نظری, سرتیتر

«قانون وحدت و «مبارزه» اضداد»


قانون وحدت و
«مبارزه» اضداد (1)

پروفسور گونتر کروبر

برگردان شین میم شین

دایره المعارف روشنگری

وحدت و «مبارزه» اضداد و به عبارت روشنتر، وحدت اضداد و «مبارزه» اضداد.

1

وحدت و «مبارزه» اضداد قانون اساسی عام ماتریالیسم دیالک تیکی است، که بطور عینی عمل می کند.

2

خودویژگی کیفی، ساختار، حرکت و توسعه کلیه چیزها، روندها، سیستم ها و غیره مادی و فکری، مشروط به تضادهای دیالک تیکی ذاتی آنها ست.

3

قانون وحدت و «مبارزه» اضداد در میان قوانین اصلی ماتریالیسم دیالک تیکی، مقام اصلی را دارد.

زیرا این قانون نشاندهنده علت، سرچشمه و نیروهای محرکه هر حرکت و توسعه است.

4

وحدت اضداد و «مبارزه» اضداد توأمان ماهیت تضاد دیالک تیکی را تشکیل می دهند.

5

از این روست که همیشه قانون وحدت و «مبارزه» اضداد، قانون و یا اصل تضاد دیالک تیکی نیز نامیده می شود.

6

وحدت اضداد

منظور از وحدت اضداد عبارت است ازاینکه گرایشات متضاد ذاتی چیزها، روندها، سیستم ها و غیره جدا، بی رابطه و مستقل از یکدیگر وجود ندارند، بلکه

الف

پیش شرط یکدیگرند.

ب

همدیگر را متقابلا مشروط می سازند.

ت

در همدیگر نفوذ می کنند.

پ

وابسته و منوط به یکدیگرند

ث

یکی بدون دیگری نمی تواند وجود داشته باشد.

7

«مبارزه» اضداد

منظور از «مبارزه» اضداد ـ برعکس ـ عبارت است از اینکه این اضداد

الف

همدیگر را مستثنی می سازند.

ب

در تلاش از صحنه بدر راندن همدیگر اند.

ت

با همدیگر سر ستیز دارند.

پ

بر ضد همدیگر عمل می کنند.

8

وحدت اضداد

وحدت اضداد شالوده ثبات نسبی چیزها، روندها، سیستم ها و غیره است.

الف

وحدت اضداد شالوده تعادل نسبی چیزها، روندها، سیستم ها و غیره است.

ب

وحدت اضداد شالوده هستی نسبتا (بطور نسبی) پایدار چیزها، روندها، سیستم ها و غیره است.

ت

وحدت اضداد شرط اصلی توسعه و تمایز ماده است.

مراجعه کنید به تئوری توسعه، تمایز، دیالک تیک حرکت و سکون، در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

پ

وحدت اضداد اما خشک، جامد، بی حرکت و مطلق نیست، بلکه موقتی، گذرا و نسبی است.

ث

وحدت اضداد نه به فرم تعادل ایستا ، بلکه بصورت تعادل پویا وجود دارد.

ج

تا زمانی که وحدت اضداد پایدار است و هیج کدام از دو قطب متضاد چیره نگشته، چیزها، روندها، سیستم ها و غیره کیفیت اصلی خود را حفظ می کنند.

9

«مبارزه» اضداد

الف

«مبارزه» اضداد اما هرگز به تضاد دیالک تیکی امکان رسیدن به سکون مطلق و تعادل مطلق را نمی دهد.

ب

«مبارزه» اضداد به تخریب دیر یا زود وحدت اضداد، به از هم پاشیدن وحدت اضداد و به پیدایش وحدت جدید می انجامد.

ت

«مبارزه» اضداد گشتاور محرکه هر حرکت، توسعه و تغییر کیفیت ها ست.

