سرتیتر

دفاع از لنین یعنی وفاداری به‌آموزشهایش درحرف ودرعمل

مجید ابراهیمی

لنین ـ ولادیمیر ایلیچ اولیانف ـ رهبر انقلاب اکتبر و بنیان گذار اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در ۲۲ آپریل ۱۸۷۰ در شهرک ” سیم بیرسک” در نزدیکی مسکو چشم به جهان گشود.

وی از مادری آلمانی تبار “ماریا الکساندرونا” و پدری روس “ایلیا نیکولایانویچ اولیانف” بود. پدرلنین از کارمندان دیوان سالاری تزاری بوده که با مشاهدات خویش از وضعیت جامعه فقر زده و عقب مانده تزاری و تفاوت طبقاتی عظیم مابین زحمت‌کشان و اعوان و انصار تزاریست، سعی در برافروختن شعله‌ی عدالت خواهی در سینه‌ی فرزندانش داشت. او به یاری مادر آزادمنش خانواده نگرش انتقادی را در برابر جامعه عقب مانده روسیه برگزیده‌بود.

نتیجه این فرزانگی منجر به انقلابی شدن فرزندان و تراژدی های تلخی در خانواده شد، از آن جمله برادر مسن تر لنین، آلکساندر به جرم توطئه بر علیه جان آلکساندر سوم، تزار روس به اعدام محکوم و در سال ۱۸۸۷ اعدام شد.

لنین با توشه ای از دیدگاه های انتقادی و خشم از فقر اجتماعی در همان سالی که برادرش توسط رژیم سرا پا فاسد و فرتوت تزاری کشته شد دبیرستان را تمام کرد و به دانش‌گاه قازان وارد شد.

دانش‌گاه های آن دوران مراکز فعالیت های نظری و سازماندهی بر علیه وضعیت موجود بودند و پیوستن لنین به توده دانش‌جوی قازان بادیدگاه تیز، درکی عالی از مسائل و قاطعیت و مصمم بودنش درعمل، موجب رشد شگرف جنبش دانش‌جوئی گردید.

او با انتخاب رشته حقوق از همان ابتدا دست به فعالیت سیاسی و مطالعه زده و در تشکل های مخفی سیاسی با گرایشات کمونیستی شرکت کرد، پلیس سیاسی تزاری به این فعالیت ها مشکوک شده و وی برای اولین بار در سن هفده سالگی به جرم فعالیت های سیاسی دستگیر و روانه زندان شد. این دستگیری موجب اخراج وی از دانش‌گاه قازان گردید، پس از چندین ماه وی با استفاده از قانونی توانست دوباره به دانش‌گاه برگشته و به تحصیلات خود ادامه دهد.

دلبستگی وی به روشنگری از بزرگترین ابعاد شخصیتی لنین بود. وی همواره از این نقطه عزیمت می کرد که روشنگری بدون شفافیت نظری نا ممکن بوده و از همان دوران اولیه فعالیت های سیاسی با پی گیری و پا فشاری بر اهمیت آموزش سیاسی خود را برای اهداف و وظایف بزرگتر آماده می کرد.

به همین دلیل در بیو گرافی وی دائما با فعالیت های نظری و عملی تواما برخورد می کنیم. شرکت فعالانه وی در جلسات آموزشی مارکسیستی در دوران دانش‌جوئی، داوطلبی وی برای تهیه مطلب و نگارش مقالات، علاقه وی برای فراگیری زبانهای خارجی به‌ویژه برای ترجمه وتدوین متون کلاسیک و پر ارزش مارکسیستی از دیگر برجستگی های وی بود.

رشد و گسترش ایده های چپمارکسیستی در مرزهای غربی امپراتوری روسیه و اوج گرفتن مبارزات کارگری و دانش‌جوئی در کشورهای غربی، چون پتکی دروازه های آهنین بزرگترین کشوراستبدادی اروپا را می کوبید.

لنین نیز تحت تاثیر این شرایط در ارتباط با مارکسیست های روسی که آنان نیز تحت تاثیر “پلخانف”ـ مارکسیست برجسته روس ـ در آن دوران بودند، قرار گرفت و به‌دلیل اعتقاد عمیق به ضرورت حرکت آگاهانه درمبارزات طبقاتی ، دفاع از تئوری انقلابی پرولتاریا، چند وجهی بودن‌ و توانائی هایش، جزو کسانی بود که در ترجمه اثر جاویدان مارکس و انگلس “مانیفست حزب کمونیست” شرکت داشت.

با ترجمه و مطالعه “مانیفست حزب کمونیست” و مرز بندی با اشکالات نظری سوسیالیست های غیر پرولتری و اشکال ابتدائی سوسیالیستی، وازجمله سوسیالیسم تخیلی در سال ، ۱۸۹۴ کتاب “دوستان خلق کیانند و چرا با سوسیال دموکرات ها در جنگند؟” را نوشت.

