سرتیتر

تدارک تئوریک توضیح «تئوری شناخت»


پیش بینی
(1)

پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان شین میم شین

دایره المعارف روشنگری

پیش بینی در واقع به معنی پیشدانی، شناخت پیشاپیش، دانستن از قبل و غیره بکرا می رود.

پیش بینی معمولا به معنی غیبگوئی، پیشگوئی و غیره بکار می رود.

پیش بینی اما ـ امروزه ـ نه به معنی هر گونه غیبگوئی، بلکه به معنی پیشگوئی علمی بکار می رود.

1

پیشگوئی های غیرعلمی

باید میان پیش بینی علمی و پیشگوئی های غیرعلمی (طالع بینی، فال بینی، علمغیب مذهبی، اوتوپی های اجتماعی و امثالهم) تفاوت قائل شد:

الف

پیشگوئی ها غیرعلمی ـ بر خلاف پیش بینی علمی ـ بر پیوندهای واقعی و قانونمند استوار نمی شوند.

ب

پیشگوئی ها غیرعلمی ـ بر خلاف پیش بینی علمی ـ بر الهام، وحی و غیره مبتنی اند.

ت

پیشگوئی ها غیرعلمی ـ بر خلاف پیش بینی علمی ـ به قصد انحراف افکارعمومی (مانی پولاسیون) و گمراه سازی توده ها مورد استفاده قرار می گیرند.

مراجعه کنید به مانی پولاسیون (تخریب افکار عمومی) در تارنمای داایرة المعارف روشنگری

http://hadgarie.blogspot.de/2011/09/blog-post_25.html

2

پیشگوئی های باصطلاح تجربی

پیشگوئی های باصطلاح تجربی (امپیریکی) (درس های آموخته از زندگی و غیره) نیز به طبقه پیشگوئی های علمی تعلق پیدا نمی کنند:

الف

پیشگوئی های باصطلاح تجربی (امپیریکی) (درس های آموخته از زندگی و غیره) خصلت ماقبل علمی دارند.

ب

پیشگوئی های باصطلاح تجربی (امپیریکی) (درس های آموخته از زندگی و غیره) بر تجزیه و تحلیل نظری (تئوریکی) این تجارب مبتنی نیستند.

ت

پیشگوئی های باصطلاح تجربی (امپیریکی) (درس های آموخته از زندگی و غیره) بر بازتاب آگاهانه قانونمندی های عینی مربوطه مبتنی نیستند.

پ

پیشگوئی های باصطلاح تجربی (امپیریکی) (درس های آموخته از زندگی و غیره) بر قاعده مندی های ادراک شده ی مبتنی بر تجارب روزمره مردم در طول نسل های متوالی استوار شده اند.

ث

پیشگوئی های باصطلاح تجربی را نیز می توان جزو پیشگوئی های علمی ـ به معنی وسیع کلمه ـ تلقی کرد.

1

پیش بینی ها عبارتند از احکام مستدل علمی در باره واقعیات امور هنوز نامعلوم، واقعا ممکن و یا واقعی که در چارچوب یک تئوری علمی مبتنی بر قانونمندی ها و احکام شناخته شده راجع به شرایط آغازین و یا شرایط جانبی روند معین پیش بینی شونده، بکمک استنتاج منطقی صورت می گیرند.

2

پیش بینی های اجتماعی برای عمل اجتماعی انسان ها از اهمیت خاصی برخوردارند.

3

در پیش بینی های اجتماعی بر پایه قانونمندی های ساختاری و قانونمندی های توسعه اجتماعی شناخته شده، برپایه شناخت سطح توسعه اجتماعی موجود، بر پایه شناخت نیروهای محرکه توسعه اجتماعی و غیره در باره وضع آتی توسعه جامعه احکامی صادر می شوند که عمل انسانها را در راستای تحقق آنها ـ بمثابه آماج توسعه اجتماعی ـ بسیج می کنند.

مراجعه کنید به آماج در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

4

شعور انسانی استعداد پیش بینی را از مراحل آغازین تکامل و توسعه خود به همراه داشته است.

