سرتیتر

تنها با سیاست، بشر پیشرفت نمیکند

لئون تروتسکی

ترجمه: ژاله سهند

سخنی در مورد انتشار این مقاله: در روز 10 جولای، سال 1923 در روزنامه پراودا منتشر شده است واز فصل 1” مشکلات زندگی “Methuenکه در سال 1924 انتشار یافته است ,بر گرفته شده است.

این مطلب ساده باید به طور کامل فهمیده شده ودر ذهن همه کسانی که برای مقاصد تبلیغاتی سخن می گویند و یا می نویسند٬حک شود. تغییر ادوار با خود تغییرات روشی می آورد. تاریخچه قبل از انقلاب حزب ما تاریخ سیاست انقلابی بود. ادبیات حزبی، سازمانهای حزبی،همه چیز در معنای مستقیم و دقیق کلمه از طزیق سیاست اداره می شد. بحران انقلابی تا بیشترین درجه ای منافع و مشکلات سیاسی را تشدید کرده بود.حزب باید فعالترین عناصر سیاسی طبقه کارگر را بخود جذب میکرد.

در حال حاضر طبقه کارگر کاملا از نتایج اساسی انقلاب آگاه است.و کاملا غیر ضروری است که دوباره و دوباره داستان این نتایج را بازگو کنیم. این بیشتر در ذهن کارگران تحرک ایجاد نخواهد کرد، و بیشتر احتمال دارد که حتی درس های گذشته را از ذهن کارگران بزداید. با تسخیر قدرت و انسجامش بمثابه دست آوردی از جنگ داخلی، مشکلات عمده ما مبدل به نیازهای فرهنگی و بازسازی اقتصادی شده است. این مشکلات پیچیده تر ٬ متقسم تر و به شکلی کسل کننده تر شده اند. با این حال، به منظور توجیه مبارزه گذشته و همه از خودگذشتگی ها، ما باید یاد بگیریم که این مشکلات فرهنگی را که اتمیزه شده اند به یاد بسپاریم و راه حلها ی جداگانه ای برای آنها بیابیم.

در حال حاضر، طبقه کارگر در واقع جه چیزی را در پی این انقلاب کسب کرده ومحفوظ نگه داشته است؟

۱. دیکتاتوری پرولتاریا (به نمایندگی دولت کارگران و دهقانان تحت رهبری حزب کمونیست).

۲. ارتش سرخ حمایت راسخ دیکتاتوری پرولتاریا.

۳. ملى شدن صنایع عمده توليد، که بدون آن ديكتاتوري پرولتاريا به قالبی تهي از ذات مبدل میشد.

۴. انحصار تجارت خارجی، که شرط لازم دولت سوسیالیستی استساختاری درجامعه سرمایه داری.

قطعا این چهار چیز ، فرایند ساختمان آهنین همه عملیات مابوده است؛ و هر موفقیتی که ما دراقتصاد یا فرهنگ اتخاذ میکنیم موفقیتی واقعی است و نه دروغین و در این چارچوب جزيی ضروری از ساختمان سوسیالیستی است،

و مشکل ما در حال حاضرچه چیزی است؟ در وهله اول ما چه چیزی را باید بیاموزیم؟ ما باید یاد بیاموزیم که باکفایت : با دقت، باوقت شناسی، واقتصادی عمل نماییم. ما به فرهنگ در کار، فرهنگ در زندگی، و در شرایط زندگی احتیاج داریم . ما بعد از یک دوره دراز مدت مبارزات مقدماتی با شورش مسلحانه موفق به سرنگونی حاکمیت استثمار گران شدیم. به هر حال به هیچ وجه ٬چنین موقعیتی وجود ندارد، که بتوان یکباره فرهنگ را ایجاد کرد. طبقه کارگر باید در یک فرایند طولانی خود را آموزش داده، و بر این منوال دهقانان، همراه با کارگران و یا در پیروی از آنان. لنین در مورد این تغییر یافتگی اهداف ، منافع و تلاشهای ما در مقاله خود مشارکت [۱] می گوید:

