سرتیتر

هشت مارس، از گذشته تا امروز


خورخه مارتين

ترجمه: بابك پاكزاد

منشاء پيدايي روز جهاني زن ارتباط نزديكي با مبارزه كارگران زن در بخش نساجي دارد. در هشتم مارس 1847 زنان كارگر در صنايع نساجي و پوشاك در شهر نيويورك در اعتراض به دستمزدهاي پايين، دست به اعتصاب زدند، ساعات كار طولاني و شرايط كار غيرانساني، يكي از نخستين حركت‌هاي اعتصابي از سوي زنان كارگر را رقم زد. پليس به سوي آن‌ها آتش گشود و آنان را به طرز وحشيانه‌اي سركوب كرد.
در هشت مارس1908 در پاسخ به فراخوان انجمن زنان سوسيال دموكرات شهر نيويورك، بيش از 15 هزار كارگر زن شاغل در بخش نساجي با تقاضاي كوتاه‌كردن هفته كاري و حقوق سياسي از خيابان Lower East Side راهپيمايي خود را آغاز كردند. سال 1909 شاهد اعتصاب گسترده‌ی 20 هزار كارگر زن در بخش نساجي در نيويورك بود كه در سرماي سخت زمستان 14 هفته به درازا كشيد.
پس از آن در ماه مارس 1911 نيز آتش‌سوزي در كارخانه‌ی Triangle Shirtwaist در نيويورك منجر به مرگ بيش از 100 كارگر زن شد كه يا مستقيما در آتش‌ سوختند يا بر اثر پريدن از طبقه هشتم كشته شدند.
درزمان آتش سوزي به منظور جلوگيري از خروج و استراحت غيرمقرر كارگران، درهاي كارگاه را قفل كرده بودند. تمام اين وقايع و مبارزات در روز جهاني زن كه در نشست بين‌الملل زنان سوسياليست و به پيشنهاد «كلارا زتكين» سوسياليست انقلابي آلماني شكل گرفت، به خاطر سپرده و گرامي داشته مي‌شود.
سال گذشته در روز جهاني زن 240 كارگر نساجي كه بخش عمده‌اي از آن‌ها زن بودند ساختمان كمپاني Sel- Fex در كاراكاس را به اشغال خويش درآوردند. در 12 دسامبر النورا اشتينر و تام زايما، مالكان Lony Group )كه Sel- Fex نيز بخشي از آن است)، تصميم به توقف كار گرفته و كارگران، دولت، تامين‌كنندگان مواد خام و بانك‌ها را با كوهي از بدهي به حال خود رها كردند. كارگران كه در Sutratex ، كه اتحاديه‌اي وابسته به UNT است سازمان‌دهي شده بودند از ترس اين‌كه مالكان، ماشين‌آلات، محصولات و مواد خام را از محل كارخانه خارج كنند تصميم گرفتند كارخانه و ساختمان‌ها را به اشغال خويش درآورند و هم‌اكنون خواستار سلب مالكيت و مصادره آن تحت كنترل كارگری هستند. آن‌ها حدود سه ماه، حتي در طول كريسمس و تعطيلات سال جديد كارخانه را در اشغال خود داشتند. اين اقدام با وجود تهديد فرزند يكي از مالكان بود كه گفت:«اگر مردان مسلح ماسك زده وارد ساختمان‌ها شده و آن‌ها را به رگبار ببندند» مسووليتي نمي‌پذيرد.
Sel- Fex حدود 60 سال است كه با مارك‌هاي مختلف Groupo Lony لباس شنا و لباس زير زنانه توليد مي‌كند. بيش‌تر اين زنان 15، 30 و يا حتي 40 سال است كه در Sel- Fex كاركرده‌اند. گروهي مشتمل بر 40 زن با وجود آن‌كه به سن بازنشستگي رسيده بودند، كماكان در آن‌جا كار مي‌كردند تا بتوانند از پس مخارج خانواده‌اشان برآيند. همان‌طور كه يكي از كارگران اشاره داشت در حالي كه دستمزدها تنها حدود 100 هزار بوليوار (حدود 30 يورو) در هفته بود، برخي از لباس‌هاي شنا كه آن‌ها توليد مي‌كردند در بازار به قيمت 100 هزار بوليوار فروخته مي‌شد.
