سرتیتر

دستانتان از سوریه کوتاه!

گاهنامۀ هنر و مبارزه

نوشتۀ بیل وون اوکن

Bill Van Auken

مرکز مطالعات جهانی سازی، 26 مارس 2013

منطقه:خاورمیانه و آفریقای شمالی

مضمون :جنگ ایالات متحده – ناتو

تحلیل : سوریه

ترجمه توسط حمید محوی

چهارشنبه 21 مارس، وقتی رئیس جمهور آمریکا بارک اوباما برای ملاقات دو روزه به اسرائیل رفت، علیه سوریه و ایران تهدیدات خصمانه ای ایراد کرد. این ملاقات که آشکارا خصوصیت یک شورای جنگی اسرائیل_و_آمریکا را داشت، نشان داد که ده سال پس از تهاجم به عراق، امپریالیسم آمریکا در حال نقشه کشی برای جنایات بازهم عظیمتری در خاورمیانه است.

رئیس جمهور دموکرات به رژیم سوریۀ بشار الاسد اعتراض کرد که او را «مسئول کاربرد سلاح شیمیائی یا مسلح ساختن تروریست ها به چنین سلاحی» دانسته و اضافه کرد که اگر مدرکی مبنی بر استفاده از چنین سلاحی وجود داشته باشد، «قاعدۀ بازی تغییر خواهد کرد».

در مورد ایران، اوباما خطابۀ قدیمی خود را تکرار کرد که «از دسترسی این کشو ربه سلاح اتمی جلوگیری می کند» و «تمام گزینش ها روی میز است» و به انضمام باز شناسی «حق» اسرائیل برای واکنش یکجانبه علیه ایران. و اضافه کرد که روی موضوع ایران بین ایالات متحده و اسرائیل «تفاوتی زیادی وجود ندارد».

تکیه کلام های اوباما در حالی روی امواج رسانه ها منتشر می شود، که تنها یک روز از دهمین سالگرد حملۀ ایالات متحده به عراق می گذرد. هیچ سخنرانی و یا مراسمی توسط دولت اوباما یا کنگرۀ آمریکا به مناسبت آغاز جنگ برگزار نشد. یعنی جنگی  که یک میلیون و نیم سرباز آمریکائی برای آن بسیج شدند و نزدیک به 4500 نفر از آنها کشته و صدها هزار نفر دیگر دچار جراحات جسمی و یا روانی شدند(1).

در چنین وضعیتی، سکوت نشانۀ احساس گناه است. هر دو حزب سیاسی، تمام وزرای دولت، رسانه ها و گروه های بزرگ آمریکائی مستقیما در تبانی با آن بودند که از این پس بی هیچ تردیدی و  بی هیچ ابهامی بزرگترین جنایت جنگی قرن بیست و یکم نام دارد : یعنی جنگی که در نبود تحریک بر اساس دروغ علیه کشوری اعلام شد که تقریبا بی دفاع بود و به بهای جان بیش از یک میلیون نفر تمام شد، و کشوری کاملا ویران شده پشت سر خود بر جای نهاد(2).

حالا هیئت رهبری آمریکا علی رغم مخالفت های وسیع، برای بر پا کردن جنگ ویرانگر تری اصرار می ورزند. بهانه های شناخته شده و بی اعتبار مرتبط به «سلاح کشتار جمعی»، تروریسم و ارتقاء و گسترش «دموکراسی» دائما تکرار می شود _ ولی این بار برای توجیه جنگ علیه سوریه.

در کنگره، برای بر پا کردن جنگ جدید در خاورمیانه سیل فراخوان جاری شده است. امیرال جیمز استاویریس، فرماندۀ متفقین در اروپا روز سه شنبه مقابل کمیسیون نیروهای نظامی در سنا حضور به هم رساند تا دربارۀ موضوع برنامه ریزی پیش رفته توسط ناتو برای مداخله در سوریه سخنرانی کند : «ما طیف متنوعی از عملیات را به شکل گسترده در دست بررسی داریم و در صورتی که از ما بخواهند به همان شکلی که در لیبی عمل کردیم، آماده هستیم»

به گفتۀ استاویریس، ایجاد «منطقۀ ممنوعۀ پرواز»  به شکل جدی در دست بررسی می باشد.فراخوان به نفع ایجاد منطقۀ ممنوعۀ پرواز در لیبی، توسط شورای امنیت در سازمان ملل متحد طی مارس 2011  به تصویب رسید و آغازی بود برای بمباران توسط ایالت متحده و ناتو و متعاقبا راه اندازی جنگی که تعویض رژیم را در برنامۀ خود داشت.