پ

«توسعه عبارت است از مبارزه اضداد

مراجعه کنید به تئوری توسعه در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

ث

همان طور که سکون و ثبات چیزها، روندها، سیستم ها و غیره نسبی، اما حرکت و تغییر آنها مطلق است، به همان سان هم وحدت اضداد نسبی و «مبارزه» آنها مطلق است.

10

به قول لنین، «وحدت (انطباق، هویت، یکسانی تأثیرگذاری) اضداد مشروط، موقتی، گذرا و نسبی است.

11

مبارزه اضدادی که همدیگررا مستثنی می سازند، مطلق است، همانطور هم حرکت و توسعه مطلق اند

(کلیات لنین، جلد 38، ص 339)

قانون وحدت و «مبارزه» اضداد اعتبار عام (یونیورسال) دارد، عام الاعتبار است، همه جا صادق است.

1

حوزه عمل این قانون کلیه فرم های وجودی، ساختاری، حرکتی و توسعه ماده را از ذرات هسته ای، اتم ها و مولکول ها تا اجرام آسمانی، از ساده ترین موجودات ذره بینی تا انسان، اندیشه انسانی و جامعه شامل می شود.

2

اما نحوه عمل قانون وحدت و «مبارزه» اضداد در هر کدام از فرم های حرکت ماده با یکدیگر تفاوت کامل دارند.

مراجعه کنید به فرم های حرکت ماده در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

3

هر فرم توسعه، تضادهای دیالک تیکی خاص خود را دارد و این تضادها تعیین کننده خودویژگی هر فرم حرکت اند.

4

ساده ترین فرم حرکت، یعنی حرکت مکانیکی هم حاوی تضاد دیالک تیکی است:

به قول کلاسیک های مارکسیسم، «تغییر جا و مکان مکانیکی ساده تنها به این دلیل صورت می گیرد که جسمی در آن واحد در محلی و در عین حال در محل دیگری است، در محلی واحد است و نیست.

و حرکت عبارت است از پیدایش و حل مداوم این تضاد

(کلیات مارکس و انگلس، جلد 20، ص 112)

5

حرکت بویژه عبارت است از وحدت اضداد پیوست و گسست(تداوم و شکست)

مراجعه کنید به دیالک تیک پیوست و گسست در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

1

در جهان ذره ها (میکرو جهان) وجود و حرکت ذرات هسته ای را دوئالیسم ذره ای ـ موجی تعیین می کند.

2

بر طبق رابطه تناسب نادقیق هایزنبرگ ، هر ذره هسته ای حاوی وحدتی است از خواص متضاد ذره ای و موجی که بر همدیگر تأثیر متقابل می گذارند.

(این بدان معنی است که هر ذره هسته ای جولانگاه دیالک تیک ذره ای ـ موجی است.

این در عین حال، بدان معنی است که حتی ذرات هسته ای زیر فرمان دیالک تیک، یعنی بر قانون وحدت و «مبارزه» اضداد اند.

مترجم)

3

هر ذره هسته ای علاوه بر این تنها به عنوان قطب متضاد نسبت به «ضد ذره» وجود دارد که هرکدام دارای بار و گشتاور مغناطیسی متضادند.

(این بدان معنی است که عالم ذرات جولانگاه دیالک تیک ذره و ضد ذره است.

این در عین حال، بدان معنی است که حتی میکرو جهان زیر فرمان دیالک تیک، یعنی بر قانون وحدت و «مبارزه» اضداد است.

مترجم)

4

اتم از هسته با بار الکتریکی مثبت و از پوسته الکترونی با بار الکتریکی منفی تشکیل شده است.

(این بدان معنی است که هر اتم جولانگاه دیالک تیک پروتون و الکترون است، جولانگاه دیالک تیک مثبت و منفی است.

این در عین حال، بدان معنی است که حتی عالم اتم زیر فرمان دیالک تیک، یعنی بر قانون وحدت و «مبارزه» اضداد است.

