سياسی

سوریه از چشم شاهد عینی – تیم گزارشگران «آننا نیوز» از جمهوری آبخاز

درآمد و ترجمه گزارش توسط: ا. م. شیری

۷ دیجدی ۱٣۹۱

درآمد:

حکایت ما و مدافعان و هواداران دمکراسی و حقوق بشر امپریالیستی، بی شباهت به حکایت یک فیلم کارتونی(انیمیشن) نیست که در آن، دختر بچه ای سعی می کند به یک گربه سخن گفتن بیاموزد. در این فیلم، دخترک تصاویر اشیاء مختلف را در جلو چشم گربه قرار می دهد و هر بار از گربه می خواهد همراه او نام آن شئی را تکرار کند. اما واکنش گربه از پیش معلوم است: «مـیـو»!

………..

هر قدر گفته شد که این چه دمکراسی بود که غربی ها بر ویرانه های بجا مانده اتحاد شوروی تحمیل کردند، پاسخ شنیدیم: «دمکراسی»، «حقوق بشر»!

گفتیم باشد. اتحاد شوروی به جهنم. این کشور دیگر نیست. آن را از نقشه سیاسی جهان پاک کرده اند. ما علت خصومت شما با این کشور بر باد رفته را می فهمیم. دشمنی شما با آن بر سر مالکیت اجتماعی بر زمین و ابزار تولید و لغو استثمار انسان از انسان بود. اما حالا سؤال می شود که این چه «دمکراسی» و «حقوق بشر» بود که امپریالیسم غرب بحساب قتل عام میلیونی مردم و ویرانی زیر ساختهاِ، به افغانستان، عراق، سومالی، لیبی، یوگسلاوی مثله شده و بسیار کشورهای دیگر به ارمغان آورد، پاسخ ما باز هم «دمکراسی»، «حقوق بشر» بود.

وقتی که در باره هزاران فقره اسناد و مدارک منتشره پیرامون چاپ بی حساب و کتاب دلار و محل مصرف آنها پرسیده می شود و نشان داده می شود که چگونه صرف تشکیل، آموزش و تسلیح سازمانها و گروههای تروریستی می شود، هزینه های نجومی اشغال و ویرانی کشورها را تأمین می کند، اقتصاد جهان را به ورشکستگی می کشاند، فقر، گرسنگی، بیکاری و هزاران مشکلات اجتماعیاقتصادی در پی می آورد، جواب همان « میو» معمول است: «دمکراسی»، «حقوق بشر»!

هنگامی که به این موضوع اشاره می شود که اگر «بانکسترهای» صهیونیست آمریکا با هدف امتناع از استرداد اندوخته های طلای کشور دوست و متحد سنتی خود مثل آلمان به هر کاری دست می زنند، با انفجار در یک نیروگاه برق، خانه های میلیونها نفر را در تاریکی فرومی برند، همان انبار محل نگهداری طلای آلمان را در آب غرق می کنند، چرا که بدنبال توطئه چینی و بهانه سازی برای شعله ور ساختن آتش جنگ، امروز در سوریه، دیروز در افغانستان، عراق، سومالی، لیبی ووفردا در کشورهای دیگر نباشد! همچنین، اگر صاحبان سرمایه های مالی آمریکا ذخیره های طلای آلمان را به همین راحتی «ملاخور» می کنند، چرا که «فاتحه» اندوخته ها و ثروتهای کشورهای وابسته و اشغالی را از پیش نخوانده باشند، هیچ واکنشی غیر از کلمات نخنمای «دمکراسی»، «حقوق بشر» امپریالیستی شنیده نمی شود.

 هر گاه که پرسیده می شود: کو آن سلاحهای کشتار جمعی عراق؟ کو آن شواهد و اسناد «بمباران تظاهرات مسالمت آمیز مردم» توسط نیروی هوائی قذافی؟ کجاست آن عدالت دیوان کیفری بین المللی؟ سخنسرائیها و فلسفه بافی های پیرامون «دمکراسی»، «حقوق بشر» امپریالیستی گوش آدم را کر می کند.  