رئیس این کمیسیون سناتور کارل لوین (دموکرات از میشیگان)، هدایت جلسه با حضور استاویراس را به عهده داشت. روز گذشته، مقابل شورا، دربارۀ مناسبات خارجی مطالبی ایراد کرده بود و ایجاد «منطقۀ ممنوعۀ پرواز را در طول نوار مرزی ترکیه و سوریه» و استفاده از نیروی نظامی «برای حمله به بخشی از دفاع هوائی سوریه و نیروی هوائی سوریه» را درخواست کرد.

قطعنامه ها به اتاق نمایندگان و در عین حال به سنا تسلیم شد و در آن درخواست شده بود که تجهیزات نظامی و آموزش «شورشیان» برای سرنگون سازی اسد که از پشتیبانی غرب برخوردار هستند افزایش یابد.

بین این مدت، ظاهرا کاربرد سلاح های شیمیائی که روز سه شنبه 19 مارس به مرگ بیش از 30 سوری انجامید موجب شد که در کاپیتول هیل (مرکز کنگره) درخواست های جدیدی برای مداخلۀ مستقیم آمریکا مطرح گردد.

دولت سوریه مبارزان با پشتیبانی غرب موشکهائی با کلاهک شیمیائی پرتاب کرده اند. روشن است که موشک به یک روستا در خارج از شهر حلب که تحت حفاظت دولت سوریه بوده اصابت کرده است. منابع مخالفان رژیم گفته اند که غالب قربانیان از بین سربازان دولت سوریه بوده اند ولی منابع دولت سوریه اعلام کرده اند که قربانیان از شهروندان علوی بوده اند، یعنی طایفه ای که از پشتیبانان اسد هستند.

قانون گذاران تهدیدات پیشین اوباما را مطرح کردند که بر اساس آن کاربرد سلاح های شیمیائی همان «خط قرمزی» است که موجب مداخلۀ آمریکا خواهد شد. سناتورهای جمهوری خواه لیندسی گراهام و جان مک-کین در یک بیانیۀ مشترک، اعلام کردند که «اگر مقاله ای که امروز منتشر شده حقیقت داشته باشد، از خط قرمزی که اوباما یاد کرده بود عبور کرده اند، و ما خواهان واکنش فوری برای تحمیل نتایجی هستیم که رئیس جمهور اطمینان داده بوده است.»

در مصاحبه ای، گراهام از آن چه در بیانیه نوشته بود فراتر رفت و درخواست کرد که یگا نهای آمریکائی برای حفاظت از انبارهای سلاح شیمیائی وارد خاک سوریه شوند، عملیاتی که پنتاگون برای تحقق آن 75000 سرباز نیروی دریائی را ضروری دانسته است.

منطق انحرافی این لشگر کشی، چنین است که جنگ داخلی و فرقه ای پس از دو سال، که ایالات متحده و هم پیمانان اروپائی او در اروپا، در ترکیه و رژیم سلطنتی خلیج فارس با تبانی یکدیگر راه انداخته و آن را تأمین مالی کرده و اسلحه فرستاده اند، رژیم اسد را به اندازه ای تضعیف کرده است که قادر نیست از انبارهای سلاح شیمیائی خود محافظت کند زیرا ممکن است که این سلاح ها به دست تروریست ها بیافتد. با این وجود، همین تروریست ها، مانند جبهۀ النصرت که از شاخه های وابسته به القاعده است و مبارزان جهاد طلب دیگر، گروه های رزمی اصلی را تشکیل می دهند که از سوی غرب در چشم انداز تعویض رژیم پشتیبانی می شوند.

