سرتیتر

در سوریه چه میگذرد؟

نوشته : خانم دکتر نادیا خوست*

ترجمه : احمد مزارعی

تایپ و ویرایش : آمادوراشتراک

توزیع کنندگان و فروشندگان نفت سیاه در حلب ٬ وضعیت خود را برای بازرسان جامعه عرب اینگونه توضیح دادندما عده ای فقیر و زحمتکش هستیم٬ گروههای مسلح راهها را بر ما میبندند ٬ نفت سیاه ما را میدزدند ٬ ماشینهای ما را یا نابود میکنند و یا آنرا میدزدند و خود ما را نیز بقتل میرسانند». بدین شکل وسیله معاش این فقرا از دستشان گرفته شد و شهر حلب از نفت سیاه محروم ماند.

بازرسان بگواهی مجروحان تجاوزهای گروههای مسلح گوش میدهند. درد کودکانیکه پدرانشان بتوسط همین گروهها ربوده شده و بقتل رسیده اند ٬ احساس میکنند این حوادث بطور مستند از نظر زمانی و مکانی به ثبت رسیده و گویندگان و گواهان همه حضور دارند.خبرگزاران تلویزیونهای سوریه نیز این گزارشات را بطور مستند پخش کرده اند.شهروندان سوریه آشکارا شاهد فجایح و دردهای عظیمی هستند که در وطنشان میگذرد.حوادثیکه در تاریخ معاصر سوریه دیده نشده است: قطعه قطعه کردن اعضای بدن کشته ها٬ خارج کردن قلبشان٬ سوزاندن و شکنجه آنها. در تاریخ ۸/۱/۲۰۱۲ ٬ جمعی از مردم حمص در یادبود شهدا ٬ شمع بدست در میدانی جمع شدند. گروههای مسلح به آنها حمله کرده ٬ عده ای از آنانرا کشته و عده ایرا هم زحمی کردند. بعد از این مراسم شاهد حزن و درد و رنج آنان گشتیم. در تاریخ ۱۰/۱/۲۰۱۲ ٬ گروهای مسلح یک مهندس را کشته ٬ همکارش را زحمی و یک آموزگار را ربودند و درس کلاسها را ممنوع کردند. تاکنون یکهزار مدرسه را کاملا تخریب نموده اند.

با این وجود آنچنانکه رسانه های غربی اعلام میدارند٬ در سوریه مشکل میان مخالفان سیاسی دولت که خواهان اصلاحات هستند و دولت که اصلاحات را نمیپذیرد٬ نیست. مشکل سوریه نتیجه عملکرد گروههای مسلح و مجموعه ای از جنایتکاران و خرابکاران است که به جامعه شهروندی سوریه که طی دهه ها به امنیت و آرامش عادت کرده بودند٬ حمله میبرند. یکی از پرستاران به گروهی از بازرسان سازمان ملل اظهار داشتما حتی ساعت یک بعد از نیمه شب در امن و امان کامل از بیمارستان بخانه باز میگشتیم٬ اما اکنون هیچکس جرأت نمیکند در شب در خیابانها حرکت کند ». این حرف کاملا بیانگر واقعیت تازه است. یکی از اهداف گروههای مسلح در بقتل رسانیدن جمعی افراد پلیس و ارتش٬ گسترش هرج و مرج در کشور است. درست همان سیاستی که بوش در عراق اجرا کرد.متلاشی کردن دولت و مسلط کردن گروههای مسلح. اساسا غرب این پروژه را با تمام توان دنبال میکند. هنگامیکه دولت سوریه اعلام داشت که افراد گروههای مسلح که سلاح خود را تحویل دهند دولت دهند٬ بخشوده خواهند شد٬ کلینتون فورا اعلام کرد کهاسلحه خود را تحویل ندهید».