در پاسخ این پرسش که: این چه دمکراسی است که دولتهای ماقبل تاریخ کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (اگر بتوان آنها را دولت و کشور نامید) به همراه دولت اخوان المسلمینی ترکیه و دولتهای فوق ارتجاعی غرب امپریالیستی تروریسم بین المللی را آموزش داده، تسلیح می کنند و برای جنگ علیه کشور مختلف و از جمله امروز علیه مردم سوریه می فرستند، برای مردم کشورهای مختلف دولت «قانونی» تعیین می کنند وپاسخ جدیدی جز تکرار کلمات «دمکراسی»، «حقوق بشر» شنیده نمی شود.

با صرفنظر از بسیاری سؤالهای دیگر، فعلا این پرسش را مطرح می کنیم که آن «دمکراسی» و «حقوق بشر» مورد نظر شما چیست که به کشتار جمعی انسانها در زیر بمبارانهای قوای امپریالیستی توجه ندارد، تا ببینیم باز هم «میو» خواهیم شنید یا پاسخی درخور.

در پایان این «حکایت»، ضمن تقدیم ترجمه گزارش تیم گزارشگر «آننا نیوز» از سوریه، جا دارد این سؤال را هم در مقابل مدافعان و هواداران دمکراسی و حقوق بشر امپریالیستی مطرح کنیم که: چه فکر می کنید؟ آیا در صورت سقوط دولت قانونی سوریه بدست تروریسم بین الملل تحت امر امپریالیسم غرب، دمکراسی تحمیلی به این کشور، با دمکراسی کنونی در افغانستان، عراق لیبی، سومالی، مصر، یمن وچه تفاوتهائی خواهد داشت؟ آیا حاضرید همین نسخه را برای ایران ما هم تجویز کنند؟

مترجم

***

به تناسب موفقیتهای ارتش سوریه در جبهه ها، شدت تحریکات بمنظور توجیه حمله خارجی علیه این کشور افزایش می یابد. تبلیغات پیرامون کاربرد تسلیحات شیمیائی، موضوع اصلی تحریکات تا روز امروزی بحساب می آید. فراموش نمی کنیم که بموقع خود، کولین پاول (وزیر خارجه پیشین آمریکا) در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، لوله محتوی «گرد سفیدی» را برای شروع حمله نظامی علیه عراق در دست تکان داد. اینک افسانه دیگری دایر بر استفاده ارتش سوریه از «گازهای ناشناخته» علیه تروریستها ساخته می شود. در همین حال، خود شبه نظامیان سوریه، بی هیچ شرمی، فیلم آزمایشات خود در زمینه مواد شیمیائی را در شبکه های اینترنتی انتشار می دهند. آزمایشات فعلا روی خرگوشهای انجام شده که «مبارزان راه دمکراسی» آنها را با نوعی آشغال مسموم کردند. اما چه کسی می داند که حوادث در چه سمتی پیش خواهد رفت. با این وجود، ارتش سوریه، تا کنون به اطلاعاتی دست یافته است که نشان می دهند تروریستها نوعی سمّ به داریا پاشیده اند.

بدین ترتیب، فعلا که رسانه های جمعی سمی تر بودن گازها را در سوریه مزمزه می کنند، فرانسه و آمریکا نیروهای زمینی خود را در مرزهای سوریه مستقر می سازند. واحدهای نظامی ویژه این کشورها در نزدیکی مرز اردن با سوریه موضع گرفته اند. سخن از حضور لژیون خارجی فرانسه، و همچنین، نیروهای ویژه «دلتا»ی آمریکا در میان است. درک این مسئله که این یگانهای ویژه در صورت وقوع هر گونه حادثه جدی در سوریه به چه عملیاتی دست خواهند زد، مشکل نیست. بخصوص اینکه واقعیت حضور پرسنل این واحدهای متجاوز از یک سال و نیم پیش در سوریه را نباید از نظر دور داشت. خوشبختانه روسیه نیز با اعزام کشتی های جنگی «آزوف» و «نیکولای فیلچنکوف» حامل یگانهای تفنگداران دریائی عملیات ویژه و یکسری ماشین و ادوات جنگی در عرشه از بندر نوواراسیسک به بندر تارتوس در سوریه، دین خود را ادا کرد. بدین ترتیب، اگر چنانچه اتفاقی بیافتد، چیزی از دیده ها پنهان نخواهد ماند.

