سرتیتر

رسوائی « انقلابات و انتخابات» آمریکائی در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی

Photo Mariam Soliman from Cairo, Egypt

نوشته : دکتر سعدالدین ابراهیم* ٬ سایت  : Arab Press.com   

ترجمه : احمد مزارعی

تایپ و ویرایش : آمادور – اشتراک

   دکتر سعدالدین ابراهیم* : آمریکا برای راه اندازی و کنترل «انقلابات» در کشورهای عربی مبلغ یکمیلیارد و هفتصد میلیون دلار برای آموزش «فعالان سیاسی» بمصرف رسانید.

   دکتر سعد الدین که استاد دانشگاه و مدیر مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی ابن حلدون در قاهره میباشد ٬ توضیح داد که آمریکا دهها هزار نفر از جوانان دختر و پسر را به واشنتگتن ٬ صربستان ٬ بیروت ٬ دوحه پایتخت قطر٬ گرجستان ٬ عمان ٬ استانبول و آلمان فرستاد تا در مراکزی تحت نام «آتبور» و یا مراکزی مشابه با نامهای دیگر فرستاد و بودجه و امکانات گوناگون را در اختیار آنان قرار داد تا چگونگی بسیج مردم و سرنگون کردن دولتها را بیآموزند. وی همچنین یادآور شد که اعضای اخوان المسلمین نیز بطور گسترده ای در این دوره های آموزشی شرکت کردند.

   همه کسانیکه در مراکز مذکور آموزش میبینند ٬ این هدف بآنان تفهیم میشود که باید قدرت سیاسی را در کشورهای خود در همپیمانی با آمریکائیها قبضه کنند. با اینحساب بیشتر در مورد نقش آنان و شیوه عملکردشان در جهت سرنگون کردن دولتها بتفصیل بحث خواهد شد:

   مراکز مذکور که وابسته به ارگانهای گوناگون دولت امریکا هستند (۱)٬ برنامه های خود را برای آموزش به زبان عربی ترجمه کرده و میتوان آنرا مجانا از اینترنت بدست آورد. این برنامه شامل پنجاه نکته است که شخص علاقمند بشرکت و همکاری نمودن ٬ باید آنها را بیآموزد.

   مراحل مختلف سرنگون کردن رژیم و دستیابی بقدرت سیاسی ٬ با استفاده از روشهای بدون خشونت :

   آموزش اینچنین آغاز میشود که باید میان حاکمیت سیاسی و قدرت سیاسی فرق قائل شد ٬ زیرا میتوان از طریق مبارزه سیاسی و تسلط بر مراکز سیاسی ٬ حاکمیت سیاسی را در کنترل گرفت. در این بخش بفعالان آموزش داده میشود که مصادر و مراکز قدرت سیاسی کدامند ٬ چگونه میتوان آنها را تضعیف نمود و چگونه بر آنها تسلط یافت.

   در این بخش آموزش داده میشود که برای سرنگون ساختن قدرتهای سیاسی و سپس تسلط یابی بر کل حاکمیت ٬ بهترست از روش مسالمت آمیز استفاده شود. بدون شک برای اینکار باید برنامه ریزی درازمدت داشت. باید براساس یک استراتژی حساب شده ٬ گام بگام قدرت سیاسی و حاکمیت سیاسی را در کنترل گرفت.

   در مسیر پیشبرد امر سرنگونی ٬ بدون شک ارتباطات بسیار مهم و نقش حیاتی در پیروزی خواهد داشت. استفاده بهینه در امر پیشبرد موفقیت آمیز امر اطلاعات ٬ میتواند بر سه پایه استوار باشد:

۱– هدف : که به چهار گروه تقسیم میشود: اعضای اصلی و معاونان – طیفهای گسترده مردم ٬ شامل دسته بندیهای گوناگون – همپیمانان احتمالی و از همه  مهمتر جامعه بین المللی.

۲– انتخاب شعارها و پیامهای مناسب و هدفمند برای هر مرحله ٬ برای مثال: ما خواستار دمکراسی حقیقی هستیم – ما با دیکتاتورهای فاسدی رو در رو هستیم.

۳ چگونگی ارسال پیامهای جنبش : مسئولان ارتباطات از طریق اینترنت با سازمانهای حقوق بشری بین المللی تماس گرفته و پیامها را انتقال میدهند. پیامها باید بزبان انگلیسی باشد – استفاده از رسانه های مؤثرتر همانند تلویزیون و سایر وسایل مؤثر.

   پس از انکه شخص مرحله آموزش را بپایان برد و کاملا بر مسائل اساسی « مبارزه» تسلط پیدا کرد ٬ بمرحله کارهای عملی و تنظیم نمودن استراتژی برای تسلط بر منطقه ای مشخص ٬ هدفی معین و استراتژی این مرحله به چهار بخش تقسیم میگردد:

هدفهای بزرگ – تاکتیکهای مناسب – ابزارها و راههای مشخص – سرنگونی رژیم

   در کلاسها ی فوق به دانش آموزان میآموزند که چگونه مردم را متنفر کرده و با استفاده از حوادث ساختگی مؤثر و بظاهر درست ٬ مردم را به شورش وادارند. پس از آن طبق برنامه هائی از قبل تنظیم شده ٬ مردم را وادارند که بر علیه مراکز دولتی دست به حمله زده و در این بخش بتوانند از توزیع پول نیز در میان آنان استفاده کنند. مسلما از مراکز خارج پول باندازه کافی در اختیار آنان قرار داده میشود. در همین کلاسها٬ مسئولان آموزشی میکوشند با شرح جزئیات امور و شیوه عملکرد ٬ به دانش آموزان روش ایجاد گروههای کاری گوناگون ٬ اداره کردن درست کارهای گروهها٬ طریقه جذب نیروهای تازه انسانی ٬ آموزش دادن مزدوران و یا دادوطلبان٬ برآورده کردن نیازمندیهایشان ٬ ارتقا دادن موقعیت آنان برای اجرای وظایف مهمتر٬ چگونگی تنظیم درست وقت و استفاده از عامل زمان به بهترین وجه و اینکه همه این برنامه ها ٬ کوششها و تاکتیکها باید منجر به آن شود که عده بیشتری برعلیه دولت شورانده شوند٬ «مبارزان» باید بتوانند تا ده درصد از ملت را بخیابانها بکشانند.