«ما باید اعتراف کنیم» او می گوید، «که درک ما از سوسیالیسم بصورت رادیکالی در مورد یک نکته تغییرکرده است. قبلا برای ما همه چیز توسط ضرورت در مبارزه سیاسی، انقلاب، فتح قدرت، و غیره متمرکز شده بود.در حال حاضر منافع ما از آن فاصله گرفته ـ وبه سازمان یابی صلح آمیز فرهنگ مبدل شده است. ما باید همه نیروهای خود را بر روی مسائل فرهنگی تمرکز کرده وباید که آن را به سرانجام رسانیم، بخاطر روابط بین المللی که ما را وادار به مبارزه برای جایگاه خود در میان ملل دیگرمیکند. با این حال، هنوزجدا از سیاست خارجی، و با توجه به روابط اقتصادی داخلی، مرکزثقل کار ما مبارزه برای امور فرهنگی است«.

«انقلاب در تحقق عملی اش به نظر می رسد که که به سوی مشکلاتی جزئی از انواعی مختلف رانده شده است : ما باید پل ها را تعمیر نماییم ،به مردم آموزش خواندن و نوشتن دهیم ، سعی کنیم که هزینه کتابها را در کارخانجات اتحاد جماهیر شوروی پایین ببریم، بر علیه آلودگی مبارزه نماییم، دزدها را دستگیر نماییم، الکتریسیتی درنواحی کشور نصب نماییم ، و غیره .برخی از روشنفکران مبتذل با مغز جابجا شده اشان که این تصور را در آنها به وجود آورده است که آنها یا شاعرند و یا فیلسوفدر حال حاضر با آوای فروتن برتری طلبانه ای در مورد انقلاب سخن میگویندها – ها» آنها می گویند ، انقلاب دارد فرا میگیرد که چگونه معامله کند وهاها – و چگونه دکمه ها را بدوزد..اما بگذارید از این حرفها و سر و صداهای غیر عقلانی بگذریم.

«از نقطه نظر اقتصادی و فرهنگی اتحاد جماهیر شوروی ، کار کاملا عملی روزانه ای که ارائه شده است بطور سازنده ای مثمرثمربوده است داد و ستد خرده فروشی شوروی شامل آن بوده است» – این اصلآ توجیه سیاست اعمال کوچک نیست، و ضرورتا تاثیرکوچکی را تحمیل نمیکند. اعمال کوچک بدون مسائل بزرگ در زندگی انسان بسیار است، اما مسائل بزرگ بدون دستاوردهای کوچک غیر ممکن است. به عبارت دقیق تر، در زمان رخداد های بزرگ، کارهای کوچک، که بخشی از مشکلاتی بزرگتر هستند، کوچک به نظر نمی رسند.

«مشکل روسیه در حال حاضر ، سازنده بودن طبقه کارگر است. برای اولین بار در تاریخ، طبقه کارگر کاری سازنده در جهت منافع خود و بر اساس برنامه خاص خود را دارد انجام میدهدد. این برنامه تاریخی، هر چند هنوز بسیار ناقص و نا سازمان یافته است، ،تمام قطعات و ذرات کار را ، درست و نادرست با وحدت یک مفهوم گسترده خلاق به هم متصل خواهد کرد.

«همه مشکلات جداگانه و جزئی شامل تجارت خرده فروشی اتحاد جماهیر شورویبخش هایی از این طرح کلی هستند که طبقه کارگر را قادر خواهد ساخت که بر ضعف اقتصادی و عدم فرهنگ خود غلبه نماید.

«کار سازنده سوسیالیستی، ساختمانی سیستماتیک در مقیاسی وسیع است. و در میان تمام فراز و نشیب ها ، در میان تمام خطاها و باز ساریها، در میان تمام پیچیدگی هایNEP [2] ، حزب برنامه خود را بجلو میراند ، روحیه حزبی را به نسل جوا ن آموزش میدهد، و به همه میاموزد که اهداف خصوصی خود را با مشکل مشترک همه کسانی پیوند زنند که ممکن است یک روزی از آنها خواسته شود که یک دکمه اتحاد جماهیر شوروی را بدوزند و یا بعدآ شجاعانه در زیر پرچم کمونیسم با مرگ روبرو شوند .

