بین المللی, سرتیتر

نمونه ای ازعمل کرد امپریالیسم درداخل و خارج آمریکا

نمونه ای ازعمل کرد امپریالیسم درداخل و خارج آمریکا

افتضاح نجات دهی مالی بانکها: وزارت خزانه داری ایالات متحده «حق امتیاز رأسا» را برای مدیران اجرائی شرکتهای نجات یافته تأیید کرد

توسط آندره دامون (Andre Damon) و بِری گری (Berry Grey)، World Socialist Program، 30 ژانویه 2013

در روز دوشنبه، این مقام وزارت خزانه داری وظیفه نظارت بر 700 میلیارد دلار وجوه نجات بانکی برای برنامه ترمیم مشکل دارائی (Troubled Asset Relief Program, TARP ) را صادر کرد، مبنی بر اینکه خزانه داری ایالات متحده آمریکا به طور معمول درخواست های متعددی از جانب شرکتهای نجات یافته درمورد حق امتیاز روسا را بیش از رهنمون های تعیین شده به منظور ظاهراً محدود نشان دادن پرداختی ها توسط این شرکتهای (کمک گیرنده) مالیات دهنده تصدیق کرد.

این گزارش توسط کریستی رومرو (Christy Romero)، بازرس ویژه برنامه امدادی برای دارائی های مشکلدار، (توسط کنگره آمریکا به منظور هدایت، نظارت و هماهنگی ممیزی ایجاد شده – مترجم)، وزارت خزانه داری و استاد ویژه آن برای پاداش به اصطلاح معروف به « پرداخت سزاری، Pay Czar » (نام مستعار «استادویژه برای پرداخت غرامت«، به کنت فاینبرگ، Kenneth Feinberg داده شده است. او پس از انتصابش از سوی وزارت خزانه داری ایالات متحده به منظور نظارت بر جوائز پرداخت پاداش به مدیران شرکتهائی که وجوه پرداختی ایالات متحده در دوران بحران مالی 2008 – 2009 برای رهائی از ورشکستگی را پذیرفتند، استفاده شد.) تصویب «بیش از حد» بسته های پرداختی برای شرکتهای نجات یافته را مقصر شناخت. این گزارش خاطرنشان ساخت: مدیران شرکتهای مالیات دهنده نجات یافته، « مدام میلیونها دلار بسته بندیهای پرداختی که توسط وزارت خزانه داری تأیید شده و بیشتر اوقات بیش از حد دستور العمل می باشد را به چنگ می آورند ».

این گزارش درمورد سه شرکت نجات یافته متمرکز شد. شرکت غول پیکر بیمه، گروه بین المللی آمریکائی (AIG, American International Group)، جنرال موتورز (GM) و متحد مالی (Ally Financial، قبلاً بخشی از جنرال موتورز بود). AIG، بیش از 182 میلیارد دلار وام دولت را نقد دریافت کرد به انضمام 40 میلیارد دلار به صورت وجوه TARP. جنرال موتورز مبلغ 13.4 میلیارد دلار دریافت کرد و متحد مالی، 17،3 میلیارد دلار دریافت نمود.

طبق گفته SIGTARP، در سال 2012 ، وزارت خزانه داری ایالات متحده ، به 18 نفر از کارمندان سه شرکت مبلغ 6،2 میلیون دلار اضافه حقوق پرداخت که تماماً تا حدودی متعلق به دولت فدرال بود که بلوکهای بزرگی از سهام های خود را نگه می داشت، مدیر اجرائی بخش AIG مبلغ یک میلیون دلار اضافه حقوق دریافت کرد، مدیر ارشد اجرائی واحد اروپای جنرال موتورز مبلغ صد هزار دلار اضافه حقوق و مدیر Ally Residential Capital، 200 هزار دلار اضافه حقوق در مدت یک هفته قبل ازاینکه شرکت تابعه Ally Financial ، اعلام ورشکستگی بکند، دریافت کرد.

این گزارش به این نتیجه رسید که با وجود دستور العمل های دولت که مدیران در شرکتهای نجات یافته نباید بیشتر از حد متوسط شرکتهای مشابه دریافت کنند، 63 در صد از مدیران ارشد سه شرکت بیش از هم پایه گان خود دریافت کردند. این گزارش، از Pay Czar به خاطر تأیید درخواست شرکتها در مورد دریافت پول، انتقاد کرد.