وی در این کتاب همچنان تحت تاثیر نظرات انقلابی پلخانف قرار داشت که نوشته بود”این آقایان نارودنیک ها تصور می کردند که کاپیتالیسم در روسیه یک نمود اتفاقی است و ماهیت روسیه با کاپیتالیسم تطبیق نمی کند و از این رو پرولتاریا در روسیه رشد و نمو نخواهد کرد. این آقایان در خواب خویش تصور می کردند که سوسیالیسم را بدون پرولتاریا به دست خواهند آورد. زیرا آنها خیال می کردند که طبقه ی دهقان تحت رهبری روشنفکران تنها نیروی انقلابی مؤثر را به وجود می آورد و محیط کوچک دهف روسی به عنوان پایه و اساس سوسیالیسم بکار خواهد رفت.”

لنین با درک صحیح از آموزش های مارکس و انگلس در این کتاب و مکررا در آثار بعدی اش به این نکته تاکید می ورزد که طبقه ی کارگر پیوسته، پیگیرترین و رزمنده ترین طبقه انقلابی بوده و تنها این طبقه است که از نیرویی قاطع در ایجاد تحولات انقلابی برای نجات کل بشریت برخوردارمی‌باشد.

لنین در همین سال با “کروپسکایا” همسرش آشنا شده که این رابطه منجر به ازدواج (۱۸۹۷) و همرزمی طولانی آنان می گردد.

سفر لنین به اروپا و آشنائی وی با کارگران کمونیست اروپائی و کمونیست های تبعیدی روس (منجر به گشایش جدیدی در راه پر افتخار رهبر آتی انقلاب اکتبر شد، وی با) و جمع بندی این سفر تشکیلات “اتحاد ـ مبارزه برای رهائی طبقه کارگر” را در روسیه بنیاد نهاد که بعدا به “حزب سوسیال دمکرات کارگران روسیه” تبدیل شد.

پس از هجوم پلیس تزاری به انجمن ها و تشکل های ضد تزاری، لنین نیز در رابطه با تلاش برای انتشار مجله کارگری و تحریکات علیه حکومت تزاری، دستگیر و به ۱۴ ماه حبس محکوم گردید.

وی در مدت زندان نیز دست از مطالعه و تحقیق و بررسی نکشیده و به موازات آن به فعالیت های سیاسی و تشکیلاتی خویش (نیز) ادامه داد.

در سال ۱۸۹۷ وی به‌خاطرفعالیت های کمونیستی و ضد حکومتی به سه سال تبعید در مناطق سردسیر و طاقت فرسای سیبری محکوم شد.

پس از ورود وی به سیبری وی دوباره با کروپسکایا در سیبری دیدار کرده و با هم ازدواج نمودند.

کتاب “توسعه سرمایه داری در روسیه” از نوشته های اقتصادی وی در همین سال ها است که نتیجه جمع آوری و تحقیق گسترده وی در اقتصاد سرمایه داری روسیه تزاری است.

روش کار و شناخت شناسی وی مانند یک شاگرد وفادار به ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی و بر اساس شناخت شناسی انقلابی مارکس شکل گرفته به همین علت نیز از ابتدا دست به ریشه ها برده و به بررسی زیر بنای اقتصادی روسیه، تعیین سمت حرکت جامعه ازنظررشدمناسبات سرمایه‌داری و بازنگری وظایف کمونیست های روسیه پرداخت.

” … جمع کردن مسایل اقتصادی و سیاسی، یا فعالیت سوسیالیستی و دموکراتیک، در یک واحد کل و در یک مبارزهٔ واحد طبقاتی پرولتاریا، باعث ضعف جنبش دموکراتیک یا مبارزهٔ سیاسی نمی شود، بلکه باعث تقویت آن می گردد، بدین معنی که آن را به منافع واقعی توده های مردم نزدیک می کند، مسایل سیاسی را از “تنگنای اطاق روشنفکران”، به خیابان و محیط کارگران و طبقات زحمت‌کش می کشاند، به جای ایده های مجرد دربارهٔ ستمگری سیاسی، نمودارهای واقعی این ستمگری را، که بیش از همه پرولتاریا از آن رنج می کشد و زمینهٔ تمام تبلیغات سوسیال دموکراسی است، قرار می دهد و بدین طریق این مبارزه را تقویت می نماید. رادیکال روس اغلب تصور می کند وقتی سوسیال دموکرات، به جای این‌که کارگران پیشرو را علناً و مستقیماً به مبارزهٔ سیاسی دعوت کند، وظیفهٔ توسعه دادن نهضت کارگری و متشکل کردن مبارزهٔ طبقاتی پرولتاریا را خاطرنشان می نماید، این سوسیال دموکرات بدین طریق از دموکراتیسم خود عقب نشینی می نماید و مبارزهٔ سیاسی را به عقب می کشد. ولی اگر هم اینجا عقب نشینی باشد، نظیر آن چیزی است که ضرب المثل فرانسوی می گوید: “باید عقب رفت تا بهتر جهید”.