«ما باید ، و ضروری ست که خواستار جدی و کامل آموزش های تخصصی برای جوانانمان، به منظور رهایی آنان ار نقص بزرگ نسل حاضر – درعمومیت بخشیدن به سطحی نگری باشیم اما تمام علم تخصصی و مهارت باید در خدمت هدف مشترکی قرار گیرد که بوسیله همه درک شود.

بنابراین، هیچ چیز، بجزمشکلات موقعیت بین المللی ، آنگونه که لنین به ما می گوید، ما را از مبارزه برای فرهنگ باز نمی دارد. در حال حاضر این مشکلات، همانطور که ما در حال حاضر باید ببینیم، به طور کلی در دستور کار متفاوتی قرار ندارند. موقعیت بین المللی ما تا حد زیادی بستگی به قدرت ما در دفاع از خودمان دارد – آن به این قرار است، در کارآئی ارتش سرخ و در این جنبه حیاتی از موجودیت ما به عنوان یک کشور، مشکل ما تقریبا به طور کامل شامل کار برروی مسائل فرهنگی ست: ما باید سطح ارتش را ارتقاء دهیم، به تک تک سربازان آموزش خواندن و نوشتن را بدهیم. بشر باید بیاموزد که کتاب بخواند، از دفترچه راهنما و نقشه استفاده نماید، باید عادت به پاکیزگی، دقت و صرفه جویی را کسب نماید.

این نمی تواند به طور معجزه آسائی به یک باره انجام پذیرد. پس از جنگ داخلی و در دوره گذار عملیات ما، تلاشهایی بعمل آمد که وضعیت موجود را از طریق اختراع بخصوص «دکترین نظامی پرولتاریایی» حفط نماید، اما این عمل کاملا فاقد درک واقعی ازمشکلات حقیقی ما بود.مورد مشابه دیگری در رابطه با ایجاد مصنوعی طرح بلند پروازانه «فرهنگ پرولتری» بوجود آمد. همه اینها، از جمله «تحقیق فلسفی سنگ» “quests of the philosophic stone” ناامیدی در کمبود فرهنگ ما را با ایمان به معجزه درهم می آمیزد. با این حال، ما هیچ دلیلی نداریم که ناامید شویم، و وقت آن رسیده است که چنین چیز هایی از قبیل معجزات و پروتستان گرایی های بچه گانه ای ،همانند «فرهنگ پرولتری» و یا «نظامی گری پرولتری،» را رها نماییم . ما باید به توسعه فرهنگ در چارچوب دیکتاتوری پرولتاریا بنگریم، و این به تنهایی می تواند دستآوردهای سوسیالیستی فتوحات انقلابی را محفوظ نگه دارد.هرآن شخصی که قادر به دیدن این نیست، نقشی ارتجاعی در توسعه تفکر حزب و کار حزبی ایفا خواهد کرد.

هنگامی که لنین می گوید که در حال حاضر کار ما کمترمربوط به سیاست است تا به فرهنگ، ما باید کاملا آگاه به ترمی که او بکار می برد ،باشیم ، تا بنابراین معنی آنرا اشتباه تفسیر ننماییم. دریک معنای خاص ،سیاست همواره درمرتبه اول قرار می گیرد. حتی توصیه لنین برای تغییر ذینفع های خود از سیاست به فرهنگ، قطعه ای از یک توصیه سیاسی است. زمانی که حزب کارگر یک کشور می آید که تصمیم بگیرد که در برهه ای از زمان، مشکل اقتصادی ونه سیاسی باید در مقام اول قرار بگیرد، خود تصمیم یک عمل سیاسی است. این کاملا واضح است که کلمه «سیاست» در اینجا در دو معنی مختلف استفاده می شود: اولا، در یک مفهوم گسترده ماتریالیستی و دیالکتیکی، به مثابه کل تمامیت اصول هدایت کننده روشها، سیستم هایی که فعالیت های جمعی را در همه حوزه های زندگی اجتماعی تعیین میکنند؛ ، و از سوی دیگر، در یک معنای محدود، تعیین بخش مشخصی از فعالیت های عمومی، در رابطه مستقیم با مبارزه برای کسب قدرت در تقابل با کار اقتصادی، تا مبارزه برای کسب فرهنگ، و غیره. درصحبت کردن از سیاست به مثابه اقتصاد متمرکز، منظور لنین سیاست در معنای گسترده فلسفی اش بوده است. اما هنگامی که او تسریع کرد: «اجازه بدهید ما کمتر سیاست و بیشتراقتصاد داشته باشیم،» او به سیاست در معنای محدود و خاص خود رجوع می کند. هر دو روش استفاده این کلمه ، سنتا ضمانتی اجرایی داشته و موجه است .

