سرتیتر

قانون

 پروفسور گونتر کروبر

برگردان شین میم شین

دایرالمعارف روشنگری

قانون به پیوند  عینی، ضرور، عام و ماهوی موجود میان چیزها، واقعیات امور، روندها و غیره طبیعت، جامعه و تفکر اطلاق می شود که مشخصه اش (مشخصه پیوند یاد شده) ثبات نسبی و تکرار تحت شرایط یکسان و واحد است.

1

قوانین علمی عبارتند از انعکاس فکری قوانین عینی مؤثر در ضمیر انسانی.

 2

قانونمندی یعنی جریان روندها و یا حالات بر اساس قوانین ذاتی شان.

هر قانونمندی همواره کلیتی از قوانین را شامل می شود که خود را هنوز در تأثیرگذاری قانونمندی آشکارا برملا نساخته اند و بدان خصلت گرایشی را اعطا می کنند.

3

باید میان قانون به معنای فلسفی آن و قانون به معنای حقوقی آن، تفاوت قائل شد که حاکی از امر و نهی عمومی است، بوسیله دستگاه مقننه دولتی وضع شده و اجرای آن بوسیله ارگان های خاصی کنترل و تضمین می شود.

4

قانون حقوقی جزو پدیده های روبنائی هر جامعه است.

5

 لوکرتس (97 ـ 55 ق. م.)

شاعر و فیلسوف رومی

از طرفداران اتومیسم

  او با ارائه 28 دلیل به اثبات فناپذیری روح می پرداخت.

خدایان را قادر به مداخله در امور بشری نمی دانست

فساد اشراف، جنگ و فجایع ناشی از آن را انتقاد و محکوم می کرد.

 اثری از لوکرتس تحت عنوان «راجع به طبیعت چیزها»

چاپی از سال 1675

اگرچه مفهوم «قانون طبیعی» در فلسفه نسبتا قدیمی در قرن اول قبل از میلاد در فلسفه روم در اثر لوکرتس تحت عنوان «راجع به طبیعت چیزها»  مطرح می شود، ولی اندیشه پیوند  قانونمند میان پدیده های طبیعی جهان پیرامون انسان ها بمراتب زودتر مطرح بوده است.

6

در بررسی فلسفی جهان که با فلاسفه طرفدار مکتب فلسفه طبیعت، معروف به فلاسفه ایونی در یونان باستان آغاز می شود، به اندیشه نظم و قانونمندی در کاینات جای اصلی اختصاص داده می شود.

الف

بنظر آنان کاینات بر بنیان قوانین ذاتی خود حرکت می کند.

ب

پیدایش و زوال، زاد و میر جای یکدیگر را می گیرند و بنا بر قانونمندی حاکم بر کلیه حوادث، یکدیگر را مشروط می سازند.

ت

در این تحول ابدی قانونمند تنها خود اصل و قانون است که تغییر ناپذیر است

7

در پاسخ به سؤال مربوط به محتوای قانونمندی های کلی از آناکسی مندر تا هراکلیت شاهد پیشرفت چشمگیری می شویم.

الف

 اناکسی مندر ملطی (610 ـ 547 ق. م.)

همراه با تالس و آناکسی منس نماینده اصلی جنبش فلسفی موسوم به روشنگری ایونی و یا فلسفه طبیعت ملطی

 جهانتصویر آناکسی مندر

مؤسس تئوری اوولوسیون

از فلاسفه ما قبل سقراطی

آناکسی مندر بطورمبهم از تراوش قانونمند تضادها از اپایرون صحبت می کند.

ب

 آناکسی منس (585 ـ 528 ق. م.)

فیلسوف ‪   ‫مکتب مَلَطی‬‬

از فلاسفه طبیعت یونان باستان

ستاره شناس

او و همگنانش را فلاسفه ماقبل سقراطی می نامند

تالس، آناکسی مندر و آناکسی منس مؤسسین مکتب ایونی (قدیمی ترین مکتب فلسفی) محسوب می شوند

  

آناکسی منس با ارائه نظریه دیالک تیکی خود مبنی بر تعویض لاینقطع ترقیق و تغلیظ هوا، به مسئله چگونگی پیدایش جهان از ماده اولیه (اگر هم هنوز بر مبنای حدس و گمان) پاسخ مشخصتر می دهد.

ت

 هراکلیت (550 ـ 480 ق. م.) 

فیلسوف ماقبل سقراطی یونان

افق فلسفی هراکلیت:

تجربه و دانش

شدن و فنا شدن

وحدت و تضاد

کاینات و آتش

واژه و روح

دولتشهر و حقوق مدنی

انسان و خدا

سرانجام هراکلیت بطور کلی اصل محرکه جهان را در مبارزه اضداد می داند.

8

فلاسفه ماتریالیست جهان باستان، انتظام قانونمند جهان را ناشی از اصول مادی اولیه (آب، هوا، آتش، آپایرون) می دانند و بر عینیت و عامیت  قانونمندی های حاکم بر جهان تأکید می ورزند.

9

فلاسفه ایدئالیست انتظام قانونمند جهان را ناشی از اصول روحی می دانند.       

الف

 افلاطون (447 ـ 347 ق. م.)

فیلسوف یونان باستان و از شاگردان سقراط

افلاطون قانونمندی موجود میان اشیاء محسوس را تجلی صرف روابط  قانونمند موجود درعالم ایده ها می داند.

ب

نظر افلاطون در درک ایدئالیستی ـ عینی فلسفه تومیستی قرون وسطی ادامه می یابد که قوانین جهان مادی را بمثابه نشانه مشیت الهی یعنی بمثابه گرایشات هدفمندی که خدا در اشیاء نهاده است، تلقی می کند.

