سرتیتر

واشینگتن و بازگشت جنبش عدم تعهد

 

«زیر چشمان ما»

واشینگتن و بازگشت جنبش عدم تعهد

نوشتۀ تی یری میسان

شبکۀ ولتر/ دمشق (سوریه)/11 سپتامبر 2012

ترجمه توسط حمید محوی

گاهنامۀ هنر و مبارزه/پاریس/17 سپتامبر 2012

 

شانزدهمین اجلاس کشورهای عضو عدم تعهد از 26 تا 31 اوت 2012 برگزار شد. اغلب رسانه های غربی این رویداد را ندیده گرفتند(1). از دیدگاه آنان این جنبش هیچ اهمیتی نداشت. با این وجود، 120 کشور در آن شرکت داشتند که نمایندگان اکثریت مردم جهان و اقتصاد جهانی بودند. آیا واقعا باید فکر کنیم که تمام این نمایندگان برای هیچی رنج سفر را به خود هموار کرده بودند؟

از دیدگاه تاریخی، جنبش عدم تعهد توسط ناصر، نهرو، تیتو، سوکارنو و نکرومه بنیانگذاری شد، و هدفش تأکید بر استقلال و حاکمیت ملت ها در رویاروئی با منطق اتحادیه های نظامی بود. طی جنگ سرد، اعضای این جنبش به هیچ یک از دو جبهه، یعنی همپیمانان نظامی ایالات متحده و جبهۀ اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی تعلق نداشتند. همان گونه که امپریالیسم شوروی تنها کشورهائی را که طی جنگ جهانی دوّم توسط ارتش سرخ آزاد کرده بود، تحت قیومیت خود داشت، کشورهای عضو جنبش عدم تعهد می بایستی تنها با امپریالیسم ایالات متحده و امپریالیست های درجه دوّم فرانسه و بریتانیا رویاروئی کنند، ولی از شوروی بیمی نداشتند، بلکه کاملا بر عکس، در غالب موارد با آن اتحاد سیاسی نیز داشتند.

عدم تعهد نه سازمان بلکه متشکل کنندۀ یک جنبش بود. هر سه سال یکبار برای تعیین توافقات، و نه برای تصمیم گیری، اجلاس عمومی برگزار می کرد.

در عمل، دولت های کوچک که مجبور بودند بر اساس تمایلات قدرت های بزرگ در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد رأی بدهند، با وجود چنین جنبشی آموختند که می توانند در اتحاد با یکدیگر موضع گیری مشترکی داشته باشند، و به شکلی عمل کنند که در مقابل فشارهای دو جانبه تاب بیاورند.

با این وجود پس از فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، موضوع کشورهای عضو جنبش عدم تعهد به خاطرات گذشته پیوست. تلاش های کوبا برای راه اندازی مجدد آن در سال 2006 با شکست مواجه شد. کوبا در این تلاش با دو مانع روبرو شد، از یکسو کمبود امکانات مالی، و از سوی دیگر کار شکنی های تعدادی از دولت های عضو که طی تک قطبی شدن جهان به صف ایالات متحده پیوسته بودند.

بیانیۀ نهائی شانزدهمین گردهمآئی مضامین کلاسیک اصل حاکمیت، خلع سلاح و برابری بین ملت ها را مطرح کرد(یعنی اعتراض به مدیریت جهانی توسط شورای امنیت در سازمان ملل متحد و کارکرد مالیات سازمان های مالی بین المللی – مالیاتی که حق رأی یا حقوق دیگری را برای پرداخت کنندۀ این مالیات مجاز می دارد). بر این اساس عناصر تازۀ این بیانیه را باید به عنوان پشتیبانی بی سابقه از جمهوری اسلامی ایران تلقی کنیم. مضامین تازه ای که برای تهران اهمیت خاصی دارد : دسترسی به انرژی برای گسترش اقتصادی و به ویژه حق انرژی هسته ای صلح آمیز، حکم مجازات یکجانبه توسط ایالات متحده و اتحادیۀ اروپا با نقض منشور سازمان ملل متحد، محکومیت قتل های هدف گیری شده در سطح گسترده توسط تل آویو و واشینگتن برای حذف مخالفان در سراسر جهان.