تلاش گسترده لنین در عرصه‌ی نظری متوقف نماند و مقالات افشاگرانه وی در رابطه با اکونومیست ها و آن‌دسته از کمونیست هائی که مبارزه و پیوند انقلابی را محدود به مبارزات اکونومیستی و روزمره طبقه کارگرمی‌کردند، توانست گرایش انقلابی و صحیح را میان سوسیال دمکرات های کارگری روسیه جا بیاندازد.

نگاه لنین نگاهی مرکب و کل گرایانه بود و در مبارزات سیاسی خود، نظام سرمایه داری را نه تنها در روسیه، که در تمامی جهان و نه در اجزای آن بلکه در کل آن نشانه می رفت.

او بر این نکته اعتقاد داشت که تنها پرولتاریاست که می‌تواند با عمل انقلابی خود به درون واقعیتهای اجتماعی رسوخ کند و کلیت آن را دگرگون سازد. و این عمل تنها ازمجرای تشکل عناصرآگاه پرولتاریا درحزبی واحد و در پیوند با جنبشهای کارگری و دموکراتیک، به‌طرز درستی می‌تواند پیش برود.

تشکیل حزب سوسیال دمکرات کارگری روسیه در سال ۱۸۹۸ در مینسک از سوی لنین مورد استقبال قرار گرفت. دور بودن لنین از تمایلات فرقه ای و قرار دادن تمامی توان و نیرویش در خدمت هدف نهائی و انقلابی، وی را از سکتاریسم و خود محوری دور می کرد و خشنودی او را از تشکیل حزب سوسیال دمکرات کارگری و اعلام آمادگی برای تبدیل این تشکل به یک سازمان سراسری را تنها می توان چنین درک کرد. اما ایجاد وحدت نظراصولی و اهداف پرولتاریای انقلابی روسیه، نیاز به وحدت روی برنامه و اساسنامه‌ای بود که مبین حرکت آگاهانه‌ی پرولتاریا باشد.

لنین تشخیص داد که درکشوراستبدادی تزاری رسیدن به وحدت گروههای مختلف و پراکنده‌ی کارگری، ازطریق سازماندهی یک روزنامه سراسری ممکن است . لذا تلاش بعدی لنین مصروف به ایجاد یک روزنامه سراسری در روسیه در راستای ایجاد یک حزب سراسری پیشروکارگری شد.

تلاش های متعدد قبلی برای ایجاد چنین حزبی سراسری در روسیه به موفقیت منجر نشده بود و از سوئی سرکوب و استبداد عریان پلیس تزاری مانع رشد تشکل ها و ایجاد یک روزنامه سراسری سوسیالیستی شده بود.

انتشار روزنامه “ایسکرا” در مونیخ در سال ۱۹۰۰ سرآغاز سمت گیری جدیدی در سوسیال دمکراسی روسیه بود. این سمت گیری با انتشار “چه باید کرد؟” به کمال رسید و نشان داد که لنین گام های بعدی انقلابی را در سازماندهی می دید. یک تشکیلات زبده‌ی مخفی در شرق اروپا و روزنامه‌ای سراسری که با فداکاری و خطر کردن به داخل کشور ارسال می شد و طرح ایجاد یک حزب پرولتری از ویژه گی های برجسته این حرکت نوین بود.

فریاد و ضجه مخالفان حزب سراسری طبقه کارگر به آسمان رسید. سندیکالیست ها و اکونومیست ها مارکسیستهای علنی در برابر این نوشته انقلابی به مخالفت پرداخته و آموزش های ماتریالیسم تاریخی و تجارب مبارزات پرولتاریا را در عرصه جهانی مورد حمله قرار دادند.

لنین پس از پیروزی انقلاب اکتبر درمورد ضرورت حزب پیشرو رهبری کننده‌ی مبارزات پرولتاریا و رد آشفته‌فکری بسیارعجیب و علاج ناپذیر فضل فروشان، فنوشت :

همه می‌دانند که توده‌ها به طبقات تقسیم می‌شوند؛ که توده‌ها و طبقات را تنها وقتی می‌توان درنقطه مقابل یک‌دیگر قرارداد که به‌طورکلی اکثریت عظیمی را بدون این‌که برحسب مقام درنظام اجتماعی تولید قطعه قطعه شده‌باشد، درمقابل کاتگوریهائی قراردهیم که مقام مخصوصی را درنظام اجتماعی تولید احرازمی‌نمایند؛ که طبقات را معمولا و دراکثر موارد، لااقل درکشورهای متمدن معاصر احزاب سیاسی رهبری می‌نمایند؛ که احزاب سیاسی طبق معمول توسط گروههای کم و بیش ثابتی از بااتوریته‌ترین، متنفذترین و مجرب‌ترین افرادی که برای پرمسئوولیت‌ترین مقامات انتخاب می‌گردند و پیشوا نامیده می‌شوند، اداره می‌گردند. همه‌ی اینها الفباء است.” (بیماری کودکی “چپ‌روی” درکمونیسم ـ آوریل ـ مه ١٩٢٠)

ضرورت تئوری حزب سازی لنین از طبیعت مبارزه طبقه کارگر برآمده است.

