تاریخی, سرتیتر

جنگى که از مدتها پیش برنامه ریزى شده بود

مترجم: پيام پرتوى

 

در ۲۲ مارس ۲۰۰۳ ۲۴۰۰۰٬  نفر در امتداد خيابان Avenyn در گوتنبرگ در اعتراض بر عليه جنگ راهپيمايى نمودند· يکى از سخنرانان اولف نيلسون (يکى از اعضاى حزب کمونيست سوٸد-م·ل) بود· او در اينجا علل سياسى حمله به عراق٬ همراه با نگاهى اجمالى بر جنبش توده اى که براى ده سال پيش رشد کرد٬ را اراٸه ميدهد·

جنگ بخاطر اشغال عراق قابل انتظار و از مدتها قبل اعلام شده بود· چند ساعتى پس از برخورد هواپيماها به ساختمان تجارت جهانى در نيويورک٬ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ٬ آمريکا از وزير دفاع دونالد رامزفلد خواست که حمله اى به عراق را برنامه ريزى نمايد· او درخواست نموده بود که عراق به هدف اصلى٬ در اولين مرحله از «جنگ بر عليه تروريسم»٬ مبدل بشود· اما حتى تبليغات چى رٸيس جمهور٬ جرج دبليو بوش٬ نيز نميتوانست رابطه معتبرى ميان القاعده و عراق ايجاد نمايد· در عوض هزاران غير نظامى افغانى با دادن جان خود پرداخت نمودند و افغانستان اشغال شد·

اما فرود بمبها در افغانستان به تازگى پايان يافته بود که نام عراق بعنوان هدف بعدى ذکر شد·

چند سال قبل از آن محافل در پنتاگون و نيز دانشگاهيان و سياستمدارن متعلق به اردوگاه موسوم به محافظه کاران جديد بازى با طرحهايى مبنى بر بدست گرفتن کنترل عراق را آغاز نموده بودند· آنها  هدفشان را که همانا بر سر کار آوردن رژيم جديدى که ميتوانست دسترسى مطمٸن به نفت عراق را ضمانت نمايد پنهان ننمودند· اين رژيم جديد نبايد در منطقه آشوب بپا کرده و يا با اسراييل رفتار خصمانه اى داشته باشد·

بدين طريق حمله تروريستى ۱۱ سپتامبر بعنوان يک نعمت غير قابل انتظار پديدار شد· جنگ بر عليه تروريسم به پوششى کامل براى پنهان نموده دليل اصلى مبدل شد· مخفى بودن يکى از مزاياى تروريسم است· به همين دليل ميتوانيم آنرا در هر جا که مايليم پيدا کنيم· تروريسم غير قابل درک است· نميشود با آن مذاکره و يا راه حلى سياسى پيدا کرد· به همين دليل تنها آماده سازى نظامى و جنگ باقى ميماند٬ که در آنجايى ميتواند بکار گرفته شود که امپراطورى آمريکا آرزوى براه انداختن آنرا دارد· چرا در کشورى نه که داراى بزرگترين دخاٸر نفتى است؟

اگر چه آمريکا و انگليس٬ در واقع٬ از قبل با عراق ميجنگيدند· جنگى نه چندان شديد با بمبارانهاى مداوم خطوط نفتى٬ انبارهاى مواد غذايى٬ اماکن مسکونى و شبکه هاى برق رسانى· در ضمن عراق از تحريمهاى شديد٬ که سوٸد نيز در آن شرکت داشت٬ رنج ميبرد· جنگ قبلى٬ ۱۹۹۱ ٬ هرگز تمام نشد·

حمله به عراق و کويت در اوت ۱۹۹۰ فرصت مناسبى را براى پيشبرد مواضع آمريکا فراهم آورد· جنگ سرد به پايان رسيده بود· اتحاد جماهير شوروى در شرايط انحلال بسر ميبرد و بوش – ه مسنتر که در آنزمان رٸيس جمهور بود٬ فرصت را غنيمت شمرد·