مراجعه کنید به تومیسم در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

ت

  گوتفرید ویلهلم لایب نیتس(1646 ـ 1716)

فیلسوف، دانشمند، ریاضی دان، دیپلومات، فیزیکدان، مورخ، سیاستمدار، کتاب شناس و دکتر در حقوق دنیوی و اخروی (کلیسائی)  

ایدئالیست عینی

روح یونیورسال زمانه خویش

درک قوانین بمثابه مظاهر خرد الهی را لایب نیتس و برکلی نیز ادامه می دهند.

 جوردانو برونو (1548 ـ 1600) 

فیلسوف، شاعر و کشیش انقلابی و پرشور ایتالیائی

که از سوی تفتیش عقاید کلیسای کاتولیک به مرگ در تل آتش محکوم شد.

نظریات اتیکی جوردانو برونو در مبارزه بر ضد اتیک تئوسانترال و دگم های اخلاقی کلیسای کاتولیک از اهمیت چشمگیری برخوردارند.

او از حقانیت اخلاقی مبارزه عقل بر ضد عرفانگرائی مذهبی و بر ضد اوتوریته کلیسا سخن می راند و از آن با شناخت علمی مبتنی بر حقیقتگروی به دفاع برمی خیزد.

پانته ئیسمبرونو اسپینوزا بر خلاف افلاطون، لایب نیتس و برکلی خدا و طبیعت را یکسان قلمداد می کند و از قوانین طبیعی نظریه جدیدی ارائه می دهد که با نیازمندی های رشد توفانی علوم طبیعی در قرن 16 و 17 میلادی مطابقت دارد.

11

در این دوره تسلط مکانیک اما اغلب به جای مفهوم قانون (که هنوز اعتبار عام کسب نکرده بود) مفاهیمی مورد استفاده قرار می گیرند که از ریاضیات و یا علوم طبیعی به عاریه گرفته شده اند.

12

و لذا کوپرنیک و کپلر هنوز نه از قوانین، بلکه از فرضیه هاسخن می گویند و گالیله از اصول بدیهی و براهین  صحبت می کند.

13

کوپرنیک، کپلر، گالیله و نیوتون‬ 

اسحاق نیوتون (1642 ـ 1727)   

فیزیکدان، ریاضی دان، ستاره شناس، کیمیاگر، فیلسوف و کارمند دولتی

سرگردان میان تئولوژی طبیعی، علوم طبیعی و فلسفه

برای اولین بار دکارت و نیوتون علاوه بر مفهوم قاعده، قانون طبیعی را نیز وارد گنجینه واژه ها می سازند و رواج می دهند.

14

با توسعه  بعدی علوم، بویژه علوم طبیعی، مفهوم قانون که دیگر مقبولیت عام کسب کرده بود، موضوع مبارزه میان جریانات اصلی ماتریالیستی و ایدئالیستی در فلسفه می شود:

الف

ایدئالیسم ذهنی

ایدئالیسم ذهنی منکر وجود عینی پیوندهای ضرور و قانونمند در طبیعت و جامعه می شود.

ب

ایدئالیسم ذهنی اندیشه قانونمندی را از یک اصل سوبژکتیف استخراج می کند.

ت

 دیوید هیوم (1711 ـ 1776)

فیلسوف، اقتصاددان و تاریخدان از نمایندگان برجسته روشنگری انگلستان

از اقتصاددان ما قبل اقتصاد کلاسیک

معلم کانت و از دوستان و همفکران آدام اسمیث

بنظر هیوم تصور ما از قانونی منبعث از عادت ما ناشی می شود و نتیجتا پدیده های متوالی را بمثابه پدیده هائی می پنداریم که در پیوند ضرور با یکدیگر قرار دارند.

پ

 ایمانوئل کانت (1724 ـ 1804)

برجسته ترین نماینده فلسفه کلاسیک آلمان

اثر او تحت عنوان «انتقاد از عقل محض» نقطه عطفی در تاریخ فلسفه و آغاز فلسفه مدرن محسوب می شود.

کانت در زمینه های زیر دورنمای فراگیر نوینی به روی فلسفه گشوده است:

اتیک (انتقاد از عقل عملی)

استه تیک (انتقاد از قوه قضاوت)

 فلسفه مذهب

فلسفه حقوق

فلسفه تاریخ

بنظر کانت قوانین در رابطه چیزها با سوبژکت شناسنده نهفته اند و نه بطور عینی در خود چیزها.

ث

واضع قوانین طبیعی بنظر کانت، فهم انسانی است.

ج

فهم انسانی ـ مستقل از هر نوع تجربه ای ـ تنوع پدیده ها را بکمک مقولات اپریوریکی نظم می بخشد:

1

فهم، قوانین خود را از طبیعت اخذ نمی کند.

2

فهم، قوانین خود را به طبیعت دیکته می کند، تحمیل می کند.

II

قانون از دیدگاه ماتریالیسم

1

ماتریالیسم، قوانین را بمثابه پیوندهای عینی میان چیزها، روندها و غیره واقعیت مادی می داند.

2

ماتریالیست های فرانسوی قرن 18 میلادی تأکید بر آن داشتند که قوانین طبیعی در رابطه متقابل اشیاء پدیدار می شوند و بیانگر روابط ضرور و ماهوی میان آنانند.

3

  پل هنری تیری د هولباخ (1723 ـ 1789)

از متفکران رادیکال قرن هجدهم و از همکاران دید رو و دآلمبر و از مؤلفین  

دایرة المعارف (35 جلدی) 

آته ئیست، دترمینیست و ماتریالیست

بنظر هولباخ، اتم ها بنا بر قوانین درونی خود حرکت می کنند و خنثائیت، جذب و دفع را می توان جزو شروط فیزیکی آنها برشمرد.

4

درک ماتریالیستی ـ مکانیکی از قانون به سبب محدودیت متافیزیکی خود قوانین را ابدی و تغییرناپذیر و مستقل از شرایطی می دانند که تحت آن قوانین عمل می کنند.