با اینکه سیاستمداران فعلا جزئیات ژئوپلیتیک خود را تنظیم می کنند، جنگ درسوریه کمافی السابق ادامه دارد و همه نشانه ها از پیروزیهای ارتش دولتی حکایت می کنند. در طول چند هفته اخیر نیروهای ارتش سوریه موفق شدند اردوگاه یرموک، محل اسکان آوارگان فلسطینی را از وجود باندهای مسلح کاملا پاکسازی کرده، گروههای بزرگ تروریستی را در اطراف دمشق نابود ساخته یا محاصره نمایند و همچنین از شهر حماه که تروریستها قصد داشتند به هر قیمتی آن را به تصرف خود درآورند، دفاع کنند. تلفات شبه نظامیان در طول هفته های اخیر سر به هزاران نفر می زند و تلفات ارتش سوریه بمراتب بسیار کمتر است. بدین ترتیب، نشانه های تحول بنیادی در مناقشه سوریه بوضوح دیده می شود و خود این واقعیت هم بسیاریها را نگران کرده است. منشاء اصلی تحریکات پیرامون «سلاحهای کشتار جمعی صدام حسن» و همچنین، تجمع یگانهای ویژه برخی کشورها پیرامون مرزهای سوریه نیز همین واقعیت است.

ما در ۲۴ دسامبر بار دیگر از شهر داریا در اطراف دمشق، که طی سه هفته اخیر شاهد درگیریهای شدید بین ارتش سوریه با تروریستها بود، بازدید کردیم. همراه با واحدهای ویژه عملیاتی ارتش سوریه تا خط مقدم جبهه رفتیم. ساختمان مدرسه ای را به ما نشان دادند که چند ساعت قبل از دیدار ما، نیروهای دولتی تروریستها را از آنجا بیرون رانده بودند. شبه نظامیان از این مدرسه بعنوان بیمارستان و مرکز فرماندهی خود استفاده می کرده اند. ما داروها و تجهیزات پزشکی رها شده در کف اتاقها و همچنین دیوارنوشته های «جبهه النصره» در اتاق مختلف این مدرسه را به چشم خود دیدیم. این سازمان تروریستی، یکی از واحدهای «القاعده» در سوریه است که این محل را تصرف کرده بود. ما همچنین موفق شدیم از برخی خانه های متروکه در داریا بازدید کنیم. کاملا معلوم بود که ساکنان، شهر را بسیار شتابزده ترک کرده بودند. بسیاری از خانه ها را جمع و جور شده دیدیم که ساکنانش نتوانسته بودند حتی چمدانهای خود را همراه ببرند. عکسهای بسیاری در کف اتاقها پخش و پلا بودند.  و ما شاهد چنین مناظر بسیار غم انگیزی بودیم

در راه بازگشت نیز، متاسفانه، شاهد یک حادثه ناگوار دیگری نیز بودیم. آندری کوزمینوف که بتازگی برای تقویت تیم خبرنگاری ما به سوریه آمده بود، هنگام تهیه اولین گزارش جنگی خود آسیب دید. آندری، مثل یک مرد جنگی، کلاه خود و جلیقه ضد گلوله را شایسته ترسوها حساب کرد و بدون همراه به منطقه درگیری رفت. در نتیجه، هدف گلوله تک تیرانداز قرار گرفت و از ناحیه سر زخمی شد که ۱۵ بخیه برداشت

 http://eb1384.wordpress.com/2012/12/27/

http://anna-news.info/node/9384

مجله هفته: گزارش تلویزیون آمریکائی از اردوگاه فلسطینی ها که تروریست های سلفی-وهابی با پشتیبانی ترکیه و عربستان و قطر سعی به اشغال و قتل عام ساکنین آن داشتند:

۱ دیدگاه

  1. از زمانیکه بشر قادر شد که زمینی را که در آنجا سکنی داشت، بتملک خصوصی در آورد(بعد از زندگی اشتراکی اولیه که مالکیت روی زمین وجود نداشت) از آن زمان همیشه دو گروه بزرگ در جهان وجود داشته و تا بزودی که سیستمهای امپریالیستی که اکنون بحال احتزار خود رسیده اند«امپریالیسم مرحله گندیدگی سرمایه داری»، با جاروی آهنین انقلاب برچیده نشوند، وجود خواهد داشت.
    این دو گروه همیشه دارای دو نظریه کاملا متضاد داشته و همیشه خواهند داشت.
    در مقابل حوادث سوریه، وضع بهمین منوال است و دو نظریه وجود دارد که یکی متعلق به اکثریت شکننده مردم کشورهای دنیا بوده و دیگری نظریه است که متعلق به یک اقلیتی انگلی، که آخرین تلاشهای مزبوهانه خود را مینماید تا شاید اندکی بیشتر بر جنایات خود ادامه دهد!
    سرکرده این اقلیت محضِ انگلی، امپریالیسم آمریکا بوده که همین روزها خود مجبور به اعلام عدم توانایی پرداخت حقوق کارمندان دولت خود،‌حتی جانیانی مانند ژنرال الیوا نرث Oliva North فرمانده ناسیونال گارد ا.م. آمریکا، یعنی نجات دهنده رییس جمهور!! در زمان خطر بود، که کوس رسوایی اش را مانند واترگیت بنام ایران گیت چندی پیش نواختند که مانند خیلی از آقازادگان ما تمام تجارت هرویین آمریکا را میچرخاند و با پول آن فاشیست های سرخپوست کش را سازمان داده بود و بسیاری از بومیان و سرخپوستان نیکاراگوئه را بقتل رسانید، خواهد بود!
    اکنون کور شود هر کس نبیند که در دنیا چه خبر است. ۵ بیلیارد دلار بانکهای بزرگ بسرکردگی گلد مان زاکس آمریکا از دارایی مردم دنیا دزدی رسمی و آنهم با گردن کلفتی کردند و هنوز هم سیسمونی ندارند و همین روزها بایستی که یک بلیارد یورو ی دیگری به بانکهای اروپایی تزریق شود! این آقایان و یا خانمها کورند وکرند که نمیخواهند بفهمند در دنیا چه خبر است! و یا اینکه از حقوق ماهیانه خود آنقدر راضی هستند که آنرا نمیتوانند بفهمند.
    زمانی، سوسیال امپریالیزم روسیه هواپیمای کره جنوبی را که بخاکش وارد شده بود پس از چند بار هشدار دادن و اثر نداشتن نابود کرد که از آمریکا حرکت کرده بود و بجاسوسی مشغول بود و عمدا هشدار ها را نادیده گرفت تا این فاجعه پیش آید و حدود ۴۰۰ نفر قربانی گردیدند.
    چند هفته بعدش صهیونیستها یک هواپیمای لیبی را با سیصدو چندی سرنشین عامدانه بدون هیچ گونه پیش درآمدی نابود کردند.
    در آنزمان در یکی از طبقات بالای یک وزارت خانه، بحثی در گرفته بودکه یک دسته کار روسها را درست قلمداد میکردند و دیگری کار صهیونیستهای اسرائیلی را!
    این کوران قادر نبودند ببینند، افرادی که کشته شده بودند، افرادی عادی و غیر نظامی مثل خودشان بودند و مورد سوء استقاده قرار گرفته و ناگهان بقتل رسیده بودند!
