سرتیتر

مصر در تب و تاب انقلاب

egypt_revo_2013_01_28نوشته : احمد مزارعی ٬ ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳

تایپ و ویرایش : آمادور- اشتراک

تأثیرات فاجعه کشتار فوتبالیستهای شهر «پورت سعید» در فوریه ۲۰۱۱

۲۲ کشته و ۲۰۰ نفر زخمی ٬ پس از محکوم شدن ۲۱ نفر باتهام کشتار فوتبالیستها

   همگان بیاد دارند که در روزهای انقلاب مصر ٬ انقلابیکه هنوز ادامه دارد ٬ یکی از اعتراضات اصلی مردم به بقاء سفارت اسرائیل و آمریکا در مصر بود و بارها برعلیه این دو سفارتخانه ٬ بویژه سفارت رژیم صهیونیستی اسرائیل تظاهرات شد ٬ اما در نهایت مردم تصمیم گرفتند که خود کار را یکسره کرده و سفارت را اشغال کنند. بیشترین کسانیکه شور و شوق مبارزه برعلیه سفارت اسرائیل را داشتند ٬ مردم «پورت سعید» بویژه فوتبالیستهای این شهر بودند. اساسا مردم پورت سعید بعلت نزدیکی به کانال سوئز و مبارزاتیکه از نظر تاریخی در این شهر شده ٬ در مبارزات اجتماعی پیشگام میباشند. مردم این شهر در جریان مبارزات سعد زغلول از رهبران ملی مصر و همچنین عبدالناصر که در مرحله اول مبارزه با نفوذ استعمارگران ٬ بویژه اسعمار انگلیس بود ٬ از خود قهرمانیها ٬ رشادتها و فداکاریهای عظیمی نشان داده و با امکانات محدود آنزمان خود به پایگاه نظامی انگلیسیها در شهر حمله برده و آنانرا اخراج کردند. رویهمرفته این شهر ٬ مردم آن ٬ بویژه فوتبالیستهایشان اندیشه های استقلال طلبانه و ضد استعماری دارند. همین روحیه باعث شد که در جریان تصمیم گیری بپایان دادن بقاء سفارت رژیم فاشیستی اسرائیل ٬ اهالی پورت سعید و در پیشاپیششان فوتبالیستها با مقدماتی و تمهیداتی بمیدان مبارزه برای اشفال سفارت حرکت کردند.

   بدون شک سفارت اسرائیل از امکانات حقاظتی مستحکمی از نظر دیواره های بتونی ٬ سیمهای خاردار ٬ دیوارهای الکتریکی و الکترونیکی برخوردار بود ٬ اما این نیز مسلم است که در برابر اراده یک ملتی چیزی نمیتواند ایستادگی کند.

   سرانجام در روز موعد گروه انبوهی از ملت مصر و در پیشاپیش آنان پورت سعیدیها و فوتبالیستهایشان با تجهیزات کامل بمیدان آمدند. آنان آنچنان خود را آماده کرده و آنگونه تنظیم کرده بودند که بتوانند از صفوف حفاظتی پلیس جنایتکار مصر عبور کرده و وارد محوطه سفارت شده و کا را یکسره کنند.

   تجهیزات ٬ امکانات و ابزارهایشان عبارت بودند از تعداد زیادی پتک ٬ اره برقی ٬ وسیله برش بوسیله اکسیژن ٬ انواع طناب ٬ نوردبان – نردبان و از همه مهمتر «قلعه کوب» دست ساز. قلعه کوب وسیله ای قدیمی در جنگهای دوره فئودالی بوده و عبارت است از قطعات بلند چوب یا فلز دراز که آنانرا بهم می بسته اند و تعداد زیادی پیاده نظام آنرا حمل میکرده و با عقب و جلو رفتن مداوم ٬ بر درب بزرگ قلعه ها ضربه وارد میکرده اند و آنقدر ادامه میدادند که سرانجام دروازه متلاشی میشده است.

