سرتیتر

کمونیست ها امروز – تغییرات به عمل آمده در جنبش جهانی

(حزب و جهان بینی آن)
پروفسور دکتر هانس هاینتس هولتس
برگردان یدالله سلطانپور
بلحاظ بین المللی شرایط از این قرار است:
جنبش جهانی کمونیستی در وهله اول باید دو باره در میدان های ملی و منطقه ای مبارزه طبقاتی وارد عمل شود، تا زمینه برای اعتلای جنبش توده ها به جنبش بین المللی فراهم آید.
فصل هشتم
بخش سوم
تغییرات به عمل آمده در جنبش جهانی  
·        اکنون، ایدئال انقلاب اکتبر در پیوند با تلاشی جوامع سوسیالیستی به چه معنی است؟
1
·        جنبش کمونیستی جهانی ـ کماکان ـ وجود دارد، آنهم نه فقط در متروپول های سرمایه داری.
2
·        جنبش کمونیستی جهانی بعد از انقلاب اکتبر در قبال وظیفه صرفنظر ناپذیر دفاع از اولین جامعه سوسیالیستی در حال تشکیل، یعنی اتحاد شوروی جوان و مبارزه برای حفظ و تحکیم ثبات داخلی و خارجی آن قرار داشت. 
3
·        تشکیل جنبش کمونیستی جهانی یکی از نتایج تاریخی بزرگ انقلاب اکتبر بوده است.
4
·        این وظیفه پس از پیروزی فاشیسم در بسیاری از کشورهای اروپا اهمیت عظیمی کسب کرد.
5
·        مبارزه بر ضد فاشیسم به مبارزه در راه حراست از بشریت در مقابل بربریت فاشیسم بدل شد و از حد جنبش کارگری فراتر رفت.
6
·        کمونیست ها از زن و مرد، بمثابه فداکارترین و از خود گذشته ترین پیکارگران، در صفوف مقدم این پیکار سرنوشت ساز برای بشریت قرار داشتند.
7
·        پیکار بر ضد فاشیسم با پیکار برای حفظ و تحکیم اتحاد شوروی وحدتی را تشکیل می داد (وحدتی دیالک تیکی. مترجم).
8
·        جنبش کمونیستی جهانی می بایستی در این شرایط تاریخی ـ جهانی به گشتاوری از استراتژی حفظ اولین دولت سوسیالیستی و چه بسا به غلام حلقه بدوش آن بدل شود.
الف
·        می توان گفت، که مسخ هائی در جنبش جهانی صورت گرفته اند.
ب
·        می توان گفت، که منافع ملی در مبارزه طبقاتی به نفع سیاست خارجی و ثبات داخلی اتحاد شوروی واپس رانده شده است.
ت
·        می توان تضادهائی را نشان داد که از این شرایط، سر برکشیده اند.
پ
·        اما نمی توان گفت که سمتگیری مبتنی بر مقدم دانستن منافع قدرت شوروی بر منافع ملی در جنبش کمونیستی جهانی بدستور سران اتحاد شوروی، بدستور استالین و یا هر کس دیگر صورت گرفته است. 
9
·        این در لحظه پیروزی انقلاب اکتبر و تشکیل اولین دولت سوسیالیستی یک ضرورت منطقی بود که حفظ و تحکیم این دولت باید بمثابه مسئله مرکزی جنبش کمونیستی جهانی تلقی شود.
10
·         در سراسر دوران رویاروئی دو سیستم اجتماعی آشتی ناپذیر نیز قضیه از این قرار بود و برای ما مشکلاتی به همراه داشت.
الف
·        چون اردوگاه سوسیالیستی در حال تشکیل، بنا بر تضادهای داخلی خویش، فرم های نمودین خاصی به خود گرفت و قوانین خاص خود را تدوین کرد، که نه در برنامه ایدئال سوسیالیسم پیش بینی شده بود و نه می بایستی جزو تعین های ضرور توسعه سوسیالیستی در کشورهای دیگر باشد.
ب
·        اما این اردوگاه ـ در هر حال ـ وجود داشت و ما طبیعی بود که باید به همبستگی با آن برخیزیم.
ت
·        در صحت این موضعگیری اصلا نمی توان تردیدی به دل راه داد.
پ
·        این موضعگیری ـ بلحاظ منطقی و سیاسی ـ صرفنظر ناپذیر بود.
11
·        اکنون، وضع بطور بنیادی عوض شده و این در واقع، بمعنی پیدایش وضع جدیدی در شرایط دوران ما ست.
12
·        جنبش کمونیستی جهانی اکنون دو باره در شرایط به اصطلاح، سیاسی ـ جهانی قبل از پیروزی انقلاب اکتبر قرار دارد.
الف
·        چند و چون شرایط سیاسی ـ جهانی فعلی را می شد در تصمیمگری سازمان ملل متحد در باره جنگ خلیج دید.
ب
·        اینجا منافع بلاواسطه سرمایه، بمثابه منافع همبود جهانی جا زده شد و به درجه دفاع از حقوق بشر ارتقا داده شد.
ت
·        البته من قصد تجلیل از نقش صدام حسین، رئیس جمهور عراق ندارم.
پ
·        او هرگز مدافع سینه چاک آزادی جهان سوم نبوده، بلکه کاملا برعکس بوده است.
ث
·        اما اینکه چگونه سازمان ملل متحد که بطور کلی و بنا بر اساسنامه خویش سازمان جهانی صلح باید باشد، متفقا، حتی با تأیید اتحاد شوروی، مهر تأیید بر جنگ علیه عراق کوبید و وظیفه اجرای آن را به عهده ایالات متحده آمریکا گذاشت، حاکی از آن است که منافع خصوصی سرمایه داری تا چه حدی می تواند اراده خود را بکرسی عمل بنشاند.
13
·        جنبش کمونیستی جهانی ـ امروز ـ با سیستم متروپول های سرمایه داری مسلط بر جهان زیر سر و کار دارد:
الف
·        ایالات متحده آمریکا
ب
·        اتحادیه اروپا
ت
·        ژاپن. 
14
·        ما در این متروپول ها با استراتژی های متمایز کنسرن ها سر و کار داریم که بخشا هماهنگ با یکدیگر و بخشا بشدت ضد یکدیگر اند. 
الف
·        جهان زیر سیطره بلامنازع این متروپول های سرمایه داری قرار دارد.
ب
·        اما قربانیان این سیطره نیز در تضاد با این سیستم قرار دارند و به مقاومت برمی خیزند.
ت
·        برای آلترناتیوی که در صفحات قبل مورد بحث قرار گرفت، یعنی برای نفی معین کاپیتالیسم باید امروز دو باره به پیکار برخاست.
پ
·        برای این پیکار به جنبش های سازمان یافته نیاز مبرم هست، جنبش هائی که توده های مردم باید در کشور خود و بسته به معضلات خاص خود تشکیل و توسعه دهند.
ث
·        اینکه ما در لحظه حاضر نمی توانیم توده های مردم آلمان را به جنبش برانگیزیم، خود مسئله قابل بحثی است.
·        اما بلحاظ بین المللی شرایط از این قرار است:
·        جنبش کمونیستی جهانی در وهله اول باید دو باره در میدان های ملی و منطقه ای مبارزه طبقاتی وارد عمل شود، تا زمینه برای اعتلای جنبش توده ها به جنبش بین المللی فراهم آید.