حزب کمونیست در مفهوم گسترده تاریخی و یا همچنین می توانیم بگوییم فلسفی اش، سیاسی است. احزاب دیگر تنها در مفهوم محدود کلمه سیاسی هستند.در نتیجه تغببر جهت منافع حزب ما به مبارزه برای فرهنگ ، تضعیف اهمیت سیاسی حزب نیست. حزب فعالیت خود را بر روی کار فرهنگی متمرکزکرده و بخش رهبری این کار را بهده خواهد گرفتبه تعبیری دیگر، این بخش سیاسی رهبری تاریخی اش را تشکیل خواهد داد.هنوز سال های بیشتر و بیشتری برای کار سوسیالیستی موفق درداخل و در امان از خارج احتیاج است ،پیش ازآنکه حزب بتواند از مشکل بدنه ساختمان حزبی و انحلالش در یک جامعه سوسیالیستی خلاص شود. ما هنوزبا آن بسیار فاصله داریم که بیهوده به نظر میرسد که ازحالا به ان نگریست . در آینده نزدیک حزب باید کاملا ویژگی های اساسی خود را حفظ نموده : وحدت هدف، تمرکز، انضباط، و در نتیجه آن، تناسب قوا برای مبارزه. اما در شرایط کنونی نیاز به یک زیر بنای اقتصادی بسیار سالم است که حفظ و توسعه این دارایی گرانبها روح حزب کمونیست را بهده بگیرد. بنابراین، مشکلات اقتصادی، رتبه اول را در سیاست ما اتخاذ کرده، و تنها در انطباق با آنها حزب خود را متمرکز و نیروهای خود را توزیع کرده وبه نسل جوان آموزش میدهد. به عبارت دیگر، سیاست در مقیاسی بزرگ نیاز دارد که در حال حاضر باید همه کارهای تبلیغی، توزیع نیروها، آموزش و پرورش بر روی مشکلات اقتصادی و فرهنگی متمرکز گردند ، و نه بر روی سیاست در مفهوم خاص ومحدود لغوی اش.