این طرز نگرش منجر به درک تقدیرگرایانه (فاتالیستی) از قانون می شود:

الف

این طرز نگرش، انسان ها را دست بسته در اختیار قوانین کور قرار می دهد.

ب

این طرز نگرش، بویژه در عرصه جامعه میان قانونمندی و عمل اجتماعی، دیوار می کشد و آندو را از هم جدا می سازد.

ت

از این روست که ماتریالیسم فرانسوی از درک واقعی قوانین جامعه ناتوان می ماند.

پ

فویرباخ هم نمی تواند از عهده حل این مسئله برآید.

ث

او اما با تأکید بر وابستگی قوانین به شرایط داخلی و خارجی تا حدودی بر این درک فاتالیستی ماتریالیسم فرانسوی از قوانین غلبه می کند.

ج

فویرباخ خصلت های زیر را برای قوانین قایل می شود:

1

عینیت  

2

ضرورت

3

عامیت

4

قابل شناسائی بودن

ح

فویرباخ اما به نقش پراتیک اجتماعی در شناخت قوانین عینی و  در زمینه استفاده آگاهانه از قوانین کم بها می دهد.

III

قانون از دیدگاه  ایدئالیسم عینی

ایدئالیسم عینیوجود قوانین را منکر نمی شود، ولی آن را ناشی از یک اصل روحی ماورای جهانی می داند.

1

 گئورگ ویلهلم فریدریش هگل(1770 ـ 1831)

نماینده کلاسیک این نظریه هگل است.

2

چون هگل طبیعت و جامعه رامراحل توسعه  «ایده مطلق» متجسم (خودنمامی داند، قوانین هم بنظر او تنها قوانین «ایده مطلق» بالنده اند.  

3

درک دیالک تیکی از مفهوم قانون سبب می شود که هگل بر معایب بینشی زیر غلبه کند:

الف

هگل هم بر نارسائی ها و معایب درک ایدئالیستی ـ  ذهنی از قانون غلبه می کند.

ب

و هم بر نارسائی ها و معایب درک ماتریالیستی ـ مکانیکی از قانون غلبه می کند

4

  کلاسیک های مارکسیسم

کارل مارکس (1818 ـ 1883)

فریدریش انگلس (1820 ـ 1894)

تعاریف منفرد متعددی از مفهوم قانونبه شرح زیر وجود دارد که کلاسیک های مارکسیسم ـ لنینیسم آنها را بخدمت گرفته و مورد استفاده قرار داده اند:

الف

قانون جنبه ماندگار، پایدار و همیشه یکسان در هر پدیده است.

ب

قانون نه در ورای پدیده، بلکه بطرز بی واسطه ای در درون هر پدیده نهفته است.

ت

عالم قوانین تصویر ثابت جهان موجود و معلوم است.

پ

قانون جزئی از پدیده است.

ث

پدیده غنی تر از قانون است.

ج

قانون رابطه ای ماهوی است.

ح

مفهوم قانون یکی از مراحل شناخت وحدت و پیوند پدیده ها ست.

5

نظریات ایدئالیستی ـ ذهنی راجع به مفهوم قانون بخش عمده نظریات را در فلسفه بورژوائی واپسین و فلسفه امپریالیستی تشکیل می دهند که اغلب به هیوم و کانت استناد داده می شوند.

6

در جامعه شناسی بورژوائی میان طبیعت و جامعه دیوار قطوری کشیده می شود و مفهوم قانون تنها شامل حال طبیعت دانسته می شود.

7

ماتریالیسم دیالک تیکی و تاریخی مفهوم قانون را از وحدت مادی جهان و از پیوند عام و یونیورسال  کلیه چیزها، روندها، سیستم ها و غیره موجود در جهان استخراج می کند.

8

برای اینکه هر پیوند عینی خصلت قانون بخود گیرد، باید حاوی خصوصیات زیر باشد:

الف

باید ضرور باشد.

·  مراجعه کنید به دیالک تیک ضرورت و تصادف، دیالک تیک ضرورت و آزادی (جبر و اختیار)در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

ب

باید عام باشد.

‪ 

مراجعه کنید به دیالک تیک منفرد (خاص) و عام در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

ت

باید ماهوی باشد.

مراجعه کنید به دیالک تیک نمود و بود (پدیده و ماهیت)  در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

9

خصلت عینی هر قانون به معنی زیر است:

الف

قانون باید مستقل از شعور انسان ها عمل کند (مؤثر واقع شود.)

ب

قانون باید مستقل از آرزوها و اهداف انسان ها عمل کند.

ت

این بدان معنی است که پیوند قانونمند مورد نظر نمی تواند از سوی انسانها بطور دلبخواهی ایجاد و یا نابود گردد.

10

قانون به قول کلاسک های مارکسیسم عبارت است از «پیوندی درونی و ضرور

(کلیات مارکس و انگلس، جلد 25، ص 235)

11

بسته به اینکه در پیوند ضرور (که در هر قانون برقرار است) وابستگی های زمانی وارد می شوند و یا نه، قوانین بدو دسته متفاوت تقسیم می شوند:

الف

قوانین حرکتی و یا قوانین توسعه ای (تکاملی)

ب

قوانین ساختاری 

12

قوانین حرکتی و یا توسعه ای (تکاملی) عبارتند از پیوندهای

ضرور، عام و ماهوی میان وضعیت های حرکتی منفرد و یا میان مراحل تکاملی  منفرد سیستم های مادی.

13

قوانین حرکتی و یا تکاملی در هرحال به روندهای جاری در واقعیت عینی نسبت داده می شوند و دارای وابستگی زمانی آشکارند.

14

قوانین زیر جزو قوانین حرکتی و یا تکاملی محسوب می شوند:

الف

قوانین حرکتی مکانیک کلاسیک

ب

قوانین تکاملی بیولوژیکی و اجتماعی.