مترجم)

5

در خود هسته هر اتم میان نیروهای کولومبی که موجب تجزیه هسته می شوند و نیروهای پیوند هسته ای (نیروهای حافظ هسته) که پروتون ها و نویترون های هسته را بهم پیوند می دهد، تضاد وجود دارد.

(این بدان معنی است که هر اتم جولانگاه دیالک تیک قوای کولومبی و قوای پیوندی ـ هسته ای است.

این در عین حال، بدان معنی است که حتی بود و نبود اتم به پیوند دیالک تیکی، یعنی بر قانون وحدت و «مبارزه» اضداد وابسته است.

مترجم)

6

خودویژگی این دو تضاد در اتم و یا در هسته اتمی، تعیین کننده تفاوت کیفی میان عناصر منفرد شیمیائی است.

(این بدان معنی است که اگر هستی بر دیالک تیک عینی، یعنی بر قانون وحدت و «مبارزه» اضداد استوار نمی بود، تنوع و کثرتی در آن پدید نمی آمد. مترجم)

مراجعه کنید به دیالک تیک وحدت و کثرت، دیالک تیک وحدت و تنوع در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

7

واکنش های شیمیائی نیز بمثابه توسعه یک تضاد دیالک تیکی (بمثابه روندهای متضاد تجزیه و ترکیب اتم ها) صورت می گیرد.

(این بدان معنی است که اگر هستی بر دیالک تیک عینی، یعنی بر قانون وحدت و «مبارزه» اضداد استوار نبود، گذار از کیفیت های نازل به عالی امکان ناپذیر می گشت و توسعه صورت نمی گرفت. مترجم)

8

وحدت و «مبارزه» اضداد عامل تعیین کننده وجود، حرکت و توسعه همه چیزها، روندها، سیستم ها و غیره در «ماکرو جهان» است.

II

قانون وحدت و «مبارزه» اضدا در ماکروجهان

1


فشار تشعشع

فشار تشعشع به فشاری اطلاق می شود که در اثر تشعشع الکترومغناطیسی جذب شده، متشعشع شده و یا بازتاب یافته بر سطحی وارد می شود.

مترجم

ثبات نسبی هر ستاره ـ به عنوان مثال ـ مبتنی است بر تعادل میان قوای فشار تشعشع و قوه جاذبه که در جهات متضاد مؤثر واقع می شوند.

(این به معنی اعتبار قانون وحدت و «مبارزه» اضداد در ماکروجهان است.

این بدان معنی است که در ماکروجهان، دیالک تیک قوه فشار تشعشع و قوه جاذبه برقرار است. مترجم)

2


سوخت و ساز

مشخصه هستی موجودات زنده عبارت است از وحدت و تضاد میان روندهای سوخت و ساز.

(این بدان معنی است که قانون وحدت و «مبارزه» اضداد بر روندهای بیولوژیکی نیز حاکم است.

یعنی زندگی موجودات زنده از گردنه دیالک تیک سوخت و ساز می گذرد. مترجم )

3

تکامل موجودات زنده و پیدایش انواع جدیدتر و عالی تر از انواع نازلتر در نتیجه تضاد میان توارث و تطبیق تعیین می شود.

(این بدان معنی است که در روندهای اوولوسیونی نیز قانون وحدت و «مبارزه» اضداد حاکم است.

به عبارت دیگر ما با دیالک تیک توارث و تطبیق سر و کار داریم. مترجم )

4

فیزیولوژی کرد و کار عصبی عالی نیز خصلت عام قانون وحدت و «مبارزه» اضداد را مورد تأیید قرار می د هد:

الف

کرد وکار عالی عصبی وحدتی است از روندهای متضاد تحریک و امتناع

ب

کرد وکار عالی عصبی وحدتی است از روندهای متضاد ایرادیاسیون و تمرکز

ایرادیاسیون به تشدید تحریک و یا تشدید امتناع در بخش اصلی مغز، یعنی در بخش سطحی مغز که حاوی سلول های عصبی بیشمار است، اطلاق می شود.