پرولتاریا یک وحدت قدرتمند اجتماعی است که نیروی خود را به طور کامل در طول دوره مبارزه شدید انقلابی برای اهداف کل طبقه اشکار می نماید . اما در این وحدت ما شاهد تنوعات زیادی خواهیم بود.مابین چوپان روستایی بی سواد کند ذهن و راننده مجرب موتور،طیف وسیعی از فرهنگ و عادات مختلف زندگی وجود دارد. طبقات، و علاوه برآن، تجارات، گروه های تشکل یافته از سنهای مختلف ، روحیات مختلف و با گذشته متفاوت . اما برای این تنوع، کار حزب کمونیست ممکن است یک امرآسان باشد. نمونه مثال غرب اروپا نشان می دهد که در هر حال، این کار در واقعیت چقدر دشوار است . ممکن است کسی بگوید که که هر چه تاریخ یک کشورغنی تر باشد، وهم زمان، طبقه کارگرش ، خاطره ها، سنت ها، عادات، گروه های قدیمی اش در داخل آن بیشترانباشته شده سخت تر وحدت انقلابی طبقه کارگر به سرانجام می رسد. پرولتاریای روسیه در تاریخ طبقاتی و سنت های طبقاتی ضعیف است.این بدون شک امر آموزش و پرورش انقلابی اش را درمسیر انقلاب اکتبرتسهیل کرد. این از سوی دیگر، ایجاد اشکال برای کار سازنده مابعد انقلاب اکتبرمیکند. کارگرروسیبجزرده خیلی بالا طبقهمعمولا فاقد ابتدایی ترین عادات و مفاهیم فرهنگی (با توجه به نظم، آموزش، وقت شناسی، و غیره) می باشد. کارگر غرب اروپا دارای این عادات است. او آنها را توسط یک فرایند طولانی و با سرعت آرام، تحت رژیم بورژوایی بدست آورده است. این دلیل چرایی اینکه در غرب اروپا. طبقه کارگرعناصر برتر آن، به هر میزانیقویا به رژیم بورژوازی با دموکراسی اش، آزادی مطبوعات سرمایه داری اش، و تمام نعمت های دیگرش وابستگی دارند، را توضیح میدهد. رژیم دیر آمده بورژوائی در روسیه ،زمانی برای آنکه بتواند هیچ گونه کارخوبی برای طبقه کارگرانجام دهد،نداشته است و پرولتاریای روسیه به سادگی از تمامیت بورژوازی برید ، و رژیم بورژوایی را بدون تاسف سرنگون کرد. اما به همین دلیل ،پرولتاریای روسیه فقط تازه آغاز به دست یابی و جمع آوری ساده ترین عادات فرهنگی، تحت شرایط دولت سوسیالیستی کارگران، کرده است. تاریخ هیچ چیز ی را بدون هزینه نمی پردازد. کاهش نیرو بر سر یک مسئله درسیاست، ما را موفق میکند که بیشتر به موارد دیگربه فرهنگ بپردازیم. پرولتاریای روسیه ، آسان تر (البته ، نسبتا) از بحران انقلابی عبور کرد، سخت تردر حال حاضر، کارسوسیالیستی سازنده او می باشد . اما از طرف دیگر، چنین چیزی چارچوب ساختار اجتماعی جدید ماست، که توسط چهار ویژگی ذکر شده در بالا تبیین شده است، که همگی تلاشهای واقعی کارآمدی ست در حوزه اقتصادد و فرهنگ که عملا تحت تاثیرسوسیالیسم انجام پذیرفته است. تحت سلطه رژیم بورژوازی، کارگر بدون میل و یا اراده خود، به طور مداوم بورژوازی را متمول تر می نمود، و هر چه بیشتر، این کا ر را میکرد ،کار اوبهتر میشد . در اتحاد جماهیر شوروی یک کارگر خوب و با وجدان، اگر اهمیت بدهد که اینکار را انجام بدهد یا نه (در صورتی که او در حزب نبوده و از سیاست دوری کند) به نتایج سوسیالیستی دستیابی نموده و ثروت طبقه کارگر را افزایش می دهد. این در دستور عمل انقلاب اکتبر قرار دارد وNEP هیچ چیزی را در این رابطه تغییر نداده است.

کارگرانی که به حزب تعلق ندارند، که عمیقا به تولید ، به بخش فن آوری کار خود متعهد هستند، در روسیه ، بسیارند، اما آنها در مجموع «غیر سیاسی«، بی تفاوت نسبت به سیاست نیستند. در تمام لحظات جدی و دشوار انقلاب آنها با ما بوده اند. اکثریت قریب به اتفاق آنها از انقلاب اکتبر وحشت زده نشده اند،از آن نرمیده اند ، خائن نیستند. بسیاری از آنان در طول جنگ داخلی در جبهه های مختلف جنگیدند ،بسیاری دیگر برای ارتش کار کردند، مهمات فراهم نمودند. آنها ممکن است «غیر سیاسی«، توضیح داده شوند،اما در مفهومی دیگر، در زمان صلح آنان به کار حرفه ای و یا خانواده خود اهمیت میدهند تا به سیاست . همه آنان می خواهند کارگران خوبی باشند، هر کدام بیشتر و با کفایت تر در حرفه خاص خود شوند، به موقعیت بالاتری ارتقاء نمایند بعضا برای بهره رسانی به خانواده هایشان، وهمینطور برای ارضاء کاملا مشروع جاه طلبی حرفه ای اشان .بطور ضمنی هر یک از آنها، همانطور که قبلا گفتم، بدون آنکه آگاه باشند ، همه کار سوسیالیستی ارائه میدهند. اما با بودن درحزب کمونیست ، ما می خواهیم این کارگران آگاهانه کار تولید فردی خود را بعنوان یک کلیت، به مشکلات ناشی از ساخت و ساز سوسیالیستی گره بزنند.منافع سوسیالیسم با اتحاد این فعالیتها، محفوظتر خواهد شد، و سازندگان منفرد سوسیالیسم، رضایت اخلاقی والاتری را از طریق این عمل کسب خواهند کرد.