5

کردوکار مبتنی بر پیش بینی انسانی با کردوکار تولیدی او پیوندی تنگاتنگ دارد.

6

از زمانی که انسان خود را از جهان جانوران جدا کرده، موفقیت او در کردوکار تولیدی به میزان زیادی وابسته به چند و چون توانائی او در تخمین فکری نتایج کردوکار خویش است.

7


به قول مارکس،«عنکبوت عملیاتی را انجام می دهد که شباهت غریبی به عملیات نساج دارند و زنبور عسل با بنای سلول های مومی خویش، معمارها و بناها را شرمگین می سازد.

8

ولی آنچه که مقام بدترین معمار و بنا را از مقام بهترین زنبور بالاتر می برد، عبارت از این است که او خانه را قبل از اینکه بر «موم» بسازد، در ذهن خود می سازد و در پایان روند کار، نتیجه ای بیرون می آید که هنگام شروع کار در ذهن معمار و بنا، یعنی بطور فکری وجود داشته است

(کلیات مارکس و انگلس، جلد 23، ص 193)

9

پیش شرط ساده ترین روند کار و پیش شرط هر کردوکار آماجگرای انسانی، عبارت است از اینکه انسان در ذهن خویش نتیجه کردوکار خود را در فرم فکری آن، پیشاپیش دارد.

10

موفقیت و یا ناکامی در تحقق آماج مورد نظر، بسته به آن است که تصویر فکری این نتیجه چگونه ساخته شده است:

الف

آیا آن محصول تخیل صرف است؟

ب

آیا آن در تضاد با قوانین عینی طبیعت، جامعه و تفکر قرار دارد؟

ت

آیا وسایل لازم برای تحقق آن موجودند؟

پ

و غیره.

I

دوره های کردوکار مبتنی بر پیش بینی

در توسعه کردوکار مبتنی بر پیش بینی انسانی می توان سه دوره را از هم تمیز داد:

الف

دوره اول

1

دوره اول کردوکار مبتنی بر پیش بینی با خروج انسان از جهان جانوران شروع می شود.

2

پیش بینی های این دوره را بخش بلا واسطه کردوکار انسان ها تشکیل می دهد.

3

این پیش بینی ها بر دو چیز زیر مبتنی اند:

الف

بر تجارب کسب شده در پراتیک تولیدی

ب

بر حوادث طبیعی و یا اجتماعی که بطور منظم اتفاق می افتند.

4

این پیش بینی ها هنوز در آستانه پیش بینی های علمی واقعی قرار دارند.

ب

دوره دوم کردوکار مبتنی بر پیش بینی

1

انسان ها هرچه بیشتر به شناخت قانونمندی های عینی نایل می آیند، پیش بینی ها به همان اندازه خصلت علمی کسب می کنند.

2

امکان پیش بینی علمی ـ به معنی دقیق کلمه ـ در اثر دو پدیده زیر پدید می آید:

الف

اولا و قبل از همه، با پیشرفت توفانی علوم طبیعی در قرون 15 و 16 میلادی، که از نیازهای شیوه تولید رشد یابنده سرمایه داری سرچشمه می گیرد.

ب

ثانیا با شناخت قوانین طبیعی اساسی.

3


کوپرنیک، کپلر، گالیله و نیوتون

پیروزی های بزرگ کردوکار مبتنی بر پیش بینی علمی این دوره، بویژه در عرصه علوم طبیعی صورت می گیرد. (گالیله، کپرنیک، کپلر، نیوتون و دیگران)

4

تولید اجتماعی نیز ببرکت استفاده آگاهانه از قوانین شناخته شده طبیعی به مرحله توسعه تازه ای گام می نهد.

5

اما در این دوره ی دوم کردوکار مبتنی بر پیش بینی انسان ها نیز روند زندگی تماماجتماعی هنوز نمی تواند مورد پیش بینی علمی قرار گیرد.

6

بشر هنوز به قانونمندی توسعه جامعه پی نبرده است و لذا امکان پیش بینی تماماجتماعی هنوز وجود ندارد.