در مورد دعاوی واشینگتن مبنی بر ارتقاء «دموکراسی» در سوریه، کاروان مسخره ای آشکارتر از «انتخابات» روز دوشنبه برای گزینش نخست وزیر جدید نمی تواند وجود داشته باشد، که قرار است در مناطق به اصطلاح آزاد شده توسط شورشیان در سوریه، در چهار چوب «دولت موقت» جدید مستقر شود. برنده این انتخابات، توسط تقریبا 35 عضو شورای ملی سوریه تحت قیومیت وزارت خارجۀ ایالات متحده، فردی است به نام غسان هیتو. یک شهروند آمریکائی و کارمند عالی رتبه در یک شرکت ارتباطاتی مستقر در تگزاس  است که سوریه را 30 سال پیش در سن 17 سالگی ترک کرده است.

بهانه های ایدئولوژیک برای جنگ آمریکائی علیه سوریه از آن چه در مورد جنگ علیه عراق مطرح می کردند از هم گسیخته تر و بی اساس تر است. انگیزه های واقعی البته همان است. یعنی جنگی ویرانگر برای ترسیم مجدد نقشۀ خاورمیانه به هدف تأمین منافع امپریالیسم آمریکا و تضمین حاکمیت بر منابع انرژی منطقه. جنگ برای تغییر رژیم در سوریه به اردوی وسیعتری راه باز می کند، یعنی به اردوی جنگ علیه ایران که خطر مداخلۀ روسیه و چین را نیز در پی خواهد داشت.

در حالی که رهبران آمریکائی بر آن هستند تا خاطرۀ جنگ علیه عراق را بفراموشی بسپارند، مردم نتایج خودشان را در آمارها اعلام کرده اند، آمارها پیرامون نظریات عمومی  یکی پس از دیگری نشان می دهد که اکثریت غالب نظریات بر این باور بوده است که این جنگ هرگز نمی بایست روی دهد.

تلاش برای تحمیل جنگ جدیدی به مردم آمریکا با بکار بستن ترفند دروغ، همراه است با تهاجم فزاینده به کار و سطح زندگی و به همین گونه افشاگری های دائمی دربارۀ تبهکاری آریستوکراسی مالی که چنین جنگهائی برای منافع آنها راه اندازی می شود. چنین مخلوط شکننده ای بهترین راه برای هدایت انفجارهای اجتماعی در ایالات متحده و گسترش جریان سیاسی توده ها علیه جنگ امپریالیستی در عراق، سوریه و در مناطق دیگر است.

Bill Van Auken

Article original WSWS, paru le 21 mars 2013

پی نوشت مترجم :

1-ارتش آمریکا بیشتر در خاک خودش قربانی داده است تا در صحنۀ جنگ. بر اساس مقالات و گزارشاتی که در وبلاگ «از هیروشیما تا بغداد، ویژۀ کاربرد سلاح اورانیوم ضعیف شده» در بلاگفا منتشر کرده ام، بیش از 11000 نفر از سربازان قدیمی به دلیل بیماری تحت تأثیر اورانیوم ضعیف شده درگذشته اند و حدود 250000 نفر به بیماری های درمان ناپذیر مبتلا می باشند که به تدریج می میرند و علاوه بر این هر 80 دقیقه یک سرباز قدیمی ارتش آمریکا در آمریکا خودکشی می کند.

2-در مورد قربانیان جنگ عراق نیز گمانه زنی بیل وون اوکن را باید به شکل نمادینه بپذیریم زیرا رقم قربانیان فراتر از یک میلیون نفر است. زیرا تنها 500 هزار کودک در اثر نبود مواد داروئی و غذائی طی دوران محاصره از بین رفتند. علاوه بر این افرادی که تحت تأثیر ویرانی مابعدی و به ویژه تحت تأثیر اورانیوم ضعیف شده که در طول زمان فعال می شود  و قربانی می گیرد، هنوز به عنوان عناصر محاسباتی مطرح نشده است.