   مربیان در این کلاسها دو فصل کامل و طولانی را اختصاص میدهند بشیوه مبارزه با پلیس ٬ رودر روئی و مقاومت با دستگیری ٬ طریق متفرق ساختن تظاهرات در صورت ضرورت و جمع کردن آنان برای شروع مجدد. مربی وقتی این دو فصل را بپایان برد٬ دانش آموزان باطلاعات بسیار مهم و گسترده ای برای مبارزه با پلیس٬ بسیج مردم و غیره آموخته اند. آنان آموخته اند که چگونه برنامه ریزی استراتژیک داشته باشند ٬ چگونه برنامه هائی آماده برای اجرا٬ برنامه هائی برای تبلیغات و عملیات دروغین و ساختگی ٬ جدولی برای توزیع وظایف مهم و شیوه اجرای آن. آنچه میماند اینستکه ساعت صفر- زمان مناسب  فرا برسد و آنان دستبکار شوند.

شکل و شیوه ایکه اینان در مرحله اولیه بسیج مردم درپیش میگیرند

    در این قسمت بشرح عملکرد اینان در مراحل اولیه تشکیل خود و سپس بسیج مردم بدور خود میپردازیم:

۱این حرکت ابتدا در صربستان آغاز شد (کارشان موفقیت آمیز بود)

   در تاریخ پنجم اکتبر ۲۰۱۱ ٬ دو نفر بنامهای سیرگی بیوویچ  و اسلوبودان جینوویچ ٬ در دانشکده کندی وابسته به دانشگاه هاوارد آمریکا٬ دو سخنرانی ایراد کرده و در آنجا گفته شد که از سال ۲۰۰۳ ٬ تشکیلات آنها هدف سرنگونی دولت سوریه را داشته است (اصل این آگاهی بسیار مهم نیست٬ آنچه مهم است ٬ اینستکه دو نفر از مسئولان این مؤسسات رسمی آمریکائی٬ باین امر بطور صریح اعتراف میکنند و امروز ما متوجه میشویم که جنگ برعلیه سوریه ٬ برنامه ایست که از سالها قبل بتوسط آمریکا طراحی شده است). دو شخص مذکور از بنیانگزاران اصلی جنبش ضد یوگسلاوی بوده و اکنون نیز یک انستیتو بنام کانواس در اختیار دارند که شیوه «مبارزه مسالمت آمیز» را در آنجا تدریس میکنند.(مبارزه مسالمت آمیز از نوع سوریه – مترجم).

   جنبش سرنگونسازی آمریکائیها ٬ در ماه اکتبر ۱۹۹۸ ٬ در صربستان آغاز بکار کرد و نیروی اصلی برای سرنگونسازی اسلوبودون میلوسویچ بود٬ زیرا وی مخالف تسلط آمریکا و غرب بر اروپای شرقی بود. جنبش مذکور توانست با همکاری رسانه های غربی تبلیغات گسترده ای همراه با دروغ و تزویر برعلیه میلو سویچ براه انداخته و افکار عمومی و بین المللی را برعلیه وی براه اندازد. در همان موقع که هواپیماهای ناتو شهرهای بیدفاع یوگسلاوی رابمباران میکردند٬ آمریکائیها میکوشیدند بوسیله جنبش وابسته بخود ٬ تظاهرات خیابانی را گسترش داده تا اگر نتوانستند بوسیله بمباران دولت را ساقط نمایند٬ شهرها را بوسیله تظاهرات فلج و اشغال کنند. در روز پنجم اکتبر سال ۲۰۰۰ ٬ جنبش مذکور موفق شد تظاهرات بسیار بزرگی در مقابل کاخ ریاست جمهوری براه انداخته و میلوسویچ را مجبور به استفعاء نمود. در اینروزها ماشین تبلیغات غرب با تمام توان خود میکوشد ٬ انواع دروغها و تحریفهای گوناگون برعلیه میلوسویچ براه اندازد ٬ اکاذیبی همچون : سازماندهی کشتار جمعی دولتی ٬ به گلوله بستن شهروندان یوگسلاو٬ تخریب مراکز زیربنائی کشور و….! مخالفان فکر نمیکردند که میلوسویچ خود را تسلیم کند و استفعاء دهد. پس از استفعاء نیز ویرا تعقیب کرده ٬ دستگیرش کردند و بعنوان جنایتکار تحویل دادگاه بین -المللی دادند. دادگاه وی سالها طول کشید ٬ اما نتوانستند اتهامی را که مورد قبول دادگاه باشد ٬ تنظیم کنند. وی هنگامیکه هنوز محاکمه نشده بود ٬ در بازداشتگاه بعلت سکته قلبی درگذشت.

   پس از سقوط میلوسویچ ٬ انتخاباتی برگزار شد که ۲۵۰ کاندید داشت. هیچکس نتوانست حد نصاب آرا را بدست آورد و «جنبش» بدون نماینده بکار خود ادامه داد. در تاریخ نوامبر ۲۰۰۰ ٬ طی گزارشی که بتوسط پل – کارتی ٬ رئیس سازمان «کمکهای دمکراتیک آمریکا» در نیویورک تایمز انتشار یافت ٬ می نوشت که سازمان آنها مبلغ سه میلیون دلار به مجنبش آزادیخواهی» یوگسلاوی کمک کرده است و رهبران جنبش بارها برای مشورت با وی ملاقات داشته اند. قابل ذکرست که این سازمان آمریکائی که در سال ۱۹۸۹ ٬ تشکیل شده است ٬ مسئولیت پروژه های زیادی در سراسر جهانست که به «تخریب و هرج و مرج سازنده» باور دارند.

   سران «جنبش آزادی» در یوگسلاوی در سال ۲۰۰۶ ٬ نیز کمکهای فراوانی از «مرکز انستیتوی آزادی» آمریکا ٬ وابسته به کنگره آمریکا دریافت کردند. همین مرکزست که کمکهای فراوانی دراختیار فعالان کشورهای عربی قرار میدهد  تا جوانان کشورهائی همچون مصر ٬ تونس و سوریه را آماده سازند تا در خدمت سیاستهای دولت آمریکا عمل کنند.