7


فرانسوا ماری چارلز فوریه (1772 ـ 1837)

سوسیالیست اوتوپیکی فرانسه

در این دوره اوتوپی های اجتماعی بزرگی توسط فرانسیس بیکن، فوریه، سن سیمون و دیگران مطرح می شوند.

مراجعه کنید به اوتوپی در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

8

در این اوتوپی های اجتماعی، اوضاع و احوال خیال آمیز، مطلوب و آرزوئی جامعه آینده ترسیم می شود.

ت

دوره سوم

1

با پیدایش مارکسیسم، کردوکار مبتنی بر پیش بینی انسان ها وارد دوره سوم و بسیار بزرگ خود می شود.

2

مارکسیسم ببرکت درک ماتریالیستی پپگیر تاریخ به کشف قانونمندی های بنیادی توسعه جامعه بشری نایل می آید.

3

پس از کشف تز موسوم به «درک ماتریالیستی تاریخ»، پیش بینی علمی عرصه های اجتماعی نیز امکان پذیر می گردد و روند تماماجتماعی در خطوط اصلی اش قابل پیش بینی و برنامه ریزی می شود.

4

گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم و ساختمان موفقیت آمیز جامعه سوسیالیستی پیشرفته، بدون کردوکار مبتنی بر پیش بینی طبقه کارگر و حزب مارکسیستی ـ لنینیستی آن قابل تصور نیست.

5

کردوکار مبتنی بر پیش بینی درعرصه اجتماعی، آنگاه برای اولین بار بطور علمی صورت می گیرد و پیش بینی اجتماعی به درجه یک علم ارتقا می یابد.

6


همانطور که خروج انسان از عالم جانوران ببرکت کار و کردوکار مبتنی بر پیش بینی که از حد نیازمندی های فردی فراتر نمی رفت، امکان پذیر می گردد و همانطور که کردوکار مبتنی بر پیش بینی با شناخت قوانین طبیعی و روابط معین اجتماعی بتدریج وسعت می یابد، به همانسان نیز گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم امکان پیش بینی تماماجتماعی را به همراه می آورد.

7

همانطور که کار و کردوکار مبتنی بر پیش بینی مربوط به کار خطوط ماهوی انسان را در مغایرت با حیوانات تشکیل می دهد، به همان سان نیز سوسیالیسم این ماهیت انسانی را درمقیاس تماماجتماعی تحقق می بخشد.

8

چون تنها کردوکار مبتنی بر پیش بینی تماماجتماعی است که جامعه را به جامعه واقعا انسانی مبدل می سازد.

9

گذار به عالم برنامه ریزی و هدایت کارشناسانه ی روند تمام اجتماعی بر مبنای پیش بینی مستدل علمی ببرکت روندهای زیر تحقق می یابد:

الف

ببرکت گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم

ب

ببرکت جهش انسان از عالم جبر به عالم اختیار، از عالم ضرورت به عالم آزادی.

ت

ببرکت جهش انسان از عالم ضرورت ها و قانونمندی های اجتماعی که بمثابه قوای خارجی و بیگانه در برابرش صف کشیده اند، به عالم آزادی.

پ

ببرکت جهش انسان از عالم ضرورت ها و قانونمندی های اجتماعی به عالم استفاده آگاهانه از قوانین شناخته شده اجتماعی.

1

در کردوکارعملی و آماجگرای انسان ها و در روند شناخت مربوط بدان، تفسیر و توضیح طبیعت و جامعه و تغییرعملی آن بر بنیان پیش بینی های علمی وحدتی ناگسستنی با هم تشکیل می دهند.

2

برای تغییر آماجگرایانه جهان باید اول قادر به توضیح آن بود.

3

اما از سوی دیگر، توضیح روابط طبیعی و اجتماعی فقط برای شناخت خشک و خالی نیست، بلکه پیشمرحله ضرور کردوکار عملی و آماجگرایانه انسانی است و ماهیت واقعی انسان خود را در همین جا برملا می سازد.