موفقیت ایران را وقتی می توانیم محاسبه کنیم که به یاد بیاوریم که وزیر امور خارجۀ ایالات متحده تا چه اندازه روی کشورهای شرکت کننده فشار آورد تا نمایندگانشان را نفرستند وتنها سفرائی را بفرستند که در محل حضور دارند. با عبور از موانع ایجاد شده توسط ایالات متحده از فردای تاریخ فرار شاه، حدود سی رئیس جمهور و دولت و بیش از 80 وزیر امور خارجه با سر پیچی از اوامر ایالات متحده به تهران رفتند.

حضور رئیس جمهور جدید مصر، محمد مورسی بیش از همه پر رنگ بود. رؤسای جمهور پیش از او جمهوری اسلامی ایرانی را بایکوت کرده بودند، با این وجود این محمد مورسی عضو اخوان المسلمین است که مناسباتی را که از تاریخ انقلاب خمینیست متوقف شده بود، دوباره بر قرار ساخت. مصر نمی توانست اجازه دهد که ایران به تنهائی جنبش را از آن خود سازد، و خود را موظف می دانست که کرسی و جایگاه تاریخی خود را به عنوان عضو بنیانگذار آن بازپس گیرد. برای ایران شیعی اولویت خاصی وجود داشت که مصر را از ریاض آزاد سازد و برای تحقق چنین امری حاضر بود که از اختلافاتش با این اتحادیۀ مسلمان قطع نظر کند. البته، سخنرانی رئیس جمهور مصر مورسی علیه سوریه موضع تهاجمی داشت و مانع شد که این مورد در بیانیۀ نهائی منعکس شود، ولی قواعد بازی تحول پیدا کرد : «موانع» برای ایران پایان یافت و از این پس روند حاشیه نشین ساختن عربستان سعودی آغاز خواهد شد.

ایران از این پس به عنوان داور بین دولت های سنی مذهب که در رقابت با یکدیگر هستند ایفای نقش می کند. قم (شهر خاص الهی شناسان شیعه) برای دانشگاه الأزهر در قاهره نسبت به نظایر آن در عربستان سعودی ارزش خاصی قائل است. اگر چه اخوان المسلمین تا این جا به شکل گسترده تحت نظر آنگلوساکسونها بوده و توسط شورای همکاری خلیج تأمین مالی می شدند، ولی در حال حاضر یعنی در دوران به قدرت رسیدنشان در چند کشور آفریقای شمالی و کسب امکانات مستقل مالی، با نزدیک ساختن خود به ایران در پی کسب استقلال هستند. اتحاد عینی که در شرف تکوین است، خلاف طبیعت بوده ولی به نفع مردم تمام می شود، زیرا تنش فناتیک رژیم های سلطنتی وهابی را کاهش می دهد.

این چرخش دیپلماتیک قدرت فوق العاده ای برای جنبش عدم تعهد ایجاد می کند. در همین روند، تغییر جنبش به یک سازمان تمام عیار به اهداف آینده تبدیل شده است. جمهوری اسلامی ایران بی آن که منتظر نتایج این بحث باقی بماند، یک دفتر موقتی برای مدیریت سه سال آینده را راه اندازی کرد. این دفتر توسط «تروئیکای» متشکل از ایران و مصر و البته ونزوئلا که خود را به عنوان فعال اجتناب ناپذیر مناسبات بین المللی شناسانده است اداره می شود.

این سه دولت نمایندگان سه قاره (آسیا، آفریقا، آمریکا)، و در عین حال نمایندگان سه نوع شیوۀ زندگی اجتماعی مختلف هستند (انقلاب معنوی، پذیرش سرمایه داری لیبرال، سوسیالیسم در قرن بیست و یکم).

گشایش اجلاس کشورهای عضو جنبش عدم تعهد برای آیت الله علی خامنه ای فرصتی را فراهم ساخت تا رسما به ایالات متحده توصیه کند : خودتان را از نفوذ اسرائیل آزاد سازید و از منافع خودتان دفاع کنید، با پشتیبانی از جنایات اسرائیلی ها خودتان را بی اعتبار نسازید.