   مردم خشمگین و در پیشاپیش آنان فوتبالیستها ٬ قلعه کوبی مقدماتی میسازند و با سایر ابزارها و امکانات خود پس از گذر از موانع مختلف پلیس مصر ٬ سرانجام خود را به جاسوسخانه اسرائیل میرسانند و کار را آغاز و سرانجام موفق میشوند از موانع گذشته و وارد محوطه اصلی سفارت شده ٬ در اینجا مرز «عنکبوتی» وارد میدان شده و بهرحال از بیرون ساختمان و با بالارفتن از آن ٬ خود را بطبقه دوم میرسانند و با شکستن پنجره ها وارد سفارت میشوند. قابل ذکرست که این حوادث در مطبوعات گزارش شد و عکس و تفصیل آن هنوز قابل دستریست. اینرا نیز یادآور شوم که اعضای سفارت با این خیال که سفارت از طرف پلیس و سیستمهای پیش ساخته کاملا محافظت میشود و خطری آنرا تهدید نمیکند ٬ محل کار خود را ترک میکنند.

   اما کسانیکه آنروز بقصد اشغال سفارت آمده بودند ٬ صرفا منظورشان اشغال سفارت نبوده٬ بنابه تحقیقاتیکه آنان از ساختمان و محتوای اطاقها اظهار داشتند ٬ از پیش میدانستند که در طبقه دوم دفتر ٬ اطاق بزرگیست که مرکز حفظ اسناد اطلاعاتی موساد در سفارت است و آنان موفق شدند به بخش بزرگی از اسناد دسترسی پیدا کرده و مقدار زیادی از آنرا نیز میان مردم توزیع کردند. با دسترسی به اسناد ٬ اسرا ر بسیاری از سیاستها و عملکرد جاسوسخانه اسرائیل برای مردم افشاء گردید و این در نوع خود ضربه بسیار بزرگی به مرکز جاسوسی موساد که نام سفارت را بر خود نهاده بود ٬ محسوب میشد.

   یک توضیح:

در زمان حسنی مبارک تعداد افرادپلیس سرکوبگر و ضد شورش مصر ٬ قدرتمند تر از ارتش مصر بود٬ زیرا در آمریکا در جریان قرارداد «کمپ دیوید» ماده هائی گنجاندند که ارتش مصر تعدادش کم باشد ٬ در منطقه سینا حضور نداشته باشد ٬ بودجه ٬ امکانات و جنگ افزارهای مصر بسیار محدود شود. در مقابل برای سرکوب مردم و فرونشاندن خشم و غضب آنان بر قدرت پلیس و دستگاههای امنیتی که زیر نظر آمریکائیها و اسرائیلیها تربیت شده و عمل میکردند٬ افزودند و این پلیس جنایات فراوانی در جریان انقلاب مرتکب شد. یک مورد کشتار میدان «ماسبیرو» بود که بنا به نوشته مجله قدس العربی ٬ پلیس مصر با همدستی سفارت آمریکا و موساد ٬ تعداد زیادی شتر ٬ اسب و استر فراهم کرده و در حالیکه بوسیله پلیسهای سوار راهبرده میشدند ٬ بمیان دهها هزار نفر در میدان و با سرعت زیاد دوانیدند ٬ روز وحشتناکی برای ملت مصر بود٬ مردم درمانده و در زیر سم اسبان ٬ ستوران و اشتران له و لورده و مجروح میشدند٬ باین شکل در آنروز توانستند بیش از ۲۰۰ نفر بقتل رسانیده ٬ صدها نفر را زحمی و تظاهرات مردم را پراکنده کنند. هم اکنون در مصر گروه مقاومتی تحت نام «جوانان ماسبیرو» تشکیل شده که هم برای انقلاب مبارزه میکند وهم برنامه شکایت و محاکمه جنایتکاران میدان ماسبیرو را در دادگاهها دنبال میکند.

   پلیس مصر زمان حسنی مبارک تاکنون دست نخورده باقیمانده و بظاهر انقلابی و مؤمن شده اند ٬ اما آنان با داشتن امکانات مخابراتی ٬ مالی٬ لجستیکی و پشتیبانیهای ناپیدای خارجی بویژه از طرف آمریکا و اسرائیل و بقایای حسنی مبارک بسیار ماهرانه در همه جا حضور پیدا میکنند و با «کی بود کی بود ٬ من نبودم» در مبارزات مردم خلل ایجاد میکنند. دولت فغلی اخوان ٬ بسیار زبون تر و مفلوکتر از آنستکه بتواند با آنان درگیر شود ٬ زیرا بسیاری از محافظان مرسی و زن و بچه اش همان آدمکشان و آدمخواران مبارکی هستند. اما شخصا شکی ندارم که ملت مصر با سیاست «یک گام به پیش ٬ دوگام به پس» خود ٬ سر همه اینها را زیر آب خواهد کرد. دیر یا زود دارد ٬ سوخت و سوز ندارد.