۱ دیدگاه

  1. سرکار خانم ربابه درود،
    من از اشتباهی خواندن لغت «نفی مُعین هگل ایده آلیست» و برداشت «نفی مُعّیََن» که نوع مخصوصی از نفی میتواند بوده باشد، از مترجم و نتیجتا از خانم ربابه ی منقد و بخصوص نویسنده مقاله عذر خواهی میکنم(با اینکه بروشنی قابل فهم بود که من بعلت نگذاشتن اعراب روی لغت های در خط فارسی شبیه،- با دو معنای متضاد، دچار اشتباه شده بوده ام).
    زیرا اولی نفی کامل و دومی نفی کامل نیست و نفی مشروط میباشد! بهر صورت نیت همانا مقام هانس است که در فرانکفورت پس از سقوط کشور آلمان شرق، مدت چند روز در مورد «آیا سوسیالیسم آینده دارد» با رفقا بحث و گفتگو کرد و بر گنجینه دانش من افزود! و رابطه خود را با ما حفظ کرد!
    امید است که مترجم از جزای این گناه کبیره من صرف نظر کند!
    ولی از اینکه خانم ربابه شما صورت مساله را نفهمیده اید و به زمین و زمان فحش میدهید، را بخوانندگان محترم مجله هفته واگذارمیکنم.
    استاد رضا نافعی مقالات زیادی را از روزنامه جهان جوان«یونگ ولت» در مورد هانس هولتس عضو حزب کمونیست آلمان، دارای مقامات اقتصادی بالا در کشور آلمان شرق( و استاد و آموزگار خانم زهرا واگن کنشت و جوانان زیاد دیگری که دارای مقام والایی در فرهنگ مبارز کارگری آلمان دارند و من شما را در برنامه بعدی یکی از آنان در مورد «چه باید کرد لنین» در شهر کلن در مرکز «فرای دنکر- آزاد اندیشان» دعوت میکنم)، و مسائلی مشابه(مثلا در مورد خانم رزا لو کزامبورگ) ترجمه کرده است و من خوانندگان مجله هفته را برای آشنایی با حرکتی را که هانس هلتس بر علیه رویزیونیسم خروشچفی بوجود آورد که اکنون از طریق احزاب مختلفی دنبال می‌شود را به خواندن این مقالات، دعوت مینمایم.
    با سپاس از انتقاد شما که باعث شد بیشتر در این مورد تأمل شود
    مثل همیشه سپیده