4

لنین این وحدت ناگسستنی میان تفسیر جهان و تغییر جهان، میان تئوری و پراتیک را در افوریسم معروف خود راجع به راه دیالک تیکی شناخت به شرح زیر توضیح می دهد:

«از مشاهده ی زنده شروع کردن و به تفکر انتزاعی رسیدن و از تفکر انتزاعی شروع کردن و به پراتیک رسیدن!

این است راه دیالک تیکی شناخت حقیقت.

این است راه دیالک تیکی شناخت واقعیت عینی

(کلیات لنین، جلد 38، ص 160)

(افوریسم به فرمولبندی موجز منظوم و یا منثور اطلاق می شود که حاوی شناخت، تجربه و درس زندگی است. مترجم)

5

هر تئوری علمی هم نقش توضیحگر به عهده دارد و هم نقش پیش بین.

6

تفاوت توضیح و پیش بینی


توضیح و پیش بینی هر دو از احکام قانونی و فرضیه های عام نشأت می گیرند:

الف

توضیح با حکمی سر و کار دارد که واقعیت امر شناخته شده ی واقعیت عینی را منعکس می کند و روشن می سازد.

ب

برای توضیح باید احکام عام معینی را (که می توانند احکام قانونی و یا فرضیه باشند)، بخدمت گرفت و بکمک آنها با استفاده از احکام دیگر (که حاوی اظهارنظرهائی راجع به شرایط مشخص اند، که بوسیله واقعیت امر مورد بحث تحقق می یابند و یا واقعیت امر مورد بحث، تحت آن شرایط قرار دارد) به استخراج حکم سوم نایل آمد.

احکام نوع اول و دوم را توضیحگر حکم سوم هم می نامند.

ت

دستیابی به پیش بینی ـ در مغایرت با توضیح ـ چنین است که از فرضیات موجود (احکام عام، احکام قانونی و یا فرضیه ها) و احکام مربوط به شرایط اولیه و شرایط جانبی روند پیش بینی شونده، حکم جدیدی ـ بمثابه نتیجه ـ استخراج می شود.

پ

به هنگام توضیح، نتیجه توضیح موجود است و احکام عام باید جستجو شوند که در رابطه با احکام مربوط به شرایط، امکان استخراج نتیجه توضیح را پدید می آورند.

ث

اما به هنگام تشکیل پیش بینی، احکام عام و احکام مربوط به شرایط موجودند و حکم نهائی باید جستجو شود که با واقعیت امر واقعا امکان پذیر هنوز نامعلوم در پیوند قرار دارد.

ج

از این رو ست که توضیح و پیش بینی همیشه روندهای منطقی همترازی را تشکیل می دهند.

ح

تفاوت توضیح و پیش بینی نه بلحاظ سمانتیکی، بلکه بلحاظ پراگماتیکی است.

مراجعه کنید به سمانتیک و پراگماتیک در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

پایان

فرضیه برخورد دو ستاره نوترونی

7.4 میلیارد سال قبل

پیش بینی (6)

پروفسور دکتر گونتر کروبر

برگردان شین میم شین

7

تفاوت فرضیه با پیش بینی

چون پیش بینی ها احکامی اند که در باره واقعیات امور هنوز نامعلوم صادر می شوند، اغلب با فرضیه ها که به واقعیات امور هنوز نامعلوم مربوط می شوند، عوضی گرفته می شوند.

اما میان فرضیه ها و پیش بینی ها تفاوت های بنیادی وجود دارد:

الف

فرضیه مربوط می شود به واقعیات امور مربوط به گذشته و زمان حال، ولی پیش بینی مربوط می شود به واقعیات امور مربوط به آینده.

ب

اما تفاوت فرضیه و پیش بینی فقط مسئله تعلق زمانی آنها نیست:

ت

هم فرضیه و هم پیش بینی می توانند به گذشته، حال و آینده مربوط باشند.

پ

پیش بینی ها بویژه می توانند به واقعیات امور مربوط به گذشته و یا حال نسبت داده شوند که به سبب عدم امکان مشاهده بی واسطه هنوز نامعلوم اند.