در سال گذشته مبلغ 10،5 میلیون دلار به مدیر ارشد AIG، رابرت برنموشه (Robert Bernmosche) اهدا شد در حالیکه، مدیر ارشد Ally، مایکل کارپنتر (Michael Carpenter)، مبلغ 9،5 میلیون دلار دریافت کرد. همه آنها به جز یکی از 25 کارمند ارشد بیش از یک میلیون دلار پاداش دریافت کردند. روی هم رفته 16 نفر از دریافت کنندگان (پاداش) عالی رتبه بیش از 107 میلیون دلار دریافت کردند.

رومرو دراین گزارش اشاره می کند که 65 نفر از 69 نفر کارمندان ارشد AIG، جنرال موتور و Ally هر کدام حقوقی برابر با 450 هزار دلار دریافت می کنند در حالیکه، در سال 2011 ، حد متوسط درآمد یک خانوار مالیات دهنده برای نجات این شرکتها ، 50 هزار دلار در سال بود.

Pay Czar وزارت خزانه داری، پاتریشیا جورج هگن (Patricia Georghegan) گزارش SIGTARP را با تحقیر رد کرد، با این ادعا که این گزارش پر از اشتباه می باشد. این خانم اظهار داشت که دفتر او «پاداش بیش از اندازه محدود را دارد در حالیکه، در همان زمان پاداش را در سطحی نگهمیدارد که دریافت کننده را قادر می سازد که رقابتش را حفظ کند…..» نیاز به حفظ «رقابت» دستمزد به بهانه داشتن استاندارد برای توجیه حقوقها و پاداشهای موهن می باشد که هم چنان به جیب مدیران شرکتهای غول پیکر ریخته می شود.

کنت فاینبرگ، اسبق جورج هگن، به عنوان Pay Czar، به همین طریق بی اعتبار بود، SIGTARP را نظر دهی فردی در مورد چیزی که هیچ گونه تخصصی درآن مورد ندارد، می پنداشت.

مقامات خزانه داری و بانکها که منافع شان را این خزانه داری حفظ می کند، می توانند اندک توجهی به گزارش SIGTARP بدهند برای اینکه، این آژانسی که قرار است به عنوان سگ نگهبان بی دندان طراحی شده است. قانون TARP که توسط دولت بوش ایجاد شد، و پس از آن با پشتیبانی باراک اوباما، و بعد طلیعه آن از طریق کنگره آمریکا توسط رهبران جمهوری خواهان و دمکراتها پشتیبانی می شد، با دادن ظاهری از نظارت عمومی از برنامه نجات مالی، آژانس های به اصطلاح سگ نگهبان از هرگونه قدرت واقعی محروم ماندند. SIGTARP، از زمان آغاز به کار خود گزارشات انتقادی کاملی را ارائه داده که توسط کاخ سفید و کنگره آمریکا کاملاً نادیده گرفته شده است.

بذل و بخشش اوباما زمانی که به ارقام شش رقمی و هفت رقمی پاداش ها برای مدیران جنرال موتورز می باشد، در تضاد کامل با نگرش خود نسبت به کارگران جنرال موتورز قراردارد. در سال 2009 ، اوباما اصرار داشت که حقوق پرداختی تمام استخدام های جدید (نا گفته نماند که جنرال موتورز به عنوان تصویر آمریکا در این بحران عظیم مالی، کارمندان و کارگران خود را از 500 هزار نفر به 38 هزار نفر تقلیل دادمترجم) جنرال موتورز دستمزد نیمی از کارگران سابق باید به عنوان بخشی از نجات مالی شرکت خودرو کاهش یابد. گزارش SIGTARP، بر بد بینی و ریاکاریی که لایه زیرین ایجاد موقعیت Pay Czar است را از بدو پیدایش آن تأکید دارد. هرگز چیزی بیش از گمراه کردن به خاطر گول زدن مردم به این که اعتقاد داشته باشند که حد و حدودهائی را در مورد حقوق مدیران در شرکتهای نجات یافته مالی قائل هستند، درنظر ندارند.