اولين جنگ خليج فارس٬ ۱۹۹۱ ٬ اولين عمليات نظامى در تاريخ سازمان شد٬ عملياتى که مورد پشتيبانى پنج عضو داٸمى در شوارى امنيت و اکٽريت مجمع عمومى قرار گرفت·

آمريکا در آنزمان همچنين از جنگ ويتنام درس گرفته بود· مهم بود که گزارشات رسانه هاى خبرى را کنترل نمايد و اجازه ندهد که حقايق بر روى افکار عمومى تاٽير بگذارد· به همين دليل جنگ خليج فارس جنگ – سى ان ان ناميده شد·

جنگ بعنوان٬ تقريبا٬ جنگى ملايم و علمى با بمبهاى هوشمند٬ که با دقتى حساب شده تنها تاسيسات نظامى و يا افراد واقعا بد را هدف قرار ميداد٬ نشان داده شد· در واقع دقت به همان ميزانى بود که اگر جراحى در جريان جراحى چشم از اره برقى استفاده کند·

طى يکماه ۸۸۵۰۰ بمب بر روى عراق پرتاب شد· اين معادل بود با نيروى انفجارى ۷ بمب هيروشيما و شمار فراوانى از مردم غيرنظامى را قربانى خود نمود· ۲۵۰۰۰۰ نفر زن و کودک بعنوان يک نتيجه مستقيم از بمبارانهاى تروريستى جان باختند·

در سال ۱۹۹۱ فرستاده ويژه سازمان ملل متحد نيز تاييد نمود که عراق «کشوريست که بر اٽر بمبارانها به دوران ماقبل صنعتى شدن بازگشته است»· بخش عمده زير ساختهاى عراق نابود٬ برق٬ آب٬ راه هاى ارتباطى٬ بهداشت و درمان٬ سيستم فاضلاب٬ کشاورزى و صنايع در هم شکسته شده بودند· پس از جنگ عراق محکوم به پرداخت خسارت جنگى٬ خلع سلاح و تحمل تحريمهاى شديد شد·

اين امور امکان هر گونه ساخت و سازى را متوقف نمود· فقدان مواد غذايى٬ دارو و تجهيزات بصورتى مداوم احساس ميشد· وضعيت به قحطى و اپيدمى ختم و تخمين زده شده است که در خلال سالهاى ميان ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۲ ٬ سالانه٬ قريب به ۹۰۰۰۰ عراقى در نتيجه سياست تحريمها جان باخته اند· اين مساٸل٬ عليرغم اينکه شناخته شده بودند٬ هيچگونه تاٽيرى بر روى رسانه هاى خبرى غرب نگذاشتند· ظاهرا جان انسانها٬ خارج از حوزه خودى٬ چندان ارزشى ندارند·

شکل گرفتن يک نظم جديد جهانى – حکومت خشونت –  آغاز شد· زبان واشنگتنى جاى پاى خود را پيدا کرد· جهان بايد به دولتهاى خوب و بد تقسيم ميشدند·

دولتهاى بد٬ يا کشورهاى سرکش٬ آنهايى بودند که با مطالبات امپراطور خوبى- آمريکا- مخالفت مينمودند· دولتها در آمريکا اين حق را به خود دادند که بقيه جهان را محاکمه نموده و هر کسى را که ميخواهند٬ هر زمان و بى ترتيبى که مايلند٬ تنبيه کنند· در حال حاضر تنها عملکرد سازمان ملل متحد اين است که تصميم واشنگتن را٬ زمانيکه که از قبل گرفته شده اند٬ مورد تاييد قرار دهد·

در رابطه با متحدان خود در ناتو٬ آمريکا داراى همان نگرش برتر بود· موضع يکجانبه اى که بر اساس آن بدون مشورت با بقيه بجاى ديگران تصميم بگيرد٬ مانند زمانيکه صربستان را در خلال جنگ کوزوو ۱۹۹۹ به زانو درآورد٬ به اجرا گذاشته شد· قبل از آغاز جنگ – ه عراق نشانه هايى از تفرقه و ناخشنودى با سياست يکجانبه نگرى آمريکا وجود داشت· براى مٽال فرانسه و آلمان مايل نبودند که در جنگ ديگرى که در آن احتمالا چيزى زيادى براى بدست آوردن وجود نداشت شرکت کنند·