    آری بشارالاسد هم کشور را تک حزبی اداره میکرد و این دموکراسی دروغین غربی چند حزبی در آنجا وجود نداشت ولی او قادر شده بود که ۶۰ درصد سکنه سوریه را واقعا تا امضای قراردادهای نئولیبرالیسم با آمریکا،‌ (مانند ایران بعضویت در آمدن دربانک جهانی و صندوق پول)، نه تنها راضی نگه دارد حتی تاحد جنگدین علیه اخوان مسلمین و القاعده و دیگر تروریستهای عربستان(تو بخوان ناتو) آنها را روشن کرده و راضی نماید. مساله بسیار روشن است و این ما ساکنین کشورهای منطقه هستیم که بایستی خرج این جنگ ها را بپردازیم تا ناتو بسرکردگی ابرقدرت افول کرده آمریکاُ، نفوذ خود را در خلیج فارس تثبیت کرده، تا شاید بزندگی طفیلی و انگلی خود چند صباحی بیافزاید. ولی باز هم بانکها آنرا هضم خواهند کرد، زیرا این جنگها برای افزایش بازار فروش بعلت سرریز تولید است که برای آن هیچ دوایی بجز اقتصاد بانقشه همانیکه در کشور شوراها انجام شد، ندارد. این کوران خوب است که اندکی بتاریخ کشور شوراها از ۱۹۱۷ تا ۱۹۵۰ و اسناد کنگره های آن بیاندازند تا ببینند که دستهای کار و رنج، یعنی همان اکثریت شکننده که در بالا از آن سخن رفت، چگونه از خرابه های روسیه ۱۹۱۷کشور شوراها را ساختند که طبق اخبار روزنامه های انگلیسی و آمریکایی، قبل از جنگ دوم، از هر نظر غرب را فرسنگها پشت سر گذاشته بود.
    آری آقایان و خانمهای ناراضی از مقاومت مردم سوریه در مقابل ناتو و دیگر متجاوزین، همین روز ها بایستی تاوان این ابراز همدردی خود را با ناتو بسرکردگی آمریکا و یا روسیه و چین، بپردازید! هرچند که در این مقطع تاریخی ابر قدرت روسیه و چین برعکس ناتو بسرکردگی آمریکا، در جهان و یا حد اقل، در منطقه نقش حمله ای و کشتار وحشیانه زنان و مردان منطقه، همانطور که در عراق،‌ افغانستان، لیبی و هم اکنون در سوریه میگذرد، نداشته و دست به چنین جنایاتِ فاشیستیِ ِ روز روشن علیه بشریت و در منطقه نزده اند.
    نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است! این تجاوزها از طبیعت امپریالیزم سرچشمه میگیرد و تنها دوای امپریالیستی که مرض سرریز تولید را دوا میکند تخریب نیروهای مولده میباشد تا از نو سازی آن سرمایه را بچرخش در آورده و روند «پول کالا – پول» ادامه یابد و این از هیچ راهی میسر نیست مگر جنگ. در این ۴۰ سال گذشته همیشه آمریکایی ها در حال جنگ بوده‌اند و فعلاً هم ابر قدرتی که سعی در هژمونی(تسلط) در منطقه نفت خیز خلیج فارس و سپس،‌ بزانو در آوردن چین،‌ ژاپن و روسیه میباشد، ابر قدرت افول کرده آمریکا با ۱۸ بیلیارد قرض میباشد! هر نوع پشتیبانی از ابر قدرتها کاری غلط میباشد و طبق قانونِ ِ « در مقابل تجاوز مقاومت!»، بایستی در مقابل متجاوزینی که هم‌اکنون دست به تجاوز به کشور سوریه را، زده آند مقاومت کرد و نه اینکه این متجاوزین را رها کرده و به امپریالیزمی که پطانسیل(بالقوه) در آینده میتواند چنین کند را، عمده نمود هرچند که بایستی از نظر دور نداشت ولی اکنون آن گلوله ای که شلیک می‌شود را بایستی متوقف کرد!
    آزادی خلقهای کشور سوریه و ایران فقط میتواند از طریق مردم این کشورها انجام شود و نه از ده‌ها هزار کیلومتر به خاک کشورشان تجاوز شود و تمام دارایی آنان به غارت رفته و تمام زیربنای این کشورها را بمباران کرده و پس از سرقدرت نشاندن عروسکهای خود(پارکابی های آمریکایی مانند منصورحکمتی ها)، با بهای گزافی شرکت های یانکی به باز سازی آنان بپردازند کافی است که به عراق و لیبی نگاه کنید!