۲تجربه دخالت آمریکائیها در گرجستان (موفق شدند):

   در سال ۲۰۰۰ ٬ شیفارد نادزه ٬ برای دومین بار به ریاست جمهوری گرجستان انتخاب شد . این موفقیت زمانی حاصل شد که وی از سه توطئه تروز که بترتیب در سالهای ۱۹۹۲ ٬ ۱۹۹۵ و ۱۹۹۸ ٬ برعلیه وی انجام گرفته بود٬ جان سالم بدر برده بود. شیفارد نادزه در دوره ریاست جمهوری ٬ موفق شده بود امنیت و استقرار را در کشور و محیط اطراف ان برقرار کند و یک تعاون سیاسی میان گرجستان ٬ روسیه و غرب بوجود آورد ٬ اما کشورهای غربی و بویژه آمریکا ٬ تبلیغات گسترده ای برضد وی براه انداخته و او را متهم به فساد وخیانت میکردند. در دوره ریاست جمهموری او ٬ گرجستان چندبار دچار توطئه تجزیه گردید و جنگهای ناخواسته ای بر ضد وی از طرف غرب براه افتاد که بیش از ده هزار نفر بقتل رسیدند ٬ اما بصیرت همراه با توانائی و تجربه وی ٬ مجددا آرامش و امنیت را به گرجستان بازگرداند.

      در سال ۱۹۹۶ ٬ در گرجستان تشکیلاتی اعلان موجودیت نمود با عنوان : «سازمان دفاع از آزادی و خقوق بشر». در سال ۲۰۰۰ ٬ یعنی چهار سال بعد ٬ گروهی از سازمان مذکور تحت نام «کمارا» انشعاب کرده و شعارهائی را انتخاب و ترویج کردند که در یوگسلاوی سابق مطرح شده بود. این سازمان که دانشجوئی بود ٬ مورد حمایت چند سازمان و مؤسسه آمریکائی و اروپائی قرار گرفت ٬ از جمله آنها: «انستیتوی آزادی آمریکا» و «پارلمان – مجلس اروپا». سازمان تازه تأسیس «کمارا» از کمکهای فوق در جهت بسیج و سازماندهی و آموزش عده زیادی در جهت تبلیغ برای آزادیهای سیاسی ٬ ارتباطات عمومی ٬ چگونگی تبلیغات و مهارت در مناقشات سیاسی برای سرنگون کردن دولت ٬ استفاده کرد. در سال ۲۰۰۳ ٬ سازمان «کمارا» ٬ تبدیل به قدرت گسترده ای در سرسر گرجستان گردید که با در دست داشتن بودجه فراوان و امکانات تبلیغاتی سراسری بویژه حمایتهای بین المللی ٬ میتوانست در حوادث کشور تأثیرگزار باشد.

   پیش از انتخابت ریاست جمهوری٬ سازمان «کمارا» که اکنون امکانات فراوانی بویژه در دانشگاهها ٬ خصوصا در میان دانشجویان داشت ٬ هیئتی را برای رقابت و کنترل غیررسمی انتخابات تشکیل داد.

   انتخابات ریاست جمهوری گرجستان در روز سوم نوامبر سال ۲۰۰۳ ٬ برگزار شد و سازمانهای متعددی که از کمکهای سازمان «کمارا» برخوردار بودند و در کنترل انتخابات شرکت داشتند ٬ اعلام نمودند که انتخابات از نظر معیارهای بین المللی و دمکراتیک ناقص بوده و برنده واقعی در انتخابات ریاست جمهوری٬ میخائیل سکاشفیلی میباشد و نتیجه انتخابات دولتی را قبول ندارند. سازمان «کمارا» که اکنون از پشتیبانی جامعه بین المللی بویٰژه اروپا برخوردار بود٬ اعلام اعتصاب سراسری در کشور اعلام داشت و هدف خود را از اعتصاب٬ سرنگونی شیفارد نادزه قرار داد.

   حوادث بسرعت در گرجستان ابعاد گوناگونی بخود میگرفت. اعتصاب عمومی سراسری اتفاق افتاده بود٬ جامعه بین المللی سرسختانه از «کمارا» و برقراری «آزادی و حقوق بشر و انتخابات آزاد» در گرجستان حمایت میکرد. در تاریخ ۲۳ نوامبر ٬ شیفارد نادزه ٬ با وزیر خارجه روسیه ٬ ایگور ایوانف ملاقات نموده و پس از ملاقات ٬ شیفادر نادزه ٬ رسما از ریاست جمهوری گرجستان استفعاء داده و در آلمان پناهنده سیاسی شد.

   پس از سرنگونی شیفارد نادزه ٬ «انستیتوی دفاع از آزادی و دمکراسی آمریکا» اعلام کرد که در سه ماه گذشته میلیاردر آمریکائی «جورج سورس» بیست و چهار میلیون دلار برای «آزادی گرجستان» بمصرف رسانیده است.

   در سال ۲۰۰۵ ٬ جورج سورس ٬ شخصا به پایتخت گرجستان ٬ تفلیس آمده و در میان انبوه مردم به سخنرانی پرداخت و گفت از اینکه در «انقلاب» گرجستان برای آزادی نقش داشته ٬ بسیار خوشحالست.

   از ایندوره ٬ تعداد زیادی از وابستگان جورج سورس ٬ پستهای مهم دولتی را در چرجستان اشغال کردند. گرجستان سیاست خصمانه ای نسبت به روسیه در پیش گرفت. بحران سیاسی و نظامی که تا اینزمان میان دو کشور وجود داشت به عرصه اقتصادی نیز راه یافت. نسبت بیکاری در گرجستان زیاد شد و درآمد سالانه افراد به ۲۰۰ دلار ماهانه برای خانواده سقوط کرد ٬ سکاشفیلی برای حل بحران ٬ تصمیم گرفت اقتصاد کشور را که تا اینزمان بر کشاورزی مبتنی بود به توریسم و خدمات انتقال دهد. گرجستان از کشوری تولید کننده به کشوری مصرف کننده تغئیر یافت. در ایندوره رهبران سازمان «کمارا» از گرجستان به اکراین رفته تا انقلاب سال ۲۰۰۴ را در این کشور رهبری کنند.

۳عملکرد «کمارا» در اکراین (موفق بودند)

   جنبش «کمارا» در اکراین نام «بورا» (بمعنی فرا رسیده است) را برای خود برگزید و در سال ۲۰۰۴ ٬ آغاز بکار کرد. تشکیل دهندگان ابتدا ده نفر بودند که دوره های آموزشی خود را در صربستان و در شه «نوفییاد» زیر نظر همان مربیانیکه فعالان گرجستان را تربیت کرده بودند و ازهمان منابع کمکهای مالی دریافت میکردند.

   درست بشیوه دخالت در انتخابات گرجستان ٬ جنبش «بورا» در اکراین نیز قبل از انتخابات ریاست جمهوری و بتاریخ سیزدهم اکتبر ۲۰۰۴ ٬ تشکیلاتی در آنجا ایجاد کرد. این تشکیلات دارای یکصدو پنجاه مجموعه بود که از هفتاد و دو مرکز در سراسر اکراین هدایت میشد و سی هزار نفر مأمور کارآزموده در اختیار داشتند.