تمرکز به روند عصبی در نقطه معینی از بخش اصلی مغز اطلاق می شود.

5

وحدت و «مبارزه» تحریک و امتناع در تشکیل واکنش های مشروط نقش بزرگی بازی می کند و همراه با وحدت و «مبارزه» میان ایرادیاسیون و تمرکز، بنیان کرد و کار عصبی تحلیلی و ترکیبی حیوانات را تشکیل می دهد و امکان تطبیق خود با محیط را برای آنها فراهم می آورد.

(این بدان معنی است که قانون وحدت و «مبارزه» اضداد در روندهای نویروبیولوژیکی (عصبی ـ زیست شناسانه) نیز حاکم است.

یعنی در مغز موجودات زنده نیز دیالک تیک تحریک و امتناع و دیالک تیک ایرادیاسیون و تمرکز در کار است. مترجم)

III

قانون وحدت و «مبارزه» اضدا در عرصه ریاضیات

حتی در حیطه ریاضیات می توان وحدت و «مبارزه» اضداد را باز یافت:

1

انگلس خاطرنشان می شود که «ریاضیات عالی با اعلام اینکه خط مستقیم و منحنی تحت شرایطی یکی می شوند، تضاد را به مقدمات اصلی خود بدل می سازد.

2

این امر تضاد دیگری را به میدان می آورد که بنا بر آن، دو خطی که در جلوی چشمان ما همدیگر را قطع می کنند، 5 و یا 6 سانتیمتر قبل از نقطه تقاطع شان می توان آندو را موازی تلقی کرد، که با تمدید تا بی نهایت می توانند همدیگر را دیگر قطع نکنند.

3

ریاضیات عالی بدین طریق و بکمک تضادهای بمراتب قوی تر نه تنها نتایج درستی به همراه می آورد، بلکه حتی نتایجی را به همراه می آورد که برای ریاضیات نازل غیرقابل دسترسی بوده اند

(کلیات مارکس و انگلس، جلد 20، ص 113)

IV

قانون وحدت و «مبارزه» اضدا در عرصه جامعه بشری

تأثیر قانون وحدت و «مبارزه» اضداد در عرصه توسعه جامعه بشری از اهمیت عملی و سیاسی خاصی برخوردار است.

1

تولید اجتماعی، که بنوبه خود به معنی ایجاد و حل لاینقطع تضاد میان طبیعت و جامعه است، به معنی وحدت نیروهای مولده هماره بالنده و مناسبات تولیدی نسبتا ثابت است.

(هر شیوه تولیدی عرصه فرمانفرمائی دیالک تیک نیروهای مولده و مناسبات تولیدی است.

نیروهای مولده و مناسبات تولیدی هم در وحدت با کیدیگرند و هم در «مبارزه» بر ضد یکدیگر.

این معنائی جز بسط و تعمیم قانون عام وحدت و «مبارزه» اضداد در عرصه خاص جامعه ندارد.

مترجم)

1

تضاد میان نیروهای مولده و مناسبات تولیدی در هر یک از فرماسیون های اجتماعی نیروی محرکه تعیین کننده توسعه اجتماعی است.

2

این تضاد در جوامع منقسم به طبقات خود را در مبارزه طبقاتی میان استثمارگران و استثمار شوندگان نشان می دهد.

3

تشدید تضاد میان نیروهای مولده و مناسبات تولیدی به انقلاب اجتماعی و سیاسی منجر می شود که در نتیجه آن شیوه تولیدی کهنه جای خود را به شیوه تولیدی جدید وعالی تر می دهد:

بدین سان تضاد موجود حل می شود و همزمان در مرحله عالی تر از نو تشکیل می گردد.

4

تضادهای مخصوص جوامع منقسم به طبقات خصلت آشتی ناپذیر دارند.

5

با گذار به سوسیالیسم، تضادهای آشتی ناپذیر از بین می روند و نیروی محرکه جامعه را تضادهای آشتی پذیر تشکیل می دهند.

