سرتیتر

اوباما در مسافرت خاورمیانه ای خود ٬برای نجات جبهه تجاوزکارانه برعلیه سوریه آیا موفق خواهد شد ؟

نوشته : سرتیب دکتر محمد امین حطیط ٬ متخصص مسائل استراتژیک ٬ لبنان

ترجمه و توضیح مترجم : احمد مزارعی ٬ ۲۵ مارس ۲۰۱۳

تایپ و ویرایش : آمادور – اشتراک

   بنظر میرسد کشورهای غربی برهبری آمریکا٬ تاکنون نتوانسته اند شکست تجاوزکارانه خود را برعلیه سوریه هضم کنند و این علیرغم دو سال جنگیست که بدست امرای خلیج ٬ اموال آنها ٬ بنام عرب و اسلام ٬ در زیر شعرهای تحریف شده دینی٬ و برای اقامه حکومت اسلامی بر ویرانه های حکومت «سکولاریستی کافر» سوریه پیش برده میشود. آری٬ غرب نتوانسته است این شکست را بپذیرد ٬ بهمین مناسبت به روش مانور و سر باز زدن از قبول واقعیت ٬ هم اکنون همزمان دو خط را دنبال میکند:

 خط مسالمت آمیز بحران سوریه بعنوان ابزاری احتیاطی که هر آنگاه زمینه فراهم شد ٬ بتواند بدون پذیرش شکست و یا عقب نشینی از آن استفاده کند و دوم ٬ خط ادامه جنگ که از این دومی بعنوان سیاستی محوری و حداکثری استفاده میکند تا آنگاه که کاملا به بن بست برسد. مسافرت اخیر اوباما به منطقه در چهارچوب این استراتژی منسجم و دوگانه و البته تمرکز بر روی خط پیشبرد امر جنگ و کوششهای جدید برای بسیج نیروهای تازه بقصد یک تهاجم بزرگ برعلیه سوریه که آمریکا میکوشد تا از اینطریق بتواند پروژه کلی غرب را از ورطه سقوط رهائی بخشد ٬ درهنگامیکه علائم جدیدی از نظام تازه جهانی در حال بروز و ظاهر شدن است ٬  نظامی که در آن حرف آخر برای رهبری جهان از آن آمریکا نخواهد بود.هدف اوباما اینستکه پیش از حمله گسترده نهائی برعلیه سوریه ٬ بتواند جبهه داخلی تجاوزکاران را اصلاح کند تا تهاجم با موفقیت روبرو گردد و منظره عملی این سیاست بدین شکل خواهد بود :

۱ – اصلاح رابطه با نتانیاهو در «اسرائیل» و تزریق مجدد «مواد تقویت کننده» در شریانهای آن و ایجاد آنچنان اعتمادی صمیمانه که تضمین کننده و مانع هرگونه اختلاف و اشکالی میان آنها باشد . منظور تقویت کردن در اینجا ٬ همپیمانی استراتژیک میان آمریکا و اسرائیلست . این همپیمانی باید بمرحله ای کاملا بیسابقه ارتقاء پیدا کند ٬ بطوریکه همه وابستگان و دنبال کنندگان خطوط سیاسی آمریکا در منطقه بدانند که اتحاد میان آمریکا و اسرائیل باین معنیست که آمریکا مساوی اسرائیل و اسرائیل مساوی با آمریکاست و اسرائیل مهمترین قدرت منطقه ای خواهد بود که کسی را توانائی مقاومت و غلبه بر وی نخواهد داشت.اوباما در اینمورد اظهار داشت که اولا اسرائیل خود قدرتیست «متکی به ذات» و دوم اینکه همه توانائی آمریکا در اختیار اسرائیلست.

