سرتیتر

پروندۀ کشور مالی : صدای بی صدایان (بخش سوم ) مالی در چشم گردباد

پروندۀ کشور مالی : صدای بی صدایان بخش اول

مالی در التهاب دردناک – پروندۀ کشور مالی : صدای بی صدایان (بخش دوم)

 

برای مراجعه به  گاهنامۀ هنر و مبارزه کلیک کنید

22 ژانویه 2013

Investig’Action

Michelcollon.info

سایت میشل کولن

ترجمه حمید مخوی

اودیل توبنر

18 آوریل 2012

پس از لیبی و ساحل عاج، که پس از جنگ، به ویژه توسط ارتش فرانسه، تحت کنترب غرب درآمد، حدس می زدیم که هدف بعدی در فهرست مالی خواهد بود.

دیری بطول نیانجامید : از ژانویه 2012 شاهد فعال شدن شورشیان جنبش ملی رهائی بخش آزاواد هستیم، یعنی جنبش جدائی طلبی که بخش صحرائی سرزمین مالی را مطالبه می کند

جنبش ملی رهائی بخش آزاواد تا به دندان مسلح حملۀ پیروزمندانه ای علیه شمال شرقی مالی علیه ارتش مالی انجا مداد. 24 ژانویه، در آگل هوک (در شمال مالی)، شورشیان در شرایط اسفناکی 80 اسیر جنگی را به قتل رساندند. در این کشتار می توانیم منشأ خیزش نظامی را ببینیم که 21 مارس 2012 به سرنگونی امدو تومانی توره انجامید.

از فوریه، در واقع، خانواده های نظامیان، ولی به همچنین جوانان، گردهمآئی هائی برای افشای ناتوانی رئیس جمهور، و حتی همکاری او با شورشیان، تشکیل دادند. این تظاهرات از اردوگاه نظامی کاتی به باماکو و سگو حرکت کرد.

بیانات 26 فوریه توسط آلن ژوپه در باماکو، یعنی جائی که با تظاهرات غیر دوستانه از او استقبال بعمل آوردند، کاری نکرد بجز روغن ریختن بر آتش. ژوپه بر اعتقادش پافشاری می کرد که بحران شمال مالی راه حل نظامی ندارد و گفت : «در نتیجه باید راه گفتگو را انتخاب کرد…و رئیس جمهور امدو تومانی توره نیز اعلام کرده است که نیّت او نیز همین است»

چنین نظریاتی تنها گواه بر فقدان شناخت وضعیت بحرانی و وضعیت روحی ارتش و مردم مالی است. و آتش نشانی آتش افروز، همین ژوپه، وقتی که امدو تومانی توره توسط افسران جوان برکنار شد، فراموش نکرد تا از محاسن قانون و قانون اساسی بگوید و از حکومت نظامی بخواهد که انتخابات را سازماندهی کند.

در این مدت، مناطق وسیع شمالی به جریان های مختلف و گروهک های کوچک ولی تا به دندان مسلح سپرده شد. علاوه بر جنبش ملی رهائی بخش آزاواد، جنبش مردمی آزاواد نیز وجود دارد که سلفی مذهب هستند و جنبش اصول گرای انصار الدین را تشکیل می دهند، بی آن که القاعده در مغرب اسلامی را نام ببریم که علیه دولت مالی مبارزه می کنند، طرفدار برقراری شریعت هستند و علیه غرب مبارزه می کنند و غیره…

ساکنان مناطق شمالی، هدف حملات آنان قرار دارند و از اعمال تلافی جویانۀ شان می ترسند، و به همین علت به سوی جنوب و یا کشورهای هم مرز می گریزند. 200000 نفر از افرادی که از جنگ گریخته اند در شرایط بسیار بسر می برند. کاروان عادی مصیبت جنگ روی سر کشوری خراب می شود که از بخت بد بین مانور سیاسی فرانسه و حرص و طمعی که سرزمین های وسیع و خالی از سکنه ولی با منابع معدنی سرشار و  دست نخورده می تواند نزد قدرت های بزرگ تحریک کند گرفتار آمده است.

چنین وضعیتی برای ایجاد دولت عروسکی و مطیع بسیار مناسب بنظر می رسد، و اگر مالی نخواهد بفرمان «حفاظت کنندۀ» ذینفع عمل کند، مورد تهدید و تهاجم قرار خواهد گرفت.

در واقع می بینیم که نه اتحادیۀ اقتصادی کشورهای آفریقای غربی، نه فرانسه، نه ایالات متحده و اتحادیۀ اروپا، که این همه باعجله به شورشیان نظامی بازگشت به قانونیت و جمهوریت را یادآور شدند، از جنبش های جدائی طلب در خواست نکردند که در صحرا هرج و مرج به راه نیاندازند و دائما علیه دولت و شهروندان مالی دست به اعمال خشونت آمیز نزنند. باید باور کرد که یک مالی نافرمان، نافرمانی از فرمان قدرت های خارجی، دست و پا گیر تر از جنگ داخلی در منطقه ای است که چشم طمع به آن دوخته اند.