   قبل از انتخابات میان دو کاندیدای ریاست جمهوری بنامهای ویکتور یوشینکو و یولیا تیموشیینکو٬ ائتلافی بوجود آمد تحت عنوان : «قدرت ملت» و قرار بر این گذاشتند که هرکس بریاست جمهوری برگزیده شد ٬ دیگری را به نخست وزیری بگمارد٬ اما پیش از انتخابات ویکتور یوشینکو مسموم گردید٬ اما نجات یافت. وی دولت را باین عمل متهم ساخت.

   در رقابتهای ریاست جمهوری اکراین تعدادی کاندید شرکت کردند که قدرتمند تر از همه در میان آنان٬ ویکتور یانوکویچ ٬ نخست وزیر که ۸۷/۳۹ ٪ و ویکتور یوشینکو بود که ۳۹/۳۲ ٪  آرا را بدست آوردند. قرار گذاشته شد تا انتخابات تجدید شود. در دور دوم ویکتور یوشینکو نتوانست بر رقیب خود غلبه کند ٬ اما باین علت که مورد حمایت جنبش «بورا» قرار داشت ٬ گروههای زیادی از مردم بخیابانها ریخته و پیروزی او را جش گرفتند ٬ اما حقیقت این بود که نتیجه رسمی اعلام شده از انتخابات نشان میداد که یانوکویچ ٬ ۳ ٪ بیش از رقیب خود رأی داشته است٬ اما یوشینکو در یک سخنرانی اعلام کرد که در انتخابات تقلب و دستکاری شده است.

   در اینموقع جنبش «بورا» با تمام نیرو بمیدان آمده و با استفاده از تکنیک و تاکتیکهای مبارزه «مسالمت آمیز» نتایح انتخابات را نپذیرفته ٬ در ادامه و در یک اقدام کاملا مغایر با قانون اساسی ٬ عده ای از اعضای پارلمان اکراین که به حد نصاب هم نرسیده بودند٬ یوشینکو را بریاست جمهوری برگزیده و از وی خواستند تا در پارلمان حضور یافته و سوگند یاد کند. نمایندگان پارلمان سوگند ویرا تأئید و هزاران نفر از طرفداران «جنبش آزادی» از وی حمایت کردند. همزمان رسانه های کشورهای غربی بویژه اروپائی نیز به حمایت از یوشینکو پرداختند و این وضعیت رسواکننده و زورگویانه ٬ اکراین را در آستانه جنگ داخلی قرار داد.در چنین وضعیتی بحرانی ٬ دادگاه قانون اساسی دخالت کرده و قوانینی گذراند و بموجب آن مجددا در تاریخ سوم دسامبر انتخاباتی تازه برگزار شد که در آن یوشینکو برنده انتخاب شد.

   در جریان انتخابات ویکتور یوشینکو٬ از طرف همه مجامع وابسته به نیروهای جنبش جامعه مدنی اروپا و وابسته به آمریکائیها و همه ارگانها و رسانه ها ی جمعی بین المللی٬ مورد حمایت قرار گرفت. تعداد زیادی از فعالان سیاسی سازمانهای اروپائی برای کمک به پیروزی یوشینکو به اکراین آمدند و همه آنها از نظر مالی تأمین میشدند. اسناد بسیار زیادی منتشر شد که طرفداران یوشینکو و «جنبش بورا» شخصیتها و ارگانهای بسیاری را بوسیله پرداخت رشوه بطرف خود جلب میکردند.

   رادیو BBC ٬ در همانروزها طی گزارشی از اکراین اعلام داشت که «پریزوفسکی» ٬ میلیادر روسی میلیونها دلار بطور روزانه برای تقویت و گسترش تظاهرات و پیروزی یوشینکو ٬ در اکراین بمصرف رسانیده است. روزنامه های معتبر روسیه نیز گزارشات مستندی در مورد فریبکاریها و دروغگوئیهای اردوگاه تبلیغاتی یوشینکو انتشار داد. در جریان انتخابات ۲۰۱۱ ٬ ولادیمیر پوتین ٬ رئیس جمهور روسیه اعلام داشت که غالب کسانیکه در روسیه نقش مخالف را اجرا و تظاهرات ضد دولتی را سازماندهی میکنند٬ اعضای «بورای اکراین» و در نظر دارند ٬ انتخابات روسیه را نیز براه اکراین ببرند.

   پس از حوادث مذکور در اکراین٬ «جنبش بورا» به دو بخش تقسیم شد. بخشی کوشیدند تا اعضای سابق دولتی را که تمایلات سوسیالیستی و روسی داشتند ٬ از اداره ها و مراکز دولتی پاکسازی کنند٬ بخش دیگرشان وارد انتخابات پارلمانی شده ٬ اما نتوانستند حتی یک کرسی در پارلمان بدست آورند.

۴تجربه «کمارا و بورا» در بلاروس (با شکست روبرو شد)

   در سال ۲۰۰۵ ٬ کوندالیزا رایس ٬ با گروهی از فعالان سیاسی بلاروس ٬ در لیتوانی ملاقات نمود٬ اما از جزئیات مذاکرات میان آنان گزارشی منتشر نشد. اما همین گروه جنبشی را تحت نام : «زوبر» با کمک مالی آمریکا و اروپا بوجود آورده و شروع به بسیج جوانان نموده و بر خود نام «انقلاب جین پوشان» نهاده ٬ زیرا همه آنان در هنگام تظاهرات و فعالیتهای خیابانی شلوار جین آبی رنگ میپوشیدند. آنان در عین حال نیز از شگرد ویژه ای استفاده میکردند٬ باین شکل که در مراکز بسیاری تجمعات خود را بصورت «ایستادن ساکت» انجام میدادند.