اما چگونه این به دست خواهد آمد؟ دسترسی یافتن به این نوع کارگر از طریق خطوط صرفا سیاسی بسیار دشوار است. او تمامی نطقهای گفته شده را شنیده است وبرای آن بیشتر از این اهمیتی قائل نیست . او تمایلی برای پیوستن به حزب ندارد. او افکار خود را بر روی کار خود متمرکز کرده است، و مشخصا از شرایط موجود در کارگاه خود، در کارخانه، دراتحادیه خود،راضی نیست.چنین کارگرانی به طور کلی سعی میکنند که خودشان مسائلشان را حل و فصل نمایند، آنها مراوده نمیکنند، و تنها طبقه ای هستند که خود آموختگی تولید میکنند. آنها پاسخگو به سیاست نیستندحداقل نه از صمیم قلباما ممکن است و باید در مورد مسائل مربوط به تولید و تکنیک به آنها نزدیک گردید.

یکی از اعضای کنفرانس مبلغان توده ای مسکو ، رفیق Kolzov، به کمبود شدید انتشارکتابچه های راهنما، کتابچه های دستی و راهنما در اتحاد جماهیر شوروی برای مطالعه صنایع دستی و تجاری اشاره کرد. کتاب های قدیمی از این نوع ،غالبا فروخته می شوند، و علاوه بر این، بسیاری از آنها از لحاظ فنی قدیمی هستند، با در نظر گرفتن اینکه به لحاظ سیاسی هم آنها معمولا آغشته به روح استثمارگرانه سرمایه داری هستند. کتابچه های فنی جدید بسیار کم هستند و بسیار دشوار یافته میشوند.انتشار یافتن آنها به طور تصادفی توسط ناشران مختلف و یا وزارت امور خارجه و بدون هر گونه طرح عمومی انجام میگیرد. از نقطه نظر فنی، آنها همیشه رضایتمندانه نیستند; برخی از آنها بیش از حد انتزاعی، بیش از حد آکادمیک و از نظرسیاسی معمولا بی رنگ بوده ، که، در واقع، ترجمه تقریبی صوری کتاب های خارجی هستند. چیزی که ما واقعا می خواهیم ، مجموعه ای از کتابهای جدید برای قفل سازان اتحاد جماهیر شوروی، برای قفسه سازان اتحاد جماهیر شوروی، وبرقکاران اتحاد جماهیر شوروی و غیره، است. کتابچه ها باید از تکنیکها و اقتصاد امروز ما اقتباس گرفته شوند، باید به فقر ما، و از طرف دیگر،به امکانات بزرگ ما اشاره نمایند، باید سعی کرده که معرف روش های جدید و عادات نوین در زندگی صنعتی ما شوند. آنها به هر حال تا آنجایی که ممکن است – باید نماینگر چشم انداز سوسیالیستی دررابطه با خواسته ها و منافع توسعه فنی باشند (این شامل استاندارد کردن، برق سازی، برنامه گذاری اقتصادی میشود) پرنسیپهای سوسیالیستی و نتیجه گیری ها نباید تبلیغاتی صرف در چنین کتابهایی گردند.آنها باید بخشی جدایی ناپذیر از آموزش های عملی را تشکیل بدهند. این کتاب ها ، با توجه به کمبود کارگران واجد شرایط، خواست خود کارگران برای کارآمد ترشدن، و همچنین با توجه به گسیختگی تجربه صنعتی خود در رابطه با سالهایی دراز از جنگ های امپریالیستی و داخلی؛ بشدت مورد نیاز هستند . در اینجا ما با یک وظیفه بسیار خوشنود کننده و مهم مواجه هستیم .