اکثریت عظیم مردم، مخالف TARP بودند، زمانی که در اوایل سال 2008 توسط کنگره آمریکا تصویب شد. در ماه مارس 2009 ، خشم عمومی به نقطه انفجار رسید وقتی که روشن شد که AIG، در بخش محصولات مالی، مبلغ 168 میلیون دلار به عنوان پاداش برای ابقاء آنها به مدیران ارشد خود پرداخته – واحدی که شرط بندیهای سفته، شرکت را به نقطه فروپاشی آورد. لوایح متعددی به کنگره آمریکا برای محدود کردن پرداخت به مدیران بانکها و شرکتهای نجات یافته مالی راه یافت.

اوباما و وزیر خزانه داری، تمونی گایدنر، بر ضد این لوایح به پا خاستند، و به طور بلند آوازه ای اعلام کردند که موافقت نامه های پرداختی به AIG می بایست به خاطر «تقدس قراردادها» محترم شمرده شود. مداخله دولت اوباما سبب ضایع شدن قانون پیشنهادی در مورد پرداخت به مدیران ارشد شد.

به زودی پس از آن، دولت اوباما مدیر مخصوصی را برای موقعیت پاداش ها (Pay Czar) به کار گمارد که با گول زدن مردم خشم عمومی را تسکین دهد و چنین وانمود کند که در واقع کاری توسط این دولت برای ممانعت از حرص و طمع وال استریت دارد صورت می گیرد. هم چنانکه گزارش SIGTARP روشن می سازد، این فقط مانور دیگری برای فریب مردم بود.

ـــــــــــــــــــــــــــ

«ارتش آزاد سوریه» مورد حمایت ایالات متحده و ناتو:درحال سقوط و از هم پاشیدگی.

Free Syrian Army (ارتش آزاد سوریه، FSA) هم چنان به مانند یک ستاره مرده روشن است

توسط تیری میسان ((Thiery Meyssan، دوم ژانویه 2013 ، voltairnet.org

(باوجود ضد ونقیض گوئیهائی که دراخبار رسانه های عمومی کشورهای امپریالیستی درمورد پیش روی نیروهای اپوزیسیون دولت بشاراسد در سوریه پخش می شود، ما مناسب دیدیم که نظر مخالفی را در رنجبر بیاوریم تا با شنیدن نظرات متفاوت خوانندگان رنجبر به قضاوت مناسب تری نسبت به اوضاع جنگ درسوریه برسند. هیئت تحریریه)

درحالیکه مطبوعات فرانسه همچنان «سقوط قریب الوقوع» دولت سوریه و «فرار بشار اسد» را اعلام می دارد، واقعیت برروی زمین 180 درجه مغایر است. اگرچه هرج و مرج دربسیاری از مناطق کشورموجود است، «مناطق آزاد» مثل برف درآفتاب ذوب می شود. «ارتش آزاد سوریه» محروم از نقاطی که بتوانند درآن لنگر بیاندازد، هیچ گونه چشم اندازی برایش باقی نمانده که به آن دل ببندد. درصورتی که واشنگتن و مسکو اوضاع را به حالت توازن درآوردند، شیپور آخربازی را نیز به صدا درخواهندآورند.

شمارش معکوس هم اکنون آغاز شده است. به محض اینکه دولت جدید اوباما توسط مجلس سنا تأیید شود، طرح صلحی را برای سوریه به شورای امنیت ارائه خواهد داد. از نظر قانونی، هرچند پرزیدنت اوباما موفقیت به دست آورد، دولت سابق او فقط مسئول مدیریت امور جاریست و نمی تواند هرگونه ابتکار عمل بزرگی را دارا باشد. از لحاظ سیاسی، اوباما قادر به واکنش نشان دادن نبود، درزمانیکه در بحبوحه ی انتخابات ریاست جمهوری بسر می برد. چونکه برخی از همکاران او در توافقنامه ژنو تخریب کردند. اما او درست بعد از اعلام انتخاب مجدد خود شروع به خانه تکانی کرد. هما نطور که انتظار می رفت، ژنرال دیوید پترائوس (David Petraeus)، معمار جنگ با سوریه، به دامی افتاد که درانتظارش بود و مجبور به استعفا شد. همانطورکه انتظار می رفت، سران ناتو و طراحان سپر موشکی را– مغایر توافق با روسیه – به واسطه فساد، تحت بررسی قرار دادند و مجبور به سکوت شدند. هم چنین همان طورکه انتظار می رفت، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه، دیگر به بازی گرفته نشد. فقط روش انتخاب شده برای از بین بردن اوباعث شگفتی شد: یک سانحه جدی مربوط به سلامتی، او را در کما فرو برد.