15

قوانین ساختاری عبارتند از پیوندهای ضرور، عام و ماهوی ساختارهای یکسان.

قوانین ساختاری به طبقاتی از سیستم ها با ساختار یکسان نسبت داده می شوند و فاقد وابستگی زمانی اند.

قوانین زیر به قوانین ساختاری تعلق دارند:

الف

قوانین ساختارهای هندسی

ب

قوانین ساختار اتمی که شالوده جدول عناصر شیمیائی مندلیف را تشکیل می دهند.

ت

قانونمندی های ساختارهای ارگانیکی، اجتماعی و غیره.

·    ساختارهای سیستم های مادی اگرچه نسبتا ثابت اند، ولی به سبب شیوه رفتار و شیوه حرکت عناصر سیستم مورد نظر، فاقد یک پویائی (دینامیک) درونی اند.

الف

در چنین سیستم های مادی، قوانین حرکتی و قوانین ساختاری هر سیستم مادی پویا در پیوند  تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند.

ب

بر طبق این حقیقت امر است که روندها و ساختارها در واقعیت عینی حاوی تضادهای مطلق نیستند، بلکه وحدت دیالک تیکی ئی از شدن و شده  تشکیل می دهند.

1

قانون علی

اگر پیوند ضرور که مشخصه قانون است، پیوند میان علتی و معلول آن باشد، آنگاه ما با قانون علی سر و کار داریم.

الف

ولی هر پیوند علی را نباید قانون علی نامید.

ب

پیوندهای علی می توانند میان حوادث یکباره نیز برقرار شوند و حتما نباید در هرحال پیوندهای ماهوی باشند.

(این بدان معنی است که هر پیوندی دال بر قانون نیست، مگر اینکه پیوندی ماهوی، عام و ضرور باشد. مترجم)

ت

برای این که پیوند علی خصلت قانون کسب کند، باید کلیه خواص یک قانون را داشته باشد:

1

یعنی باید نه تنها ضرور، بلکه همچنین عام و ماهوی باشد.

2

یعنی باید در مورد تمامت طبقه ای از پدیده ها صادق باشد

پ

قوانین علی تقریبا در همه علوم نقش بزرگی بازی می کنند.

1

قوانین علی از سوئی شالوده عینی لازم برای متد توضیح علی را تشکیل می دهند.

2

از سوی دیگر شالوده عینی لازم برای پیش بینی های علی حوادث طبیعت و جامعه را.

ث

چنین قوانینی در فیزیک، عمدتا فرم معادلات دیفرانسیل دارند که کوتینت های دیفرانسیلی (خارج قسمت های دیفرانسیلی) در آنها بنا بر زمان مطرح می شوند.

2

قانون غیرعلی

اگر قانون نه بر پیوند ضرور، بلکه بر نوع دیگری از پیوند مبتنی باشد، آنگاه از قانون غیرعلی سخن می رود.

الف

مثلا قوانین ساختاری را می توان جزو قوانین غیرعلی محسوب داشت.

ب

ماهیت قوانین ساختاری بمثابه پیوندهای قانونمند ساختارهای واحد، در یک رابطه علی نیست.

ت

علاوه بر این، می توان همه انواع قوانین بقای فیزیکی را جزو قوانین غیرعلی محسوب داشت.

پ

کلیه انواع قوانین بقای  فیزیکی نیز که حاکی از آنند که با تبدلات و تأثیرات متقابل معین سیستم های فیزیکی، برخی از اندازه ها (جرم، انرژی، ضربه، بار، دوران ایزوتوپی، پاریته مرکب و غیره) حفظ می شوند، قوانین غیرعلی شمرده می شوند:

مشخصه این روندها را ثواب خاص تشکیل می دهند.

ث

قوانین بقا از سوی دیگر با اصول اکسترنال و یا با اصول تغیرفیزیک پیوند  دارند، که به همان سان جزو قوانین غیرعلی محسوب می شوند.

ج

این قوانین نشاندهنده پیوندهای قانونمند میان روندهای فیزیکی معین و برخی از مقادیر و اندازه ها هستند که برای این روندها فرم حداکثر و و یا حداقل به خود می گیرند.

3

در مغایرت با قوانین علی فیزیک که که قاعدتا می توانند بمثابه معادلات دیفرانسیل با مشتقات زمانی نشان داده شوند، مشخصه اصول اکسترنال  نمایش انتگرالی آنها ست.

الف

اصول اکسترنال رفتار سیستم را بمثابه کل نشان می دهند و این امر چنان صورت می گیرد که انگار سیستم راهی آماج های معینی است.

4

در عرصه جامعه نیز قوانینی از نوع قوانین غیرعلی وجود دارند.

الف

انسان ها بنا بر شرایط عینی و با شناخت این امر که کدام تأثیرات اجتماعی می توانند بوسیله کدام علل اجتماعی صورت گیرند، آگاهانه به تعیین آماج هائی برای خود می پردازند و در کردوکار اجتماعی خود در جهت تحقق آنها حرکت می کنند.

ب

این امر بویژه در مورد نظام اجتماعی سوسیالیستی صادق است.

ت

ماهیت بسیاری از قانونمندی های اجتماعی در سوسیالیسم را پیوندهای ضرور، عام و ماهوی میان آماج های کردوکار اجتماعی انسان ها و وسایل نیل به آنها تشکیل می دهند.

پ

البته این آماج ها، آماج های سوبژکتیف نیستند که بطور دلبخواهی و بنا بر منافع و حوایج فردی تعیین شده باشند، بلکه آماج های اجتماعی اند که خود از قوانین دیگر، یعنی از قوانین عینی توسعه  جامعه نشئت می گیرند.