ث

اگر بتوان وجود این واقعیات امور را از احکام مربوط به واقعیات امور معلوم و یا حتی از فرضیه ها نتیجه گرفت، بدون اینکه خود واقعا تشخیص داده شده باشند، آنگاه ما با پیش بینی ـ به معنی واقعی کلمه ـ سر و کار داریم.

ج


چنین پیش بینی هائی اند که درتاریخ شناخت علمی، بویژه درعلوم مربوط به طبیعت غیر ارگانیکی باعث عمده پیشرفت علمی بوده اند.

1

مثلا می توان به جدول عناصر شیمیائی اشاره کرد که از قانونمندی های درونی آن، نه فقط وجود عناصر شیمیائی هنوز نامعلوم، بلکه حتی خواص شیمیائی مشخص آنها پیش بینی شده بود.

2

و یا پیش بینی های مربوط به تئوری نسبیت عمومی در باره دوران سیاره عطارد ، بمثابه روند همیشه جاری.

3

و یا پیش بینی های مربوط به وجود پوزیترون که در تئوری الکترونی دیراک صورت گرفته اند و بعدها به پیش بینی پوزیترون و ضد ذره ها منجر شده است.

مراجعه کنید به ذرات هسته ای در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

4

تعیین فرضیه یا پیش بینی بودن یک حکم مربوط به واقعیت امر هنوز نامعلوم به تعلق زمانی آن وابسته نیست، بلکه وابسته است به جایگاه آن حکم در استنتاج منطقی وهدفی که از طرح آن دنبال می شود.

الف

اگر حکمی در استنتاج منطقی جای نتیجه نهائی را اشغال کند، آنگاه ما در هر حال با پیش بینی سر و کار داریم، صرفنظر از اینکه واقعیت امر مربوط به گذشته، حال و یا آینده باشد.

ب

اما اگر برعکس، حکمی به مقدمات نتیجه نهائی مربوط باشد و برای استخراج احکام دیگر مربوط به واقعیات امور معلوم مورد استفاده قرار گیرد و توضیح این واقعیات امور را امکان پذیر سازد، آنگاه ما با فرضیه سر و کار داریم.

5

گاهی حکم واحدی می تواند هم فرضیه باشد و هم پیش بینی.

الف

این امر از سوئی وابسته به جایگاه آن در شبکه استنتاج منطقی است و از سوی دیگر وابسته به هدفی است که با استخراج آن دنبال می شود.

ب

البته ما باید در چنین مواردی با سیستم های مختصات مختلف و استنتاجات مختلف سر و کار داشته باشیم.

ت

در هر نتیجه نهائی واحد، هر حکمی فقط می تواند یا فرضیه باشد و یا پیش بینی.

پ

فرضیه و پیش بینی در روند شناخت نیز مقام و رتبه متفاوتی کسب می کنند.

ث

فرضیه ها را می توان در هر تئوری علمی بمثابه حلقات واسط میان معارف تجربی حاصله و احکام قانونی عام تلقی کرد.

ج

راه گذاراز فرضیه به قانون علمی و تئوری از پیش بینی می گذرد.

1

فرض کنیم که ما احکام معینی را بطور تجربی بدست آورده ایم که بوسیله فرضیه معینی قابل توضیح اند.

پس احکام یاد شده بمثابه نتایج منطقی خاصی از فرضیه یاد شده تلقی می شوند.

2

اما هر فرضیه زمانی بلحاظ علمی ثمربخش است که از آن احکام معین یاد شده استخراج شوند که در باره واقعیات امور هنوز نامعلوم صدق می کنند، یعنی پیش بینی اند.

3

با بالاتر رفتن درجه تصدیق هر پیش بینی درجه تصدیق فرضیه مربوطه بالاتر می رود و آن خصلت یک حکم قانونی علمی به خود می گیرد.

4

فرضیه و پیش بینی در رابطه مکمل یکدیگر بودن قرار دارند.

(فرضیه و پیش بینی مکمل یکدیگر اند. مترجم)

5

هر فرضیه هرچه بیشتر پیش بینی را امکان پذیر سازد، به همان اندازه بهتر می تواند تصدیق و یا تکذیب شود و به همان اندازه سریعتر می تواند خصلت فرضیه بودن را از دست بدهد و به همان اندازه کمتر می تواند فرضی باشد.