6

شناخت خودویژگی تضادها و تعیین شیوه های حل آنها بر بنیان خودویژگی شان، برای مبارزه طبقه کارگر و حزب انقلابی آن از اهمیت بزرگی برخوردار است.

7

در مرحله گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم که طبقه کارگر مواضع اصلی قدرت را در دست دارد، امکان آن پدید می آید که تضادهای طبیعتا آشتی ناپذیر (مثلا تضاد میان طبقه کارگر و بقایای بورژوازی، که هنوز مالکیت خصوصی بر وسایل تولید را بدست دارند) با روش هائی حل شوند که مشخصه حل تضادهای آشتی پذیرند:

یعنی تضادهای آشتی ناپذیر اینجا حتما نباید به اختلافاتی منجر شوند که راه حل قهرآمیز می طلبند.

8

در آلمان دموکراتیک این تضاد بر بنیان جذب داوطلبانه تدریجی بقایای تولید سرمایه داری به اقتصاد مبتنی بر برنامه سوسیالیستی (مثلا با سهیم شدن دولت در تولید) حل شده بود.

9

تضادهای موجود در سیستم اجتماعی پیشرفته سوسیالیسم طبیعتا آشتی پذیرند.

10

برخی از آنها تضادهائی اند که در فرماسیون های اجتماعی قبلی نیز وجود داشته اند، به شرح زیر اند:

الف

تضاد میان طبیعت و جامعه

ب

تضاد میان نیروهای مولده و مناسبات تولیدی

ت

تضاد میان تولید و مصرف

پ

تضاد میان فرد و جامعه

11

اما علیرغم آن ویژگی این تضادها در سوسیالیسم با جوامع منقسم به طبقات فرق دارد و بنابرین راه حلی غیر از راه حل رایج در جوامع طبقاتی می طلبد.

12

تضاد میان نیروهای مولده و مناسبات تولیدی در جوامع منقسم به طبقات باید از طریق انقلاب سیاسی و اجتماعی حل شود.

13

این تضاد اما در سوسیالیسم از طریق اقدامات اقتصادی ـ سیاسی بموقع از سوی حزب و دولت سوسیالیستی مرحله به مرحله حل می شود.

14

در جوامع سوسیالیستی تضادهائی هم وجود دارند که خاص آن جوامع اند و بر مبنای مناسبات تولیدی سوسیالیستی پدید می آیند:

به عنوان مثال، تضاد میان فرم های مختلف مالکیت سوسیالیستی در صنعت و کشاورزی.

V

قانون وحدت و «مبارزه» اضدا در عرصه شناخت بشری

قانون وحدت و «مبارزه» اضداد فقط قانون اصلی عام ساختار، حرکت و توسعه سیستم های مادی در طبیعت و جامعه نیست، بلکه قانون اصلی توسعه شناخت بشری، تئوری های علمی و غیره نیز است.

1

به قول کلاسیک های مارکسیسم، کرد و کار معرفتی انسانی ـ بطور کلی ـ در چارچوب تضادهای زیر انجام می گیرد:

الف

در چارچوب «تضاد میان توان معرفتی درونی نامحدود انسانی و بود واقعی او در محدودیت خارجی انسان شناسنده و محدودیت معرفتی او

(کلیات مارکس و انگلس، جلد 20، ص 113)

(دیالک تیک توان معرفتی درونی نامحدود انسانی و بود واقعی انسانی، انسان شناسنده ای که بلحاظ خارجی و معرفتی محدود است. مترجم)

ب

در رابطه تضادمند میان حقیقت نسبی و حقیقت مطلق

2

توسعه تئوری های علمی از طریق غلبه بر تصورات و استنباطات کهنه صورت می گیرد که تنها برای شرایط معینی درست بوده اند.

3

تضاد میان نتایج مشاهده و دانش منتج از تجربه از سوئی و فرضیه ها، تئوری ها و غیره موجود از سوی دیگر کردوکار معرفتی انسانی را همواره به پیش می راند.