اسرائیلیها انتقام میگیرند

   چند هفته ای از مبارزات مردم برای اشغال سفارت و نقش برجسته فوتبالیستهای پورت سعیدی نگذشته بود که مسابقه دیگری در میدان فوتبال شهر پورت سعید برگزار شد و چون دو تیم معروف کشور «اهلی» و «زمالک» در آن شرکت داشتند ٬ جمعیت زیادی شرکت کرده بودند‌٬ خلاصه علیرغم اینکه ورود اسلحه سرد و گرم بمیدانهای ورزشی ممنوعست ٬ اما پلیسهای جنایتکار با تبانی تشکلات مخفی تبهکار ٬ مخفیانه اجازه داده بودند که دهها نفر مسلح بانواع اسلحه های سرد و گرم برای مثال شمشیر٬ قمه های بزرگ ٬ کارد و چاقوهای نظامی ٬ انواع اسلحه دستی و شکاری ٬ وارد استادیوم  شده و در طی یک زد و خورد مصنوعی در لحظه خاصی اغتشاش ایجاد کردند و فرصت را دست جنایتکاران دادند تا بمیان میدان ورزشی ریخته و بقتلعام مردم دست بزنند. در جریان این جنایت بزرگ تعداد زیادی از فوتبالیستها بشکل بسیار دردناکی لت و پاره شده ٬ کشته شده و ناقص العضو شدند. جنایتکاران میدانی عظیم از کشتار و قتلعام در وسط میدان براه انداخته و سپس هر کس به امان خدا ٬ «کی بود کی بود ٬ من نبودم»! اما استاندار شهر و سران پلیس قضیه را پیگیری کرده و پرونده ای ناقص ٬ سطحی و نادقیق برای عده ای تنظیم کردند و دیروز یعنی در تاریخ ۲۶ ژانویه ۲۰۱۳ ٬ دادگاه تشکیل شد و ۲۱ نفر محکوم باعدام شدند. پس از قرائت حکم دادگاه ٬ اینبار بعلت ناعادلانه بودن احکام مجددا در شهر میان طرفداران جنایتکاران و خانواده های قربانیان زد و خورد شد که با سهل انگاری پلیس مبارکی مجددا ۲۶ نفر دیگر کشته و ۲۷۷ نفر زخمی شدند و اکنون در شهر حکومت نظامی برقرار شده و هرج و مرج کامل حکمفرماست.

   هم اکنون در همه شهرهای مصر میان مردم و پلیس زد و خورد است. ملت مصر با فرهیختگی و برنامه ریزی شده ابتدا مبارک ٬ سپس شفیق را از میدان بدر کرده و اخوان المسلمین را بمیدان نبرد کشیدند ٬ زیرا اخوان المسلمین اگر ساماندهی دارند ٬ اما سازماندهی آنها «مسجدی» و «خمس و زکاتی» و مفلوکانه است ٬ مصری که در تاریخ خود جنبش محمد علی پاشا ٬ سعد زغلول و عبدالناصر داشته٬ بسیار راحت خواهد توانست مرسی را از میدان بدر کند. از منظری دیگر میتوان گفت بر سر کار آمدن اخوان المسلمین ٬ هم بنفع ملت مصر و هم بنفع اخوان المسلمین شد. ملت مصر با اخوان المسلمین که بمثابه حسنی مبارک مفلوک ٬ ورشکسته و ضعیفیتست ٬ براحتی میتواند تصفیه حساب کند. اخوان المسلمین دو راه بیشتر ندارد٬ یا با مردم کنار میآید و حقوق و آزادیهای دمکراتیک مردم را برسمیت میشناسد و خود نیز تعدیل میشود و یا اینکه برای همیشه از صحنه سیاست اخراج و به شبستانها برای آموزش و قرائت قرآن رانده میشوند. آنچه که قطعا مسلم است اینکه نسل نوین مصر با تجربیات تاریخی خود ٬ تسلیم اخوان المسلمین نخواهند شد.