درهمان حال در سازمان ملل متحد، همه چیز به حالت طبیعی به جلو میرفت. اداره عملیات حفظ صلح (The Department of Peacekeeping Operations, DPKO) با سازمان پیمان امنیت جمعی (COLLECTIVE Security Treaty Organization, CSTO) نامه غیر رسمی ای را در ماه سپتامبر به امضاء رساند. درماه اکتبر، این اداره تمرین های نظامی (مانور) سازمان پیمان امنیتی جمعی در قزاقستان را تحت نظارت خودگرفت، گسیل نیروی «blue chapkas» به سوریه را تمرین های آزمایشی داد. در ماه دسامبر، اداره عملیات حفظ صلح (DPKO)، نمایندگان نظامی اعضای دائمی شورای امنیت را برای آگاهی دادن به آنها در مورد شیوه ای که گسیل نیروباید انجام گیرد در جلسه ای گرد هم آورد. با وجود مخالفت با این گونه راه حل، فرانسه و انگلیس در مقابل خواسته های ایالات متحده آمریکا تسلیم شدند.

بااین حال، فرانسه اقدام به استفاده ازنماینده ویژه مشترک سازمان ملل متحد واتحادیه کشورهای عربی، لَخدر براهیمی (Lakhdar Brahimi)، طرح صلح ژنو را که همگام با اعتراضاتی که در سیم ژوئن مطرح کرده بود، تغییر داد. درنهایت، براهیمی با دقت از گرفتن یک موضع خودداری کرد و درعوض خودرا با انتقال پیام هائی به این سو و دورازآن سو مابین بخشهای مختلف مورد اختلاف، راضی کرد.

حقیقت امر اینست که در شهرها، دولت سوریه دست بالا را دارد. وضعیت نظامی معکوس شده است. فرانسه خود از ذکر «مناطق آزاد» خود داری کرده است، آرزوی آنها راه حل از طریق دادن اختیاربه سازمان ملل می باشد. این مناطق به طور پیوسته درحال کاهش اند، و مناطقی که هنوز در دست دولت نیست، دردست سلفی های بدنام بی اعتبار قراردارد. به نیروهای «ارتش آزاد سوریه» تعلیم داده شده بود که مواضع خودرا ترک کرده و دراطراف پایتخت برای حمله نهائی خودرا آماده سازند. کنتراها امیدوار بودند که پناهندگان فلسطینی را صف آرائی کنند. عمدتاً سنی نشین های مسلمان، برضد رژیم سوریه به همان شیوه ای که حریریها در لبنان تلاش کردند که فلسطینی های سنی را در اردوگاه پناهندگان نهرالباَرد بر ضد شیعیان حزب الله بشورانند. همانطور که در لبنان این هدف با شکست مواجه شد، چرا که فلسطینی ها به خوبی می دانستند که دوستان آنها چه کسانی هستند و چه کساانی واقعاً برای رهائی سرزمین ها یشان مبارزه می کنند. مشخصاً، در جنگ تجاوزگرانه هشت روزه اسرائیل به غزه، سلاح های ایران و سوریه بود که این منطقه را نجات داد، درحالی که پادشاهان خلیج فارس حتی یک انگشت خودرا نیز به حرکت درنیاوردند.

عناصر خاصی از حماس، وفادار به خالد مشعل وبا مخارج قطر، درهای اردوگاه الیرموک را به سوی چند صد نفر از جنگجویان جبهه به منظور محافظت لوانت (شاخه القاعده ای سوریه/لبنان)، هم چنین مربوط به قطررا باز کردند. آنها عمدتاً علیه فرماندهی کل «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» می جنگیدند. از طریق (SMS) موبایل، دولت سوریه از 180000 ساکنین اردوگاه خواست که دراسرع وقت محل را تخلیه کنند و به آنها محل اقامت های موقت در هتل ها، مدارس و باشگاه های ورزشی در دمشق را توصیه کرد. برخی از آنها ترجیح دادند که به لبنان بروند. روز بعد، ارتش سوریه با توپخانه سنگین به اردوگاه حمله ورشد و کنترل آنجا را دوباره به دست آورد. سپس، 14 سازمان فلسطینی توافقنامه ای را تحت عنوان این که اردوگاه «منطقه بی طرف» است را امضاء کردند. جنگجویان FSA، «ارتش آزادر سوریه» به طور منظم عقب نشینی کرده و جنگ خود علیه سوریه را درحومه شهر از سرگرفتند، درحالی که مردم غیرنظامی به خانه هایشان بازگشتند. آنها اردوگاه ویران شده ای را تخلیه کردند، جائی که مدارس و بیمارستانها به طور سیستماتیک نابود شده بودند.