جوهر واقعی “حزبی لنینی” در این نکته نهفته است که از درون مبارزات صنفی،سیاسی و ایدوئولوژیک طبقه کارگر بخشی از کارگران پیشروشکل می گیرد که به مبارزه برای تغییر نظام سرمایه داری در کلیتش پرداخته و بادرک عمیق از تئوری و پراتیک انقلابی پرولتاریا در راس جنبش کارگری برای برچیدن نظام سرمایه‌داری قرار گرفته و طبقه کارگر را درمبارزاتش روی خط انقلابی به پیش هدایت می‌کند. بدون حضورچنین حزبی جنبش کارگری درتفرقه باقی‌مانده و مبارزاتش به کج راه کشیده می‌شوند

جمع بندی لنین در این اثر پر ارزش، بررسی جامعه استبداد زده روسیه (رشد سرمایه‌داری در روسیه ١٨٩٨) و ارزیابی وضعیت طبقه کارگر این کشور و ارائه آلترناتیو کارگری در برابرانواع گرایشات رفرمیستی و خرده‌بورژوائی و آنارشیستی می باشد. او به مشکل سازماندهی طبقه کارگر و آگاهی طبقاتی پرداخته و بر سازماندهی کارگران در حزب خود تاکید می ورزد.

افسانه آگاهی طبقاتی بدون تشکل سیاسی وکسب صرف آگاهی طبقاتی در مبارزات روزمره و کوتاه مدت را به خاک می سپارد و بر حزبیت پرولتری و انقلابی تکیه می کند.

چالش دیگر در برابر لنین مبارزه با گرایشات غیر پرولتری و تسلیم طلبانه درون طبقه کارگر و حزب سوسیال دمکرات کارگری روسیه بود.

لنین از مبارزه ایدئولوژیک درون حزبی دوری نجفسته و همواره برای پالایش و افشای نظرات خرده بورژوائی و بورژوائی در داخل حزب پیش قدم بود. احساس مسئولیت و هدف مندی وی در راستای انقلاب پرولتری و سرنگونی سرمایه داری مانع از آن بود که به سازش و مماشات با تجدید نظر طلبی و تسلیم طلبی بپردازد. مقالات و جزوه های متعدد وی بر علیه گرایشات داخلی اکونومیستی، انحلال طلبانه و منشویکی حزب سوسیال دمکرات روسیه موید آن است که از چالش های ایده‌ئولوژیک ـ سیاسی شانه خالی نمی کرد و برای وحدتی پوشالی و تسلیم طلبانه پشیزی ارزش قائل نمی شد.

انشعاب اکثریت و اقلیت (بلشویک ها و منشویک ها) درکنگره دوم حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه نشان داد که پا فشاری وی بر مواضع پرولتری و انقلابی آموزه های مارکس تا چه حد صحیح بود و به‌طورمفصل در کتاب “یک گام به پیش، دوگام به پس” (فوریه ـ مه ١٩٠۴) توضیح داده شده‌اند.

رشد جنبش های انقلابی در سال ۱۹۰۵ موجب بازگشت دوباره لنین به روسیه شد، علیرغم گسترش شورش های دهقانی واعتصابات کارگری، اپورتونیستها روی اعتصابات و سازماندهی علنی تاکید می‌کردند، لنین با دور اندیشی بر تدارک انقلاب وسرنگونی قهر آمیز تزاریسم پافشاری می کرد. لنین با درک عمیق از ماهیت انقلاب دموکراتیک در روسیه که سرنگونی مناسبات حاکم فئودالی و نماینده‌ی آن تزاریسم را مدنظرداشت، معتقدبود که این انقلاب هم به نفع پرولتاریا است و هم به نفع بورژوازی. پرولتاریا دراین انقلاب شرکت کرده و می‌کوشد تا رهبری توده‌ها را به دست بیاورد، تا بتواند انقلاب را ادامه داده و نظام استثماری مبتنی بر کارمزدی را براندازد ومفهرخود را برانقلاب بزند، و یا نسبت به آن پاسیو مانده و یا همدست بورژوازی گردد و انقلاب ناتمام بماند.(دوتاکتیک سوسیال دموکراسی درانقلاب دموکراتیک ـ ژوئن ژوئیه ١٩٠۵)

پس از سرکوب قیام ها توسط حکومت تزاری و تنگ تر شدن حلقه پلیسی امنیتی در اطراف لنین، وی با گذرنامه جعلی سنت پترزبورگ را به مقصد فنلاند ترک کرد.

