سرتیتر

جنگ روانی و شستشوی مغزی در بحران سوریه

 

نوشته: سمیر فزاع ٬ سایت شام و سایتهای دیگر

ترجمه:احمد مزارعی

تایپ و ویرایش: آمادور- اشتراک

   جورج گیبرنر میگوید:« بنیه فرهنگی توده ای که بوسیله عناصر وجودی بیکدیگر ارتباط پیدا میکند و تشکیل شناخت عمومی به همه موجودات پیرامون٬ همه آنچه که مهم و برحق است و همه آنچه که ارتباط با پدیده های دیگر دارند٬ این بنیه در شرایط فعلی بصورت تصنعی تولید میشود». با این مقوله اجتماعی و روانشناسانه٬ امکان دارد تا موضوع مورد نظر خود را تعبیر کنیم. جنگ روانی «در ضمن آن شست و شوی مغزی فردی و اجنماعی» در حال حاضر یکی از مدرنترین و دردناکترین صورت جنگ تمام عیار فعلی بر علیه ملت سوریه میباشد. این جنگ در حال حاضر چنگالهای شوم خود را بر تمامی بنیادهای جامعه از نظر روانی٬ اقتصادی٬ معنوی و میدانهای سیاسی٬ فکری و دینی فرو برده است. این چنگال خونین وشوم در گسترده ترین شکلی و در عمیقترین سطحی٬ همه بنیانهای زندگی را متلاشی٬ تخریب و نابود میسازد. جنگیست بدور از هر گونه اخلاق٬ قوانین ٬ ضابطه مقرراتی٬ جنگیست سیاه با تمام معنی این کلمه. این جنگیست بدون میدان رزمی مشخص شده٬ بدون نشانه رفتن بسوی جماعتی با عمری و مشخصاتی خاص٬ یا جنسی خاص٬ بلی جنگیست با تمام اوصاف خود «بینام»٬ گفته نمیشود که در کجا اتفاق میافتد  تا از نظر روانی زمینه ای فراهم آورده باشد.

   گامهای شستشوی مغزی: در گذشته٬ شستشوی مغزی در مورد یک فرد بکار میرفت٬ اما امروز یک ملت بطور کامل مورد تعرض این عملیات قرار میگیرد٬ زیرا تاکتیکهای شستشوی مغزی و دستاوردهای علم روانشناسی بالینی و اجتماعی پیشرفت زیادی کرده است٬ از طرف دیگر وسائل ارتباط جمعی و تبلیغاتی نیز گامهای بسیار بزرگی بجلو برداشته است.

 ببینیم برای شستشوی مغزی بطور عمومی و جدی٬ چه گامهائي برداشته شده است:

۱ – عزلت: عزل کردن ملت ٬ کل جامعه در گستردگی خود٬ همه خانواده های سراسر کشور٬ از زندگی و ارتباطات بطور کامل. از اینجا میتوان پی برد که چرا سوریه عضویتش در جامعه کشورهای عربی که خود بنیانگزار آن بوده است٬ منجمد و سفرای آن از بیشتر پایتختهای کشورهای عربی طرد میشود….

۲ – فشار های جسمانی: اعمال گرسنگی و محرومیت از خواب. آیا میتوان اقداماتی را که در حلب بعمل آمد٬ خارج از این سیاق دانست؟ همگان بیاد داریم «طشتهای عرعور» که شب و روز٬ بنیادگرایان سلفی در کوچه های حلب بصدا در میآورند٬ تا اعصاب شهروندان حلبی را خسته کرده و توازن آنانرا از میان ببرند. (عرعور٬ نام یکی از مفتیان مهم و معروف وهابیون عربستان است که یک ایستگاه تلویزیونی در اختیار دارد و فتوا و رهنمود برای «مجاهدان» صادر میکند).

۳ – تهدید و شکنجه: تهدید کردن به مرگ و شکنجه جسمی افراد. در یک حالت معمولی٬ کسانیکه باین نوع جنایتها دست میزنند٬ میکوشند آنرا مخفی نگهدارند٬ اما در اینروزها ما شاهد آن هستیم که گروههای بنیادگرا عملیات شکنجه و قتل خود را بطور علنی در خلال فیلمهای ویديوئی بنمایش میگذارند و حتی «هاله ای» بدور خود میکشند که بگویند آری٬ آنان اختصاصا این قدرت و امکانات را دارند که هر که را بخواهند شکنجه میکنند و دیگران ندارند. با اینحساب تسلیم شدن به آنان به امری بدیهی تبدیل میشود. آنان با اینکار خود مسیر مخالفان خود را جلوی پایشان میگذارند.

