سرتیتر

نویسنده سنی عرب ، منتقد شیعه عجم . زبان دینی عربی فلسفه اسلامی .

در نوشته زیر بخشی از اشارات و توضیحات تکمیلی محمدرضا حکیمی بر کتاب » تاریخ فلسفه در جهان اسلامی » ؛ نوشته حنا الفاخوری و خلیل الحجر ، و ترجمه عبدالمحمد آیتی ، آورده میشود . او مینویسد که اسلام مجموعه ای فرهنگی و علمی است شامل جهانبینی و تفکرات تجریدی و فقه و حدیث و تفسیر و تاریخ و کلام و ادبیات و غیره که برای شناخت درست هرکدام شناخت آن دیگری ضروری است . کسیکه از قرآن و فرهنگ تفسیر در اسلام آگاه نباشد نمی توان پذیرفت که فلسفه اسلامی را درست دریافته باشد .

ابن سینا و ملاصدرا تفسیر نوشته اند ، ابن رشد و میرداماد فقه و حدیث نوشته اند ، شیخ الاشراق سهروردی مدتها در مراغه نزد مجدالدین جیلی اصول و فقه خوانده است و غیره . آیا میتوان پذیرفت که در ساختمان دستگاه فلسفی اینان آن معلومات و معارف بی تاثیر بوده است ؟

پس می بینید که شناخت فلسفه اسلامی اطلاعاتی بسیار وسیع می طلبد. حتی برای شناخت یک مسئله تاریخی فلسفی یعنی اینکه نخستین متفکران اسلام در اندیشه های توحیدی کیانند ، آگاهی از تاریخ معارف فرقه های اسلامی نیز ضروری است تا نپندارند که نخستین متفکران توحیدی اسلام معتزله بوده اند .

همچنین مولفان کتاب فوق به اقوال مستشرقین اعتماد کلی کرده اند که خلاف منطق علم و تحقیق است . نقص عمده و غیرقابل سکوت کتاب اینست که نیز جای چند تن از مشاهیر و بزرگان فلاسفه اسلام چون شیخ شهاب الدین یحیی سهروردی زنجانی متولد 587 هجری قمری ، خواجه نصیرالدین محمد طوسی متولد 572 هجری قمری ، میر محمد باقر داماد حسینی متولد 1041 هجری قمری ، صدر المتهدالتهین ملا صدرا شیرازی متولد 1050 هجری قمری و سید جمالدین اسد آبادی متولد 1314 هجری قمری ، در این کتاب خالی است .

ذکرنام حاج ملا هادی سبزواری متولد 1289 هجری قمری نیز در این کتاب لازم بود . اگرچه وی صاحب دستگاه فلسفی مستقلی نبود و مروج مکتب فلسفی عرفانی صدرایی بوده است . در ضمن بحث از تصوف به حکمت اشراق اشاره کرده اند و سخنی کوتاه در باره شیخ اشراق و فلسفه او آورده اند . لیکن این گونه درست نیست باید او در شمار فلاسفه اسلامی آورده شود و مکتب فلسفی وی مورد تحلیل قرار گیرد .

وی اگرچه از جریانهای فکری پیش از اسلام تاثیر پذیرفته است یک فیلسوف اسلامی تربیت یافته در دامن اسلام چنانکه از آثارش پیداست . اوست که قرائت قرآن و نماز شب و روزه را از طرق موصله میداند .

اما سید جمال الدین اسد آبادی میدانیم که او را فیلسوف اسلام عصر خوانده اند . با صرف نظر از دیگر جنبه های او آنچه بسیار مهم است و فلسفه سیاسی و اجتماعی اوست . تاریخ فلسفه در اسلام . از حدود 50 سال پیش در زمینه تحقیق در تاریخ فلسفه اسلامی این فکر مطرح شد که آنرا آغاز فلسفه اسلامی از روزگار یعقوب کندی است یا پیش تر از آن . در اینجا محققان به این نتیجه رسیده اند که تاریخ فکر و اندیشه در اسلام به روزگاری پیش تر از کندی حدود 260 هجری قمری میرسد و تا آغاز ظهور معتزله پیش میرود .

برخی از محققان مطلب را دقیقتر دیدند یعنی که تاریخ اندیشه فلسفی و تاملات الهی اسلامی را باید تا روزگار پدایش خطب توحیدی حضرت علی در نهج البلاغه پیش برد تا نتیجه اول سده نخستین بیشتر از دو سده پیش از شکل گرفتن دستگاه کندی و یک سده پیش از ظهور معتزله و 3 سده پیش از ظهور اشعری و ماتریدی .