اگر کسی خالصانه بخواهد بداند که حقیقت چیست ٬ برایش روشن خواهد شد که گروههای قاتل و جنایتکار٬ با استفاده از گسترده کردن وحشت و تخریب٬ برنامه تقسیم سوریه را باجرا در میآورند. هدف آنها شکستن آتوریته دولت و در ادامه از میان بردن موقعیت فعلی دولت سوریه است که در برابر مشروع اسرائیل مقاومت میکنند. در نظر بگیریم که یکی از تصمیمات سازمان صهیونیسم بین الملل چنین بودباید دو کشور سوریه و عراق به مناطقی جدا از یکدیگر براساس عرق و مدهب و طایفه تقسیم گردد و این باید جزء اهداف اولیه اسرائیل باشد.گام اول در اینراه ٬ متلاشی کردن نیروی نظامی دو کشور است». این هدف در اولین روز اشغال عراق بوسیله پل برایمر انجام گرفت و اولین حکم وی «انحلال ارتش عراق» بود. در سوریه نیز بطور گسترده ای افراد ارتش را مورد هدف قرار میدهند. تاکنون در سوریه یکهزار افسر و سرباز بدست گروههای مسلح بقتل رسیده اند. مطبوعات سوریه گزارشاتی را انتشار داده اند که از قول افسران سوری که ربوده شده اند ٬ گفته اند که آنها را تحت شکنجه های وحشتناک قرار داده تا در تلویزیون الجزیره شهادت بدهند که آنان خود از ارتش جدا شده اند.

هم اکنون از حقیرانه ترین و فرومایه ترین روشها برای ظلم و آزار ملت سوریه استفاده میشود. برای مثال گروههای مسلح ٬ صاحبان مغازه ها را در شهرهای حرستا ٬ داریا و حومه دمشق مجبور میکنند تا مغازه های خود را ببندند تا بگویند اعتصاب عمومی براه انداخته اند.هر کس مغازه خود را نبندد ٬ فرزندش ربوده شده و بقتل میرسد. در شهر درعا ٬ مغازه داری خود بقتل رسید و همسرش زخمی شد. زیرا مغازه خود را نبست. مغازه داری در حمص بمن توضیح داد که ده ها دستورتهدید تلفنی دریافت داشته که باید مغازه ام را ببندم. وی گفت مجبور ببستن هستم. سپس از مغازه های بسته شده فیلمبرداری کرده٬ به الجزیره میفرستند و اعلام میدارند که مردم به درخواست آنان مبنی بر اعتصاب عمومی پاسخ مثبت داده اند و یا تبلیغ میکنند که شهرها از وحشت نیروهای امنیتی دولت سوریه تبدیل به شهر اشباح شده اند. در ادامه همین سیاست سه برادر را در یکروز بقتل رساندند تا نیروهای امنیتی سوریه را متهم بقتل آنان کرده تا بدینوسیله مردم را برعلیه دولت بشورانند. شگفت انگیز تر اینکه همین تبهکاران به جنایات خود آشکارا اعتراف میکنند و گویا داستانی معمولی تعریف و توصیف میکنند. همچنین بسادگی اعتراف کردند که در مقابل دریافت پول ٬ فردی را بقتل رساندند تا مطبوعات خارجی بنویسند که نیروهای امنیتی سوریه٬ فرد مذکور را بقتل رسانیده است. این توحش و فرومایگیها بطور کامل در تضاد با فرهنگ ٬ سنت و عطوفتی است که ملت سوریه با آن زندگی کرده اند.

بر این اساس مسئله اساسا خلاف سیاسی نیست ٬ بلکه برای ملت سوریه٬ مسئله اصلی بقاء خویش است. بیان آشکار این وضعیت و موقعیت ملت سوریه را در تظاهرات بسیار عظیم و ناگهانی آنان باید دید که در برابر تصمیم اتحادیه عرب مبنی بر لغو عضویت سوریه ٬ از خود نشان دادند و تظاهرات بسیار گسترده و عظیم دیگری که پس از هر انفجاری٬ مردم بآن برمیخیزند. هر آنکس چیزی از تاریخ و فرهنگ سوریه میداند٬ متوجه میشود که ملت سوریه میخواهد وطن خود را نجات دهد. امروز فریاد مر دم سوریه بالاتر از صدای سیاستمداران است. اینرا باید در تظاهرات عظیم زنان حجابدار٬ بی حجاب جوانان٬ پیرمردان و کودکان مشاهده کرد که با چه شورو حماسی بخیابانها سرریز میشوند و قاطعانه با هرگونه دخالت خارجی در امور کشورشان مخالفت میکنند. آنان آشکارا دولت قطر را تقبیح میکنند٬ جامعه کشورهای عرب را مورد انتفاد قرار داده٬ سارکوزی٬کلینتون و اوباما را در مورد کمکهایشان به گروههای مسلح محکوم میکنند.