این البته مسئله آسانی نیست، که یک چنین مجموعه ای از کتابهای راهنمای دستی بوجود آورد. کارگران خوب عملی کتابچه های دستی نمی نوسند، و نظریه پردازان، که معمولا نوشتن را انجام می دهند، هیچ تجربه ای از قسمت عملی کار ندارند. علاوه بر این ،تعداد بسیار کمی از آنها، دیدگاه سوسیالیستی دارند. این مشکل را با این حال میتوان حل کرد، اما نه هنوز بعنوان مثال با روشهای روزمره«ساده«، بلکه با تلاش های مشترک . کار مشترک سه نویسنده ، بگویم ، برای نوشتن ، یا حداقل برای ویرایش یک کتاب راهنما،لازم است. در آنجا باید متخصصی با آموزش کامل فنی باشد، کسی که شرایط تولید در حال حاضر ما را در تجارت ارائه شده ، بداند و یا قادر به دریافت اطلاعات لازم باشد; دو نفر دیگر باید شامل یک کارگر مجرب آن تجارت خاص، کسی که علاقه به تولید داشته، و، در صورت امکان، تا اندازه ای استعداد ابتکار داشته باشد، و یک نویسنده حرفه ای، یک مارکسیست، یک سیاستمدار که علاقه مندی به صنعت وتکنیک و دانش داشته باشد. در این و یا در راه هایی مشابه ، ما باید به ترتیب ایجاد یک کتابخانه نمونه از کتابچه های فنی در تولید صنعتی دست بیازیم.. کتابها،باید البته، به خوبی چاپ شده، به خوبی تافته شده، قابل حمل و ارزان باشند. چنین کتابخانه ای در دو طریق مفید خواهد بود: استاندارد کار را اعتلاء می بخشد و در در نتیجه به موفقیت ساختار دولت سوسیالیستی خدمت میکند، و، از سوی دیگر، گروهی بسیار ارزشمند از کارگران صنعتی را به کل اقتصاد اتحاد جماهیر شوروی ، و در نتیجه، به حزب کمونیست پیوند می زند.

داشتن مجموعه ای از کتابچه های دستی، البته، همه آن چه که ما می خواهیم، نیست. فقط یک نمونه متد های نوینی که مستلزم مشکلات زمان حاضرما است ،ارائه دهم من تا اندازه ای با این سوال مشخص سر و کارداشته ام.در راستای منافع کارگران صنعتی «غیر سیاسی» کارهای بسیار دیگری وجود دارد که انجام بگیرد، مجلات تجاری باید منتشر شوند، و جوامع فنی باید شروع بکار نمایند. نصف مطبوعات حرفه ای ما باید برای کارگر صنعتی از این نوع «غیر سیاسی» اما با کارآمد، اهمیت قائل شوند، اگر میخواهند خوانندگانی خارج از کارکنان صرف اتحادیه های کارگری داشته باشند. بازگوترین استدلال سیاسی، با این حال، برای کارگرانی از آن نوع ،دستاوردهای عملی ما در امور صنعتی استهر موفقیت معمولی ای در مدیریت کارخانه ها و کارگاه های آموزشی ما، هر تلاش موثرحزبی در این راستا .

دیدگاه های سیاسی کارگر صنعتی که بیشترین اهمیت را برای ما در حال حاضر دارد، ممکن است که به بهترین وجهی با تلاشی به شرح ذیل در فرموله کردن تقریبی افکار بندرت ابرازشده او نشان داده بشود .

خوب، «او خواهد گفت» همه کسب و کار انقلاب و سرنگونی بورژوازی به انداره کافی خوب است ، هیچ چیزی بر ضد آن نمی توان گفت. آن یک بار و برای همیشه انجام شده است.ما نه نیازی به بورژوازی داریم ، نه نیازی به منشویکهایش ،یا دیگر همدستانش. اما در مورد «آزادی مطبوعات» که اهمیتی ندارد. آن هم نقطه مورد نظر نیست . اما در مورد اقتصاد چکونه است؟ شما، کمونیستها، مسئولیت بعهده گرفته اید که به تمامی آنرا مدیریت کنید . اهداف و برنامه های شما عالی هستند ،ما آنرا می دانیم . بدنبال تکرار کردن انچه که آنها هستند ،نروید. ما همه چیز را در مورد آن می دانیم، ما با شما موافقیم و آماده هستیم که شما را حمایت کنیماما شما در واقع چگونه آن چیزها را انجام خواهید داد؟ تا حال حاضرچرا که حقیقت را نگوییم – شما غالبا کارهای اشتباه کرده اید. خوب بله. ما می دانیم که همه چیز نمی تواند بیکباره انجام پذیرد، که شما باید کاررا فرا بگیری، و اشتباهات و سهل انگاریها اجتناب ناپذیر هستند. این ها همه کاملا درست است. و از آنجایی که ما بر ضد جنایات بورژوازی ایستادیم ، باید اشتباهات انقلاب را هم تحمل نماییم. اما برای هر چیزی حدی وجود دارد. در صفوف کمونیست ها به همانقدر انواع مختلفی از انسانها وجود دارد که در میان ما گناهکاران فقیر. بعضی هادر واقع شغلشان را یاد میگیرند، صادقانه قصد کاردارند، سعی میکنند به نتایج عملی دست یابند، اما بسیاری دیگر با حرفهای بیهوده از کار طفره میروند. وآنها آسیب زیادی میرسانند، چرا که با این عمل آنها کسب و کار به سادگی از میان انگشتان آنها می گریزد……..»

