بلااستفاده توليد كنندگان و صنوفی است كه از كيفيت قابل قبول برخوردار نيست.» (15/12/91)

علاوه بر اينها استرس و آسيب های روحی و جسمی كه تأمين هزينه و تهيۀ مايحتاج اساسی به خانوارهای زحمتكش (بويژه زنان كه بيشترين نيروی خويش را صرف تامين و تهيه ارزاق خانواده می كنند از رفت و آمد، انتظار و ايستادن در صف ها تا حمل كالا) وارد می سازد، خود به واقعيتی زجرآور در زندگی روزمرۀ آنان تبديل شده است كه گاه حتی به قربانی شدنشان نيز منجر می گردد: «البرز آنلاين نوشت: در يكی از بازارهای نوروزی كرج كه برنج هندی توزيع می شد مرد 65 ساله ای در صف ايستاده بود تا نوبتش شود اما با فردی بر سر نوبت جر و بحثش شد. اين موضوع سبب شد تا پيرمرد از شدت عصبانيت جان به جان آفرين تسليم كند، حتی فرصت بستن چشمهايش را نداشت.»

اما مسئولان حاكم بيشرمانه و با گذاشتن هزار منت بر سر مردم، تداوم چنين اوضاعی را «شأن» بالای آنان قلمداد می كنند: «… در نمايشگاه های بهاره برنج هندی با قيمت 3550 تومان عرضه می شود… به دليل ازدحام زياد مردم، توزيع برنج هندی در نمايشگاه های بهاره را متوقف كرده ايم و فقط در نمايشگاه مصلای تهران اين عرضه انجام می شود … به نظر می رسد شأن مردم ايران بالاتر از آن باشد تا كالاهای مورد نياز آن ها در بدترين شكل توزيع در محل هايی مملو از جمعيت با كيفيت نامناسب و تنها به دليل قيمت پايين تر در اين نمايشگاه ها عرضه شود.» (آفتاب-13/12/91) اين همه پرده پوشی واقعيات و بازی با كلمات برای اين است تا دليل گرانی ها به كنترل گرانی و مسائل توزيع تقليل يافته و از ساختار اقتصادی ايران، سياست اقتصادی رژيم و منافع سرمايه داران حاكم و تجار و زمينداران بزرگ در ايجاد و تداوم چنين اوضاعی، فاكتور گرفته شود.*

برای طبقه كارگر و زحمتكشان شهر و روستا تداوم وضعيت كنونی چيزی بيش از وخامت بيشتر وضع شان، تشديد بيكاری و تورم و افزايش فقر و تيره روزی، نخواهد بود. پس از گرانی نان، مرغ، گوشت و  اكنون برنج، نوبت به اقلام دیگر و تكرار همین اوضاع خواهد رسيد. سرمايه داران حاكم از رعايت «شأن» ما سخن می گویند و از ما تحمل می طلبند، ولی حتی كفش آهنين در دوندگی های روزمره برای تهیۀ لقمه نانی كه با خونمان عجين گشته، دوام نخواهد آورد. شأن انسان زحمتکش بالاتر از زندگی در فقر سياه و سیه روزی، و تحمل تحقير، تبعيض، بی حقوقی و سركوب است. برای تأمين شأن زندگی شرافتمندانه، راهی جز كوبيدن مهر بطلان بر اوضاع موجود و اعمال قدرت شوراهای انقلابی كارگران و زحمتكشان شهر و روستا، برنامه ريزی و كنترل انقلابی سراپای زندگی اقتصادی، سياسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه، باقی نمانده است.

*- به مقالۀ «علل و پيامدهای اقتصادی و سياسی تورم شديد و مستمر در ايران» نوشتۀ سهراب شباهنگ در «خيزش» رجوع كنيد.