وی پس از خروج از روسیه به جمع بندی قیام پرداخت و تلاش خود را متوجه مبارزه با گرایش بورژوائی – منشویکی درون حزب کرد.

از آثار این دوره می توان به “سخنرانی درباره انقلاب ۱۹۰۵″،”درس های قیام مسکو”» و “درس های انقلاب” اشاره کرد.

پس از شکست انقلاب ١٩٠۵ ـ ١٩٠٧ و پیروزی ارتجاع تزاری (١٩٠٧ ـ ١٩١٠) احزاب انقلابی و اپوزیسیون درهم شکسته شدند و درحالی که تحریف آموزشهای مارکسیسم و تهی کردن آن از محتوای انقلابی و طبقاتی اش دامن زده می‌شد لنین به دفاع از مارکسیسم و بینش ماتریالیسم ـ دیالکتیکی دربرابر انحرافات رویزیونیستی و ایده‌آلیستی پرداخت. انحلال طلبی و فرار از مبارزه‌ی متشکل و انشعاب‌گری مفد روز شده‌بود، تحت رهبری لنین بلشویکها دست به عقب نشینی منظمی زدند و با تلفیق کارمخفی و علنی و بیرون کردن عناصرعبارت پرداز منشویک از حزب، توانستند وحدت تشکیلاتی خود را علارغم ضربه‌هائی که خورده بودند، حفظ کنند. پس ازاین دوره تدریجا درفاصله‌ی سالهای ١٩١٠ ـ ١٩١۴ باردیگر دوران اعتلای جنبش کارگری و دموکراتیک شروع شد. و حزب لنین بیشتر از هر تشکل دیگر با ابتکارعمل، مبارزه علیه تزاریسم را پیش برد

از مهمترین مراحل زندگی سیاسی لنین می توان مخالفت انقلابی و انترناسیونالیستی وی با جنگ امپریالیستی اول و ارائه آلترناتیو پرولتری، مبارزه با شووینیسم امپریالیستی درجنگ و صلحی دمکراتیک را نام برد.

لنین نه تنها به مبارزه نظری و عملی بر علیه گرایشات تسلیم طلبانه پرداخت بلکه در سال های جنگ نظرات معتبری پیرامون رشد سرمایه داری جهانی را جمع بندی و به رشته تحریر درآورد که در کتاب معروف او تحت عنوان “امپریالیسم، به مثابه عالی‌ترین مرحله رشد سرمایه‌داری” فرموله شد که برای اولین بار در سال ۱۹۱۶ منتشر گردید. جان بلامی فوستر در مقاله ” کشف و بازگشایی امپریالیسم”با درایت خاصی به بررسی این کتاب پرداخته و می نویسد:هدف اصلی لنین از نوشتن این اثر، آن بود که رقابت‌های موجود میان قدرت‌های بزرگ امپریالیستی را که به جنگ جهانی اول منجر شده بود، توضیح دهد. اما لنین در جریان بسط و توسعه نظرات خود، امپریالیسم را به سرمایه‌داری انحصاری ربط داده و چنین استدلال نمود که: “در خلاصه‌ترین شکل، امپریالیسم را می‌توان مرحله انحصاری سرمایه‌داری تعریف کرد”. او در همین راستا، یک سلسله فاکتورهای اقتصادی را مورد مداقه قرار داد که خیلی گسترده‌تر و عمیق‌تر از مساله “توزیع ناقص درآمد” و یا وجود “اهداف و انگیزه‌های سودجویانه‌ی یکسری موسسات انحصاری مشخص”، بود و موضوعاتی از این فراتر را در بر می‌گرفت. از نقطه نظر لنین، سرمایه‌داری انحصاری به مثابه مرحله نوینی در نظر گرفته می‌شد که از سرمایه‌داری رقابتی و به اصطلاح از عصر رقابت آزاد، فراتر می‌رفت؛ مرحله‌ی نوینی که در آن سرمایه‌ی مالیکه حاصل ادغام موسسات صنعتی و سرمایه بانکی استهم عرصه‌ی اقتصاد و هم عرصه‌ی سیاست؛ یعنی دولت را به تسلط خود در می‌آورد. نیز آن که در این مرحله، رقابت از بین نمی‌رود اما عمدتاً به شکل رقابت میان شمار معدودی از موسسات عظیم اقتصادی که قادرند بخش‌های بزرگی از اقتصاد ملی و بین‌الملل را به کنترل خود در آورند، بروز پیدا کرده و تداوم می‌یابد. از این زوایه، سرمایه‌داری انحصاری از رقابت‌های امپریالیستیکه عموماً به صورت مبارزه برای دستیابی به کنترل بر بازارهای جهانی متبلور می‌گردندجدایی‌ناپذیر بوده و غیر قابل تفکیک می‌با شد.