این گونه است که کارگرانی از آن قبیل ،دلیل و برهان می اورند – قفل سازان باهوش، با لیاقت، قفسه سازان و یا بنیان گذاران؛ نه مشتاقانه، ، بلکه از موضعی منفعلانه در سیاست ، اما جدی، نقادانه ، تا حدودی با شک و تردید، در عین حال، همیشه وفادار به طبقه هستندپرولتاریای بغایت با معیار. ،در این مرحله فعلی کار ما ، حزب باید این نوع کارگررا، بخصوص مد نظر داشته باشد. وابسته بودن ما به آناندر اقتصاد ، تولید، تکنیک ، گویا ترین نشانه سیاسی موفقیت ما در کار فرهنگی به معنای کامل کلمه، به آن معنایی که توسط لنین مورد استفاده قرار می گرفت ، است

علاقه خاص ما به کارگر کارآزموده به هیچ وجه با مهم ترین مشکلات حزببا علاقه وافر ما به نسل جوان پرولتاری ما،سنخیت ندارد. نسل جوان در شرایط لحظه ای معینی رشد می نماید، سالم و قوی پرورانده میشود، با توجه به روشی که در آن برخی از مشکلات به خوبی تعیین شده ، حل شده اند.

ما می خواهیم نسل جوان ما، در وهله اول، به کارگرانی خوب، بحد اعلا، مجرب، متعهد به کار خود، تحول یابند.آنها باید با این اعتقاد راسخ نمونمایند که کار تولیدی خود را هم زمان کاری برای سوسیالیسم قلمداد نمایند. اشتیاق به آموزش حرفه ای، تمایل به کارایی، به طور طبیعی به نظر پرولتا ریا جوان ما اعتباری والا نسبت به «مردان پیر» که کارشناسانی درحرفه خودهستند و همان طور که در بالاگفتم، معمولا خارج از حزب می ایستند، می بخشد، در نتیجه، ما می بینیم که اشتیاق ما در داشتن کارگران خوب، صادق و کارآمد به نهضت آموزش کامل نسل جوان در حال رشد خدمت میکند. بدون آن پیشروی به سوی سوسیالیسم نمی تواند وجود داشته باشد.

[1] لنین: در باره همکاری، زبانهای خارجی خانه چاپ و نشرزبانهای خازجی، مسکو، 1951، pp.14-15 – LSSP

[2] سیاست اقتصادی جدید.

آخرین به روز شده در: 9 مرداد 2009

اطلاعاتی در مورد انتشار این مقاله : در 10 جولای، سال 1923 در روزنامه پراودا منتشر شده است. مقالات بر اساس گفتمانهایی با مبلغان کمونیست در مسکو نوشته شده اند. این مقاله از مشکلات زندگی، Methuen، 1924، فصل 1 گرفته شده است. این دقیقا نسخه دوباره چاپ شده همان متن توسط سوسیالیست های جوان کلمبو در سال 1962 (pp.5-13) است اما با مقدمه ای مختلف که جایگزین نسخه مینسکی شده است. مشکلات زندگی روزمره، نسخه , Pathfinder، سال 1973 ،با افزودن مقالات مختلف و برخی از مقالات دیگر گسترش یافته یا تغییر کرده است. [ نت توسط رونویساریک[

Leon Trotsky- Not By Politics Alone Does Man Thrive

http://www.marxists.org/archive/trotsky/1924/xx/alone.htm