(دیالک تیک نتایج مشاهده و دانش منتج از تجربه ـ فرضیه ها، تئوری ها و غیره. مترجم)

4

تضاد یاد شده در مسیر توسعه پراتیک علمی و شناخت علمی بطور لاینقطع حل و تشکیل می شود.

5

قانون وحدت و «مبارزه» اضداد در مورد کلیه فرم های حرکت ماده صادق است.

6

اهمیت معرفتی ـ نظری و متدئولوژیکی اصلی قانون وحدت و «مبارزه اضداد» برای پژوهش علمی و کردوکار عملی انسان ها به دلایل زیرین است:

الف

قانون وحدت و «مبارزه اضداد» قناعت به مشاهده نمود خارجی چیزها، روندها، سیستم ها و غیره بخصوصی را توصیه نمی کند.

ب

قانون وحدت و «مبارزه اضداد» خواهان کشف حرکت و توسعه چیزها، روندها و سیستم ها و غیره می شود.

ت

قانون وحدت و «مبارزه اضداد» خواهان کشف قوانین حرکتی و تکاملی چیزها، روندها و سیستم ها و غیره می شود.

پ

قانون وحدت و «مبارزه اضداد» خواهان کشف نیروهای محرکه توسعه چیزها، روندها و سیستم ها و غیره می شود، یعنی خواهان کشف تضادهای درونی آنها می شود.

7

از این رو، طرز تفکر دیالک تیکی با طرز تفکر متافیزیکی تفاوت اصولی دارد:

الف

طرز تفکر متافیزیکی چیزها، روندها، سیستم ها و غیره را عمدتا در حالت ایستای آنها مورد توجه قرار می دهد و قادر به کشف تضادهای درونی آنها نیست.

ب

به قول کلاسیک های مارکسیسم، «تا زمانی که ما چیزها را در حالت سکون، مرده، ایزوله، هر یک برای خود، به صورت اشیائی که در جوار همدیگر و یا پشت سر همدیگر قرار دارند، مورد توجه قرار دهیم، آنگاه به تضادی بر خورد نمی کنیم.

ت

آنگاه ما حداکثر به کشف ویژگی های معینی نایل می آییم که برخی از آنها با هم شباهت و برخی دیگر با هم تفاوت و برخی با همدیگر تضاد دارند، اما این ویژگی ها چنان جلوه می کنند که گوئی میان چیزهای مختلف تقسیم شده اند، یعنی چیزها هیچ تضادی در بطن خود ندارند.

پ

تا آنجا که این حیطه مشاهده کفایت کند، تا همانجا هم ما می توانیم بکمک طرز تفکر متداول متافیزیکی روزگار بگذرانیم.

ث

اما اگر ما چیزها را در حرکت، تغییر، زندگی و تأثیر متقابل آنها مورد توجه قرار دهیم، بلافاصله به تضادها برخورد می کنیم

(کلیات مارکس و انگلس، جلد 20، ص 112)

8

استفاده از قانون وحدت و «مبارزه» اضداد در کردوکار عملی و معرفتی اما نباید بطور کلیشه ای صورت گیرد:

در وهله اول باید خودویژگی تضادهای روندها و سیستم های مورد نظر کشف شوند، یعنی همواره با تحلیل مشخص و همه جانبه روند و سیستم همراه باشند.

9

این امراز آن رو مهم است که انسان کوشا، فعال و عمل کننده باید بتواند بر اساس تضادهای شناخته شده و خودویژگی آنها راه حل های خاصی برای حل آنها، برای هدایت آگاهانه روندهای توسعه در طبیعت و جامعه پیدا کند.