مبارزه نفس گیر وی بر علیه سوسیال دمکرات های اروپای غربی(سوسیال – شوونیست ها) و مماشات جویان روسی (سانتریست ها) از معتبر ترین اسناد جنبش کمونیستی و نشان دهنده گرایش آشکار وی به انترناسیونالیسم پرولتری و تاکید وی بر مبارزه ای بین المللی بود.

ما می گوئیم: جنگی که دولتهای سرمایه داری به راه انداخته اند، فقط با انقلاب کارگران به پایان خواهد رسید. کسانی که به جنبش سوسیالیستی علاقه مندند، باید بیانیه ۱۹۱۲ بال را که یک دل و یک زبان، مورد تصویب همه احزاب سوسیالیست دنیا قرار گرفته بخوانند، بیانیه ای که در روزنامه ما پراودا چاپ شد، بیانیه ای که حالا نمی توان در هیچ یک از کشورهای متخاصم، نه بریتانیای «آزاد» و نه فرانسه جمهوریخواه، چاپش کرد زیرا حقیقت جنگ را پیش از جنگ بیان کرد و گفت که در نتیجه رقابت کاپیتالیستی، میان بریتانیا و آلمان جنگ به پا خواهد شد. گفت که آن‌قدر باروت انبار شده که تفنگ ها خود به خود به شلیک خواهند افتاد. به ما گفت که علت جنگ چیست، و گفت که جنگ به انقلاب پرولتری ختم خواهد شد. از این‌رو، ما به سوسیالیستهایی که این بیانیه را امضا کردند و سپس در کنار دولتهای سرمایه داری‌شان جای گرفتند، می گوئیم به سوسیالیسم خیانت کرده اند. میان سوسیالیستهای سراسر دنیا شکاف افتاده است. بعضی وارد کابینه ها شده اند و عده ای در زندانند” (جنگ و انقلاب)

لنین با مخالفت خویش با جنگ امپریالیستی و دفاع از منافع پرولتاریا و توده‌های زحمت کش، دفاع از “حق ملل درتعیین سرنوشت خویش”، مخالفت با الحاق طلبی، مبارزه با اپورتونیسم احزاب انترناسیونال دوم و تلاش پیگیربرای متحدکردن احزاب و سازمانهای چپ اروپائی وعدم هم‌کاری با بورژوازی امپریالیستی درجریان جنگ، نشان داد که تاچه حد ژرف‌اندیشانه نفوذ اندیشه های بورژوازی در درون احزاب سوسیال دمکراسی را خطرناک دانسته و این نظرات تا چه حدی می توانند خیانت بار باشند. لنین نام های بزرگی مانند پلخانف، کائوتسکی را که به‌دلیل درک غلط از اوضاع و ضعف‌شان در تلفیق تئوری مارکسیسم با شرایط مشخص اوضاع جهان، به همکاری و هم سوئی با سیاست های امپریالیستی و شووینیستی کشانده شدند و نظرات افرادی نظیر تروتسکی را، که درتئوری موضع به ظاهرچپ گرفته و درعمل بین دوصندلی نشسته، به آشفته‌فکری دامن زده و با منشویکها همکاری می‌کرد، افشا می‌نمود .

حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه تحت رهبری لنین از چنان اعتبارنظری و عملی برخوردار بود که توانست درسالهای جنگ جهانی اول، درمبارزه با اپورتونیسم انترناسیونال دوم و مخالفت با جنگ طلبی امپریالیستی، در راس جنبش جهانی کمونیستی قرارگیرد. دفاع قاطعانه از مارکسیسم ، تبحر در به‌کارگیری تاکتیکهای درست ونرمش‌پذیردرعمل و جلب کارگران و دهقانان و روشن‌فکران انقلابی روسیه به سوی خود در مبارزه‌ی طبقاتی حاد علیه تزاریسم، امپریالیسم، بورژوازی لیبرال روسیه و خرده بورژوازی متزلزل آن؛ تحلیل از تضادهای جهان درعصرامپریالیسم و به‌وجودآمدن حلقه‌های ضعیف در زنجیرجهانی اسارت امپریالیستی و این‌که جنگ امپریالیستی باعث حدت بی‌سابقه‌ی مبارزه‌ی طبقاتی پرولتاریا برضد بورژوازی می‌گردد، انجام انقلاب پیروزمند پرولتاریائی را ممکن دانست. با انقلاب فوریه ـ مارس ١٩١٧ روسیه و سرنگونی تزاریسم ، قدرت دولتی به دست احزاب بورژوائی لیبرال و خرده بورژوائی افتاد. دولت موقت جدید براساس منافع طبقاتی‌اش قادربه پایان دادن به جنگ امپریالیستی، پایان دادن به نظام فئودالی و جواب به خواست توده‌های وسیع کارگر، دهقان و سربازان نبود که نمی‌خواستند گوشت دم توپ بورژوازی تازه به قدرت رسیده شوند. لنین در۵نامه نخست (نامه‌هائی از دور ـ ٧ (٢٠) مارس ١٩١٧) که ازسوئیس به روزنامه پراودا فرستاده بود، پایان نخستین مرحله‌ی انقلاب را یادآوری کرده و پس از ورود به روسیه( ٣ آوریل ١٩١٧ ) در پتروگراد ، طی اجلاسی در۴ (١٧ ) آوریل تحت عنوان “راجع به وظایف پرولتاریا درانقلاب حاضر” که به تزهای آوریل معروف است، تدارک تعرض پرولتاریا به بورژوازی روسیه(مرحله‌ی دوم انقلاب) برای کسب قدرت و استقرار حکومت شوراها را مطرح ساخت.

گرچه شوراهای کارگران و دهقانان و سربازان به مثابه قدرت دوگانه‌ای پس از انقلاب فوریه ـ مارس ١٩١٧ از اتوریته‌ی زیادی برخورداربودند، اما دولت موقت بورژوائی با کمک منشویکها و سوسیالیستهای انقلابی که به ترتیب درمیان شوراهای کارگری و شوراهای دهقانی نفوذ داشتند، درصدد بود که با انجام انتخابات مجلس موسسان بتواند چنان قانون و دولتی را برسر کار بیاورد که مدافع نظام سرمایه داری باشد. لنین درهفتمین کنگره کشوری حزب سوسیال دموکرات(بلشویک) روسیه درآوریل و سپس درنخستین کنگره کشوری نماینده‌گان دهقانان روسیه در ماه مه و سپس درنخستین کنگره کشوری شوراهای نماینده‌گان کارگران و سربازان روسیه در ژوئن ١٩١٧ و آغاز سرکوب کارگرا ن توسط دولت موقت، مواضع حزب بلشویک را درمورد مسئله ارضی، مسئله ملی و ماهیت طبقاتی دولت موقت و ادعای پیروی آن از دموکراسی انقلابی و پرده پوشی ترکیب طبقاتی شوراهای سازشکار و نقش آنها درانقلاب، روشن نمود و تاکید کرد که دموکراسی انقلابی درگرو به قدرت رسیدن شوراهائی است که علیه بورژوازی به‌پا خیزند.

ماهیت دولت موقت درعدم برقراری صلح وبروز فقر و فلاکت و قحطی و سرکوب بلشویکها، از یک سوباعث شد تا ماهیت آن درمیان توده‌ها هرچه بیشتر روشن شود و از سوی دیگربا رشد نفوذ بلشویکها درمیان توده ها زمینه برای سرنگونی آن دولت فراهم شد.

تدارکات سیاسی و تشکیلاتی برای انجام قیام سریعا صورت گرفت و در ٢۴ اکتبر(۶ نوامبر) ١٩١٧ با تسخیر کاخ زمستانی تزار در پترزبورگ، شرایط برای کسب قدرت توسط پرولتاریا فراهم شد. اما مقاومت نیروهای ارتجاعی، جنگ داخلی را به میان آورد که همراه با ویرانیهای ناشی از جنگ بین‌المللی اول امپریالیستی ، درهم شکسته شدن انقلاب توسط ارتش درنده‌ی آلمان و تحمیل قرارداد صلح کاملا شاقی و قبول اجباری آن برای حفظ دولت پرولتاریا، کمک ضدانقلاب جهانی به ارتشهای سفید و محاصره‌ی شوروی، مقاومت کولاکها(دهقانان ثروتمند معروف به بورژوازی ده)، ادامه‌ی قحطی و کارشکنی بورژوازی شکست خورده درامر سوسیالیستی کردن مناسبات در عرصه‌ی مالکیت بروسایل تولید و مبادله و… درکشوری که ازنظر رشد اقتصادی هنوز بسیار عقب مانده بود، فاجعه‌ای دربرابر دولت پرولتری مطرح کرد که حزب کمونیست (بلشویک) روسیه را در شرایط فقدان تجربه‌ی ساختمان سوسیالیسم با مشکلات عظیمی روبه‌رو ساخت. تکیه بر کار داوطلبانه‌ی کمونیستی (شنبه‌های کمونیستی)، استفاده‌ی موقت ازمناسبات سرمایه‌داری بوروکراتیک(سیاست اقتصادی نوین معروف به نپ)و تاحدی بقای بازارعرضه و تقاضا، درعین حال ایجاد کنترل کارگری، ازبین بردن تدریجی امتیازات بورژوائی و … مجموعه تلاشهای عظیمی بود که برای حل تضادهای بغرنج جامعه‌ی جوان شوروی تحت رهبری لنین صورت گرفت.