   در تاریخ ۲۳ دسامبر ۲۰۰۵ ٬ سه نفر از رهبران «جینزی» باتهام مصرف مواد مخدر دستگیر شدند و در فوریه ۲۰۰۶ ٬ نیز چند نفر از رهبران «زوبر» جین پوش باتهام مخالفت با قوانین مدنی دستگیر گشتند. با سقوط رهبران «زوبروی جین پوش» آنان در اینکه بتوانند «انقلاب توده ای» در بلاروس براه اندازند٬ باشکست روبرو شدند و هنوز انتخابات سال ۲۰۰۶ ٬ شروع نشده بود که لوکاشینکو ٬ از شر آنها رها شد. وی گفت: نه ٬ به انقلاب گلی ٬ پرتقالی ٬ و نه حتی به انقلاب موز٬ خلاصه غائله در بلاروس پایان یافت و اما…

سازمان «زوبر» و جین پوشان بلاروسی و در پشت سرشان همه فعالان اروپائی٬ رسانه های بین المللی و همه فعالین که در جریان انتخابات اکراین٬ از یوشینکو حمایت کرده بودند٬ اینبار در بلاروس شخصی را بنام الکساندر میلنی کیویچ ٬ برای کاندیداتوری ریاست جمهوری در نظر گرفتند. خبرگزاری اسیوشیتدپرس در طی گزارشی که از بلاروس به جهان مخابره نمود٬ اعلام کرد که بلاروس٬ اکراین دوم است٬ اتحادیه اروپا از الکساندر میلنی کیویچ٬ دعوت بعمل آورده و از وی بمثابه رئیس جمهور آینده بلاروس پذیرائی نمود. در آلمان و فرانسه نیز بگرمی از وی استقبال بعمل آوردند. در مجموع٬ اتحادیه اروپا و کشورهای اروپائی از سیاستهای وی و کمپین انتخاباتی وی حمایت بعمل آوردند. در روزهای انتخبات٬ «زویر» یها و همه جین پوشانشان با قوت تمام در انتخابات شرکت کردند٬ در جریان انتخابات سازمانهای «حقوق بشری» وابسته به سازمان ملل متحد شروع به انتقاد از دولت نمود و مسئولان را متهم نمودند که اصول آزادیهای اجتماعی و حقوق بشر را نقض نموده و شروع  به بسیج مردم نمودند. هدف اینبود که با اتهامات واهی اوضاع را بهم ریخته و از آب گل آلود٬ بنفع خود ماهی بگیرند. تبلیغات زیادی در داخل و خارج کشور براه افتاد و مردم را دعوت به تظاهرات و اعتصاب عمومی نمودند.

   ملت بلاروس توطئه غرب را در مورد کشورشان درک کرده و در اعتصاب عمومی شرکت نکردند و در ادامه ٬ مشخص شد که سیاستهای سوسیالیستی لوکاشینکو مورد حمایت اکثریت است و در انتخابات ریاست جمهوری ۸۳ ٪ مردم به او رأی دادند. دولت کوشید تا قانون جزائی برعلیه مخالفان را باجراء در آورد که بموجب آن تظاهرات و اعتراضات بدون پروانه – اجازه٬ جرم بحساب میآمد و بموجب همین قانون کاندید سابق یعنی آقای «میلنی کیویچ» به ۱۵ روز حبس محکوم گردید. در نوبتهای بعدی نیز وی باتهام جعل اسناد و دستکاری در پاسپورت قانونی چند بار دستگیر و در نهایت بشکل غیرقانونی از کشور خارج شد که دادگاه ٬ او را غیابا محکوم ساخت.

   پس از انتخابات ٬ جنبش «زوبر» همراه با شلوارهای «جین»شان از صحنه اجتماعی بلاروس ناپدید شده و به فنلاند رفته و در آنجا چند سازمان گوناگون «حقوق بشری» و مشابه ٬ تشکیل دادند.

   هم اکنون در بلاروس ٬ نسبت بیکاری روبه کاهش میرود و کشور در حال سر و سامان گرفتن است. اما تجربه بسیار با ارزشی که در بلاروس بدست آمد و باعث شد بعضی کشورها از آن بیآموزند٬ اینبود که دولت بسرعت دستبکار شد و با تصویب قوانینی تازه و باجرا گذاشتن جدی آنها برضد مخالفان مانع شد که کشور در دام «کمارا» ئیها ٬ «زوبر»یهای جین پوش بیفتد ٬ زیرا این گروهها اساس کار خود را در درجه اول بر چند چیز میگذارند که بسیار برای آینده کشور خطرناک است و آنها از اینقرارند:

۱ نقض آشکار قوانین شناخته شده کشور.  ۲ برسمین نشناختن قانون اساسی کشور.

۳مزدوران خود را از میان اشخاصی انتخاب میکنند که برای نظم و قانون اهمیتی قائل نیستند.

۵تجربه «آتبورها در قرقیزستان (در قرقیزستان موفق شدند):

   در قزقیزستان دو تشکل آتبوری و هر دو بنام کلکل عمل میکردند. یکی خواستار استقرار و دیگری بدنبال ایجاد هرج و مرج گسترده بود که عملا در قرقیزستان اتفاق افتاد٬ اما بدرستی مشخص نیست که ایندو چگونه با هم عمل میکردند. طبق معمول در تمام کشورهای اینچنینی٬ پیش از بپایان رسیدن انتخابات موجی از عملیات خشونت آمیز سراسر کشور را فرا میگرفت و تامدتی پس از پایان انتخابات ادامه داشت. قابل ذکرست که یک پایگاه نیروی هوائی آمریکا در پایتخت کشور یعنی شهر بیشکک ٬ وجود دارد.

   همزمان با انتخابات٬ تظاهرکنندگان «آتبوری» استانداری پایتخت رااشغال کرده و پس از موفقیت در چند شهر دیگر٬ ساختمانهای دولتی را آتش زدند. هرج و مرج سراسر کشور را فراگرفت٬ کوشش پلیس در مهارکردن اوضاع بی نتیجه ماند. در روز ۲۱ مارس ٬ نزدیک به هزار نفر در شهر «آوش» بچند ساختمان دولتی در نزدیکی ایستگاه قطار و مرکز تلویزیون شهر حمله برده ٬ تعدادی پلیس را دستگیر و آنانرا مضروب نمودند. مخالفان موفق شدند میدان فعاایت خود را گسترس داده و بیشتر ساختمانهای دولتی را بتصرف در آوردند٬ سپس آنان کوشیدند به اوضاع بحرانی و آشفته سر و سامان داده و در نهایت خانم رزا اوتونبایفا را بریاست برگزیدند و بدین شکل «آتبور»ها قدرت سیاسی را بدست گرفتند.

۶کوشش «آتبورها در ونزوئلا (شکست خورد)

   ونزوئلا کشوریست دمکراتیک که از سال ۱۹۵۸ ٬ دچار بحرانهای متعددی شده ٬ اما مردم موفق شده اند همه کوششهای کودتاگرانه را خنثی کرده و از دمکراسی کشور خود حمایت کنند.

