سياسی, سرتیتر

آیا علویها بر سوریه حکومت میکنند؟

نوشته: دکتر موفق محادین٬ رئیس اتحادیه نویسندگان اردنی

ترجمه:احمد مزارعی

تایپ و ویرایش:آمادوراشتراک

      ملاحظه نموده ام که بیشترین بحثها و موضعگیریهائیکه در مورد مذاهب و طوایف گوناگون منطقه میشود٬ از کمترین اطلاعات و شناسائی درست در اینمورد٬ بهره مند نیست.

   اگر چه شیعیان در اینزمینه وضعیت بهتری دارند٬ اما در مورد علویها و درزیها اطلاعات درستی در دسترس نیست.بهمین دلیل بنظرم رسید تا در اینزمینه توضیحات مختصری را در اختیار همگان قرار دهم. در این نوشته خود از مطالعات و تحقیق محقق سوری٬ سمیر عبده ٬ کتاب خاطرات کمال جنبلاط ٬ نوشته های شکیب ارسلان٬ بویژه کتاب معروف وی بنام چرا مسلمانان عقب افتادند و دیگران پیش رفتند؟» ٬ کتاب تحقیقی فیلیپ فارج٬ حسین مروه ٬ جوزی٬ مطالعات سعدالدین ابراهیم٬ محمود اسماعیل٬ عبدالرحمن بدوی و دیگران استفاده کرده ام.

   علویها ۱۵ ٪ جمعیت سوریه را تشکیل میدهند و ۵ ٪ جمعیت ترکیه. علویهای کرد ترکیه در منطقه دیاربکر و علویهای عرب در منطقه اسکندرون زندگی میکنند. بخشی از علویها نیز در منطقه «بعل محسن» طرابلس لبنان متمرکز هستند. اصل علویها به قبایل عرب مسیحی باز میگردد و اینان در اصل وابسته به قبایل کلبیه٬ حیدریه٬ شمالیه٬ قمریه ٬ کلازمیه٬ خیاطین و حدادین میباشند.

   تاریخ نوین علویها بزمان انقلاب شیخ صالح علی باز میگردد که مبارزات خود را برعلیه استعمارگران فرانسوی آغاز کردند. آنان در دوره های بعد٬ مبارزات خود را بصورت پیوستن به حزب ملیون سوریه٬ حزب بعث و حزب کمونیست سوریه ادامه دادند.

   اما در مورد اینکه آنانرا نصیریه نیز مینامند٬ باید گفت که در اینزمینه اختلافاتی وجود دارد٬ اما عده ای آنانرا از پیروان «محمد بن نصیر نمیری» که وی خود نیز از پیروان امام یازدهم شیعیان٬ حسن عسکری بوده است٬ میدانند و این روایت ارجحیت دارد. دیگرانی آنانرا از پیروان نصیر از والیان علی٬ امام اول شیعیان میشمارند و عده ای نیز آنانرا از پیروان مذهب نصاری یعنی مسیحیان میدانند٬ باین دلیل که یغضی از جشنها و مراسم مسیحیت در میان آنان رواج دارد.

    همچنین باین دلیل که آنها حرف «ق» را تلفظ میکنند٬ آنرا با تشدید ادا میکنند که این از خصوصیت سریانهای مسیحی سوریه است.

   آما اگر بخواهیم عقاید و مراسم آنها را باختصار بیان کنیم٬ چنین است:

۱خداوند هفت بار بنام هابیل در شخص محمد و علی تجلی پیدا کرده است.

۲تکیه کلام سه گانه مذهبی و دائمی آنان چنین است: محمد – علی – سلمان فارسی.

۳سلسله مراتب روحانیت در نزد آنان چنیین نامیده میشود: امام – نقیب – نجیب.

۴در دوره انقلاب برعلیه فرانسویان ٬ برای تحریک و تربیت مذهبی مردم٬ روی چند چیز تأکید داشتند: عدم انکار قرآن٬ اصول پنجگانه دین٬ شهادتین و پایبندی به اصول مذکور.

۵تأکید بر ادای نماز پنجگانه ٬ عدم ضرورت رفتن به مسجد٬ نماز نخواندن در روز جمعه و نماز آنها بدون سجود است.

۶رواج چند زنی٬ ممنوعیت ازدواج خارج از طایفه و زنان موظف به ادای وظایف دینی نیستند.

۷جشنهای آنان مشابه مسیحیان و ایرانیان است. پانزدهم شعبان هر سال جشن تولد سلمان فارسی٬ جشن نوروز٬ عید اضحی٬ عاشورا و غدیر.