در ضمن رشد مقاومت مردمى بر عليه جنگ٬ هر دو٬ در اروپا و آمريکا آغاز شده بود· در همانزمان سياست تحريم و برنامه تحقير آميز غذا در مقابل نفت توسط افکار عمومى بشدت مورد سوال قرار گرفته بود· روشن شدن دروغها به منظور توجيه جنگ هر چه بيشتر آشکار شد· مراقبت از اينکه عراق کشورى را مورد تهديد قرار ندهد آسان بود·

آمريکا که خودش به تنهايى نيمى از هزينه هاى نظامى جهان را به خود اختصاص داده است در کنار خود يکى از بزرگترين امپرياليستها٬ انگلستان٬ را داشت·

آنها چه وحشتى داشتند از کشورى در جهان سوم که در همان سال ۱۹۹۱ دو سوم از نيروى نظامى خود را از دست داده بود؟ از آن پس عراق مورد توهين و تحت نظارت سازمان ملل متحد در معرض تحريمها و کاهش تسليحات قرار گرفت· عراق کشورى بود خلع سلاح شده و قحطى زده که از جانب نيرومندترين اتحاد نظامى مورد تهديد قرار گرفته بود·

در پاييز سال ۲۰۰۲ آمريکا و انگليس تدارکات نظامى در خليج فارس را به منظور شروع يک جنگ بزرگ و حمله به عراق آغاز نمودند· اگر چه در مورد جنگ از مدتها قبل تصميم گرفته شده بود٬ با اينحال٬ آمريکا تا اطلاع ٽانوى به اميد اينکه از جانب سازمان ملل متحد مورد تاييد قرار گيرد٬ اجراى آنرا به تعويق انداخته بود·

همزمان تبليغات جنگى تشديد شد· اتهامات نادرست در مورد تلاش عراق جهت پنهان نمودن سلاحهاى کشتار جمعى براى ناظران سازمان ملل بالا گرفت و بدون توجه توسط بسيارى از رسانه هاى خبرى منتشر شدند·

اما همراه با بالا گرفتن خطر جنگ٬ مبارزه با جنگ نيز تقويت و در عرض چند ماه به جنبشى توده اى مبدل شد که اقدامات خود را با خواست و زمان مشترک براى انجام تظاهرات هماهنگ مينمود· فشارها بر روى بانيان جنگ و دولتهاى جهان٬ همزمان که تمام دروغها به منظور توجيه آن مورد سوال قرار گرفته بود٬ تشديد شد·

در گاتنبرگ «شبکه ى جنگ –ه آمريکا را متوقف کنيد» به مرکزى حول چيزى که مخالفان جنگ سازماندهى نمودند مبدل شد· آن در اعتراض به تجاوز آمريکا به افغانستان٬ ۲۰۰۱ ٬ تاسيس شده بود· شبکه به روشنى ضد امپرياليستى بود٬ اما٬ البته٬ با اندکى اختلاف نظر در ميان سازمانهايى که در آن شرکت نموده بودند· حزب کمونيست سوٸد (م·ل)٬ Proletären FF٬ انجمن سوٸدى- کوبايى و شمار زيادى از سازمانهاى در تبعيد از فلسطين٬ عراق٬ ايران٬ آمريکاى جنوبى نيز در آن شرکت نمودند· بر روى کاغذ نام اعضاى حزب کمونيست (هوادار آشتى طبقاتى) نيز وجود داشت· اما در عمل نه در نشستهاى شبکه و نه در فعاليتها براى آماده سازى تظاهرات بزرگ در جريان شروع جنگ در ۲۲ مارس ۲۰۰۳ شرکت کردند·