هم اکنون ما در مقابل ملت سوریه قرار داریم که دارای آگاهی سیاسی بسیار بالائيست و میداند که با یک توطئه استعماری ٬آمریکائی و اسرائیلی روبروست که جنگی نظامی٬ سیاسی٬ دیپلوماتیک و تبلیغاتی برعلیه او پیش میبرد. در این جنگ٬ ترکیه٬ کشورهای امارات و در پیشاپیش آنان قطر قرار دارد و دولت فرانسه هدایت جنگ را بعهده دارد. آنها در زمینه نظامی از سازمان القاعده و از نظر سیاسی از بعضی از سوریهای خارج نشین استفاده میکنند. مردم سوریه٬ روش اقتصادی و فساد مسئولین را که برعلیه مردم بکار میبردند٬ مورد انتقاد قرار داد٬ اما ملت آگاه بخوبی درک میکنند که دخالت غرب در سوریه برای دمکراسی و اصلاحات نیست٬ بلکه برای اینستکه موقعیت سوریه را که در مخالفت با برنامه های غرب و صهیونیسم است٬ از میان ببرند. هم اکنون ملت سوریه بمثابه ستونی قدرتمند و استوار در میدان جنگ ایستاده و هر روز اسلوبهای نوینی را در مقابله با پروژه تقسیم مذهبی٬ عرقی و طایفه ای ابداع میکنند: گردهمآئی کردها و شیوخ عرب در کنگره ملی شدیدا با دخالت بیگانگان در امور سوریه مخالفت کرد. برگزاری عبادات مشترک میان علمای اسلامی و رهبران مذهبی مسیحی در کلیساها و هیئت بزرگی از زنان سوریه که از رهبر مسیحیان سوریه دیدن کرد و در دفاع از مسیحیان شرق٬ به آنان اطمیینان داد و….

ما روشهای دیگری که از اینان برای درازمدت در برنامه دارند تا بدانوسیله اراده ملت سوریه را درهم شکسته٬ سرزندگی را از آنان بگیرند و کرامت ملی و حیثیت آنهار خوار کنند٬ میتوان در اینمورد به تحریمهای اقتصادی اشاره کرد. بستن جاده ها بر تانکرهای نفت و نفت سیاه٬ منفجر کردن لوله های گاز که سوخت کارخانه های برق را تأمین میکند٬ منفجر کردن لوله های نفت ٬ آتش زدن مؤسسات عمومی در شهرها٬ دستبرد به تریلیهائیکه مواد غذائی اساسی همچون شکر و برنج را برای استانها حمل میکنند٬ انهدام پلها و ریلهای راه آهن٬ آتش زدن شهرداریها و مراکز پلیس٬ بلی تا بدینوسیله زندگی روز مردم را تبدیل بدرد و مشقت کنند٬ قطع برق در ساعتهای متمادی و درد و رنجی که فقرا و طبقه متوسط از همه اینها بویژه گرانی میکشند٬ بسیار زجرآور است . اما همه این درد و رنجی که بر مردم سوریه تحمیل میگردد٬ کسی بحساب مشروع غرب استعمارگر و عوامل منطقه ای آنها نمیگذارد.مردم سوریه هر آنکسی را که خواستار تحریم سوریه میشود٬ دشمن خود و عامل استعمار میداند٬ زیرا این فشارهای اقتصادی موجب خونریزی بیشتر و شکسته شدن حیات امن و آرام سوریها میگردد.

آنچه اکنون در سوریه میگذرد٬ از قتل و ترور استادان دانشگاهی٬ مهندسین٬ ربودن گسترده کودکان و تجاوز به زنان٬ هدف اینستکه زندگی روزانه اقتصادی٬اجتماعی و فرهنگی را در هم بشکنند. برای مثال جنایات گروههای مسلح٬ فعالیتهای فرهنگی را متوقف نموده است. هم اکنون مراکز فرهنگی موجود در سوریه حتی در روستاهای دور افتاده با فقر و بیکاری فرهنگی روبرو هستند.اجرای تئاتر در سالنهای خصوصی و دولتی کاملا متوقف شده است. در سوریه بهای بلیط تئاترها٬سالنهای موسیقی٬ بازدید از موزه ها و مراکز نمایش هنر٬ بسیار اندک و در حد رایگان بود٬ اما کدام شهروند بخود اجازه میدهد که به مراسم تئاتر برود در حالیکه سراسر سوریه مردم عزادارند و یا کلیساها از برگزاری مراسم عید میلاد و جشن سال نو مسیحی خود داری کرده اند؟ گروههای مسلح اقتصاد سوریه را دچار خسارتهای جبران ناپذیری کرده اند. آنان همه مؤسسات مردمی را آتش زده و لوله های نفت و گاز را منفجر میکنند. آنان به جاده بین المللی مابین حلب و دمشق حمله برده ٬ حرکت اقتصادی و ارتباط عمومی را متوقف میسازند. آنان دوبار کارگاهی در حلب را آتش زدند و سرانجام صاحبش از شدت غم و غصه فوت کرد. این حوادث زندگی شهروندان را درهم میشکند و همگان در خانه های خود در باره این حوادث غم انگیز صحبت میکنند.درنتیجه٬ موضوعات فرهنگی و ادبی از میان مردم رخت بر میبندد.