باتوجه به خصلت جهانی انقلاب پرولتاریائی، لنین براین امیدبود که جنگ امپریالیستی اول زمینه را برای ادامه‌ی انقلاب در اروپا مساعدخواهدکرد. اما همکاری مستقیم سوسیال دموکراسی با امپریالیستها در جریان جنگ و شکست قیامهای کارگری درآلمان و مجارستان، بیش ار پیش لنین را متقاعدنمود که پیشبردن انقلاب سوسیالیستی درروسیه و ساختمان سوسیالیسم با معضلات مهمی روبه‌رو خواهدشد.

لنین با نوشتن کتابهای پایه‌ای نظیر “دولت و انقلاب”، “انقلاب پرولتری و کائوتسکی مرتد”، “چپ روی مرض کودکانه درکمونیسم”، طرد رویزیونیسم کهن برنشتاین ـ کائوتسکی.و.. از یک سو، و ایجاد انترناسیونال سوم (کمونیستی) و نلاش برای حفظ وحدت اصولی درحزب از طریق طرد فراکسیونیسم و تکیه روی مرکزیت دموکراتیک، و جمع‌بندی قدم به قدم تجارب درزمینه‌ی ساختمان سوسیالیسم، دفاع از انقلابات ضدفئودالی ـ ضدامپریالیستی درکشورهای تحت سلطه، گنجینه‌ای بزرگ برای آموزش کمونیستها و پرولتاریای جهانی فراهم ساخت. اما بروز نظرات اپورتونیستی راست و چپ که درشرایط قبل از کسب قدرت صدمات ویران‌گر نداشتند، پس از کسب قدرت با کارشکنیهائی که صورت می‌دادند، به تخریب دژ سوسیالیسم از درون کمک موثری نمودند که موجودیت قدرت پرولتاریا را شدیدا به خطرمی‌انداخت. مقاومت بورژوازی و خرده بورژوازی داخلی، هم راه با فشار بورژوازی بین‌المللی از یک سو و مبارزه‌ی دیدگاههای اپورتونیستی و رویزیونیستی در درون حزب و به وفیژه درسطح رهبری، مغز انقلاب را از اندیشیدن و رهبری درست باز داشته و انقلاب تدریجا به جاده‌ی انحطاط ‌افتاد

امروز درجنبش کمونیستی ایران، گرچه بسیاری از تشکلها خود را پیروان اندیشه‌های کمونیسم علمی و مشخصا لنین ذکر می‌کنند، اما نه وحدت پیشاهنگان پرولتاریا درحزب واحد را می‌پذیرند و نه برای آن تلاش می‌کنند، بلکه خود را مرکز عالم تصور می‌نمایند؛ نه درک درستی از معضلات انقلاب درکشورهای عقب مانده و ماهیت جهان‌خواری امپریالیسم دارند،؛ نه حقوق دموکراتیک ملل تحت ستم رادرتعیین سرنوشت خویش می‌پذیرند؛ نه قادر به ایجاد پیوندی فشرده با طبقه‌ی کارگر و توده‌ها هستند؛ نه به تحریف کننده‌گان تئوری انقلابی پرولتاریا حساسیت نشان می‌دهند؛ نه به تجربه‌ی انقلاب درکشورهای پیرامونی تحت رهبری پرولتاریا ذره‌ای ارزش قائلند و…

درنتیجه درجنبش کمونیستی و کارگری ایران ، در تداوم تشتت نظری و تفرقه‌ی سازمانی به شدت سهیم می باشند. باشد که شاگردان مکتب کمونیسم علمی آموزشهای لنین را که جمع بندی از پراتیک پرولتاریای روسیه و جهان است، با دقت آموخته و به کارببرند که به طورخلاصه عبارت است از:

محکم به دست گرفتن تئوری انقلاب، از طریق دفاع قاطعانه از آن، تلفیق آن با شرایط مشخص از طریق ایجاد حزب واحد پیشرو پرولتاریا متکی بر مرکزیت دموکراتیک، قرارگرفتن درصف اول مبارزه، ایجاد پیوند فشرده با توده‌های کارگر و زحمت کش و جنبشهای توده‌ای، جمع بندی قدم به قدم از پراتیک پرولتاریا و خود و به کاربستن انتقاد وانتقاد ازخود جهت تصحیح نارسائی‌ها و….

مجید ابراهیمی ـ ۱۹ آوریل ۲۰۰۸

۱ دیدگاه

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.