اولين تظاهرات بر عليه جنگ براى ۱۹ اکتبر ۲۰۰۲ تعيين شد· قبل از انجام آن شبکه حتى خواستار همکارى با گروه ديگرى٬ موسوم به اٸتلاف براى صلح در خاورميانه٬ شد· اما متاسفانه اين تلاش براى ايجاد هماهنگى ناکام ماند· تصوير «اٸتلاف» از اتحاد گسترده و چگونگى دستيابى به آن با آنچه که ما در سر داشتيم متفاوت بود· آنها به جذب نماينده گان سرمايه دارى و سوسيال دمکراسى٬ توسط لاس زدن با آنها٬ دلسبته بودند· بدين ترتيب و در عمل عباراتى مانند٬ براى مٽال٬ «جنگ براى فتح» و «امپرياليسم» در تبليغات و سخنرانى نبايد بکار برده ميشدند· آنها مدعى بودند که آن عبارات «کدهاى تندى بودند براى چپها»٬ و مردم را به وحشت ميانداختند·

در ضمن براى آنها دادن اجازه به نماينده گان شناخته شده حزب کمونيست (م·ل) براى سخنرانى کاملا غير قابل تصور بود· سخنرانيها ترجيحا بايد توسط افراد معروفى٬ البته از تلويزيون  به طرفدارى از عقايدشان٬ انجام ميشد· بدين ترتيب راه ما از يکديگر٬ از آنجاييکه بدست آمدن توافق غيرممکن بنظر ميامد٬ جدا شد· شبکه در مورد اهميت روشن نمودن چيزى که بعنوان دلايل واقعى جنگ – ه طراحى شده ى آمريکا و انگليس بر عليه عراق درک نموده بود متقاعد شده بود· نتيجه دو تظاهرات در خلال يک هفته شد· تظاهرات متعلق به ما کمى بزرگتر٬ با تقريبا ۱۲۰۰ شرکت کننده٬ بود· اما وضعيت هم گيج کننده و هم احمقانه بود· ما برآنشديم که تلاش جديدى را جهت يافتن راه حلى به منظور ممانعت از تکرار دوباره آن بکار بنديم·

همزمان اتحاد در شبکه ما به آزمايش گذاشته شد· در تبليغات جنگى آمريکا شرور جلوه دادن رٸيس جمهور عراق٬ صدام حسين٬ بخش مهمى را تشکيل ميداد· توسط جنگ بايد از او سلب قدرت ميشد٬ بخاطر جناياتش محکوم و دمکراسى در عراق جارى ميشد· اين چيزهايى بودند که گفته ميشدند·

اما تشخيص اين نيز براى کسى که ميخواست ببيند ساده بود· رژيم صدام تا هنگاميکه آمريکا و متحدانش در انگليس تصور مينمودند که ميتوانستند از او استفاده کنند هيچ مسٸله اى نبود· اين نه خشونت او بلکه غير قابل پيش بينى بودن و عدم تمايل او به اينکه عراق به مستعمره جديدى مبدل بشود منجر به اتخاذ اين تصميم شد که او را با تبهکار جديدى تعويض نمايند·

برخى از نماينده گان ايرانى و عراقى٬ با اينحال٬ مايل بودند که ما در تبليغاتمان بر عليه صدام حسين و رژيم کمى روشنتر باشيم·

گفتگويى طولانى در گرفت که به نتيجه اى نرسيد· اما اکٽريت با اينحال بر سر تمرکز بر روى متوقف نمودن جنگ و افشاى تبليغات جنگى٬ و نه خو ردن فريب آنها٬ توافق داشتند· به مردم عراق بايد اين امکان داده شود که خودشان آينده خودشان را٬ بدون تهديد به جنگ و تحريم٬ تعيين کنند·

جنگ ايدٸولوژيکى و تلاش روانى براى ناگزير نمودن جهان براى قبول جنگ- ه مورد انتظار به مرحله جديدى وارد شد· در ۸ نوامبر ۲۰۰۲ تحت فشار آمريکا شوراى امنيت سازمان ملل متحد تصميم گرفت  که به عراق فرصت ۳۰ روزه اى براى محاسبه تمام حقايق در مورد سلاح کشتار جمعى داده شود· به بازرسان تسليحاتى٬ که توسط  Hans Blix رهبرى ميشد آزادى عمل کامل داده ميشد· به عراق بخاطر عدم همکارى با «نتايج جدى» هشدار داده شد· اين را عراق تا آنزمان٬ بدون اينکه بازرسان با مورد قابل توجهى برخورد کرده باشند٬ تحت اشکال توهين آميز٬ بيش از ده سال٬ انجام داده بود·