    لایک

  2. سرکار خانم ربابه،

    من اینکه چرا شما صورت مساله را نفهمیده اید و به زمین و زمان فحش میدهید، را بخوانندگان محترم مجله هفته واگذارمیکنم.
    استاد بزرگ رضا نافعی مقالات زیادی را از روزنامه جهان جوان«یونگ ولت» در مورد هانس هولتس عضو حزب کمونیست آلمان، دارای مقامات اقتصادی بالا در کشور آلمان شرق( و استاد خانم واگن کنشت و جوانان زیاد دیگری که دارای مقام والایی در فرهنگ مبارز کارگری آلمان دارند و من شما را در برنامه بعدی یکی از آنان در مورد «چه باید کرد لنین» در شهر کلن در مرکز «فرای دنکر – آزاد اندیشان» دعوت میکنم)، و مسائلی مشابه(مثلا در مورد خانم رزا لو کزامبورگ) ترجمه کرده است و من خوانندگان مجله هفته را برای آشنایی با حرکتی را که هانس هلتس بر علیه رویزیونیسم خروشچفی بوجود آورد که اکنون از طریق احزاب مختلفی دنبال می‌شود را به خواندن این مقالات، دعوت مینمایم.
    با سپاس از انتقاد شما که باعث شد بیشتر در این مورد تأمل شود

    لایک

    • باز هم درود

      من از اشتباهی خواندن لغت «نفی مُعین هگل ایده آلیست» و برداشت «نفی معین» که نوع مخصوصی از نفی میتواند بوده باشد، از مترجم و نتیجتا از خانم ربابه ی منقد و بخصوص نویسنده مقاله عذر خواهی میکنم(با اینکه بروشنی قابل فهم بود که من بعلت نگذاشتن اعراب روی لغت های در خط فارسی شبیه، و با دو معنای متضاد، دچار اشتباه شده بوده ام).
      زیرا اولی نفی کامل و دومی نفی کامل نیست و نفی مشروط میباشد! بهر صورت نیت همانا مقام هانس است که در فرانکفورت پس از سقوط کشور آلمان شرق، مدت چند روز در مورد «آیا سوسیالیسم آینده دارد» با رفقا بحث و گفتگو کرد و بر گنجینه دانش من افزود! و رابطه خود را با ما حفظ کرد!
      امید است که مترجم از جزای این گناه کبیره من صرف نظر کند!

      سپیده

      لایک

  3. سپیده که اینهمه با دوسیه هانس هاینتس هولتس آشنا هستند، باید چند نکته را فراموش نکنند:
    اولا هولتس پس از جنگ جهانی دوم، نه در آلمان شرقی بلکه در سوئیس زندگی می کرد و همانجا هم درگذشت.
    ثانیا خروشچف را در همین اثر هم نقد ماتریالیستی ـ دیالک تیکی کرده است.
    ثالثا روسیه فعلی حتی بنظر سیوگانف صادر کننده مواد خام است، مثل کشور عه هورا ست.
    رابعا جمهوری خلق چین را هرگز نمی توان کشور امپریالیستی جا زد.
    دهها پژوهش در همین مجله هفته راجع به مقوله امپریالیسم و جمهوری خلق چین منتشر شده است.
    اتفاقا در همین ماهنامه شماره 32 هم پژوهشی از دومه نیکو لوسوردو راجع به مقوله امپریالیسم منتشر شده است.
    البته سپیده سرخ ظاهرا احتیاج به پژوهش علمی ندارند.
    رهبران بزرگ همه از دم همین طوری بوده اند و هستند.
    خامسا خرید مواد خام معیاری برای امپریالیستی بودن کشوری محسوب نمی شود.
    سادسا مفهوم «نفی معین» از هگل است نه از مترجم کلاش جعال و محرف و فلا فلان شده:
    بنظر هگل و فلاسفه مارکسیست ـ لنینیست هر نفی ئی معین است، نه نامعین و نه انتزاعی.
    نفی تخم مرغ نه اردک، بلکه نفی معینی به نام جوجه است.
    البته رهبران کشور عه هورا ظاهرا از مفاهیم فلسفی بی نیازند و سپیده سرخ هم استثنائی نیست، در این میان.
    بهر حال نفی معین به معنی نفی نیم بند نیست.
    اگر مترجم شیوه خاصی برای تفهیم مطلبی دارد، حق او ست.
    سپیده هم می توانند به شیوه خود ترجمه (البته ببخشید، تألیف) کنند و احسنت ها و جوایزی را که مترجم این مطالب بناحق درو می کند، درو کنند.
    حتما هم کرده اند و گرنه گنجینه تئوریک ملت ایران این چنین غنی نمی بود که زیر علم حزب الله سینه و زنجیر و قمه و قداره بزند.
    ولی اراده سپیده سرخ در جلوگیری از خسارات وارده بر کمونیسم جهانی و ماروای جهانی ستودنی است.
    بر بدخواهان سپیده های سرخ سرخ لعنت