۴ – ذلیل کردن: محروم کردن افراد از صحبت کردن و شستشوی. هنگامیکه آب٬ برق و تهویه منازل قطع میشود٬ در شهروند این احساس بوجود میآید که زندگی و رفاه وی بستگی به جماعت قاتلان دارد و اگر آنان امکانات اساسی زندگی را فراهم کنند٬ نتیجتا وجودشان مقبول خواهد افتاد.

۵ – تلقین و فرهنگسازی مجدد: برای مثال در خلال سخنرانیها و کلاسهای آموزشهای دینی که از همان اوائل در مساجد ارائه میشد ٬ هدف این بود که اندیشه هائی را در میان مردم رواج دهند مبنی براینکه «شخص از گذشته خود انتقاد کرده و اشتباهاتی را که مرتکب شده ٬ شناسائی نماید» . همه ما این عبارت را که موی بر بدن سیخ میکرد و هر روز و هر ساعت در مسجد عمری شهر درعا تکرار میشد٬ بیا میآوریم:« العلوی علی التابوت والمسیحی علی بیروت». این شعار تصادفی داده نمیشد٬ بلکه دقیقا و حساب شده انتخاب شده بود تا در میان مردم شکاف ایجاد کند و از طریق تخریب هویت شهروندان٬ آنانرا بجنگ داخلی بکشانند.

ابزارهائیکه برای اعمال این برنامه ها مورد استفاده قرار گرفت:

۱ – تمایل بیشتر به دیکته کردن تا شیوه اقناع. در اینجا امر مطلوب از کار انداختن شیوه تفکر انتقادی و عقل تحلیلی بود. در لحظات بسیج و شورش به کلمات موثق و کلی نیاز است و نه به لغت برهان و دلیل. کافیست گفته شود ٬ این حرام است تا فورا حرام شود و این قتل حلال و راه بهشت را برای قاتل میگشاید و هیچ جای بحث نیست.

۲ – بهره برداری حداکثری از تأثیرات سمعی و بصری: آیا میتوان کسی را از میان ما یافت که خانم « زینب حصنی» ر ا فراموش کرده باشد؟ دختریکه جسدش را قطعه قطعه کرده و قطعات بدنش را بنمایش گذاشتند٬ سپس مردم در پشت جنازه وی براه افتاده و سپس این دختر زنده شد؟ (۱) و« معجزه ربانی بظهور پیوست».

۳ – تشویق دائمی بر تنبلی و کسالت فکری و مرتبط کردن مردم به اطلاعاتی بسیار محدود و حساب شده. منزوی کردن چهره دستگاههای سمعی و بصری کشوری سوریه و هنگامیکه آن نیز مفید واقع نشد و نتوانست خواسته های ضد انسانی آنانرا برآورده کند٬ آنگاه کل سیستم کانالهای تلویزیونی سوریه را از ماهواره شرکتهای عربی حذف کردند.

۴ – لغو بعد زمانی از زندگی. بسیار مطلوب و ضروری بود که آنها بتوانند شهروندان سوریه را از تاریخ دیروز خود عزل کرده و فردائی دیگر برای او رقم بزنند. برای پیشبرد اهداف خود آنان از استخدام و تأثیر «هاله مقدس» و «جایگاه» مهم استفاده کردند تا بتوانند ایده های فریبکارانه و خرافاتی خود را در میان مردم رواج دهند.

۵ – تحقیر کردن و درهم شکستن شخصیتهای ملی و فرهنگی که تاکنون دارای اعتبار و نفوذ بودند٬ وگرنه به چه دلیل آنها به شخصیتهای تاریخی ٬ فرهنگی حمله میبرند و یا تبلیغات شومی که بر علیه ارتش ملی سوریه و شخص بشار اسد براه انداختند. هدف این بود تا شهروندان مرجعیت و سمبل نداشته باشند و بدینوسیله تسلط بر آنها و به بندگی کشاندنشان آسان باشد.

۶ – کوشش فراوان در جهت شکستن پیوندهای مشترک ملی٬ فرهنگی و تاریخی٬ در مقابل بزرگ کردن فردیت و ساختن شخصیتهای توخالی و بی محتوا٬ براه انداختن جمعه های «نه به گفتگو» . اینها نشاندهنده اوج دامن زدن به سقوط اخلاقی و کمک به منحط کردن جامعه است٬ چیز دیگری را نمیرساند.

۷ – تشویق مردم به نشان دادن عکس العمل منفی در برابر کارهای انسانی و اجتماعی٬ آنچنانکه تاکنون در جامعه سوریه رواج داشته است٬ تبلیغ این اندیشه که بهتر است انسان چیزی نداند و جاهل و نادان باشد و خود را به حماقت بزند٬ وگرنه چگونه میتوان خود را بفراموشی زد. منظره آن طفلی که با تبر سر مردی را قطع میکند و عده ای نیز با هورا کشیدن وی را تشویق میکنند٬ سپس یکی از آنان سر قطع شده را با افتخار با دست خود حمل میکند و گوئی که جام جهانی برنده شده است! و یا آن عقب مانده مسخ شده ایکه در برا بر  دوربین تلویزیون ظاهر شد و گفت : «که اگر شارون هم برعلیه اسد بما کمک کند٬ چشم ماست».