۲ – اصلاح رابطه میان ترکیه و اسرائیل  در جهت تقویت جبهه داخلی همپیمانان منطقه ای در جهت آمادگی درگیری در جنگ سوریه که اکنون سه ماه است مرحله تدارکات را از سر میگذراند و تأخیر در اجرای آن بعلت مذاکرات میان روسیه و آمریکاست که قراست بزودی برای حل مسالمت آمیز بحران سوریه برگزار شود. عذرخواهی ناگهانی نتانیاهو از ترکیه و شخص اردوغان ٬ فرصتی برای شخص اخیر بود که بتواند با «سربلندی» در مقابل مردم ترکیه ظاهر شده و در حقیقت بتواند در بحران سوریه بیشتر شرکت کرده و نقش تعئین کننده ای بعهده بگیرد. البته در گذشته نیز اینچنین بوده ٬ از این منظر باید منتظر بود که ترکیه در آینده باز هم بعنوان نیروئی تعئین کننده و مهم نقش بازی کند.

۳ – متوقف کردن درگیری میان کردها و دولت ترکیه ٬ بطوریکه ترکیه آرام خواهد گرفت و کردها را در جبهه متحدی با ترکیه در رودر روئی با سوریه قرار خواهد داد ٬ از طرف دیگر اینکه از این پس از کردها برای تحریک اوضاع داخلی ایران و در آستانه انتخابات استفاده خواهد شد.همچنین از کردها در ماه ژوئن آینده برعلیه سوریه نیز استفاده خواهند کرد.

۴ – استعفای نخست وزیر لبنان ٬ آقای میقاتی نیز در راستای سیاست آمریکا انجام گرفت. هدف آن اخراج حزب الله از دولت بود و پس از آن لبنان بهتر میتواند در جنگ برعلیه سوریه شرکت کند٬ اگرچه اکنون هم لبنان بطور گسترده ای در تجاوزات علیه سوریه شرکت دارد ٬ اما آمریکا از لبنان میخواهد که در برنامه تهاجم آتی برعلیه سوریه ٬ لبنان بشکل رسمی یا غبر رسمی شرکت داشته باشد.

۵ – دادن اطمینان به دولت اردن در صورت پیروزی آمریکا در سوریه ٬ دادن رشوه ۲۰۰ میلیون دلاری با این هدف که در جنگ آتی ٬ اردن نیز نقش بیشتری بعهده بگیرد. هم اکنون آمریکا تروریستها را در اردن آموزش داده و آنها را به سوریه میفرستد . دولت اردن در جریان تهاجم آمریکا برعلیه عراق نیز بطور گسترده ای با آمریکا همکاری داشت.

۶ – ترور روحانی معروف سوریه باین دلیل انجام گرفت که وی از دولت سوریه حمایت میکرد. هدف اصلی رساندن این پیام بود که در چهارچوب سیاستهای وحشت آفرینی و پیروز شدن در جبهه سوریه ٬ هیچکس از جمله روحانیون ٬ جوان و پیر بودن و قداست افراد ٬ هیچکس و هیچ چیز در امان نیست.

۷ – فشار بر عراق ٬ بویژه بر شخص مالکی  برای محکم کردن حلقه محاصره بر سوریه . با تغئیراتیکه در لبنان پیش آمده ٬ اکنون عراق تنها منفذیست که سوریه نفس میکشد مسافرت ناگهانی جان کری به عراق برای این بود که مالکی را در برابر دو گزینه قرار دهد :

   در پروژه آمریکا برای جنگ در سوریه شرکت مستقیم کند و یا اینکه به شیوه میقاتی از حکومت کنار گزارده شود. هم اکنون اوباما با تمام نیرو میکوشد همه امکانات خود را در منطقه بکار بگیرد تا شاید در جنگ برعلیه سوریه موفق شود و این تنها راه نجات آمریکا در ورطه کنونیست . یا اینکه پیروزی کامل بدست آورد و یا اینکه در وضعیتی شکست خورده برای حل مسالمت آمیز وارد مذاکره با روسیه شود.