آغاز جنگ آشکارا نزديکتر ميشد· تاريخ بعدى براى تظاهرات٬ به ابتکار جنبش ضد جنگ در آمريکا تا زمان «مهلت» با شروع در اواسط ژانويه٬ هماهنگ شد· اينبار نيز ما با «اٸتلاف» به توافقى دست يافتيم· به آسانى قرار بر اين شد که از طريق احترام به تفاوتهايمان همکارى کنيم· پيش از تظاهرات هر يک از ما بايد با دريافت اطلاعات از شبکه هاى مختلف به نزد مردم رفته و به شيوه اى که مايل بوديم نظراتمان را بيان ميکرديم· اگر نميتوانستيم در مورد يک سخنران واحد به توافق برسيم هر يک از ما دست کم يکى را انتخاب ميکرديم·

تظاهرات در ۱۸ ژانويه نشان داد که شمار مخالفان با جنگ بيشتر و بيشتر ميشد· مباحٽات در همه جا جريان داشت و در رسانه هاى خبرى نيز مخالفان با جنگ سخن ميگفتند· نزديک به ۵۰۰۰ نفر در گوتنبرگ تظاهرات کردند٬ و در شهرهاى بزرگ اروپا و آمريکا صدها هزار تن شرکت کردند·

همزمان بازرسان تسليحاتى سازمان ملل متحد اعلام نمودند که به زمان بيشترى نياز داشتند و خواهان تمديد زمان مهلت بودند· آمريکا و انگلستان در کشورهاى خودشان بصورت آشکارى از رشد مقاومت بر عليه جنگ به زحمت افتاده بودند· آنها تلاش نمودند که با کمک اسپانيا٬ از طريق يک اعلاميه جديد و شديد الحن که حکم سازمان ملل متحد را براى جنگ٬ پس از ۱۷ مارس٬ اراٸه ميداد به تصويب برسانند· اما اعلاميه در شوراى امنيت توسط فرانسه و روسيه متوقف شد·

در همان دوران و با هياهوى فراوان آمريکا تصاوير ماهواره اى گرفته شده از روى عراق را نشان داد· گفته شد که تصاوير چگونگى انتقال سلاح کشتار جمعى عراق را نشان ميدادند· اکٽريت با آن «تصاوير تار و مبهم» با شک و ترديدى که سزاوار آنها بود برخورد نمودند· اما نخست وزير آنزمان-ه سوٸد٬ گوران پرسون٬ آنرا بعنوان «مدرکى قوى٬ شرم آور براى صدام» درک کرد· بدين ترتيب او يکبار ديگر به اينکه انگيزه آمريکا را براى جنگ معتبر نشان دهد يارى رساند·

۱۵ فوريه تاريخ بعدى براى تظاهرات در سراسر جهان شد· نظريه اى مبنى بر سازماندهى تظاهراتى بسيار بزرگ در پايتختها وجود داشت٬ اٸتلاف بر اين نظر بود که ما در گوتنبرگ نيز ميتوانستيم براى آن  کار کنيم·

اما ما کمونيستها مخالف اين بوديم و از جانب شبکه براى سرمايه گذارى بر روى تظاهرات مستقل خودمان حمايت دريافت نموديم· سفرى به استکهلم ميتوانست در بهترين حالت صدها نفر را جلب خود نمايد· اما اکٽريت قريب به اتفاق مخالفان جنگ مايل به مشارکت نبودند· «اٸتلاف» با اينحال تصميم گرفت که هواداران خود را به اينکه با اتوبوس به استکهلم بيايند ترغيب نمايد و شبکه خودش تظاهراتى را در گوتنبرگ برگزار نمود· آن تظاهرات بسيار عظيم شد!