10

«تجزیه امر واحد و شناخت اجزای متضاد آن ماهیت دیالک تیک را تشکیل می دهد:

الف

یکی از ماهیت های دیالک تیک را

ب

یکی از ماهیت های اصلی دیالک تیک را

ت

ویژگی و جنبه اصلی دیالک تیک را

(کلیات لنین، جلد 38، ص 338)

11

قانون وحدت و «مبارزه» اضداد طبقه کارگر و حزب انقلابی او را موظف به تحلیل مشخص تضادهای خاص هرمرحله از مبارزه می کند، تا بر اساس آن استراتژی و تاکتیک لازم برای حل آنها را در راستای منافع صلح و سوسیالیسم تدوین کند.

مراجعه کنید به دیالک تیک، تضاد، کیفیت و کمیت، نفی نفی، توسعه، ضدیت، قطبیت

پایان

۱ دیدگاه

  1. خیلی خوب
    فرض کنیم که حق با شما ست . ما همه از دم سوسیال ـ دموکراتیم
    آثاری که جنابعالی ارائه داده اید، کدامند؟
    بردارید قوانین دیالک تیکی را و یا تئوری تضاد را از قول مائو و یا شخصا توضیح دهید تا خواننده نشسته در کره مریخ قادر به مقایسه باشد و اجرت ما را به حساب شما واریز کند.
    ما از کلی بافی روشنفکرانه بیزاریم.
    آنچه از دست مان امده کرده ایم و می کنیم.
    ادعا هم نکرده ایم که حرف آخر را زده ایم و می زنیم. مارکسیسم علم است و توسعه می یابد.
    ما دیگر وقت و حوصله خواندن آثار مائو را نداریم. هزاران اثر ارزشمند را هنوز نخوانده ایم.

    عمرتان دراز باد

    دوست داشتن

  2. دوست عزیز از نوشته کوتاه شما بسیار تعجب کردم .تعجبم بیشتر شد که شما تحت عنوان مارکسیستهای آلمانی و گویا آنها کامل ترین تعاریف راارائه داده اند بسنده کرده اید که گویا آیه صادر کرده اند. در متن بالا ردیف کردن یکسری تعاریف بمفهوم توضیح علمی وحدت و مبارزه اضداد نیست امیدوارم ترجمه این چندسطر بالا که صرفا تعاریف هستند شما را به این اشتباه نیاندازد که گویا مسئله به این مهمی کاملا توضیح داده شده است تجربه نشان داده است مارکسیتهای آلمانی جز توجیح سیستم سرمایه داری انحصاری و دفاع از سوسیال دمکراسی چیزی بیشتر ارائه نداده اند.
    اگر اشتباه نکنم شما هم همانند مارکسیستهای اروپایی جرات نکردید تا به مطالعه تعریف کامل و دقیق تضادها و وحدت اضداد مائو را که یک تحلیل و تحقیق علمی با توجه به داده های علمی روز است مرور کنید تا ببینید که ترجمه مطالب بریده بریده شما هیچ مبنای علمی که با پراتیک عام مبارزه طبقاتی و حل تضادهای موجود در جوامع امروزی همخوانی داشته باشد ندارد . مضافا به اینکه مائو در همین رابطه تحقیقات فلسفی بسیار دقیقی در مورد پر اتیک دارد که در مقابل تئوریهای مارکس و لنین شاهکار فلسفه مارکسیستی است . نه مارکس نه انگلس و نه لنین در دوران خود به علت عدم تلفیق آن با پراتیک قادر نشدند به مسئله فلسفی پراتیک و حل تضادها پاسخ مفصل تر و قانع کننده تر ی بدهند واوضاع را به پیش ببرند . بر عکس در چین همانطور که شاهد هستیم برای اولین بار در تاریخ بشر بر طبق همین فلسفه چین در عرض 50 سال عملا به آنجا رسید که در تاریخ بشر بی سابقه است دست آ<ردی عظیم و بیمانند .
    ضمنا بشما توصیه میکنم با زبان راستهای غربی سعی نکنید به توجیح مسئله بپردازید اگر این جناب هولتس میتوانست با کار سطحی آکادمیکری مشکل چپ اروپا را حل کند که کرده بود و نشان به آن نشان که چپ اروپا همچنان ده ها سال از چپ چین عقب تر است و فقط توانسته است توجیح گر سیستم از پا افتاده سوسیال دمکراسی غرب باشد . برای اطلاع شما بد نیست بدانید که طی سالهای اخیر هزاران نفر چپ های واقعا مارکسیستی نه چپ های سوسیال دمکرات مثل جناب هولتس شما راهی چین میشوند و در آکادمی تحقیقات مارکسیستی و آثار چپ های چین به مطالعه و تجربه آموزی میپردازند . از نظر چپ های م. لامی چپ های اروپا نه تنها اخته شده اند بلکه دیگر بخاری از آنها با دید هولتس و امثال او بر نخواهد خواست. اوصولا آکادمیکرهایی که با پراتیک سر کار ندارند نمیتوانند هیچ مسئله ای را علمی توضیح بدهند که بشود آنرا در عمل پیاده کرد چه رسد به اینکه بخواهند راه حلی ارائه دهند