از لحاظ استراتژیک، جنگ هم اکنون به پایان رسیده است: FSA، حمایت مردمی را که زمانی برخورداربود از دست داده اند و هیچ گونه شانسی برای رسیدن به پیروزی را دیگر ندارند. اروپائی ها هنوز فکر می کنند که آنها می توانند علیه رژیم از طریق جلب مقامات بالا، کودتا کنند، اما متوجه شده اند که این غیر ممکن خواهد بود که این عمل با FSA انجام پذیرد. کنترا ها به ورودشان ادامه می دهند، اما جریان پول و سلاح درحال خشکیدن است. بخش عمده ای از حمایتهای بین المللی متوقف شده است اگرچه، پیآمد آن در میدان جنگ هنوز نمی تواند دیده شود، بسیار شبیه ستاره ای است که می تواند پس از مرگش به مدت طولانی به درخشد.

ایالات متحده آمریکا به روشنی تصمیم گرفته است که به نوبه خود ورق را با فداکردن FSA برگرداند. به طوری که دستورالعمل های بی معنی را می دهد که منجر به مرگ کنتراها می شود. هزاران نفر درماه گذشته کشته شدند. درحالیکه، در واشنگتن، شورای اطلاعات ملی (National Intelligence Council) با بدگمانی اعلام کرد که «جهادگرائی بین المللی» (International Jihadism»») به زودی محو خواهد شد. سایر متحدین ایالات متحده در حال حاضر باید از خود سئوال کنند که آیا این معادله جدید به آن معنی نیست که خود آنها هم قربانی خواهند شد؟

ـــــــــــــــــــ

پدرآرون شوارتز: «دولت فرزند مرا کشت»:

«کسیکه این جهان را به محیط بهتری تبدیل کرده بود، دولت مسبب مرگش شد».

توسط تارنمای جهان سوسیالیستی، 16 ژانویه، 2013

مراسم تشیع جنازه آرون شوارتز روز سه شنبه در کنیسه خیابان سنترال، واقع در هایلند پارک، ایالت ایلینوی (Illinois) برگزار شد. این مراسم با استقبالی سرشار از دوستان، خانواده ها و همکاران و کسانی که برای ادای احترام به مرگ جوان 26 ساله فعال اینترنتی که جان خود را در هفته گذشته گرفت توأم بود.

رابرت شوارتز، پدرآرون، دراظهاراتی که در مراسم تشیع جنازه ارائه داد، ملامت نیشداری را به دولت آمریکا فرستاد. او اظهار داشت، «آرون خودکشی نکرد». «دولت او را کشت، کسی که این جهان را به محیط بهتری تبدیل کرده بود، دولت مسبب مرگش شد

سرویس وجه اشتراک جی استور(JSTOR) از طریق دانشکاه ام آی تی (Massachusetts Institute of Technology)، با هدف فراهم ساحتن این مقالات، درموقع مرگ برحسب اتفاق شوارتز به اتهام خیانت از جانب دولت، میلیونها مقاله از مجله های علمی را بنا به گفته ای آزادانه کپی الکترونیکی کرده و در دسترس همگان قرارداد. دادستان دولت فدرال خواهان زندان برای اوشد، و شوارتزدرصورت محکومیت با چشم انداز 35 سال زندان مواجه می شد.

رابرت شوارتز با احساسات درمورد پسرش صحبت می کرد، او گفت: پسرم درست مثل « یک نوری در دنیای تاریک بود. » بزرگ شد، او اقدامات اصولی آرون که درخدمت دسترسی یافتن به اطلاعات بازبود را با جرم و جنایت سیستم مالی که اقتصاد جهان را به سقوط کشاند، مقایسه کرد.