    آمریکا از همه کارتهای خود در این جنگ برای پیروزی بر سوریه استفاده میکند٬ آیا آمریکا در این کوشش خود پیروز خواهد شد؟

   در پاسخ باین سئوال باید گفت که اگر سوریه امروز همانند عراق دیروز بود و یا اینکه اوضاع جهانی بمانند شرایط یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ ٬ میتوانستیم سریعا قضاوت کنیم و بدون درنظر گرفتن موانع و مشکلات  بسیار دیگری که بر سر راه پیروزی آمریکا وجود دارد . آری ٬ میتوانستیم قضاوت کنیم که پیروزی آمریکا امکانپذیرست ٬ اما واقعیت جهان امروز کاملا مغایر با گذشته است. آمریکائیکه امروز میتواند بیش از نیمی از جهانیان را برای جنگ بر ضد سوریه بسیج کند تا به پیروزی برسد و ما بحث خود را بسیار در اینجا محدود میکنیم و به ذکر عناوین و موضعگیریهائی میپردازیم که سوریه و همپیمانانش برای جنگ دفاعی خود از آن بهره مندند و از آنها در معرکه موجود استفاده میکنند :

۱ – چند روز پیش سفیر روسیه در لبنان اظهار داشت که سرنگون کردن رژیم سوریه امکانپذیر نیست . این اظهار رسمی دولت روسیه هنگامی ابراز شد که روسیه رسما اعلام داشت که حضور آنها در مدیترانه امریست استراتژیک و این بقا و حضور در چهارچوب سیاستهای منافع و مصالح استراتژیک خود ( روسیه ) اتخاذ شده است.

۲ – ایران از زبان رهبر خود خامنه ای اظهار داشت که اگر اسرائیل قصد تجاوز به ایران را داشته باشد ٬ تل آویو و حیفا را با خاک یکسان خواهد کرد. این تهدید بدون شک براساس آگاهی کاملا دقیقی ابراز شد که ایران و همه کسانیکه مسئله ایران را در منطقه دنبال میکنند ٬ از جمله اسرائیل و آمریکا٬ بخوبی میدانند که جرأت حمله نظامی به ایران را ندارند. علیرغم همه اینها صاحبنظران علت این تهدید را از طرف دولت ایران ٬ بعلت برنامه هائی میدانند که کشورهای غربی برای تهاجم برعلیه سوریه در دستور کار دارند.

۳ – حزب الله لبنان پس از اینکه متوجه توطئه شوم مسئولان لبنانی در خدمتگزاری به غرب گردید٬ باین مسئله اهمیت نداد ٬ زیرا خروج وی از دولت ٬ دست او را برای اقدامات ضروری باز خواهد گذاشت. از این پس حزب الله هرگونه که مناسب بداند   ٬ سیاستهای دفاعی خود را تنظیم خواهد کرد.اطلاعیه مطبوعاتی حزب الله که نیروهایش در مناطق متعددی از لبنان متمرکز شده اند ٬ در این راستا انجام گرفته است و این تازه ابتدای کارست.

   براین اساس بنظر ما ٬  اگر آمریکا میخواهد پرکندگی ایکه در درون نیروهای مخالف دولت سوریه وجود دارد را نادیده بگیرد  و همچنان به بسیج نیرو پرداخته و آنها را وارد میدان کند که بتواند در جنگ برعلیه سوریه موفق شود٬ برعکس نیروهای مدافع سوریه ٬ از ملت گرفته تا ارتش عربی سوریه و نیروهای منطقه ای و بین المللی همپیمان سوریه ٬ که آمریکا آنها را نادیده میگیرد٬ اما آنان جنگ سوریه را جنگ دفاعی و مربوط بخود میدانند و این نیروها در وضعیتی نیستند که تجاوزکاران با وجود آنها بتواند به پیروزی برسند و به اهداف خود دست یابند . براین اساس ما باور داریم که سه ماه آینده مبارزه اوج خواهد گرفت و آمریکا پاسخ خود را خواهد گرفت. پاسخ اینست که جبهه مقاومت علیرغم بهای گزافی که خواهد پرداخت ولی دشمن را شکست خواهد داد و پیروز خواهد شد ٬ باین معنی که آمریکا شکست خواهد خورد.