    دوست داشتن

  2. آقای مهران، من نامی ننوشتم که چرا مهران، علیف حسن ، رقیه یا ببی اسمفرقی نمی کند، همهئ اینه ا مجهول اند. همانطوری که شما هستید
    اما، نقدی به نوشته شده و سوال مودبانه ای از آقای شیری شده، نمیدانستم که ایشان وکیل مدافع هم دارند. تازه مطلب بدی هم نوشته نشده، مگر در شوروری اتفاق بدی افتاده که شما سراسیمه زبان به هتاکی گشوده اید
    و علاوه بر این ها، ساواکی و مزدور و ساواما هم حق دموکراتیک سوال کردن دارند. کدام بازپرسی؟….
    اما، اصل پرسش راجع به سوریه بود ورژیم بشار اسد و نقش روسیه؟

    دوست داشتن

  3. ببینم آقا یا خانم ناشناس شما مامور ساواکی یا ساواما که خودت اسم واقعی نمی نویسی از دیگران بازپرسی میکنی؟ به روش شما با خودتان حرف میزنم پول از عربستان میگیری یا از قطر؟ که کیف اسرائیل و آمریکا را میکشی؟ چطور است خوشت آمد؟ به زبان خودت حرف زدم شاید حالیت بشود.

    دوست داشتن

  4. آقای شیری، آفرین بر شما که سنت دیرینه تان را خفظ کرده ای. همچنان در دفاع از دولت های ارتجاعی. با زرنگی می نویی، دولت قانونی سوریه و نمی نویسی بر پایهء کدام قانون.
    دولت کودتاف می تواند دولت قانونی باشد. تازه، هیتلر مگر دولت منتخب و قانونی نداشت. در اصل ماجرا فرقی می کند.
    بعد حمله به مردم سوریه را پیش می کشی. همه می دانند که رژیم های ارتجاعی عربی و امپریالیست های حامی شان در سوریه نقشه می چینند. ولی نگو که مردم را نه رژیم دیکتاتوری بشار اسد، بلکه تروریست های آمده از خارج بمباران می کنند.
    اما، شاهکار است که برای اثبات درستی دیدگاهت، از خبرنگار آبخازی کمک می گیری. آبخازی… آبخازی…. آه همان جمهوری دست پروردهء آقای پوتین. همکار سابق رهبران شما.
    شما که از شهادت مستقیم خوشت میاد، بد نیست ماجراهای خود را در شوروری هم تعریف کنی که همگان شما را بهتر بشناسند. زحمت دیگران کم می کنی

    دوست داشتن

    • آقا یا خانم …
      هر قانونی که بود، کشوری برقرار با زندگی روزانه خود و وزنه ای در منطقه بود که حتی اسراییل از وجودش در زمان اسد پسر راضی بنظر میرسید و معتقد بود و هست که بدون سوریه تعادل در منطقه بهم میخورد، شاید هم منظورش این بود که ترکیه جایش(جای اسراییل) را خواهد گرفت! بهر صورت لا اقل مانند کشورهای اروپایی همان قوانینی که وجود داشت همه چیز بدون کشتار جمعی روال معمولی خود را طی میکرد. تازه قوانین کشور«دموکراتی» مثل آلمان را در عرض چند روز هلموت کهل: حق کار، حق مسکن،‌ حق تحصیلات عالیه… را از بین برد و بطوریکه خود دولت آلمان اعلام کرده است ۵۰ در صد کودکان آلمان زیر خط فقر قرار گرفته اند!
      آری هیتلر هرگز دولت انتخابی نبود،‌ هیتلر یک لات و یکه بزنی بود مانند شعبون بی‌مخ و یا طیب و یا محسن رضایی خودمون، بخاطر چند تا جنایت هم قبلاً بزندان افتاده بود. در مونیخ هم در جشنی که گرفته بود ۵۰۰ نفر از یاران درجه اول خود را بقتل رسانید، تا راه را برای بکرسی نشاندن خواسته‌های کروپ و توسن و ای گه فاربه، باز نماید.(در اینتر نت میتوانید تحقیق نمایید)
      تازه کسی که کلید طلایی شهر را بوی اهدا کرد آقای فریدریش ابرت بود که در هر شهر آلمان بیش از ۵ خیابان و یا میدان بنامش میباشد. کسی که فرمان قتل ۸۰۰ نفر کارگر را داد و فرمان قتل کارل لیبکنشت و روزا لوگزامبورگ را صادر نمود. این خواست طبقه حاکم در آنزمان آلمان بود که از طریق وی با کمک انگلیس، فرانسه…(فرارداد مونیخ) بتواند حکومت شوراها را نابود سازد. با وجودیکه تمام کارخانه های آلمان و تمام اروپا و دیگر کشورها در آسیا و آفریقا برایش تولیدات جنگی میکردند، شکست خورد.
      استالین در گذارشی گفت «دیکتاتور ها می‌آیند و میروند،‌ آنچه میماند خلق آلمان است!»

      دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.