5

قوانین غیرعلی قوانین مستقلی نیستند، بلکه تنها بر بنیان قوانین علی تشکیل می یابند.

در زمینه قوانین غیرعلی اجتماعی می توان این حقیقت امر را بوضوح دید.

کافی است توجه کنیم که پیوند میان آماج و وسیله عبارت است از پیوند میان تأثیر مورد نظر (معلول) و علت مناسب برای تحقق آن.

6

قوانین بقای فیزیکی نیز مستقل از قوانین فیزیکی دیگر و بی علت نیستند.

این امر را می توان در این حقیقت امر مشاهده کرد که کلیه قوانین بقا با برخی از خواص متقارن ماده و مکان و زمان در رابطه اند.

7

اما اصول اکسترنال برعکس، در پیوند با معادلات حرکتی سیستم های فیزیکی قرار دارند که فرم معادلات دیفرانسیل به خود می گیرند و در مشتقاتی از زمان خودنمائی می کنند و این یکی از شاخص های قوانین علی است.

8

قوانین ساختاری

در رابطه با قوانین ساختاری باید توجه داشت که ساختار هر سیستم مادی را می توان بمثابه برشی از توسعه  سیستم در نقطه زمانی معینی تصور کرد.

9

این ساختار بلحاظ ژنتیکی ناشی از ساختارهای دیگر است و از این رو می توان آنها را نتیجه تأثیر متقابل ساختارهای قبلی با فاکتورهای محیط زیست دانست، یعنی نتیجه تعویض نقش بغرنج مناسبات علی متنوع دانست.

10

هر قانون بمثابه پیوند ضرور با شرایط عینی معینی پیوند  دارد.

شرایط (شرط های) عینی ضرور گوناگون برای عملکرد هر قانون را می توان تقریبا بشرح زیر نام برد:

الف

شرایط خودویژه

شرایط خودویژه ای که تعیین کننده محتوای خودویژه قانون را، یعنی ماهیت قانون را تشکیل می دهند و بمثابه علت عملکرد آن عمل می کنند.

مثال 

وجود شیوه تولید سرمایه داری شرط خودویژه ای برای عملکرد قوانین اقتصادی سرمایه داری است.

ب

شرایط غیرخودویژه

شرایط غیرخودویژه که تعیین کننده محتوای خودویژه قانون، یعنی ماهیت قانون نیستند، ولی علیرغم آن برای عملکرد قانون ضرورند.

مثال

وجود جامعه بشری شرط ضرور برای عملکرد قوانین اقتصادی سرمایه داری است، ولی محتوای خودویژه آن قوانین را، یعنی ماهیت آن قوانین را تشکیل نمی دهد.

1

باید میان شرایط ضرور برای عملکرد قوانین و شرایطی که عملکرد قوانین را همراهی می کنند، تفاوت قائل شد.

الف

شرایطی که عملکرد قوانین را همراهی می کنند، برای عملکرد قوانین ضرور نیستند، ولی فرم نمودین مشخص قوانین  را تعیین می کنند.

مراجعه کنید به دیالک تیک فرم نمودین ـ محتوای ماهوی در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

مثال

ویژگی های ملی هر کشوری که در مرحله گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم قرار دارد، شرایطی اند که عملکرد قوانین مرحله گذار را همراهی می کنند.

این شرایط ماهیت قوانین عام را تعیین نمی کنند، ولی تعیین کننده فرم نمودین مشخص عملکرد این قوانین محسوب می شوند.

2

به قول کلاسیک های مارکسیسم، هر قانون «فرمی از عامیت است

(کلیات مارکس و انگلس، جلد 20، ص 501)

3

هر قانون پیوند عامی است.

مراجعه کنید به دیالک تیک منفرد (خاص) و عام در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

4

از این رو، احکام قانونی علمی ـ بمثابه انعکاسات فکری پیوندهای قانونی عینی ـ  فرم احکام کلی  را دارند.

مراجعه کنید به حکم، حکم قانونی، حکم کلی در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

5

البته هر حکم کلی به دلایل زیر، انعکاس قانون عینی ئی نیست.

الف

اولا به این دلیل که عام می تواند وجه مشترک تصادفی طبقه محدودی از ابژکت ها باشد.

ب

ثانیا به این دلیل که عام می تواند وجه مشترک ماهوی همه ابژکت های طبقه ای باشد.

مراجعه کنید به دیالک تیک ضرورت و تصادف در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

6

قانون شامل حال عامی می شود، که همزمان ماهیت و جنبه ثابت طبقه ای از ابژکت ها باشد.

مقایسه احکام قانونی و تعمیم های فاکتی

از این رو باید میان احکام قانونی و تعمیم های فاکتی که بنوبه خود فرم منطقی احکام کلی را تشکیل می دهند، تفاوت قائل شد.

1

در تعمیم های فاکتی در باره طبقه محدودی از ابژکت های بالفعل موجود، حکم صادر می شود که دارای مشخصه مشترکی اند، ولی این مشخصه مشترک حتما نباید از تعلق ابژکت مورد نظر به این طبقه ناشی شود.

2

احکام قانونی اما برعکس، عبارتند از احکام کلی که به خواص ضرور و ماهوی عناصر طبقه بالقوه نامحدودی از ابژکت ها مربوط می شوند که برای شرایط معینی کفایت می کنند.

3

هر تعمیم فاکتی صرف به طبقه معینی از ابژکت های بالفعل موجود نسبت داده می شود که برای شرایط معینی کفایت می کنند.

4

هر حکم قانونی به طبقه کلیه ابژکت های ممکنه نسبت داده می شود که برای شرایط معینی کفایت می کنند، یعنی ابژکت ها در این مورد حتما نباید در نقطه زمانی (‪t‬) و در مدت زمانی (‪x‬) بطور بالفعل موجود باشند.

5

هر تعمیم فاکتی به طبقه محدودی از ابژکت ها نسبت داده می شود.

