سياسی, سرتیتر

آیا زمان تغئیر سیاست ترکیه نسبت به سوریه فرارسیده است؟

نویسنده:محمد نورالدین٬ متخصص امور ترکیه

مترجم:احمد مزارعی

تایپ و ویرایش:آمادور – اشتراک

موافقت اخیر آقای اردوغان نخست وزیر ترکیه ٬ مبنی بر تشکیل یک کمیته سه گانه شامل ایران٬ ترکیه و کشور سومی که میتواند روسیه یا مصر باشد٬ برای بحث درباره بحران سوریه ٬ میتواند بمثابه حادثه بسیار مهمی در تغئیر سیاست ترکیه در مورد سوریه باشد..نخست باین دلیل که در گذشته ٬ ترکیه با هر نوع دخالت و مشارکت ایران در هرگونه جلسه یا کنفرانسی در مورد سوریه٬ شدیدا مخالفت میورزید. و دوم این تحول تازه ای از طرف دولت ترکیه است که تا کنون اصرار در سرنگونی رژیم سوریه داشت و در اینراه از همه گونه کمکهای نظامی٬ سیاسی و اقتصادی به مخالفان دولت سوریه استفاده میکرد.

با در نظرگرفتن اینکه در گذشته ٬ ترکیه اصرار فراوانی در سرنگونی رژیم سوریه داشت و بطور دائم این سیاست را اعلام میداشت٬ بویژه در مورد رفتن شخص بشار اسد٬ تحول اخیر در سیاست ترکیه را اگرچه بطور خجولانه٬ اما باید گفت که بسیار امیدوار کننده است.

اشاره دیگری که در بروز این تحول سیاست دولت ترکیه میتوان یادآور شد٬ اظهار نظر چندی پیش وزیر خارجه ترکیه٬ احمد داووداغلو بود که در مصاحبه ای گفت: آقای فاروق الشرع میتواند نقش سیاستمدار مرحله انتقالی را بازی کند و این نیز میتوانست روزنه ای امیدبخش برای اردوغان باشد که تاحدی خواسته هایش مبنی بر رفتن بشار اسد تآمین شده باشد.اگرچه فاروق الشرع نیز از ارکان اصلی دولت و حزب بعث سوریه میباسد.البته در زمان بیان این اظهارنظر٬ سران «ارتش آزاد سوریه» مخالفت کردند که البته بیشتر شوخی بنظر میرسید.

اشاره دیگر در اینمورد٬ ملاقات محرمانه میان اردوغان و احمدی نژاد و توافق میان آندو بر تشکیل کمیته سه گانه که این نیز نشاندهنده آنست که دولت ترکیه به بن بست سیاستهایش در سوریه پی برده و ضرورت تجدید نظر در آنرا احساس کرده است.

در توضیح وضعیت فعلی٬ تحلیلگر مسائل خارجی در روزنامه ملیت٬ آقای سامی کوهین چنین مینویسد: «معیار جدید» در سیاستگزاری٬ هم اکنون ضروزت ندارد که لیستی از مشکلاتیکه در ترکیه بعلت بحران سوریه ایجاد شده ردیف کنیم.هم اکنون در مرزهای ما اوضاع بسیار بحرانی و انفجاری است و همه اینها بعلت کمکهای نظامی است که دولت ترکیه در اختیار مخالفان دولت سوریه قرار میدهد.

اگر غیر از کمکهای نظامی و بحران فراهم شده نه مسئله اقتصادی و سیاسی مسائل را دنبال کنیم٬ مشاهده خواهیم کرد تنها بر سر مسئله پناهندگان٬ دولت ترکیه تاکنون سیصد میلیون دلار بمصرف رسانیده و بعلت قطع رابطه با دمشق و تصمیم اردوغان بر سرنگونی بشار اسد٬ دولت سوریه نیز از حزب پ ک ک برای ایجاد بحران در مرزهای ترکیه استفاده میکند.رابطه ما با ایران و روسیه تیره شده و اقتصاد ترکیه در زمینه تجارت دچار خسارتهای فراوانی شده است.دولت ترکیه باید بپذیرد که همه این مشکللات در نتیجه سیاستهاهای نادرست در قبال سوریه بروز کرده است.

تحلیلگر مذکور سپس اضافه میکند: اکنون که اوضاع بمرحله کنونی رسیده ٬ضرورت دارد که ما در سیاستهایمان تجدید نظر کنیم و این بدین معنا نیست که ما نباید از ملت سوریه دفاع کنیم٬ بلکه ما میتوانیم شیوه کمک دهی را تغئیر دهیم.ما نباید اجازه دهیم اوضاع آنچنان بحرانی شود که جنگ داخلی ما را تهدید کند.آمارگیریها نیز نشان داده است که افکار عمومی ترکیه عمدتا مخالف با جنگ برعلیه سوریه و وضعیت بحران کنونی هستند.حتی مسئولان پیمان ناتو و دولت آمریکا نیز دعوت به حل مسئله بطرق دیپلوماتیک نموده اند و با جنگ مسلحانه مخالفت دارند(۱).

نویسنده در ادامه می افزاید: « بنابه دلائل فوق آنکارا به ضرورت تغئیر سیاست خود در سوریه پی برد و از علائم این تغئیر سیاست میتوان اعلام پشتیبانی دولت ترکیه از فرستاده سازمان ملل آقای اخضر ابراهیمی و همچنین ملاقات اردوغان با احمدی نژاد٬ رئیس جمهور ایران در باکو پایتخت آذربایجان و توافق بر تشکیل کمیته سه گانه ایران٬ ترکیه ٬ مصر و یا روسیه است که بسیار ناگهانی و غیر منتظره بنظر میرسید.سیاست تازه باین معنی که دولت ترکیه سرنگونی سوریه را بکناری گذاشته و روش همکاری با ایران که از پشتیبانان بشار اسد میباشد٬ را برگزیده است».

آقای کوهن تحلیل خود را با این گفته بپایان میبرد:« هم اکنون بطور دقیق اساس معیار تازه روشن نیست٬ اما گام اولیه اردوغان در اینراه نشاندهنده تصمیم جدی وی مبنی بر انتخاب معیار و روش تازه ای در سیاست خارجی ترکیه است.زیرا سیاست خارجی گذشته باب انواع مشکللات را بر روی ترکیه گشود که بآن اشاره کردیم».

زیرنویس از مترجم است

(۱)اگر چه نمیتوان بسیار به «تحول» تازه خوشبین بود ولی حقیقت اینستکه پروژه سرنگون کردن دولت سوریه بوسیله جهادیون – وهابیون – انواع تروریستهای بین المللی٬ بعلت مقاومت قهرمانانه ملت و دولت سوریه با شکست روبرو شد. امپریالیسم آمریکا با همدستی ترکیه و اسرائیل قصد داشتند این پروژه را در مورد عراق٬ ایران و روسیه نیز در دوره های بعدی باجرا در آورند.اما بعلت مقاومتهای نظامی و سیاسی در منطقه و ایستادگی سه دولت قدرتمند ایران٬ روسیه و عراق در به شکست کشاندن این طرح امپریالیستی٬ پروژه عقیم ماند.

ادامه سیاست از طرف امپریالیسم آمریکا میتوانست سراسر منطقه را به جنگ و شورش برعلیه حاکمان مزدور و سیاستهای استعماری بسیج کند٬ بویژه با تجربه عراق و به شکست کشاندن آمریکا٬ امید تازه و بزرگی در چشم انداز خلقهای ستمدیده خاورمیانه بوجود آمده که در ادامه به پایان عمر استعمارگران و اسرائیل عامل آنها منجر خواهد شد.
************