توضیح مترجم :

   همانطور که نویسنده مقاله بدرستی توضیح داده ٬ سه ماه آینده جنگ برای تسلط بر سوریه که برای آمریکا و اروپا و ارتجاع عرب بسیار مهم است٬ بویژه برای غرب از این نظر اهمیت دارد که ادامه سیستم استعماری خود را در تسلط بر کل منطقه میدانند که سوریه نقش کلیدی دارد. اما از نظر تعادل نیروها غیر از روسیه و ایران که جنگ فعلی را جنگ خود میدانند ٬ در مورد لبنان و حزب الله باید گفت که این حزب از پشتیبانی مطلق حزب کمونیست لبنان ٬ همه جریانات دمکراتیک و آزادیخواه ٬ اتحادیه های کارگری و نیروهای استقلال طلب و ملی لبنان برخوردارست. برای مثال نیروهای ژنرال میشل عون از نظر معادله سیاسی و نظامی در لبنان بسیارمهمست و از همپیمانان حزب الله بحساب می آید. از این نظر حساب طرفداران ضعیف و متزلزل آمریکا و عربستان در لبنان روشنست.

   در مورد عراق ٬ مالکی شخصیست که به ناسیونالیسم عراقی باور دارد و مذهب شیعه برایش ثانویست.عمده بعثی ها در اینمورد و بویژه در مورد حمله آمریکا به سوریه با مالکی همفکرند. برای مثال معاون اول مالکی ٬ صالح مطلق از بعثی های معروف و حسابدار خانواده صدام بوده٬ اما در مسئله برخود با آمریکا و ارتجاع عرب با مالکی وحدت نظر دارد. عراق و ایران ٬ تا پای جان از استقلال کشورهای خود و همچنین از آن بمثابه اهرمی برای دفاع از سوریه بهره گیری خواهد کرد ٬ زیرا آمریکا از جنگ سوریه ٬ بازگشت مجدد به عراق و ایران را در سر میپروراند و این در کنار بسیاری نیروهای مترقی فلسطینی و غیره در منطقه ٬ توطئه شوم امپریالیستی و استعماری آمریکا را شکست خواهد داد.

   اما بطور جدی باید گفت که موقعیت اسرائیل در این میان از همه شکننده ترست ٬ اگرچه با تزریق انواع مواد تقویت کننده عضله و مغز٬ آمریکائیها میکوشند این موجود علیل را زنده نگهدارند.

   پس ازشکست آمریکا در عراق ٬خاورمیانه وارد مرحله تازه ای شده که باید گفت :

باش تا صبح دولتت بدمد            کاینهمه از نتایج سحر است

۱ دیدگاه

  1. طبق مقالاتی که در مجله هفته چاپ شده برداشت من اینستکه.
    1-با به مسند نشستن چاک هیگل وکری در امریکا ظاهرآ کسانیکه با کم کردن بودجه نظامی امریکا موافقند حرفشان در امریکا به کرسی نشسته و نتیجه ان انحلال ناوگان پنجم امریکا که ماموریت حفاظت منافع امریکا در خاورمیانه میباشد.
    2- بنظر میرسد امریکا دیگر چشمداشتی به نفت خاورمیانه نداشته و انرا میخواهد به اروپائیان واگذار کند ولی مشکل اینجا است که قدرت نظامی اتحادیه اروپا کمتر از روسیه است ولازم است موافقت روسیه نبز جلب شود
    3-با شرایط جدید چه برسر سوریه و چه برسر اسرائیل خواهد امد ایا بشار اسد سرجایش میماند؟ایا اسرائیل باید منافع فلسطینیان رامنظور نماید؟وآیا نفت کشف شده در امریکا کفایت احتیاجات انها را تامین میکند؟

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.