6

حکم قانونی اما در رابطه با طبقه بالقوه نامحدودی از ابژکت های واقعی و ممکن، بالقوه و بالفعل معتبر است.

7

هر تعمیم فاکتی را می توان بمثابه کونیونکسیونی از تعداد محدودی از احکام مربوط به فاکت های مفرد تلقی کرد.

(کونیونکسیون (پیوند دو و یا چند حکم بوسیله حرف ربط «و»)  پیوند حکمی اکستن سیونال است:

·     کونیونکسیون زمانی حقیقی و درست است که هر دو حکم آن که بکمک حرف ربط «و» بهم پیوسته اند، حقیقی باشند و در غیر این صورت خطا و نادرست است. مترجم)

8

حکم قانونی را اما نمی توان در این فرم مطرح کرد.

9

در هر تعمیم فاکتی، طبقه ابژکت ها بطور اکستن سیونال، بمثابه جمع ابژکت های بالفعل موجود تعیین می شوند.

(پیوند حکمی زمانی اکستن سیونال نامیده می شود که ارزش حقیقت آن، فقط بر مبنای ارزش حقیقت احکامی تعیین شود که با آن در پیوند قرار دارند، البته نه بر مبنای محتوای آنها. مترجم)

10

طبقه ابژکت هائی که حکم قانونی در باره شان صادق باشد، بطور اینتن سیونال با طرح مجموعه بغرنجی از شرایط تعیین می شود.

(اینتن سیونال پیوند حکمی ئی را می نامند که که حقیقت و یا بطلان آن فقط  وابسته به حقیقت و بطلان احکام متشکله آن نباشد، بلکه علاوه بر آن منوط به محتوای خاص آنها باشد. مترجم)

11

از این تفاوت ها می توان دریافت که که در مورد تعمیم های فاکتی پیش بینی علمی غیرممکن است.

12

اما در مورد احکام قانونی پیش بینی های مستدل علمی امکان پذیر اند.

مراجعه کنید به پیش بینی در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

7

طبقه ای از پدیده ها را که در آن شرط های ضرور عملکرد قانون مورد نظر موجود است، حوزه عمل این قانون می نامند.

8

هرچه تعداد شرط های ضرور برای عملکرد یک قانون بیشتر باشد، به همان میزان حوزه عمل آن قانون کوچکتر خواهد بود و برعکس.

9

قوانین را بسته به وسعت حوزه عمل شان به سه دسته تقسیم بندی می کنند:

الف

عام ترین قوانین

ب

قوانین عام  

ت

قوانین خودویژه

10

حوزه عمل قوانین ساختاری، حرکتی و تکاملی عام جهان مادی که از سوی فلسفه مارکسیستی مورد بررسی قرار می گیرد، کلیه پدیده های واقعیت عینی رادر بر می گیرد.

11

تقسیم بندی قوانین به قوانین عام و خودویژه در انطباق با نسبیت رابطه میان عام و منفرد، نسبی است.

12

قوانین عام فرم معینی از حرکت ماده (مثلا قوانین فیزیک، شیمی، بیولوژی و غیره) در مقایسه قوانین ماتریالیسم دیالک تیکی، قوانین خاصی محسوب می شوند.

الف

هر قانون عینی عبارت است از پیوند ماهوی میان پدیده های حوزه عمل مربوط بدان.

ب

علاوه بر پیوند ماهوی میان این پدیده ها، پیوندهای غیرماهوی  نیز وجود دارند که قانون مربوطه آنها را در بر نمی گیرد.

ت

از این نقطه نظر، «پدیده، غنی تر از قانون است

13

شناخت هر قانون به معانی زیر است:

الف

به معنی کشف پیوند ماهوی است.

ب

به معنی نفوذ در ماهیت پدیده ها ست.

ت

به معنی شناخت پیوندهای ثابت است.

14

به قول لنین، هر قانون کشف شده بوسیله علوم «انعکاس جنبه های ماهوی است

(کلیات لنین، جلد 38، ص 142)

به عبارت دیگر، هر قانون کشف شده بوسیله علوم «انعکاس جنبه های ماهوی پدیده های مربوط به علم مربوطه است. مترجم»

15

«قانون» و «ماهیت» به این معنا مفاهیمی اند که نظام یکسانی دارند.

16

قانون علمی عمیقتر و غنی تر از مشاهده زنده پدیده ها ست، زیرا قانون انعکاس پیوند ماهوی است.

17

 به قول لنین، «انتزاع قانون طبیعی، طبیعت را عمیق تر، درست تر و کامل تر منعکس می کند

(کلیات لنین، جلد 38، ص 160)

18

بسته به بود و نبود پیوند قانونمند میان پدیده های منفرد و یا میان انبوهی از پدیده های بیشمار، قوانین را به دو دسته تقسیم بندی می کنند:

الف

قوانین پویا (دینامیکی)

ب

قوانین ایستا (استاتیکی)

19

قوانین پویا (دینامیکی)

ما زمانی با قانونی پویا سرو کار داریم که بنا بر وضع آغازین و شرایط خارجی هر ابژکت منفرد، اوضاع بعدی آن بطور روشن و کامل تعیین شده باشند.

الف

مثال بارز برای قوانین پویا می تواند معادلات حرکتی مکانیک کلاسیک باشد.

ب

این قوانین حرکت مراکز ثقل منفرد را تحت تأثیر نیروهای معینی توصیف می کنند.

20

قوانین ایستا (استاتیکی)

قوانین استاتیکی، برعکس، تنها در مورد کلیتی از ابژکت های منفرد معتبرند.

الف

این قوانین، رفتار هر کلیت را بمثابه کل توصیف می کنند که نسبت به رفتار عناصر منفرد آن، تصادفی است و تنها به درجه احتمالی مفروضی بوسیله قانون تعیین می شود.