شوارتز اشاره کرد که آرون هیچ کار غیر قانونی را مرتکب نشد ولی باوجوداین، توسط دولت آمریکا مورد اذیت و آزار قرارگرفت. او عملکرد فرزند خودرا با کسانی که کارهای «بی محتوا و یا غیرقانونی» به منظور کسب ثروتهای کلان می کنند مقایسه کرد و نامهائی مثل مارک زوکربرگ (Mark Zuckerberg)، Steve Jobes، و Bill Gates را ذکر نمود.

شوارتز از نوجوانی، رُل بسیار مهمی را در توسعه زیرساختهای اینترنت، ازجمله RSS feeds (Rich Site Summary)، بازی می کرد ( این فرُمتی است برای ارائه محتوای وب به طور منظم. بسیاری از اخبار مربوط به سایتها، وبلاگها و ناشران دیگراینترنتی را به هرکسی که مایل باشد تحت عنوان RSS feeds دراختیارش قرار می دهد). کمپانی ای که او تأسیس کرد، اینفوگامی (Infogamy) با رِدیت (Reddit) ادغام شد، که از آن زمان به بعد تبدیل به یکی از محبوب ترین لینک ها ی جمع آوری اطلاعات بر روی سایت اینترنت شده است. شوارتز هم چنین مؤسس Demand Progress، گروهی که مروج آزادی اینترنت اند، بود.

شوارتز درسندی درتوصیف نظرات خود، نوشته شده در سال 2008 ، استدلال می کرد که « میراث علمی و فرهنگی جهان، درطول قرنها، که درکتابها و مجلات منتشر می شدند، به طور فزاینده ای درحال دیجیتالی شدن می باشند و توسط تعدادانگشت شماری از شرکتهای خصوصی لاک و مهر شده انداو اضافه کرد که شرکتهای غول پیکر کاملاً مخالف هرگونه تلاش برای فراهم کردن اطلاعات به طور گسترده دردسترس عموم هستند، و « سیاستمدارانی که توسط این شرکتها خریداری شده اند از این شرکتها پشتیبانی همه جانبه می کنند. »

درمراسم تشیع جنازه، دوستان و خانواده آرون صحبت از کنجکاوی عقلانی و ذهنی، ازخودگذشتگی، حساسیت عاطفی و نگرانی عمیق وی برای بهبودی این جهان می کردند. سخنرانان مختلف صحبت از «نوری» دردرون آرون می کردند که مردم را به سمت او که در در پی نگهداشتن جهان در یک استاندارد بالاتری بود جلب می کرد. آنها از توانائی های او که دیگران را به چالش می کشید و برای حل مسائل پیچیده، اعم از فنی یا اجتماعی الهام می بخشید، صحبت می کردند.

یار و همد ست آرون، Taren Stinebreckner-Kauffman، از او فرد مهربان، حساس و خلاقی را به یاد می آورد. او گفت که « آرون می خواست دنیا را به شدت متحول سازد و تغییر دهد. اواین تغییر و تحول را بیش از پول و شهرت می خواست». اوگفت، «آرون می خواست ما دنیا را آن طور ببینیم که هست، حتی اگر انجام این کاربرایش بسیار دردناک بود

درمصاحبه ای با لوس انجلس تایمز، Stinebecker-Kaufman گفت، «هرگز این قدر نگران درمورد آرون نبود که در چند روزقبل از پایان عمرش نگرانی را حس می کرد، و هیچ شکی در ذهن من وجود ندارد که این امر اتفاق نمی افتاد اگر پیگرد قانونی علیه او بیش از حد خود فراتر نمی رفتاو گفت که شوارتز ناراحت و پریشان بود به خصوص نیاز به کمک مستمر مالی از دوستان و حامیان کمپین دفاع ازخود داشت. «او نمی توانست یک روز دیگر هم با این حالت مواجه شود که از او بخواهند «آیا شما این کاررا انجام داده اید، آیا از مردم درخواست کمک مالی کرده ای؟ من فکر می کنم که او به معنی واقعی کلمه ترجیح می داد که زنده نباشد

دیگر سخنرانان و همکاران در مراسم تشیع جنازه آرون صحبت می کردند از اهمیت و توجهی که آرون به هرموضوعی که برای درکش به دنبال آن می رفت می داد. دوست وهمکارش، Larry Lessing، استاد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد گفت، «او به مراتب عاقل تر از سن خود بود».