۸ – منحرف کردن مردم از مسائل اصلی و ریشه ای و دامن زدن به مسائل جزئی و در بیشتر مواقع ساختگی. برای مثال همه ما از کمبود نفت و گازوئیل و گاز رنج میبریم ولی این امری است فرعی. مسئله اصلی اینست که چه کسانی این بحرانها را آفریده اند و چه اهدافی را دنبال میکنند. علت اصلی تروریستهای بنیادگرا و تحریک کنندگان آنها و برنامه های آنها برای اشغال و تقسیم کشور سوریه است.

چگونه در مقابل این جنگ روانی ایستادگی کنیم؟*

۱ – انتقال اخبار مربوط به بحران کشور کلمه به کلمه و بطور درست.

۲ – برای جلوگیری از شایعات و جنگ روانی ٬ ضروریست که اگر در جریان بحران دچار شکستی میشویم٬ بهترست و باید آنرا با وضوح و بطور شفاف انتشار دهیم٬ آنچنانکه در جریان انفجار «مرکز امنیت ملی» بوقوع پیوست٬ مسئولان دولتی بطور حرفه ای و بسیار بسیار جدی و صادقانه برخورد کرده ٬ بطوریکه گواهی آنان ضربه ای روحی برای دشمنان و همچنین برای خود ما بود.

۳ – دشمن در صدد است تا هرگونه اطلاعاتی را در باره ما بدست آورد٬ اطلاعات نظامی٬ اجتماعی٬ اقتصادی یا سیاسی… بهنگام صحبت در اینگونه موارد باید کاملا هوشیارانه و محتاطانه عمل کنیم تا دشمن نتواند از آن سوء استفاده کند. برای مثال چندی پیش یک شهروند مصری در مورد مشاجره ای که برای توزیع سیمان در یکی از روستاهای دور افتاده مصر اتفاق افتاده بود٬  برای شخصی که از و ی توضیج خواسته بود٬ توضیح داده بود. این خبر از طریق عوامل و جاسوسان صهیونیستها از رادیو اسرائیل پخش شد و این موجب ضربه ای روحی برای شهروندان مصری گردید که چرا جاسوسان اسرائیلی تا دور افتاده ترین روستاهای مصر نفوذ دارند٬ اگر چه اصل خبر بسیار مهم نبود ولی وجود جاسوس بسیار ضربه هولناکی بود.

۴ – رد و بدل نکردن شایعات دروغ ٬ تا بدینوسیله خود به مروجان شایعه پراکنی تبدیل نشویم.

۵ – اعتماد داشتن به وطن٬ بویژه به رهبران سیاسی و نظامی آن.

۶ – کوشش در جهت بالابردن معنویات و اینکه نباید اجازه داد تا یأس و رکود بر افراد تسلط پیدا کند٬ در عین حال برای پیشبرد این هدف خود حق نداریم به دروغ و گمراهی متوسل شویم.

۷ – تمرکز بر روی روحیه میهنپرستی و بر روی همه آن چیزهائیکه نقاط جامع ٬ مشترک و وحدت همه ما میباشد.

* – توضیحات بالا کوشش مختصری بود تا بتوان بتوضیح جنگ ظالمانه ای پرداخت که برعلیه سوریه جریان دارد٬ همچنین باختصار به عواملی چند نیز اشاره شد. ما باید ملت خود را از نظر روحی تقویت کرده تا بتوانند در برابر ضربه های تخریبی که به وطن ما وارد میشود٬ مقاومت کنند٬ ما با قاتلان و تبهکارانی روبرو هستیم که به اردوگاه این تفکر ضد انسانی وابسته هستند٬ بزبان ساده کسیکه صاحب سرزمینی باشد نیاز به این اعمال و جنگهای کثیف و ضد اخلاقی ندارد.

زیر نویس از مترجم:

(۱)- در جریان توطئه و تخریب برعلیه دولت رومانی٬ عوامل سی آی ای (سیا)٬ مراسمی از قتل و کشتار بیست دانشجو را که در تابوت بوده و بخاک سپرده شدند٬ بنمایش در آوردند و البته بسیاری نیز باور کردند و برعلیه «جنایات کمونیستها» و شخص چائوشسکو شوریدند و…. اما همگان نیز به توطئه و دروغین بودن کشته ها پی بردند.

   امروز نیز بهمان سبک و سیاق هر از چندی از «جنایات و کشتار» های بشار اسد فیلمهائی بنمایش در میآید که…