6

اما برعکس، هر فرضیه هرچه کمتر امکان پیش بینی را فراهم آورد، به همان اندازه بیشتر خصلت فرضی بخود می گیرد.

7

اگر فرضیه ای امکان هیچ پیش بینی را پدید نیاورد، آنگاه ما با یک فرضیه آنی و دلبخواهی سر و کار داریم.

8

علمی که اجازه هیچ پیش بینی را نمی دهد، فرضیه ای بیش نیست و هیچ تضمینی ندارد.

9

البته از این مطلب نباید نتیجه گرفت که هر علم ایدئال باید پیش بینی ها را امکان پذیر سازد، اما نه فرضیه ها را.

10

پیشرفت شناخت علمی بخصوص مرهون پیوند دیالک تیکی میان فرضیه و پیش بینی است.

(پیشرفت شناخت علمی از گردنه دیالک تیک فرضیه و پیش بینی می گذرد. مترجم)

11

علم فرضی عاری از پیش بینی و علم پیش بین عاری از فرضیه، هر دو به یکسان در تضاد با روح اصل پژوهش علمی قرار دارند.

5

خصلت و ارزش هر پیش بینی ـ بمثابه نتیجه نهائی منطقی ـ قبل از همه وابسته به این است که مقدمات نتیجه نهائی چگونه تشکیل یافته اند و خود نتیجه نهائی از چه قماشی است.

از این عوامل می توان معیار های طبقه بندی پیش بینی ها را تعیین کرد.

8

طبقه بندی پیش بینی ها

پیش بینی ها را می توان به چهار لحاظ زیر از یکدیگر متمایز ساخت:

الف

بلحاظ نوع احکام استنتاج نهائی

ب

بلحاظ نوع احکام تجربی

ت

بلحاظ نوع خود حکم حاصله

پ

بلحاظ نوع نتیجه نهائی

الف

بلحاظ نوع احکام استنتاج نهائی

1

احکام عامی که در مقدمات استنتاج نهائی پیش بینی وارد می شوند، می توانند فرضیه و یا حکم قانونی باشند.

2

اگر فرضیه باشند، آنگاه هرچه درجه تصدیق فرضیه های اولیه بیشتر باشد، به همان اندازه هم ارزش پیش بینی منتج از آنها بیشترخواهد بود.

3

اگر آنها برعکس، احکام قانونی باشند، آنگاه قوانین عینی که بوسیله آنها انعکاس می یابند، می توانند به قرار زیر باشند:

الف

قوانین طبیعی و یا اجتماعی باشند.

ب

قوانین حرکتی و یا ساختاری باشند.

ت

قانونمندی های بطور علی و یا غیرعلی باشند.

پ

قانونمندی های بطور علی و یا غیرعلی فرمولبندی شده باشند.

ث

قانونمندی های بطور پویا و یا ایستا فرمولبندی شده باشند.

ج

قانونمندی های بطور کمی و یا کیفی فرمولبندی شده باشند.

ح

پیش بینی ها نیز که بر پایه انواع مختلف قوانین یاد شده تدوین می شوند، هر کدام مشخصات خاص خود را نشان می دهند.

ب

بلحاظ نوع احکام تجربی

1

مسئله فوق الذکر در مورد احکام تجربی راجع به شرایط اولیه و جانبی روندی که مورد پیش بینی قرار می گیرد، نیز صادق است.

2

اینجا هم می توان موارد بیشماری را نام برد که بر نوع پیش بینی های ممکنه تأثیر می گذارند.

3

مثلا پیش بینی ها را می توان بسته به عوامل زیر طبقه بندی کرد:

الف

بسته به اینکه شرایط پیش بینی شونده بطور عینی وجود دارند و عمدتا خارج از حیطه تأثیر اعمال انسانی قرار دارند یا نه.

ب

بسته به اینکه شرایط پیش بینی شونده وابسته به اعمال انسانی اند یا نه.