    لایک

  4. با درود های کمونیستی
    جنبش کمونیستی جهانی امروز باسیستم متروپولهای سرمایه داری مسلط برجهان زیرسروکاردارد:
    الف
    ·ایالاتمتحده آمریکا
    ب
    اتحادیه اروپا
    ت
    ·ژاپن.

    این یکی از ضعف های هانس بود که هنوز نمیتوانست بصورت جدی و با موقعیتی بالا در آلمان شرق، حکومت شوروی سالهای ۵۲ ببعد را رویزیونیستی ارزیابی کند و خروشچف و دیگر رهبران بعدی را، همان طوریکه تاریخ آنرا ثابت کرد و بر هر بچه ای اکنون روشن است؛ روندگان راه سرمایه داری بنامد.
    شاید بهمین خاطر است که نام روسیه و چین بعنوان ابرقدرتهای کنونی جهان را از قلم انداخته است! که دارای وزنی گران در حرکت تقسیم مواد خام و بازارهای فروش و در نتیجه غارت جهان دارند، هر چند که طعمه آنان اکنون بسیار کمتر از ا.م. آمریکا و اتحادیه اروپا میباشد.(چنانچه مترجم سهوا و یا عمدا از قلم نیانداخته و یا کوتاه نکرده باشد)

    برای آلترناتیوی که در صفحات قبل مورد بحث قرار گرفت، یعنی برای نفی معین کاپیتالیسم باید امروز دو باره به پیکار برخاست.
    تا آنجایی که من هانس را میشناختم و در گفتارهایی از او شرکت داشتم، او کاپیتالیسم را کلا نفی میکرد و از نفی معین هرگز سخن نمیراند. این میتواند کار مترجم باشد. هانس سرمایه را کلا و بدون قید و شرط رد میکرد.

    جنبش کمونیستی جهانی در وهله اول باید دو باره در میدان های ملی و منطقه ای مبارزه طبقاتی وارد عمل شود، تا زمینه برای اعتلای جنبش توده ها به جنبش بین المللی فراهم آید.
    این هم به هانس نمی خورد! زیرا جنبش کمونیستی جهانی، ابتدا از جنبش هایی که در کشورهای مختلف شروع میشود،‌(بخصوص متروپل ها) تشکیل مییابد. و این خود کاملا بستگی به آن دارد که این جنبش کمونیستی در کشورهای متروپل و امپریالیستی میباشد و یا در کشور های تحت سلطه اقتصادی، یا نظامی و یا سیاسی این کشورها. زیرا که حنبش های ملی در کشور های متروپل همیشه ارتجاعی و حد بالای آن فاشیستی میباشد و در کشور های تحت سلطه، مترقی بوده و جنبش کمونیستی فقط میتواند از این گذرگاه ملی گذر نماید!
    اینهم میتواند از عدم توجه در ترجمه بوده باشد، بخصوص که بریده بریده و بدون داشتن روح مقاله ای که این جمله ها در آن آمده است میباشد. بهر صورت بایستی مقام هانس هلتس را تصحیح کرد! البته بسیار کار مشکلی میباشد ولی این چیزی است که بایستی هرچه سریعتر انجام شودِ، تا خسارات وارده، به جنبش کنونی کمونیستی، کم شود.
    سپیده

    لایک

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.