   در سال ۱۹۹۸ ٬ مردم در یک انتخابات آزاد٬ هوگو چاوز را بریاست جمهوری برگزیدند. رئیس جمهور تازه بفوریت دست باقداماتی برضد فساد و تسلط شرکتهای آمریکائی و نوکرانشان زد و کوشید نفت ونزوئلا را از چنگ آنان بدر آورد. اما آمریکائیها برعلیه وی دست به یک کودتای نظامی زدند. مردم بفوریت دست به عکس العمل زده و علیرغم نظامیان وابسته به آمریکا و سایر نوکرانشان٬ موفق شدند کودتا را عقیم گذارند و این در حالی بود که کشور درگیر بحران سیاسی و اقتصادی بزرگی بود.

   در سال ۲۰۰۴ ٬ دولت آمریکا ٬ عده ای از مخالفان دولت ونزوئلا را به آمریکا آورده و طریقه ایجاد حرکت آتبوری را بآنان آموزش داد. آنان سپس به ونزوئلا بازگشته و برای سرنگون کردن هوگو چاوز دستبکار شدند. مخالفان با چاپ عکس چه گوارا ٬ اما بشکل خوک ٬ در سراسر کشور پخش کرده و پوسترهائیکه نماد زندگی آمریکائی و آزادی آمریکائي بود٬ در همه جه نصب کردند. اما در دور دوم انتخابات ٬ علیرغم همه کوشش «آتبور»یها ٬ هوگو چاوز مجددا انتخاب گردید. این انتخابات در سال ۲۰۰۶ ٬ و سیزده کاندید شرکت کرده بودند. چاوز با اکثریت بسیار زیادی بر رقیبان پیشی گرفت ٬ مجددا هوچو چاوز ٬ سیاستهای ضد امپریالیستی و ضد آمریکائی خود را در کشور گسترش داد. یکی از اقدامات چاوز متوقف کردن یکی از ایستگاه تلویزیونی مخالفان بود ٬ اما اکثر مردم در حد ۷۴ ٪ باین اقدام وی رأی مخالف داده و آنرا مضر برای آزادی بیان ارزیابی نمودند. مخالفان با دستاویز قرار دادن این امر به تبلیغات بسیار کسترده ای دست زده ٬ دولت آمریکا ٬ کشورهای اروپائی نیز رژیم چاوز را سرکوبگر دانستند. سازمانهای حقوق بشری و در رأس آن «فریدوم هوس- خانه آزادی» وارد کارزار شده تا شاید بتوانند ویرا ساقط کنند.

   آتبوریها موفق شدند تظاهراتی چند هزار نفره در پایتخت کشور٬ کارکاس براه اندازند. چاوز اعلام کرد که این تظاهرات با کمکهای مالی غرب ٬ بویژه آمریکا براه افتاده ٬ از اینجهت مردم در سطحی بسیار گسترده وارد کارزار شدنه و توطئه طرفداران آمریکا را در خیابانها با شکست روبرو ساختند. اما آتبوریها ٬ ناامید نشده و از میدان بدر نرفته اند و هم اکنون در صدد هستند تا از راههای تازه ای دولت دمکراتیک ونزوئلا را سرنگون و رژیمی طرفدار غرب و آمریکا بر سر کار آورند.

۷تجربه آتبوریها در تونس (پیروز شدند)

   برنامه ریزی برای «بهار عرب» در سال ۲۰۰۶ ٬ آغاز شد. از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ تعدادی از سازمانهای «جامعه مدنی تونسی» صدها هزار دلار از سازمانهای مختلف آمریکائی بویژه مؤسسه جورج سورس دریافت کردند.

   در سال ۲۰۰۹ ٬ مجموعه ای از جوانان تونسی که بظاهر مستقل بودند٬ تشکیلاتی تحت نام «تکریز» بنا نهادند. شعار آنها از اینقرار بود: آزادی – حقیقت – مخفی کاری. آنان در سایت اینترنتی خود اعلام کردند که فعالیتهایشان را در زمینه های زیر انجام خواهند داد : ( نفوذ در دستگاههای دولتی- عصیان – همکاری اطلاعاتی – تظاهرات خیابانی – هشیاری – کشف حقایق – شجاعت – مقاومت – هرج و مرج – استفاده از فنون مختلف برعلیه بن علی)

   این جوانان بر پرچم و پلاکاردهای خود ٬ مشت گره کرده که غالب اینچنین جنبشهائی داشتند ٬ برای خود برگزیدند. جنبش «تکریز» مردم تونس را دعوت نمود تا در روز ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ ٬ برای برقراری آزادی بخیابانها بیایند. اینروز هیچ مناسب خاصی نداشت و هیچ حادثه غیرطبیعی اتفاق نیفتاده بود. جریان «خود سوزی» محمد بوعزیزی چهار روز بعد از این تاریخ اتفاق افتاد٬ توضیح درست و مستندی در مورد این خود سوزی در دست نیست. در اینمورد گزارشات ضد و نقیضی انتشار یافت ٬ اما جنبش «تکریز» با بزرگ کردن حادثه ای نامعلوم و ساختن داستانهائی خیالی در اینمورد٬ برخشم و نارضایتی مردم دامن زد. همزمان کانالهای متعدد تلویزیونی عربی و اروپائی این موضوع را بزرگ کرده٬ بطوریکه بوعزیزی تبدیل به قهرمانی در افکار عمومی گردید. اینکه زن پلیس جوانی بوعزیزی را مضروب کرده و باعث خودسوزی وی گشته است٬ بسیار مشکوک بنظر میرسید و این در حالی بود که بوعزیزی واقعی میکوشید جهانیان را قانع کند که او زنده است ٬ در روزهای بعد از آن نیز حوادث مشکوک بیشماری همچون خودکشی و…اتفاق افتاد.مردم از این اخبار دچار نگرانی و اضطراب بودند ٬ سپس اعتصاب عمومی در شهر سیدی بوزید اعلام گردید.تظاهرات خشمگینانه مردم سراسر شهر را فراگرفت. در جریان تظاهرات از طرف مردم بطرف پلیس شلیک شد و پلیس نیز عکس العمل نشان داد. مطبوعات و رسانه ها از این فرصت استفاده کرده و نظام بن علی را خون آشام و دیکتاتور نامیدند و او را متهم نمودند که ملت خود را به گلوله میبندد. در جریان یکی از تظاهراتهای بزرگ بود که پلیس روزنامه نگاران غیرتونسی را بازداشت کرد که معلوم بود مسلح بوده و بطرف مأموران شلیک میکنند(بنا به گزارشات یکنفر از کسانیکه بطرف مردم شلیک میکرد٬ یک سوئدی بود که در کشور خود شکارچی بوده است و…مطبوعات – مترجم). خونریزی و تظاهرات و تبلیغات گسترده رسانه های عربی و اروپائی ٬ تعداد بیشتری از مردم را بخیابانها کشانید.آنان به اعمال خشونت آمیز و سوزاندان و تخریب ساختمانهای دولتی دست زدند. کشور تونس کاملا دچار هرج و مرج و تخریب شد. در تاریخ ۱۱ ژانویه ۲۰۱۱ ٬ بن علی مجبور شد ارتش را بکمک پلیس بفرستد و حکومت نظامی برقرارشد. در اینموقع «حزب تحریر اسلامی» وارد میدان شده و تظاهرات بزرگی را سازمان داد و پس از نماز جمعه خواستار سرنگونی رژیم و برقراری حکومت خلافت اسلامی شد. در اینروز هزاران نفر در سراسر کشوردر تظاهرات شرکت کرده و بن علی مجبور شد کشور را بسوی عربستان ترک کند.