در چنین شرایطی مردم از ارتش درخواست حمایت میکنند٬ اما جامعه عرب از دولت سوریه میخواهد که ارتش را از خیابانها جمع آوری کند. معروف است که نیروهای پلیس با اسلحه های ابتدائی که دارند توانائی مقابله با نیروهای مسلح خرابکاران را ندارند.باین علت بود که دولت مجبور شد ارتش را بخیابانها بیاورد.باین دلیل که دولت سوریه اسرائیل را دشمن اصلی میدانست٬لذا بیشتر در جهت تقویت ارتش کوشید و پلیس در حد لازم مجهز نشد.اما با وجود این دولت٬ ارتش را از خیابانها خارج ساخت٬ اما گروههای مسلح با سوء استفاده از فرصت پیش آمده بر دامنه جنایات خود افزودند.برهمین اساس بود که مادر ساده سعود که کودکش بدست تروریستها بقتل رسیده بود٬ فریاد جگرخراشی برآورد که اگر ارتش در خیابانها بود ٬ فرزندم کشته نمیشد.در غیاب ارتش٬ گروههای مسلح براحتی در حومه دمشق رفت و آمد میکردند٬ اما جامعه بین المللی و رسانه های غربی٬ کانالهای فضائی مزدور العربیه و الجزیره٬ همگی از آنان حمایت میکنند.

مسلما این بادهای مسلح یکشبه از آسمان بزمین نیآمده اند٬ بلکه نئولیبرالیسم آنانرا در طی دهسال اخیر در جامعه «کاشت». در ایندوره قشری حاشیه نشین پدید آمدند.در این بحبوحه قشر فاسدی بخش دولتی را غارت کرده بودند و بر رواج اقتصاد بازار طبل کوبیده بودند٬ فاسدان را در پناه خود گرفته و ورود اسلحه را بوسیله آنان بداخل سوریه تسهیل نمودند.احساس غبن و حقارت اجتماعی و اقتصادی در میان طبقه فقیر متراکم شد و سیاستمداران منزوی شده نتوانستند از نظر فرهنگی مردم را راهنمائی کنند تا مبارزاتشان راه صحیحی بخود بگیرد٬ در عمل آنانرا در مقابل امامان مساجد وهابیهای عقب افتاده رها کرده و باین شکل آنان توانستند مردم فقیر را بخدمت خود در آورده و در شکل گروههای مسلح سازماندهی شوند٬ همراه با این وضعیت دخالت خارجی نیز که از قبل زمینه هایش را فراهم آورده بودند٬ وارد شده و با گسترش قاچاق اسلحه فراوان بداخل سوریه ٬ کنترل بسیاری از مناطق را در روستاها بدست گرفتند.

قبل از حوادث خونین اخیر و «بهار عربی» نویسندگان٬ کارگران و کشاورزان و بسیاری صاحبنظران دیگر در کنفرانسهای متعددی اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور را بررسی کرده و درخواست اصلاحات کردند و هیچکس خواستار تغئیر نظام نبود.اما٬ ما که خواستار تغئیرات در کشور بودیم٬ بخوبی میدانیم که غرب استعمارگر خواستار اصلاحات در سوریه نیست٬بلکه خواستار ریشه کن کردن موقعیت ملی سوریه است.بر این اساس ما دفاع از وطن خود را بر هر امر دیگری ترجیح میدهیم و بخوبی مشاهده میکنیم که ملت سوریه نیز حاضر نیست تسلط بیگانگان را بپذیرد.مردم سوریه با صداقت و صمیمیت بسیار روشن مخالف صریح دخالت غرب و اعراب بر وطن خود هستند وهر بار که کلینتون و سارکوزی خواستار استعفای بشار اسد شدند٬ ملت سوریه با خشم و غضب فریاد برآوردما رئیس جمهور خود را انتخاب میکنیم و نه شما». اکنون مردم سوریه با اراده خود به خیابانها میآیند.هیچ اوامر حزبی و یا شخصی در کار نیست تا بآنان دستوری را دیکته کند.ملت سوریه خود با اراده خود به فعالیتهای سیاسی میپردازد و در برابر پروژه تقسیم کشور سرسختانه مقاومت میکند.ملت سوریه با اراده خود جلوی دوربین تلویزیونها حاضر میشود و از زن ومرد و همه کسانیکه تا دیروز در خانه می نشستند٬ اما امروز در رسانه ها حضور مییابند تا رأی خود را در مورد مسائل محلی و بین المللی ابراز کنند.