وکیل مدافع آرون، الیوت پیترز( Elliot Peters)، جوان آسیب پذیری را به خاطر می آورد که به حفاظت نیاز داشت، اما همیشه با روح و زنده بود زمانی که مکالمات تبدیل به موضوعات پیچیده می شد. او بسیار اندوه ناک از این بود که آرون به زندگی خود پایان داد، هم چنانکه او احساس می کرد که با رسیدگی به این مورد، آرون می توانست پیروز گردد. پیترز بر علیه بیانیه کارمن اورتیز (Carmen Ortiz)، دادستان ایالات متحده صحبت کرد که « سرقت، سرقت است فرق نمی کند که شما از یک دستور کامپیوتری استفاده کنید یا از یک دیلم، و یا اینکه شما اسناد یا اطلاعات و یا دلارها را به سرقت ببرید. »

اورتز، دادستان ایالات متحده برای ناحیه ماساچوست و منتخب اوباما، همراه با استفان هیمن (Stephen Heymann)، معاون دادستان، شوارتز را تحت عنوان محکومیت به جنایت زیر فشار قرار دادند. دراین مورد آنها به دستور اکید دولت اوباما عمل می کردند که به شدت تمام افرادی را که مخالف کنترل اینترنتی توسط شرکتها و دولت هستند را تحت تعقیب قرار می دهند.

حتی پس از این که JSTOR نشان داد که هیچ علاقه ای به دنبال کردن پرونده شوارتز را ندارد، دولت فدرال با حمایت از MIT، وزنه کامل قانون را بر علیه او متوجه ساخت. اتهامات بیش از حد همراه بود با امتناع برای رسیدن به هرگونه حل و فصل که طول زندان و درخواست (یا عذرویا وعده مشروط) به جرم درمورد 13 فقره جنایت را شامل می شد.

«من گفتم، ممکن است به او جرم تخطی از قانون یا دوره آزمایشی مشروط بدهید، و آنها گفتند، هرگزچنین چیزی رُخ نخواهد داداین مطلبی بود که پیترز درروز دوشنبه اظهارداشت. پیترز همچنان گفت، شوارتز درمورد عدم قبول درخواست به جرم، تزلزل ناپذیر بود، اما این امر به معنی مواجه شدن به محاکمه بود که نیاز به منابع عظیم مالی داشت و می توانست زندگی او را نابود سازد.

خبرنگاران وب سایت جهان سوسیالیستی با چند نفرازشرکت کنندگان درمراسم تشییع جنازه صحبت کرند. کاتلین گی اِر(Kathleen Geier)، یک نویسنده ماهانه واشنگتن گفت، «آرون نماینده بهترین انسانها در آمریکا بود. او بیشتر از هرکسی که من می شناختم می خواند وموضوعات بسیار زیادی را مورد مطالعه دقیق قرار می داد. او نماینده روشنگری برای تمام ماست. »

پیتر اکرسلی (Peter Eckersley)، مدیر فنآوری پروژه ها در بنیاد جبهه ی الکترونیکی (Electronic Fronti Foundation) و یک دوست همکار شوارتز گفت، «از دست دادن شوارتز بسیار سهمناک بود. ما هر دو با یکدیگر درمبارزه علیه SOPA و PIPA هم کاری می کردیم، » که اشاره ای است به قانون پیشنهادی برای افزایش کنترل دولت بر روی اینترنت.

با اشک در چشمانش، اکرسلی گفت، « مشکل بزرگ در ایالات متحده آمریکا، سیستم عدالت کیفری است که خارج از کنترل شده است. من از استرالیا آمدم ومشاهداتی را که دارم برایم غیر قابل تصور است. شما سیستمی دارید که افرادی را که به کسی صدمه نمی زنند به زندان می افکنید. »

آرون شوارتز: آیا یکی از شرکای مؤسس رِدیت به خاطر سانسور و اذیت و آزار دولت ایالات متحده خودکشی کرد؟

به افتخار او، آیا رِدیت میتواند سانسور دراین کشوررا متوقف سازد؟

توسط بلاگ واشنگتن، مؤسسه تحقیقات جهانی، 14 ژانویه، 2013

سانسور و اذیت و آزار دولتی (او احتمالاً از نظر طبی افسردگی و ظاهراً دست به خودکشی زده است؛ هیچکس هم ادعا نکرده که اوبه قتل رسیده است.)

تهیه و تنظیم از نشریه رنجبر شماره ۹۴