نتیجه این تحقیق این است که بدانیم تاریخ اندیشیدن فلسفی و اندیشه های ماورای طبیعی و تفکرات تجریدی و داشتن جهانبینی در اسلام به هیچ روی وابسته به دوره ترجمه فلسفه یونان نیست . در اینجا به همین اندازه باید گفت که تاریخ مسائل جهانشناختی و اندیشیدن فلسفه در اسلام چهار مرحله دارد .

مرحله اول – این مرحله با ظهور اسلام و نزول قرآن و نشر سخنان و تعالیم پیامبر می آغازد . چون بخش عمده ای از آیات قرآن کریم و گفتار پیامبر در باره خداست و جهان و آغاز هستی و کائنات و دهر و ازل و تدیر و خلق و فنا و امر و ابداع و مرگ و معاد و اراده و روح و فرشتگان و غیره و اینهمه ناگزیر مسلمانان فاضل را به تامل و تفکر و توجیه ذهنی و هضم و فهم این تعالیم و اندیشمندان در باره آنها وامیداشت و به نظام فکری نوینی راهبر میشد .

در تشیع سیمای دینی بر سیمای سیاسی غلبه دارد و همین امر موجب ظهور فلسفه خاصی شده است که نویسنده تاریخ فکر اسلامی باید به خاطر تازگی و ابتکاری که در آن هست . آن فلسفه را پیش از متفکرین دیگر مسلمان که مقلد یونانند مورد توجه قرار دهد .

فلسفه و جانبینی واقعی اسلام را باید در خود قرآن و روایت نبوی و کلمات و خطب و ادعیه ائمه طاهرین جستجو کرد . معتقدان به مکتب تفکیک که در همه دورههای اسلامی و جود داشته اند و دارند در باره حکمت واقعی اسلام و علم محمدی و معارف قرآنی دارای نظر یاد شده اند .

مرحله دوم – این مرحله با خلافت امام علی در سال 35 هجری و کتابش شروع نبود . زیرا او جهانشناسی اسلامی را مطرح کرد .

مرحله سوم – این مرحله می اغازد با شیوع مباحثات کلامی در شهرهای مسلمین .

مرحله چهارم با ترجمه افکار خارج از جهان اسلامی در سالهای 185 و 260 هجری قمری یعنی اندیشه فلسفی دارای یک نقطه آغاز نیست بلکه چندین مفهوم دارد .

پس الهیات اسلامی فلسفه اسلامی است . رنان فرانسوی میگوید که فلسفه خطی اسلام را باید در مذاهب متکلمان جستجو کرد . فلسفه اسلامی میتواند همان نظام مشائی اسلامی باشد که با کندی شروع میشود . در هر حال تردید کردن در اینکه چیزی بنام فلسفه اسلامی داریم بیجاست .(محمدرضا حکیمی )

تهیه . ن . شاد

۱ دیدگاه

  1. مبدأ تاريخ هجري شمسيتقويم رسمي جمهوري اسلامي ايران بر اساس سال هجري شمسي مي باشد که اين قانون در مورخه ۱/۱۱/۱۳۰۴ هجري شمسي تصويب شده است بر اساس اين قانون سال هجري شمسي حقيقي، اول سال (( روز اول بهار )) و مبدأ تاريخ هجرت حضرت محمد (ص) از مکه به مدينه مي باشد و مدت آن 365 روز و 6 ساعت و 48 دقيقه 51 ثانيه مي باشد.مبدأ سال هجري شمسي در زمان سلطنت ملکشاه سلجوقي توسط عمر خيام نيشابوري و عبدالرحمن خازني و عده اي ديگر از رياضي دانان و منجمان ايراني تعيين و تنظيم شد.چون سال شمسي با سال قمري تقريبا 11 روز تفاوت دارد، بنابراين سال هجري شمسي همواره تقريبا 11 روز از سال هجري قمري عقب مي ماند و در نتيجه تقريبا هر 34 سال يکسال، سال قمري از سال خورشيدي جلو مي افتد.هر سال هجري شمسي شامل 12 ماه به ترتيب زير مي باشد:۱-فروردين 31 روز 2-ارديبهشت 31 روز 3-خرداد 31 روز 4-تير 31 روز 5-مرداد 31 روز 6-شهريور 31 روز 7-مهر 30 روز 8-آبان 30 روز 9-آذر 30 روز 10-دي 30 روز 11-بهمن 30 روز 12-اسفند 29-30 روزمدت يکسال هجري شمسي 365 روز است که هر چهار سال يکبار ماه اسفند 30 روز است که به آن سال کبيسه مي گويند و مدت آن 366 روز است.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.