شرايط كار نظير شرايط كار ديگر كارگران در برخي كارخانه‌هاي نساجي اطراف هولناك بود. آن‌ها تنها 30 دقيقه براي صرف نهار فرصت داشتند. محلي كه آن‌ها از آن براي صرف نهار استفاده مي‌كردند در طبقه‌ی آخر و در مجاورت ژنراتور برق قرار داشت و روي همان صندلي‌هاي نامناسبي مي‌نشستند كه هنگام كار نيز از آن استفاده مي‌كردند. بيش‌تر كارگران از ناحيه‌ی كمر دچار بيماري شده‌اند و بسياري براي خود بالش كوچكي فراهم كرده‌اند تا درد نشستن براي هشت ساعت در روز را اندكي تسكين دهد. غذايي كه از سوي كمپاني به آن‌ها داده مي‌شود (به منظور اين‌كه به كارگران هزينه‌ی غذاي قانوني پرداخت نشود) بسيار اندك و بي‌كيفيت است و بعضي وقت‌ها تاريخ مصرف آن منقضي شده است.
شيره جان كارگران كشيده مي‌شود و سركارگران و مسوولان بخش كارگران را كنترل كرده، بالاي سر آن‌ها مي‌ايستند و بررسي مي‌كنند آن‌ها در يك ساعت چه تعداد لباس توليد مي‌كنند. در پايان هفته اگر كارگران به هدف توليد كه از سوي كمپاني در نظر گرفته شده، دست پيدا كنند، آن‌ها مبلغ ناچيز پنج‌هزار بوليوار (5/1 يورو) به عنوان پاداش دريافت خواهند كرد. در 1997 كمپاني كارگران را وادار كرد توافقنامه‌اي را به امضا رسانند كه پرداختي‌هاي تامين اجتماعي‌شان را به شركت واگذار كنند، چيزي كه كاملاً غيرقانوني است.
اشغال كارخانه نتيجه‌ی موقعيت جديد جنبش كارگري ونزوئلا پس از مصادره ونپال وCNV در ابتداي سال 2005 و اداره‌ی آن‌ها تحت Cogestion شكلي از كنترل كارگري به همراه مديريت، است. اوايل سال گذشته كارگران در Sel-Fex بحثي را حول توافقنامه‌ی Cogestion با كارفرمايان آغاز كردند. در آغاز كارفرمايان مشتاق به نظر مي‌رسيدند زيرا آن‌ها توافقنامه را راهي تشخيص داده بودند كه مي‌توانستند به مدد آن وام‌هاي كم‌بهره از دولت دريافت كنند اما هنگامي كه كارگران تقاضا كردند كه 50 درصد سهام بايد به آن‌ها منتقل شود كارفرمايان مذاكره را كنار گذاشتند و پس از آن اعلام ورشكستگي كردند.
درست در اين زمان يعني در 12 دسامبر بود كه كارگران تصميم به اشغال كارخانه و ساختمان‌ها گرفتند و خواستار مصادره و اداره‌ی كمپاني تحت Cogestion شدند. كارخانه مشتمل بر 600 ماشين بود كه 90 درصد آن‌ها فعال بود و در يك سوله‌ی صنعتي به وسعت 2000 مترمربع قرار داشت. كمپاني هزاران ميليون بوليوار به دولت و كارگران بدهكار بود. بنابراين دليل مصادره كاملاً واضح و روشن است و اين چيزي است كه كارگران در اين مقطع مي‌خواهند. هيات نمايندگي كارگران Sel-Fex در نشست تاسيس جبهه‌ی انقلابي كارگران در كمپاني‌هاي تحت اشغال يا تحت اداره‌ی Cogestion شركت كرد. يكي از آن ها توضيح داد كه چرا آن ها براي مصادره تحت كنترل كارگري مبارزه مي‌كنند: «من مي‌خواهم كماكان كار كنم اما كمپاني ديگر به كارفرما تعلق ندارد بلكه از آن ماست. ما مي‌توانيم خود آن را به سود انقلاب و اقتصاد كل كشور اداره كنيم.»
براي آن‌ها اين نبرد ديگر نبرد عليه روسا براي دستيابي به تقاضاهاي ملموس محدود نيست بلكه نبردي براي دفاع از انقلاب بوليواري و ساختن آينده‌اي بهتر براي زنان كارگر ونزوئلايي و كل كارگران و زحمت‌كشان است.