(یعنی تنها تا درجه احتمالی مفروشی قانونمند است.

چون تصادف نیر فی نفسه و در تحلیل نهائی قانونمند است. مترجم)

ب

در چارچوب این ویژگی عام قوانین استاتیکی می توان انواع مختلف آن را مشخص کرد:

1

نوع اول قوانین استاتیکی

نوع اول قوانین استاتیکی به خواصی نسبت داده می شود که کلیت ابژکت ها را مشخص می سازند و در باره ابژکت های منفرد کل مربوطه نمی توانند مصداق داشته باشند.

چون این امر بیهوده خواهد بود.

درجه حرات به عنوان مثال چنین خاصیتی است:

الف

هر مولکول منفرد فاقد درجه حرات است.

ب

درجه حرارت تنها به کل مولکول ها (مثلا کل مولکول های گاز مفروضی) نسبت داده می شود و نه به مولکول منفردی.

ت

درجه حرارت معیاری (اندازه ای) است برای محتوای انرژی گاز و لذا تنها می توان میانگینی از انرژی حرکتی هر مولکول منفرد گاز را تعیین کرد و لاغیر.

پ

تئوری استاتیکی حرارت عمدتا با چنین قوانینی سر و کار دارد.

2

نوع دوم قوانین استاتیکی

نوع دوم قوانین استاتیکی فقط به خواصی نسبت داده می شود که به طرق مختلف در مورد ابژکت های منفرد مصداق پیدا می کنند و برای کل مربوطه، تنها ارزش میانگینی به خود می گیرند.

الف

قانونمندی های مندرج در آمارهای مرگ و میرمربوط به حد متوسط عمر انسان ها تحت شرایط طبیعی و اجتماعی معین به این نوع قوانین استاتیکی تعلق دارند.

ب

تقسیم خواص موروثی مبتنی بر قوانین مندل و امثالهم نیز.

ت

در این گونه موارد، اگرچه حادثه منفرد بطور روشن معین شده، اما کل فاکتورهای علی (علت و معلولی) چنان وسیع است که عملا قابل ارزیابی نیستند و در مورد ابژکت های منفرد تنها بطور احتمال می توان داوری کرد.

پ

احتمالی که در مورد حوادث منفرد مصداق پیدا می کند، تا حدودی حاکی از آن است که ما از کلیه فاکتورها که حوادث منفرد را معین می سازند، اطلاعی نداریم، یعنی احتمال یاد شده تا حدودی بطور سوبژکتیف مشروط می شود

ث

آن اما از سوی دیگر از شرایط اوبژکتیف (عینی) معینی نشأت می گیرد.

آن سان که ما باید آن را بمثابه وحدتی از گشتاورهای اوبژکتیف و سوبژکتیف در نظر بگیریم.

21

نوع سوم قوانین استاتیکی

نوع سوم قوانین استاتیکی به خواصی نسبت داده می شود که بطور روشن در مورد کل مصداق پیدا می کنند، خواصی که به حوادث منفرد تنها به احتمال معینی می توان نسبت داد.

الف

در این گونه موارد اصولا می توان فقط ارزیابی احتمالی از ابژکت منفرد به عمل آورد.

ب

احتمال حادثه منفرد نه از جهل سوبژکتیف نسبت به کلیه فاکتورهای تعیین کننده، بلکه از شرایط اوبژکتیف (عینی) ناشی می شود.

ت

برای مثال فیزیک کوانتومی و تئوری ذرات هسته ای با این گونه قوانین سر و کار دارند.

پ

رابطه نا دقیق  

تفاوت میان ذرات هسته ای و مولکول ها  و ماکروجسم ها(که موضوع فیزیک کلاسیک اند)قبل از همه در رفتار دیگرگونه آنها ست و مشخصه آن وحدت خواص ذره ای و موجی و رابطه نا دقیق است.

ث

 دوئالیسم ذره ای ـ موجی

دوئالیسم ذره ای ـ موجی منجر بدان می شود که در عرصه ابژکت های کوانتومی از حد معینی ـ مثلا در مورد مکان و تکانه و یا زمان و انرژی هر ذره ـ به دلایل زیر اصولا فقط ارزیابی های مبتنی بر احتمال امکان پذیر می گردند.

1

اولا از ان رو، که ذره ای مثلا در نقطه (‪x‬)دارای تکانه معین(‪p‬)نیست.

2

ثانیا از آن رو که ذره ای با تکانه (‪p‬)، مکان معینی بطور روشن ندارد.

ج

احتمال اینجا بمثابه مقوله ای سوبژکتیف مطرح نمی شود که (اگر هم بطور قسمی) به سبب جهل مشروط باشد، بلکه بمثابه واقعیت امری عینی ـ واقعی و مستقل از سوبژکت شناسنده مطرح می شود.

قوانین عینی (اوبژکتیف)

 

میان قوانین عینی (اوبژکتیف)از نقطه نظرهای زیر نیز می توان می توان تفاوت گذاشت:

الف

از این نقطه نظر که پیوند مورد نظر آیا بطور کمی فرمولبندی شده یا نه

ب

از این نقطه نظر که پیوند مورد نظر آیا بمثابه پیوند فونکسیونی مطرح شده است یا نه.

1

پیشرفت شناخت هر علم قاعدتا در فرم گذار از احکام قانونی کیفی از روی پل احکام قانونی مقایسه ای به احکام قانونی کمی صورت می گیرد.

2

پیوندهای قانونی عینیهم در طبیعت و هم در جامعه وجود دارند.

3

اما میان قوانین عینی طبیعی و قوانین عینی اجتماعی بلحاظ شیوه عمل آنها تفاوت اساسی وجود دارد.

4

تاریخ توسعه  جامعه به قول کلاسیک های مارکسیسم،«از نقطه نظر زیر نشانگر تفاوت ماهوی با طبیعت است.