در میان این توفان موجود٬ مردم سوریه بشدت پروژه طایفه ای ٬مذهبی و پروژه تفسیم کشور را که با هدف پاکسازی کشور از مسیحیان پیش برده میشود٬را محکوم میکنند.کلیساها باین خطر پی برده و مسیحی و مسلمان وجود نداشته است .برای ما بسیار مشکل است که دوستان خود را از طریق مذهب و قومیت شناسائی کنیم. سوریه دارای تمدنی بسیار قدیمی و غنی است و تاریخ این کشور با قومیتها و مذاهب رنگ آمیزی شده است.برهمین اساس است که پاسخی بسیار قوی و متمدنانه به پروژه تقسیم استعماری کشور داده میشود.در سوریه روحانیت مسلمان و مسیحی هر دو در کلیساها یکدیگر را ملاقات میکنند و عبادتهای مشترک برگزار میکنند.ابتدا روحانی مسلمان شروع بخواندن قسمتی از مسائل عبادی مسیحیان میکند و سپس روحانی مسیحی٬ چند آیه ای از قرآن تلاوت میکند و البته این امر تازه ای نیست.در چنین مراسمی روزنامه نگاران اروپائی نیز که از سوریه دیدار داشته اند٬ شرکت کرده اند.

اکنون وظیفه ما چیست؟ سوریه ایکه مردم در دو جشن مسلمانان و مسیحیان مشترکا با هم مراسم برگزار کرده و بشادی مشترک میپردازند٬ سوریه ایکه در هنگام جنگ داخلی لبنان٬ ارتش خود را بآنجا فرستاد تا از مسیحیان حمایت کند در هنگام اشغال لبنان بتوسط ارتش اشغالگر صهیونیستی اسرائیل٬ سوریه بیش از ده هزار نفر سرباز و افسر خود را از دست داد. سوریه ایکه در هنگام جنگ تجاوزکارانه آمریکا برعلیه کشور مستقل عراق٬ یک و نیم میلیون پناهنده عراقی را پذیرا شد.آری٬ این سوریه اکنون از تجاوز گروههای مسلح رنج میبرد و همچنین از تبلیغات گسترده و دروغین غرب. سوریه از انحطاطیکه در اروپا اتفاق افتاده و شخصیتهائی همانند دوگل ندارد٬ نیز در رنج است.جنگی گسترده در زمینه اقتصاد و تبلیغات برعلیه سوریه جریان دارد٬ سوریه از اینکه انواع اسلحه های مدرن از طریق ترکیه و لبنان بدرون سوریه فرستاده شده و در اختیار تروریستها قرار میگیرد٬بسیار آسیب میبیند.ملت سوریه ایستادگی در برابر مشکلات و صبر کردن را از تاریخ آموخته است.اما ملت سوریه به پیروزی خود برعلیه جنایتکاران و پروژه غربی – صهیونیستی ایمان راسخ دارد٬اما دفاع ملت سوریه از عاطفه و کرامت انسانی است٬ دفاع از عقل و شعور انسان که مورد اهانت رسانه های غربی قرار دارد.برهمه آزادیخواهان و عقلای انساندوست واجب است تا در این شرایط بحرانی از ملت سوریه حمایت کنند.باید به ما کمک شود تا گروههای مسلحی را که مورد حمایت غرب استعماری و تبلیغات رسانه های بین المللی انها قرار دارد و از نطر سیاسی واقتصادی حمایت میشوند٬ کشف و رسوا نمائیم.

*نویسنده و ادیب٬ دارای فوق لیسانس فلسفه از دمشق٬ دکترای ادبیات از مسکو٬ بیش از ۲۰ جلد ادبی٬سیاسی داستان٬رمان و غیره تألیف نموده است. خانم نادیا خوست از شرکیهای سوریه میباشد.