   سمیر امین در مصاحبه ای (۱) که چند روز پیش با وی شده در برابر این سئوال که :« مصر را چگونه ارزیابی میکنید و چه اتفاقی در شرف وقوع است ؟» ٬ وی چنین پاسخ میدهد: « از حوادث موجود نا امید نیستم ٬ اما از انقلاب مصر ٬ اسطوره هم نمیسازم. انقلاب تاکنون دست آوردی نداشته و تجربه نشان داده که نظام سابق تغئیر نکرده است و برنامه فقیر کردن ملت مصر همچنان ادامه دارد ٬ در مقابل مبارزه و رودر روئی و اعتراضات گسترده اجتماعی نیز همچنان ادامه پیدا کرده است. مردم متوجه شده اند که «اخوان» هیچ چیز را تغئیر نخواهد داد ٬  اما حقیقتی که پس از  ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ ٬ با اصرار فراوان ظاهر شد ٬ اینستکه ملت مصر بسیار شجاعست و از براه انداختن قیام دوم و سومی ترسی نخواهد داشت و این چیزیست که هم اکنون با آگاهی تمام در حال اتفاق افتادن است و بدنبال گزینه مطلوب و مناسب خود میباشد». وی در بخش دیگری از مصاحبه چنین ادامه میدهد:« سادات اساسا اخوان را آزاد گذاشت تا در برابر نیروهای ناصریست و سوسیالیستها (۲) مانع ایجاد کرده و آنانرا از میدان بدر کند٬ زیرا بویژه ناصریستها برنامه صنعتی کردن و بی نیاز کردن کشور را از خارج دنبال میکردند». متأسفانه اکنون نیز اخوان همین سیاست ضد ملی را دنبال میکند٬ بهمین دلیل در ماههای گذشته حتی یکروز خیابانهای قاهره و شهرهای بزرگ مصر آرام نبوده است. بارها بطرف مراکز پلیس٬ دولت و سفارت آمریکا ٬ اسرائیل و چند مورد عربستان و امارات حمله شده . روح مبارزه ملت ٬ ناسیونالیسم ناصری است٬ تشکیلات ناصریستها از همه معتبرتر و گسترده تر و در شهرهای مهم و اصلی که سابقه مبارزاتی دارند ٬ همچون قاهره ٬ اسکندریه ٬ منصوره و پورت سعید نفوذ بسیار داشته و بیشترین آرای انتخاباتی آقای حمدین صباحی ٬ یعنی پنج میلیون و ششصد هزار رأی را از همین شهرها بدست آورد.حمدین صباحی درخواستهای متعدد مرسی را برای شرکت در دولت و گرفتن هر پستی که مایل باشد ٬ نپذیرفت٬ زیرا وی جدا باور دارد که در دوره بعدی قدرت را خواهند گرفت.

   اوضاع خاورمیانه کلا در حال تغئیر است. سیاستهای غرب ٬ آمریکا و ارتجاع عرب با موانع بسیار سختی روبروست و نخواهد توانست از این مهلکه خود را برهاند. شکست استراتژیک امریکا در عراق ٬ شکست مفتضحانه اسرائیل از حزب الله لبنان ٬ عدم موفقیت دو جنگ فاشیستی اسرائیل برعلیه غزه ٬ مقاومت سرسختانه و یکپارچه دولت و ملت بزرگ سوریه ٬ بشارت دهنده مرحله تازه ای در حیات سیاسی ملل خاورمیانه است.

زیرنویسها :

(۱) – مصاحبه با سمیر امین در سایت عربی «حوارالمتمدن» انجام گرفته است.

(۲) – بنابدلایل مختلف مذهبی و تاریخی ٬جنبش کمونیستی در مصر پیشرفت چندانی نداشته است. مبارزه کمونیستها با موانع بسیار پیچیده و سخت اجتماعی  روبرو بوده ٬ اما با وجود این ٬ کارگران منفرد کمونیست که در رابطه با حزب کمونیست مصر بوده اند ٬ وجود دارند ٬ از جمله میتوان به کارگری قدیمی که از اعضای قدیم حزب کمونیست مصر است ٬ بنام حسین محمود اشاره کرد٬ ولی اینان انگشت شمارند.

   در زمان عبدالناصر ٬ حزب کونیست مصر خود را منحل و در حزب اشتراکی عبدالناصر ادغام شد و رهبر کمونیست مصر بنام علی صبری وزیر اقتصاد در کابینه ناصر گردید. البته در مصر گروهی از «فرقه تروتسکیه» وجود دارند که بیشتر روی کاغذ هستند و همچنان برنامه انقلاب جهانی «مرحوم» تروتسکی  را در پیش رو دارند٬ اینکه چه وقت به ثمر برسد ٬ کسی نمیداند.