الف

در طبیعت عوامل کور و نا آگاه بی غل و غش اند که بر یکدیگر تأثیرمی گذارند و در تعویض نقش آنها قانون عام جامه عمل می پوشد.

ب

از هر آنچه که اتفاق می افتد، هیچ کدام بمثابه هدف آگاهانه صورت نمی گیرد.

(روندهای طبیعت عاری از غایت مندی اند.

مراجعه کنید به تله ئولوژی در تارنمای دایرة المعارف روشنگری. مترجم)

ت

اما عمل کنندگان در تاریخ جامعه، انسان های مجهز به شعورند که با تأمل و یا عشق عمل می کنند و بدنبال آماج های معینی اند.

پ

هیچ چیزدر جامعه بدون نیت آگاهانه و بدون هدف مورد نظر صورت نمی گیرد.

ث

اما این تفاوت فی مابین نمی تواند تغییری در این حقیقت امر دهد که جریان تاریخ تحت سلطه قوانین درونی عام باشد

(کلیات مارکس و انگلس، جلد 21، ص 296)

5

هر قانون اجتماعی عینی بیانگر پیوند ضرور، عام و ماهوی میان جوانب مختلف حیات اجتماعی انسان ها، بویژه میان حوزه های مختلف کردوکار تولیدی است. (قوانین اقتصادی)

6

از این رو ست که قوانین اجتماعی عینی ببرکت کردوکار سوبژکتیف افراد جامعه پدید می آیند و تنها بواسطه این کردوکار می توانند جامه عمل پوشند.

7

در فرماسیون های ما قبل سوسیالیستی، قوانین اجتماعی بدون مداخله آگاهانه انسان ها عمل می کنند.

انسان ها با این قوانین بمثابه نیرویی بیگانه و سلطه گر مواجه می شوند.

8

اما در فرماسیون سوسیالیستی، روابط و مناسبات اجتماعی، ثمره کردوکار آگاهانه انسانها هستند که بر مبنای قوانین شناخته شده توسعه شکوفا می شوند

الف

به قول کلاسیک های مارکسیسم، در فرماسیون سوسیالیستی «انسان ها قوانین عمل اجتماعی خود را که قبلا بمثابه قوانین طبیعی بیگانه و سلطه گر در مقابل خود می یافتند، با اطلاع کامل، مورد استفاده قرار می دهند و آنها را تحت سلطه خود در می آورند.

ب

·        قوای عینی بیگانه که تا آن زمان تاریخ را زیر سیطره خود داشتند، تحت کنترل خود انسان ها در می آیند (رام انسانها می شوند).

ت

اینجا ست که انسان ها برای اولین بار، خود تاریخ خود را با آگاهی کامل می سازند.

پ

اینجا ست که عوامل اجتماعی که انسان ها به کار می اندازند، به مثابه علت، همیشه و عمدتا تأثیرات  مورد نظر انسان ها را ـ به مثابه معلول ـ اعمال می کنند.

ث

جهش بشریت از عالم ضرورت به عالم آزادی همین است

(کلیات مارکس و انگلس، جلد 19، ص 226)

تسلط بر قوانین اقتصادی سوسیالیسم، بهره جوئی کامل از عملکرد آنها، قبل از همه به معنی افزایش درجه مؤثریت نیروهای اجتماعی خود انسانها ست.

1

قوانین اقتصادی سوسیالیسم نمی توانند بدون کردوکار آگاهانه و هدفمند انسان ها کاملا مؤثر واقع شوند.

2

بدین طریق کردوکار آگاهانه انسان ها خود شرط ضرور خودویژه ای برای عملکرد کامل قوانین اقتصادی سوسیالیسم است.

3

اجرای قاطعانه و پیگیرانه قوانین اقتصادی سوسیالیسم در پیوند مستقیم با بالاتر بردن کیفیت و درجه کارآئی کار اجتماعی قرار دارد و این امر به معانی زیر است:

الف

به معنی تسریع پیشرفت علمی ـ فنی است.

ب

به معنی توسعه  همه جانبه  مناسبات تولیدی سوسیالیستی است.

ت

به معنی جامه عمل پوشاندن به انطباق منافع اجتماعی  و فردی است

4

سیستم اقتصادی مبتنی بر برنامه ریزی و هدایت اقتصاد ملی بمثابه زیرسیستم مهم و هسته مرکزی سیستم اجتماعی سوسیالیسم پیشرفته، در خدمت انجام این وظایف است.

(اصطلاح زیرسیستم را به تقلید از اصطلاح ریاضی موسوم به «زیرمجموعه» می سازیم. مترجم)

5

توجه به شیوه عمل بغرنج و خصلت سیستمی قوانین اجتماعی سوسیالیسم برای ساختمان سیستم کلی نظام اجتماعی سوسیالیستی ضرورت دارد.

6

طبقه کارگر تحت رهبری حزب مارکسیستی ـ لنینیستی، ببرکت شناخت علمی قوانین عینی ساختاری، حرکتی و تکاملی، جامعه را در جهت پیشرفت سوسیالیستی سوق می دهد.

7

در حالیکه طبقه کارگر علاقه بی حد و حصر به شناخت قوانین عینی اجتماعی و بکار بستن آنها دارد، بورژوازی امپریالیستی بخاطر آماج های ارتجاعی خود، درتلاش سد کردن شناخت و جامه عمل پوشاندن به  قوانین توسعه  تماماجتماعی است، اگرچه در مرحله انحصاری ـ دولتی سرمایه داری دولت انحصارات آگاهانه بخشی از قوانین ساختاری و فونکسیونی معین را مورد استفاده آگاهانه قرار می دهد.

مراجعه کنید به حرکت، دترمینیسم، توسعه، دیالک تیک، علیت در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

پایان