ت

بسته به اینکه آنها به هنگام طرح پیش بینی وجود داشته اند یا نه.

پ

بسته به این که شرایط پیش بینی شونده ناشی از تصمیمگیری های سوبژکتیف بوده اند یا نه.

ث

بسته به اینکه درلحظه طرح پیش بینی ها، شرایط اولیه و جانبی (که شناخت شان برای پیش بینی دقیق ضرورت دارد) معلوم بوده اند و یا نه.

4

در اینگونه موارد نیز انواع مختلفی از پیش بینی ها پدید می آیند که دارای تفاوت های کیفی مهمی اند.

ت

بلحاظ نوع خود حکم حاصله

پیش بینی ها را می توان بر مبنای نتیجه نهائی آنها طبقه بندی کرد، یعنی بنا بر آنچه که خود حکم پیش بینی بدان نسبت داده می شود.

در این مورد می توان پیش بینی ها را بر مبنای عوامل زیرین از همدیگر تمیز داد:

I

معیارهای طبقه بندی پیش بینی ها

1

بنا بر عرصه ابژکت پیش بینی شونده

الف

پیش بینی طبیعی و یا اجتماعی

ب

پیش بینی های مربوط به توسعه نیروهای مولده، علم و غیره

2

بنا بر مدت زمانی که برای پیش بینی لازم است

الف

پیش بینی های کوتاه مدت

ب

پیش بینی های میان مدت

ت

پیش بینی های درازمدت

3

بنا بر هدف پیش بینی :

الف

پیش بینی دورنمائی ـ آتی

ب

پیش بینی استراتژیکی و غیره.

4

بنا بر درجه بغرنجی سیستم مربوط به پیش بینی:

الف

پیش بینی های فردی

ب

پیش بینی های بخشی

ت

پیش بینی های کلی

ارزش عملی و معرفتی پیش بینی عمدتا وابسته به چگونگی تشکیل استنتاج منطقی است که بکمک آن گذار از مقدمات به نتیجه نهائی صورت می گیرد.

کسب این نتیجه نهائی می تواند بطور استقرائی و یا استنتاجی صورت گیرد و یا برمبنای یک استنتاج قیاسی و یا تخمینی و غیره باشد.

ویژگی های انواع مختلف پیش بینی ها که اینجا حاصل می آیند، می توانند برای کاربست عملی پیش بینی ها از اهمیت بزرگی برخوردار باشند.

II

فونکسیون های پیش بینی ها

پیش بینی ها در کردوکار عملی و معرفتی انسان ها فونکسیون های مختلفی به عهده می گیرند.

1

فونکسیون معرفتی پیش بینی

پیش بینی ها بمثابه احکام مربوط به واقعیات امور هنوز نا شناخته ی واقعیت عینی ـ در وهله اول ـ فونکسیون معرفتی دارند.

این بدان معنی است که می توان بکمک پیش بینی مبتنی بر دانش تضمین شده ـ یعنی احکام قانونی و احکام تجربی ـ معارف جدیدی در باره واقعیات امور هنوز نا شناخته کسب کرد.

پیش بینی ـ بمثابه وسیله شناخت ـ می تواند از دو نظر مهم باشد:

الف

اولا پیش بینی، خود از شناخت جدیدی تشکیل می یابد.

ب

ثانیا تحقق پیش بینی به معنی تأیید و تصدیق مجدد معارف موجود، یعنی مقدمات پیش بینی است.

2

فونکسیون هویریستیکی پیش بینی

فونکسیون هویریستیکی پیش بینی پیوند تنگاتنگی با فونکسیون معرفتی آن دارد.

مراجعه کنید به هویریستیک در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

(هویریستیک عبارت است از آموزش و علم روش ها برای حل مسائل. مترجم)

هر پیش بینی مبتنی بر تجربه و تئوری می تواند تحقیقات علمی را تحت شرایطی سمت و سوی دیگری دهد و بدین طریق به کسب معارف بنیادی جدیدی منجر شود که خود پیش بینی هرگز حاوی آنها نبوده است.