   گزارش بسیار مستندی در دست است که اوضاع اقتصادی تونس پس از انقلاب بسیار بحرانی شده٬ آثار هرج و مرج هنوز از میان نرفته است. توریسم تقریبا متوقف و سرمایه گزاری بسیار بسیار کاهش یافته است. جنبش «تکریز» که رهبری «انقلاب» را بعهده داشت٬ دچار انشعاب و تفرقه شده و یکی از رهبران آن بنام صلاح الدین کشکوک٬ اقدام به تأسیس یک حزب سیاسی نموده است.

   در پایان باید بگویم ٬ علیرغم شایعاتیکه انتشار یافته بود مبنی بر اینکه «انقلاب» تونس از قدرت زیادی برخوردار بوده٬ چنین نبود٬ در روزهای بحرانی٬ تظاهراتهای بزرگی اتفاق نیفتاد٬ بلکه تظاهراتهای بزرگ عمدتا پس از سقوط بن علی مشاهده شد. اما شخصیت بن علی مرعوب تبلیغات رسانه های کشورهای عربی و غربی شد و اینکه ویرا بطور گسترده ای متهم نمودند که ملت خود را قتلعام میکند و شخصی است دیکتاتور و خون آشام. باید گفت که در مورد تونس تا حد زیادی از تبلیغاتهای فریبکارانه تبلیغاتی و رسانه ای استفاده شد و البته اینرا نیز نباید نادیده گرفت که دولت دچار تضادها و درگیریهای داخلی نیز بود که همه دست بدست هم دادند و منجر به فرار بن علی به عربستان گردید.

*دکتر سعدالدین ابراهیم ٬ از دانشجویان فعال مصر بوده و در مبارزات اجتماعی و دمکراسی و آزادیخواهانه ملت مصر بسیار فعالیت کرده است. در سال ۲۰۰۰ ٬ بتوسط دولت بزندان افتاد ٬ ابتدا ۹ سال ٬ سپس به ابد محکوم ٬ اما در جریان «انقلاب» مصر آزاد شد. وی حکومت مبارک را (جملوکی) یعنی جمهوری ملکی – پادشاهی مینامید. وی از مخالفان سرسخت اخوان است.

زیرنویسها از مترجم است:

۱-هم اکنون بیش از ۳۰ نوع سازمان از نوع «فریدوم هوس – خانه آزادی)٬ انستیتوی آمریکا برای دمکراسی و….در سراسر جهان برای نفوذ در جنبشهای مختلف کارگری٬ زنان٬ روشنفکران و غیره بقصد بانحراف کشیدن آنان فعالند. همه ما از نقش جنبش«همبستگی » در جنبش کارگران لهستان و داستان لخ والنسا را شنیده ایم. در اینزمینه میتوان به کتاب توماس گوردون ٬ تاریخ سیاه سی – آی – ای ٬ مراجعه کرد که پیدایش اینگونه سازمانها از پایان جنگ دوم جهانی و چگونگی تشکیل اتحادیه زرد و مزدور٬ در ضدیت با مبارزان کارگری فر انسه و ایتالیا ٬ بخوبی توضیح میدهد و اینکه همه اینها وابسته به CIA میباشند. در دوره مذکور ٬ دو نوع از اتحادیه وجود داشت. یکی زرد ٬ عامل بورژوازی و دیگری اتحادیه سرخ وابسته به شوروی سوسیالیستی . ماهیت مبارزه سی – آی – ای ٬ در حقیقت مبارزه ضد کمونیستی بود.

توضیح مترجم:

   ماههای آینده با انتخابات دیگری روبرو هستیم  و ملت ایران باحتمال بسیار زیاد در انتخابات شرکت گسترده ای خواهد داشت.هدف ملت ایران برقراری آزادیهای عمومی و دمکراتیکی است که متأسفانه تاکنون برآورده نشده است. آزادی احزاب سیاسی٬ آزادی بیان و قلم ٬ آزادی ایجاد تشکلات کارگری ٬ زنان و روشنفکران٬ آنچنانکه اکثریت مردم در سرنوشت کشور نقش داشته باشند. مردم ایران خواهان آن هستند تا شخصیتهای مترقی و عدالتخواه که در طی تاریخ سی و سه – سی و چهار ساله ٬ سنگر دفاع از آزادی ٬ استقلال و عدالت اجتماعی را رها نکرده و در این راه مشقات زیادی نیز تحمل کرده اند٬ بتوانند کاندید شوند. اما اکنون سرنوشت انتخابات ملت هفتاد و پنج میلیونی در دستان چند روحانی مرتجع و قرون وسطائی است.

   بدون شک ملت مبارز و فرهیخته ایران دیر یا زود موفق خواهد شد به اهداف تاریخی خود جامعه عمل بپوشاند. دیر یا زود دارد ٬ ولی سوخت و سوز ندارد.ازطرفی مبارزه انتخاباتی و کوششهای ملت ما دشمنانی نیز دارد که میکوشند مسیر ایران را در جهت منافع استعمارگرانه و غارتگرانه خود سوق دهند و همچنانکه شاهد بوده و هستیم که قدرتهای امپریالبیستی و در رأس آنها آمریکا٬ با تمام توان خود تحت عناوین پر زرق و برق اما دروغین «حقوق بشر و دمکراسی»٬ «آزادی»٬ محیط ریست٬ حقوق زن و کودک و….میکوشد از طریق توزیع پول ٬ دادن امکانات گسترده تبلیغاتی رادیو ٬ تلویزیون و مطبوعاتی ٬ تربیت مزدوران و حتی استفاده از قتل و کشتار و تخریب و نابودی کشورها ٬ همچون افغانستان٬ عراق٬ یوگسلاوی ٬ سوریه ٬ سومالی٬ لیبی و مالی ٬ «حقوق» های دروغین ذکر شده را حقنه کند. در اینمورد٬ بویژه در مورد کشور خودمان ایران چند مورد در زیر آورده میشود تا کمک به روشن شدن ترفندها و در عین حال هشداری باشد برای نیروهائیکه واقعا خواستار برقراری آزادی و عدالت اجتماعی هستند٬ که اجازه ندهند مزدوران ٬ فریبکاران و فرصت طلبان ٬ مبارزات ملت ما را به بیراهه سوق دهند:

   چهل و هفت روز پس از انتخابات ریاست جمهوری گذشته ایران٬ ماکسمیلیان فورد٬ جامعه شناس کانادائی در مقاله ای با عنوان : «انقلاب تویتری و خواب و خیال آمریکا برای ایران» در قسمتی از ان چنین آورد: « بنابه تحقیقاتیکه من در اخبار ٬ گزارشات و یوتیوبهای روزهای اتنخابات و بعد از آن بعمل آورده ام ٬ رویهمرفته ۴۰۰  گزارش٬ خبر و… در مورد حوادث ایران انتشار یافته که تنها ۴۰ مورد آن از درون ایران و بقیه در خارج مونتاژ شده و بویژه غالب آنها در آمریکا و اسرائیل تولید و پخش شده است». این مقاله ترجمه و در سایت عدالت منتشر شد.

   همه ما شاهد بودیم که یوتیوبهای فوق با چه شور و شوقی در میان «اپوزیسیون» پخش و در رادیوهای استعماری بر روی آنها تفسیر و تحلیل میکردند. بعضا اینگونه وانمود میشد که گویا «مخالفان» خارج خود عملا در «انقلاب» بزرگی شرکت مستقیم دارند.

   مورد دیگر: دکتر اندرو گیون مارشال  استاد اقتصاد سیاسی و تاریخ دانشگاه سایمون فریزر٬ مقاله ای طولانی ٬ مستند و مملو از آمار و ارقام انتشار داد با عنوان : «اعترافات انتخاباتی سال ۲۰۰۹ ٬ ایران». وی در بخشی از مقدمه اش چنین نوشت : « اگر نگاهی به گذشته نه چندان دور حوادث سالهای ۱۹۵۳ ٬ ایران  بیندازیم ٬ به برنامه ریزی مفصل و مضمون حوادث اعتراضاتی ٬ انتخابات ۲۰۰۹ ٬ پی خواهیم برد و آشکارا متوجه خواهیم شد که این اعتراضات کوششی است در جهت «انقلابی نرم» و تقلید آشکاری است از «انقلاب رنگی» در اروپای شرقی بعد از فروپاشی سوسیالیستی٬ که سرنگون کردن رژیم ایران در مرکز آن بود. حوادثی که در ایران اتفاق افتاد٬ دامچاله ای بود مخفیانه ٬ بتوسط آمریکا و انگلیس٬ برای تغئیر در ایران و بر سر کار آوردن رئیس جمهموری متمایل به غرب که در ادامه آن آمریکا بتواند تسلط خود را بر نفت ٬ اقتصاد و سیاست ایران تحکیم ببخشد. علیرغم بهره برداری فریبکارانه و همه ترفندهائیکه در انقلابات رنگی ٬ که امریکا در کشورهای بلوک وابسته به شوروی سوسیالیستی سابق بکار برده و اکنون ٬ اما این توطئه بتوسط ملت ایران با شکست مفتضحانه ای روبرو شد».

   و اینهم گواه بارز دیگری بر دخالت مستقیم آمریکا و عربستان در جریان انتخابات ۲۰۰۹ ٬ که در تاریخ سوم ژوئن در مجله قدس العربی انتشار یافت. خلاصه ای از بخش پایانی مقاله بقلم دکتر کمال خالد خلف ٬ محقق تاریخ و مسائل استراتژیک : « امیر مقرن آل سعود٬ وزیر اطلاعات عربستان ٬ لئون پانیتا ٬ از طریق مرکز «سیا» در دبی ٬ برنامه شعله ور کردن انقلاب رنگین در ایران را تنظیم نمودند. ابتدا اباما طی یک سخنرانی برای ملت ایران و با هدف خواب کردن ایرانیها ٬ سپس آوردن موسوی که ۲۰ سال از صحنه سیاسی خارج بود ٬ گذاشتن کروبی و رضائی٬ برای جلب – مکیدن آرای مردم و سپس بخشیدن آن به موسوی. اگر موسوی برنده میشد که بسیار خوب وگرنه با ادعای تقلب و رد قبول نتایج انتخابات ٬ انقلابات رنگین آغاز میشد.

   مدرنترین ابزارهای الکترونیکی ٬ پخش اخبار٬ گزارش و یوتیوب برای جنگی ناگهانی آماده کردند. گروههای تخریب همچون ریگی ٬ مجاهدین خلق و حزب اسلامی کردستان وابسته به اخوانالمسلمین و با استفاده از بودجه ۴۰۰ میلیون دلاری سالانه پنتاگون ( اینهمه رادیو٬تلویزیون٬مطبوعات٬فعالیتهای «حقوق بشری» و راه اندازی تظاهرات٬ برگزاری مراسم و….با همین بودجه تأمین میشود- مترجم)٬ همه چیز آماده پیروزی انقلاب رنگی ایران بود).

   اما علیرغم همه این تهمیدات توطئه با شکست روبرو شد و «قهرمانان انقلاب رنگی» یکی پس از دیگری سقوط کردند. همزمان با اتنخابات در بلوچستان چند انفجار بتوسط ریگی انجام شد که نزدیک به یکصد نفر کشته و زخمی در پی داشت. حزب اسلمی کردستان نیز به یک پاسگاه دولتی در مرز ایران وعراق حمله کرده٬ بیست سرباز را سر بریده و اجسادشانرا آتش زدند٬ مشابه همان کاریکه امروز بنیادگراها در سوریه مرتکب میشوند.

   در پایان اینکه هرتحولی بخواهد در ایران انجام بگیرد ٬ باید بدست توانای ملت ایران باشد . ما دایه مهربانتر از مادر نداشته ٬ نداریم و نمیخواهیم.

This image was originally posted to Flickr by M. Soli at http://flickr.com/photos/24610655@N08/5433765776. It was reviewed on 9 March 2011 by the FlickreviewR robot and was confirmed to be licensed under the terms of the cc-by-sa-2.0.