    دوست داشتن

  3. خیلی ممنون
    تئوری تضاد تحت عنوان دیالک تیک پیوند و تضاد منتشر شده است.
    اکنون سه قانون دیالک تیک ماتریالیستی منتشر می شوند که ربط تعیین کننده ای به تئوری تضاد ندارند.
    تئوری تضاد مائو و امثالهم و مائویسم بطور کلی نیز از سوی مارکسیست های آلمان دموکراتیک و فدرال مورد بررسی قرار گرفته است.
    اگر بخت یار باشد، بتدریج ترجمه و منتشر خواهد شد.
    هانس هاینتس هولتس و دیگر مارکسیست ها آثار مفصلی در این زمینه ها دارند.

    اگر ایراد مشخصی کشف کردید به جای کلی گوئی، مشخصا نام ببرید و اثبات کنید.
    ما آثار مائو را که دربار به توصیه مشاوران امریکائی پخش می کرد، عمدتا خوانده ایم.
    بطور کلی خیلی سطحی و کودکانه بوده اند، اصلا قابل خواندن نبوده اند.
    خیلی ممنون

    دوست داشتن

  4. تعریفی که گونتر کروبر از قانون وحدت و مبارزه اضدادبا استناد بهنوشته های مارکس و لنین میدهد بسیار ناقص است چه خود مارکس هم نتوانست آنرا از نظر علمی بیان کند و لنین هم مختصر اشاراتی به این مسئله دارد مارکس و لنین با توجه به تعاریف فلاسفه آنموقع کوشش کردند تا مسئله را باز کنند ولی تعریف کامل و دقیق تضادها و وحدت اضداد را مائو در سال 1937 برشته تحریر در آورد که کامل ترین و دقیقترین تعریف آن در جهان است . این مجموعه در جلد اول آثار مائواز صفحه473 تا 522 قابل رویت است .
    اشاره به این مسئله لازم است که این مجموعه را مائو قبلا تدوین کرده بود و منتظر ماند تا دانشمندان هسته ای و فیزیک اتمی مسئله ضد ماده را اثبات کنند
    دومین توضیح اینکه آکادمیکرهای غربی بعلت تنگ نظری و دید محدود خود هرگز حاضر نشده اند نظرات فلاسفه بزرگ شرق نظیر کنفوسیوس و مائو را مطالعه کنندو بعد نظرات خود را انتشار بیرونی بدهند .
    سومین توضیح اینکه در بین محققان فلسفه مارکسیستی این نظر در حال تدوین و تکمیل است که آیاتئوری تضادها تکامل تئوری مبارزه طبقاتی مارکس انگلس نیست؟
    پیشنهاد این است که اگر مترجم خود نقشی در دایرت المعارف روشنگری و یا احیانا با گونتر کروبر دارد متن مائو را که بهر سه زبان فارسی ، انگلیسی و آلمانی در دسترس هست در اختیار آنها قرار گیرد تا در زیر تعاریف ناقص و غیر علمی فوق منتشر شود .

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.