مثلا پیش بینی مربوط به وجود پوزیترون که بعدها به کشف انواع دیگر ضد ذره ها منجر شد و بدین وسیله راه شناخت بنیادی جدیدی را در باره تضادمندی دیالک تیکی، در باره روابط متقارن و غیره در عرصه ذرات هسته ای هموار ساخت.

فونکسیون معرفتی و هویریستیکی پیش بینی ها نیز تنها بدلیل فونکسیون اطلاعاتی آنها امکان پذیر می گردد.

3

فونکسیون اطلاعاتی پیش بینی

هر پیش بینی حاوی اطلاعات معینی در باره واقعیات امور هنوز نا شناخته است که بنوبه خود وابسته به اطلاعاتی اند که ما از واقعیت عینی در اختیار داریم.

این اطلاعات ما در باره واقعیت عینی خصلت فونکسیون علامتی ـ آماری زمان را دارند.

مثلا پیش بینی حوادث آتی از این لحاظ بمعنی امتداد مقطع زمانی معلوم فونکسیون علامتی به آینده است.

درجه اشاعه که در ضمن بناگزیر پدید می آید، ماهیتا وابسته به وسعت طیف فونکسیون علامتی است.

بر مبنای وسعت طیف یاد شده نه پیش بینی دقیق دلبخواه ممکن است و نه امتداد دلبخواه پیش بینی ها به آینده.

از این رو می توان برای مدت زمان نسبتا محدودی از آینده، پیش بینی هائی انجام داد و در این مقطع که بطور آماری تعیین می شود، باید بنا بر ارزش های واقعی حاصل از مشاهده، اندازه گیری و غیره مجددا با پیش بینی های جدیدی آغاز کرد و الی آخر.

4

فونکسیون پراگماتیکی پیش بینی

پیش بینی ها نه فقط وسیله شناخت واقعیت عینی، بلکه همچنین وسیله تغییر عملی آن اند.

و لذا پیش بینی ها فونکسیون پراگماتیکی نیز ایفا می کنند.

این امر قبل از همه (هرچند نه فقط) در مورد پیش بینی آینده در عرصه توسعه اجتماعی صدق می کند.

هر پیش بینی در باره مسائل حیات اجتماعی آتی می تواند عمل انسان ها را تا حد زیادی تحت تأثیر قرار دهد و آن را در جهت کاملا معینی سوق دهد.

آن سان که نتایج اعمال انسان ها می توانند تحقق پیش بینی را اگر در راستای منافع گروه ها، طبقات و غیره مربوطه باشد، تسریع کنند و اگر بر ضد منافع آنها باشد، به تعویق اندازند و یا حتی غیرممکن سازند.

فونکسیون پراگماتیکی پیش بینی های اجتماعی با خصلت پیوند برگشتی آنها در پیوند قرار دارد.

5

فونکسیون هنجاری پیش بینی های اجتماعی

خودویژگی استثنائی پیش بینی های اجتماعی عبارت است از فونکسیون هنجاری آنها.

مثلا پیش بینی هائی در باره توسعه رشته های معین اقتصاد عمومی در سیستم سوسیالیستی به تعیین آلترناتیف های استراتژیکی ـ عملی بنیادی کمک می کنند.

از این امر ـ بمثابه هنجار وضع شده ـ می توان با ارزیابی گذشته، به تعیین وظایف برنامه ای کنونی توسعه رشته مربوطه اقتصاد عمومی اقدام کرد.

******

تدوین علمی متدئولوژی پیش بینی سازی عام در کلیه عرصه های علوم و کردوکار عملی انسان ها اهمیت زیادی دارد.

امکان تشکیل پیش بینی های مستدل علمی بلحاظ معرفتی ـ نظری بهترین دلیل بر وجود جهان خارجی واقعی ـ عینی، بهترین دلیل بر بطلان هرگونه تفسیر ایدئالیستی ـ ذهنی علم و بهترین دلیل بطلان این ادعا ست که گویا علم سیستمی از قراردادها ست و بس.

مراجعه کنید به پیش بینی اجتماعی در تارنمای دایرة المعارف روشنگری

پایان