   در پایان این بخش باید بگویم که اکثریت قریب باتفاق فرهنگیان ٬ هنرمندان ٬ شعرا و ادبای سوریه٬ علوی هستند. از جمله ادونیس٬ سعدالله٬ ونوس٬ ممدوح عدوان٬ هانی راهب٬ حیدر حیدر و بسیاری دیگر که معرف همگان است.

   از طرفی دیگر باید گفت که اکثر کمونیستهای تندروی سوریه٬ گروه معرف به «رابطه کار کمونیستی» ( رابطه العمل الشیوعی) ٬از میان اینان برخاسته است و بیشتر شهدای ارتش سوریه نیز که در رابطه با مبارزه با رژیم صهیونیستی جان باخته اند٬ نیز از علویها بوده اند.

   از زمان جنبش کمونیستی  ۲۳ فوریه ۱۹۶۶ در سوریه که طی آن رهبری سنتی حزب بعث و بسیاری از طرفداران آنها کنار گذاشته شدند٬ چنین شایع شده که اکثریت علویها بر دولت تسلط پیدا کرده اند.جنبش تازه و تغئیرات حزبی با قیام حافظ اسد و کنار گزاردن افرادی تندرو در حزب همچون آتاسی٬ زعین  و صلاح جدید ادامه پیدا کرد و اینبار قدرت بدست چهار نفر افتاد که به «علی های چهارگانه» معروف شدند که دو نفر از معروفترین آنها علی روبا و علی حیدر نام داشتند.

   از این زمان گروه تازه مورد رقابت و دشمنی با دو گروه دیگر در سوریه قرار گرفتند. یکم ٬ اخوان المسلمین و دوم٬ یک گروه کمونیستی دیگر که ریاض ترک در رأس آنها قرار داشت.

   میتوان گفت پیدایش دو گروه فوق در عرصه سیاست٬ انعکاس مبارزه میان بورژوازی بوروکرات و بورژوازی بازار بود٬ اما همه اینها بچه معنی است و عملکردشان چیست؟

۱در سال ۱۹۵۸ ٬ اکثریت بورژوازی ملی سوریه در اتحاد با عبدالناصر و تشکیل اتحادیه عرب٬ از قدرت کنار رفت. اما از همان زمان بقایای بورژوازی مذکور که عمدتا هم سنی بودند٬ از حافظ اسد حمایت کرد.(منظور از دوره ایست که حافظ اسد و اطرافیانش قدرت حزبی را در دست داشتند).

۲از سالهای ۱۹۷۰ ٬ تاکنون هیچ طایفه ای در دولت اکثریت قدرت را در دست نداشته است٬ بلکه نوعی تقسیم قدرت میان همگان بوده است. بدین شکل که بوروکراسی دولتی٬ رهبری ارتش و امنیت کشور در دست فرزندان کشاورزان٬ در مقابل سرمایه داری بازار در دست فرزندان شهرنشینان بوده است.

۳اگر کسی با دقت به اوضاع سوریه بنگرد٬ مشاهده خواهد کرد که در مقابل مخارج زیادی که در ادارات و امور مملکتی بمصرف میرسد٬ اما بودجه اصلی کشور بسوی بازار و پایتخت سنی کشور جریان پیدا میکند.

۴تاکنون در سوریه نخست وزیر علوی نداشته اند و وزارتخانه های کلیدی کشور همچون وزارت کشور٬ خارجه٬ اقتصاد و دفاع در دست سنی ها بوده است. هیچگاه در سوریه ٬ دولتی از اکثریت علوی تشکیل نشده ٬ اما وزرای قدرتمند همیشه از طرف اطاق صنایع و بازرگانی دمشق اتنخاب میشده است.

۵حافظ اسد٬ اولین رئیس عربی است که در سوریه بقدرت رسیده است.طی قرنهای گذشته رؤسای کشور همیشه میان کرد و ترک در نوسان بوده است: آتاسی – قوتلی و عظم.

۶ساختار حکومت فعلی به چه شکل است؟

   در کمیته رهبری کشوری حزب بعث تنها یک علوی وجود دارد. علویها در دولت فعلی کشور سوریه چهار وزیر و دو استاندار دارند. وزرای اطلاعات همیشه و اکنون علوی بوده و هست.

۷در سوریه همیشه چنین بوده که  رئیس جمهور تصمیم آخر را میگیرد و مربوط به اکنون و علویها نیست. اینرا باید گفت که رئیس جمهور در سوریه با کشورهای دیگر فرق دارد. مذهب و طایفه در تصمیم گیریهای سیاسی نقش ندارد.