و چند ساعت بعد ژنرال مارتین دامپسی فرماندۀ مرکز فرماندهی نیروهای نظامی ایالات متحده در یک مصاحبه رسانه ای در لندن، گویی در پاسخ به او، پس از انتقاد و بیهوده دانستن تمایل اسرائیل برای بمباران مراکز تولید انرژی هسته ای در ایران، اظهار داشت که اگر تل آویو دست به چنین کاری بزند انتظار نداشته باشد که واشینگتن در چنین جنایتی پشتیبانی کند.

برای نخستین بار از تاریخ گسیل نیرو به سوئز در سال 1956 ، یک مقام عالی رتبۀ ایالات متحده هشدار می دهد که ایالات متحده از ماجراجوئی های بعدی دولت صهیونیستی پشتیبانی نخواهد کرد.

با اعلام این چنینی در رابطه با تحولات استراتژیک، واشینگتن بازگشت ایران به صحنۀ بین المللی و جنبش عدم تعهد را بازشناسی می کند.

تی یری میسان

پی نوشت مترجم

1) ولی رسانه های اپوزیسیون انیرانی اگر چه این رویداد را ندیده نگرفتند ولی به شکل پراکنده در انترنت مقالاتی پیرامون این موضوع منتشر کردند که گواه بر نبود دقت کافی و بی حوصلگی و ناآگاهی و جزئی نگاری رایج در این طیف به اصطلاح اپوزیسیون انیرانی بود که از محتوای چنین رویدادی عرضه کردند، و آن را به عنوان شکست برای جمهوری اسلامی دانستند – شکست، امّا، تنها به این دلیل که آنها می گویند.

بی گمان نویسندگانی مانند بهرام رحمانی، عطا هودشتیان و محسن قائم مقام به شکل ضمنی به چشم انداز انتظارات رسانه های حاکم غربی و طرفداران غرب امپریالیستی در طیف اپوزیسیون انیرانی پاسخ گفتند، و بی گمان همین تحلیل های دور از واقعیت برای اپوزیسیون انیرانی کافی بود تا موضوع تازه ای را بهانه کنند و مثل همیشه از سر بی مسئولیتی و از سر سرسپردگی و احتمالا از سر امید واهی به قصر طلائی در حکومت دست نشاندۀ آینده در ایران بر اسب خیالی خودشان سوار شوند. چرا که چنین مقالاتی، از دیدگاه من، اگر نه صد در صد، ولی دست کم 99 درصد ادبیات سیاسی اپوزیسیون انیرانی مقاله و نگرش انتقادی و حقیقت جویانه به مفهوم واقعی کلمه نیست، بلکه شی ء است، شیئی که محتوای آن از پیش کاملا مشخص و روشن بوده و در خارج از این و آن مقاله واقع شده، و حتی «مهم نیست که دروغ باشد، همین که ضد جمهوری اسلامی باشد کافی خواهد بود که کسب اعتبار کند». در اینجا ما مستقیما با مقولۀ دروغ رسانه و از جمله نتایج بیمارناک آن، دست کم از دیدگاه روانشناختی فردی و جمعی (پسیکوز) – روبرو هستیم.

گاهنامۀ هنر و مبارزه پیش از این دربارۀ این موضوع منتشر

کرده است

1) شمس الدین شیتور: جنبش عدم تعهد : اتوپی در جستجوی قطب نمای تازه

http://g-honar-v-mobarze.blogfa.com/post/277

2)امین حطیط : اجلاس جنبش عدم تعهد در تهرانکشیدۀ جانانه توی صورت امپریالیسم غرب؟

http://g-honar-v-mobarze.blogfa.com/post/276

http://g-honar-v-mobarze.blogfa.com/post/281

«Sous nos yeux»

Washington prend acte du retour des Non-Alignés

par Thierry Meyssan

Réseau Voltaire | Damas (Syrie) | 11 septembre 2012

http://www.voltairenet.org/Washington-prend-acte-du-retour