ما خودمان٬ صادقانه٬ از هجوم مردم شگفت زده شده بوديم· سى دقيقه قبل از ساعت تجمع Götaplatsen پر بود از مردم· در زمان آغاز رژه طول صف تظاهر کننده گان تا چندين محله ميرسيد· تقريبا ۱۶۰۰۰ نفر در تظاهرات شرکت کردند· در آنروز در جهان بيش از ۱۲ ميليون نفر تظاهرات کردند· امرى که نيويورک تايمز را وادار نمود که در ستون رهبريش جنبش ضد جنگ را بعنوان يک نيروى بزرگ در صحنه سياست جهانى قلمداد نمايد·

پس از تظاهرات «شبکه – ه جنگ آمريکا را متوقف کنيد» در گوتنبرگ براى رسانه هاى خبرى نيز جالب شد· حتى GP  (يک روزنامه دست راستى سوٸدى- مترجم) يک هفته پس از آن از يک نشست شبکه بازديد و با ما در گروه رهبرى مصاحبه کرد· درآنزمان ما همچنين تصميم گرفتيم که بسرعت برچسب «جنگ را متوقف کنيد»٬ که به کالايى پر فروش در سراسر کشور مبدل شد٬ تهيه نمايىم· درآمدهاى حاصله از فروش اين برچسبها توانست طى چندين سال مخارج تظاهرات ضد امپرياليستى٬ تبليغات٬ جلسات و جمع آورى اعانات را تامين نمايد·

اما توقف جنگ امکانپذير نشد· آمريکا و نوکرانش افکار عمومى جهان را به هيچ گرفتند· به منظور بدست آوردن کنترل يکى از بزرگترين ذخاٸر نفتى جهان و توان تسلط بر روى منطقه اجازه داده شد که موجى جديدى از کشت و کشتار و تخريب سراسر عراق را فرا گيرد· عراقى که از قبل خلع سلاح و گرسنه بود·

از چند ماه پيش شبکه متنى را بر روى اعلاميه هاى خود داشت· «اگر جنگ آغاز شود: تجمع همان روز در ميدان گوستاو آدولف ساعت ۱۸· شنبه هفته بعد تجمع براى تظاهرات٬ همان محل ساعت ۱۴!»

پنجشنبه٬ ۲۰ مارس بيش از ۴۰۰۰ نفر در نشستى اعتراضى شرکت کردند· آنروز SSU (انجمن جوانان سوسيال دمکراتها) و برخى از سوسيال دمکراتها ظاهر٬ ميز و چندين چتر را در حول و حوش محل جلسه نصب کردند· آنها حتى ميخواستند که در تظاهرات روز شنبه شرکت کنند و سخنرانى را در آنجا داشته باشند· آخرين سخنران متعلق به آنها شد·

شنبه٬ ۲۲ مارس ۲۴۰۰۰ نفر بر عليه جنگ تظاهرات کردند· جنبش اکنون چنان گسترده بود که روزنامه هاى Aftonbladet و GT صفحات کاملى را به دادن اطلاعات به مردم اختصاص داده بودند· درآنها به مردم گفته ميشد که کجا و چگونه در تظاهرات بر عليه جنگ شرکت کنند· اما پس از آن از نيروى جنبش توده اى بسرعت کاسته شد· تظاهرات بعدى تقريبا به بزرگى تظاهراتى بود که کارزارها بر عليه جنگ آغاز شد·

جنبش توده اى نتوانست از وقوع جنگ ممانعت بعمل آورد· اما دروغهايى که هدفشان موجه جلوه دادن آنها بود افشاء شدند· ميليونها نفر اقدامات٬ انگيزه ها و جهان بينى حاکمان را مورد سوال قرار دادند· مردم٬ بدون اينکه مورد بازجويى قرار گيرند اين حق بدست آوردند که نظر خود را در مورد سياست جهانى ابراز نمايند·

Ulf Nilsson

نماينده حزب کمونيست سوٸد (م·ل) در شبکه «جنگ آمريکا را متوقف کنيد» در گوتنبرگ

http://proletaren.se/utrikes-mellanostern/ett-krig-planerat-langt-i-forvag

20 mars 2013